کد خبر: ۳۲۴۷۳۷
تاریخ انتشار : ۳۰ آذر ۱۴۰۴ - ۲۰:۴۱
به بهانه فیلم «ناتور دشت»

چرا سینمای ما ناتوان از خلق امر ملی است؟

مصطفی مرشدلو

ناتوردشت، دومین تجربه بلند سینمایی محمدرضا خردمندان است که رخدادی واقعی، گم شدن یسنای 5 ساله در مزرعه‌ای در استان گلستان و پیدا شدن او پس از 5 روز، را دستمایه قرار داده است.
فیلم با بهره بردن از بازیگران حرفه‎ای سعی کرده است که آن داستان را در قالبی متفاوت بازنمایی کند، که می‌توان کشمکش‌های ریش سفیدان روستا و تسویه حساب‌های مختلفی که ساکنان روستا با هم دارند را جزو عناصری برشمرد که تفاوت بین رخداد واقعی را با قصه فیلم بازتاب می‎دهند.
اقتباس از رخدادهای واقعی یکی از منابع با ارزش برای الهام سینمایی است و می‌توان در تاریخ سینما بسیاری از آثار ماندگار را فهرست کرد که توانسته‌اند با الهام‌گیری از یک داستان واقعی یک رخداد عینی را تبدیل به پدیده‌ای هنری کنند و از این رهگذر آن رخداد را به پدیدار فرهنگی ماندگاری تبدیل کنند. 
اما چرا آثاری از قبیل «ناتور دشت» در این روند توفیقی که باید را ندارند؟ چرا نمی‌توانند از رخدادی که همدلی ملی را برانگیخته، اثری ماندگار بسازند؟
شاید یک دلیل عمده در این ناتوانی آن باشد که ما نمی‌توانیم در قالب زبان هنری، امر ملّی خلق کنیم. داستان یسنا، که در اردیبهشت سال ۱۴۰۳ اتفاق افتاد یک موج بسیار فراگیر در سطح کشور ایجاد کرد و هر کسی به اندازه وسع و توان خویش به ماجرا ورود کرد تا هر چه زودتر به آغوش خانواده‌اش بازگردد. سطح همدلی مردم و افکار عمومی در مسیر پیدا کردن یسنا شاید کم ‌نظیر بود و بعد از زنده پیدا شدنش شور و امید زیادی در کشور و فضای عمومی آن ایجاد شد، این اتفاق در نهایت به یک مسئله ملی تبدیل شد و با اهتمام جمعی به یک موفقیت عمومی منتهی شد. 
اما وقتی ما با این رخداد فراگیر و ملی شده در قالب فیلم «ناتور دشت» مواجه می‌شویم، از آن‌همه اهتمام جمعی جز در حاشیه، بازنمایی خاصی نمی‎بینیم اما در عوض چندین داستان حاشیه‌ای را در قالبی برجسته‎تر به تماشا می‌نشینیم که همه آنها جز دعواهای شخصی افراد مختلف نیستند، فیلم، از این رهگذر، آن امر ملی را در حد دعواهایی میان شخصیت‌های مختلف فروکاهیده و در نهایت آن را کلا محو می‌کند. 
در طول فیلم مسئله گم شدن و تلاش‌ها برای پیدا کردن دختربچه گم شده، جا به جا، با خرده داستانک‌های شخصیت‌های اصلیِ فیلم و تسویه حساب‌های آنها جایگزین می‌شود و آن مساهمت جمعی برای رسیدن به هدفی مشخص و والا، بازگرداندن کودک گم شده به آغوش خانواده، جای خود را با دعواهای ناظر به منافع شخصی عوض کرده و بدین ترتیب آن مسئله اصلی به حد مسائل فیلم‌های گونه ملودرام‌ سطحی فروکاهیده شده و امر ملی در سایه این فروکاستن مجال بروز پیدا نمی‌کند.
سیطره ملودرام بر صنعت سینمای ایران، سریال‌ سازی را هم در این مقاله زیرمجموعه‎ای از این صنعت دسته‌بندی می‌کنیم، شاید یکی از عواملی باشد که مانع از شکل‌گیری گونه‌های متنوع‌تر در سینمای ما شده. از رهگذر سیطره این‌گونه، سینمای ما مضامین خود را در نهایت به امر خانوادگی فرو می‌کاهد و جز در مواردی محدود، در غالب اوقات، ما نمی‎توانیم مرز روشنی میان امر خانوادگی و غیر آن را در فیلم‌ها، و همچنین سریالها، سراغ بگیریم حالا چه با فیلمی جنائی رو به رو باشیم یا فیلم متعلق به گونه اجتماعی یا سیاسی یا جنگی باشد. فارغ از اینکه اقبال به ملودرام‌ها در بین مخاطب ایرانی بیشتر از دیگر گونه‌ها بوده؛ شاید یک دلیل دیگر را باید در روندهای سیاستی و حاکمیتی جست‌وجو کرد که حماسه را، مثلا، جز در مورد سینمای جنگ حمایت مالی و تبلیغاتی نکرده است و امر ملی برای سطوحِ کلانِ تصمیم‌گیرِ کشور، در مضامین غیر شیعی یا غیر مذهبی یا غیرجنگی، امری ثانوی و فرعی تلقی می‌شود. 
چنین رویکردی که کماکان نسبت به تاریخ ایرانی، به شمول پیشا-اسلام و حتی پیشا انقلاب 57، موضعی منفی دارد و وجوه شیعی پسا 57 را بر تجلیات ملی غیر اسلامی اولویت می‌دهد، در نهایت منتهی به این شده است که امر ملیِ خالی از سویه‌های شیعی پسا 57 با حمایت کمتر سیاسی از طرف حاکمیت روبه‌رو شده و سینماگران خواه نا خواه برای توفیق مالی خود به سمت سینمایی کم حاشیه‌تر بروند و امر ملی نیز از این رهگذر به دغدغه‎ای فرعی در دنیای ذهنی آنها تبدیل شود.
با توجه به رخدادهای بزرگی مثل دفاع 12 روزه، و چالش‌های بزرگی که پیش روی جامعه ایرانی است مانند حل مسایل کلانی چون ناترازی‌ها و بحران‌های بزرگ در بخش انرژی و زیست محیط، به نظر می‎رسد زمان آن فرارسیده که سیاستگذاران فرهنگی کشور، با تغییر ریل گذاری سیاستی خود، راه را برای خلق حماسه ملی حول منافع ملی ایرانی متکثرتر هموار کنند و با حمایت جدی‌تر از رویکردهایی که به امر ملی اهتمام دارد، اگرچه که منهای سویه‎های مذهبی یا شیعی باشند، از ابزار رسانه سینما برای ایجاد همبستگی ملی حول ایران، بهترین بهره‌برداری و استفاده را ببرند.