آسيبشناسي عرفانهای نوظهور(بخش پنجم و پایانی)
راه مقابله با فرقههاي انحرافی (زلال بصیرت)
شيطان راههای فراوان دارد؛ منتها كساني که به کلي راهشان از دين جداست، چندان خطري ندارند؛ زيرا آدم متدين ميداند اين راه اشتباه است؛ اما خطرناکتر اين است که در قالب مناسک ديني، به اسم پيشرفت دين، تقرب به علي، همسنخ شدن با سلمان يا اويس قرني، هواهاي نفساني و برنامههاي شيطاني ضميمه شود؛ ما در جامعه از کفار خيلي نميترسيم؛ کافري که از رو شمشير ميکشد و ميگويد من دشمن شما هستم، خيلي ترس ندارد؛ ترس از منافق است كه ميگويد من با شما هستم، اما از پشت خجر ميزند؛ اين خطرناک است: إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ؛ منافقين از مشرکين و کفار بدترند، چرا؟ براي اينکه زمينه فريب دادن مردم را دارند؛ در ظاهر اظهار دينداري و انقلابيگري ميکنند، ولي از پشت خنجر ميزنند؛ جوانان سادهدل را بهراحتي فريب ميدهند. اين گرايشهاي عرفاني که روزبهروز مانند قارچ افزايش پيدا ميکند، دام بزرگ شيطان براي جلب جوانهاي پاک ماست؛ اينجاست که دل انسان ميسوزد. جواني که حاضر است به اسم دين و براي تقرب به خدا براي اينکه عشق علي در دلش شعلهور شود، فداكاري كند، به او ميگويند سبيلي بگذار. فلان کار را بکن. اين برنامه را اجرا کن. اين ذکرها را بگو و ديگر به چيزي نياز نيست. غافل از اينکه آن راهي که خدا معين کرده است اين نيست؛ نه علي اين راه را ميپسندد، نه دوستان علي و نه خداي علي.
روش های مقابله
آنچه بيان شد، آفتها بود؛ حال چه بايد کرد؟ البته اين گرايشها عوامل کمکي نيز دارد که افرادي را به اين طرف سوق ميدهد. کساني جوانان را از خود ميرانند و طرف مقابل آنها را جذب ميكند. بيشترين دليل رشد فرقههاي انحرافي در کشورهاي اسلامي همين است؛ وقتي لغزشي از کسي سر ميزند، خوبان او را متهم و طردش ميکنند؛ در مقابل، آنها آغوششان را براي جذب او باز ميکنند؛ چون از اين راه رانده ميشود، به آغوش آنها ميرود. بايد حواسمان جمع باشد و با کمال مهرباني، صميميت، بيان خوش و منطق قوي برخورد کنيم. اگر کسي اشتباهي ميکند يا انحرافي در او پيدا ميشود يا دوستي پيدا ميکند و در مجلسي شرکت ميکند که نبايد شرکت ميکرد، نبايد زود او را طرد کرد؛ بايد با مهرباني و صميمت با او صحبت کرد و با منطق قوي برايش روشن کرد که اشتباه کرده است. البته هر چه اين روشنگري غيرمستقيم باشد، مفيدتر است. براي جلوگيري از اين فرقههاي انحرافي، افرادي بايد بيشتر احساس مسئوليت کنند که مسئوليت تربيت جوانها را برعهده دارند. کساني که در دبيرستانها عهدهدار کارهاي پرورشي هستند و روحانيان كه نسبت به جوانها، انحرافات، عقايد، افکار و رفتارهايشان بيشتر حساس و دلسوز هستند، بايد بكوشند عقايد صحيح را با منطق قوي بيان کنند و مسائل انحرافي را پيشاپيش هشدار دهند. بايد بگويند اين راهي كه شما ميخواهيد برويد، چند تا چاله هم در مسيرش وجود دارد، حواستان جمع باشد. به جوانهايمان از اول گوشزد کنيم که در اين ارتباطات، جلسات، معاشرتها و ديدن بعضي از فيلمها، چالههايي هم هست، حواستان جمع باشد. بايد آن چالهها را به جوانان معرفي كرد که اشکال و انحرافش كجاست. اگر ميشد با يک برنامه چهل روزه يا کمتر يا بيشتر، انسان کاري کند که سعادت ابديش تأمين شود، خدا براي چه امام حسين (ع) و 72 تن از يارانش را به كربلا فرستاد تا شهيد شوند؟ اگر اينگونه بود كه ميگفت «اين برنامه، برويد اجرا کنيد تا رستگار شويد!»؛ من و شما که بعد از 1400 سال اين همه زيارت امام حسين (ع) ميخوانيم چه ميگوييم: «اشهد انک قد اقمت الصلوه؛ تو نماز را به پا داشتي.»؛ اگر ميشد بدون نماز کاري کنند، چه احتياجي بود كه اين عزيزان خدا اين فداکاريها را کنند و متحمل اينهمه رنج شوند. اين همه پيغمبراني که سالها در چاه زنداني شدند و حتي برخي از آنها را با اره سر بريدند و اين همه دشمنيهايي که با اولياي خدا کردند، اگر با يک برنامه يوگا مشكل حل ميشد که اين حرفها را نداشت. اينها دام شيطان است براي اينكه شما را از مسير حق منحرف کند. بنابراين، بايد سعي کنيم مباني دين را محکمتر، قويتر و با بيان رساتر تقويت کنيم. پدرها به اندازهاي که دوست دارند فرزندانشان دکتر يا مهندس شوند، به اندازه يک دهم آن هم تعلق خاطر داشته باشند که دينشان را درست بشناسند. آنقدر که آنها را تشويق ميکنند که قهرمان وزنهبرداري يا فوتباليست شوند، مقداري هم تشويقشان کنند که دين را بهتر فراگيرند و اعمال ديني را بهتر انجام دهند. در مدرسه نيز بچههايي را که گرايشهاي ديني دارند، غيرمستقيم تقويت کنيم؛ بهگونهاي که بچههاي ديگر هم تشويق شوند؛ نه اينكه فکر کنند تبعيض قائل ميشويم؛ طوري رفتار کنيم که بچههاي ديگر بفهمند اين يک امتياز واقعي است و سعي کنند واجد آن امتياز شوند.
روشهاي مختلفي براي مقابله با اين فرقهها وجود دارد؛ يك راه ديگر اين است که از همان ابتدا جوان را به سمت راه صحيح سوق دهيم؛ وقتي او در منجلاب افتاد، نجات دادنش مشکل است؛ اين مثل ظرفي است که آلوده شده، ظرف خالي تميز را زود ميتوان از آن استفاده كرد. ميتوان با آن شربت گوارا خورد، اما اگر ابتدا مقداري گريس در ظرف بريزند چه ميشود؟ ذهن جوان همان ظرف تميز است؛ اما وقتي با بعضي از کتابها، فيلمها، جلسات و القائات تبليغاتي آلوده شد، پاک کردن آن مانند پاك كردن آن گريس از ظرف، کار مشکلي است؛ اگر بدبو هم باشد، بوي آن تا آخر ميماند.
بايد اهتمام داشته باشيم با جوانها در کمال مهرباني رفتار كنيم و آنها را با مسير صحيح، مجالس ديني و روحاني مورد اعتماد آشنايشان کنيم؛ سعي کنيم خواندن کتابهاي ديني را که مهر تأييد امام را دارد ـ فرمودند همه کتابهاي آقاي مطهري مفيد است ـ و كتابهايي را كه يقين داريم مفيد است به آنها توصيه كنيم؛ کتابهايي را که مشکوک است يا بگوييم نميدانيم چگونه است يا بگوييم با احتياط مطالعه کنيد؛ بايد برنامهريزي کنيم که تشويق شوند؛ امر و نهي فايده چنداني ندارد و حتي گاهي اثر معکوس هم دارد. زياد گفتن فايده ندارد؛ در عمل بايد بگونهاي رفتار کرد که توجه جوانها جلب شود و انگيزه پيدا کنند که مطالعه کنند.
اميدواريم که خداي متعال به همه ما اولا توفيق دهد ايمان خودمان را تا هنگام مرگ حفظ کنيم که هيچ کس نميتواند مطمئن باشد ايمانش را سالم خواهد برد؛ اول بخواهيم خدا ايمانمان را حفظ کند و بعد توفيق دهد خانواده و فرزندانمان را مؤمن تربيت كنيم و بعد هم مسئوليتي را که نسبت به نسل جوان و نسل آينده داريم، درست اجرا کنيم.
سخنرانی آيتالله مصباح یزدی(دام عزه) در همايش سراسري آسيبشناسي فرقههاي نوظهور ؛ قم ؛ 5/8/89
زلال بصیرت روزهای پنجشنبه منتشر میشود.