زن روایتگر زندگی؛ از پشت جبهه تا متن ادبیات دفاع مقدس
محمد محمدی
تصویر زن در ادبیات دفاع مقدس دیگر محدود به حاشیه نیست؛ زن امروز در متن روایت ایستاده، زندگی را پیش میبرد و قهرمان قصه است. مریم عرفانیان، نویسنده پرکار حوزه دفاع مقدس که سالهاست روایتهای زنانه را به ادبیات دفاع مقدس وارد کرده، در گفتوگو با خبرنگار کیهان از عمیقتر شدن تصویر زن در ادبیات معاصر، جای خالی رمانهای ماندگار، نقش رسانهها در معرفی آثار دفاع مقدس و ضرورت اعتماد دختران جوان به صدای نوشتن خود سخن میگوید.
***
آیا فکر میکنید «تصویر زن» در ادبیات ایران در دهههای اخیر واقعیتر شده یا هنوز کلیشهها مانع روایت زنانهاند؟
سلام، وقت شما بخیر.
به نظر من تصویر زن در ادبیات دهههای اخیر عمیقتر و واقعیتر شده است. زنان به سمت و سویی آمدهاند که بتوانند «منِ واقعیِ زن بودن» را روایت کنند؛ بهویژه در ادبیات دفاع مقدس که بهروشنی وامگرفته از این نگاه است. ما در این حوزه، تصویر واقعی، تأثیرگذار و قدرتمند زن را میبینیم؛ زنی که همواره دوشبهدوش مرد حرکت کرده، از او حمایت کرده و پشتیبان او بوده است.
همین نگاه باعث شده روایتهای زنانه در ادبیات دفاع مقدس بسیار تأثیرگذار و خواندنی باشند. اگر دقت کنید، بسیاری از تقریظهایی که حضرت آقا نوشتهاند، بر همین کتابهای روایت زنانه بوده است؛ مثل «دختر شینا»، «خانم ما» و اخیراً «تب ناتمام». زنانی که شاید شخصیت داستانی نباشند، اما بهشدت در بستر داستان زندگی میکنند؛ قهرمانان واقعی زندگی خودشان هستند.
آن فداکاری، ایثار، ازخودگذشتگی و قدرتی که در عین لطافت، زن بودن و ظرافت اندیشه در وجودشان هست، در ادبیات سالهای اخیر بسیار دیده میشود. ما شیرزنانی داریم و داشتهایم که توانستند مردم را هدایت کنند؛ زنانی که مردان را تا خط مقدم بدرقه کردند و خودشان در پشت جبهه، و حتی بعد از دفاع مقدس- مثل «تب ناتمام»- زندگی را حفظ کردند و نگه داشتند.
روز زن برای شما چه معنایی دارد؟ آیا این روز در مسیر حرفهای یک زن نویسنده اثرگذار بوده است؟
در مورد تأثیر روز زن بر من، باید بگویم من هر روز را «روز زن» میدانم. هر روز، زنان ما باید به خودکفاییشان، به بودنشان و به اینکه قهرمان زندگی خودشان هستند افتخار کنند. هر روز برای زنان ایرانزمین، روز زن است؛ هر روز، روز تلاش و هر روز، روز گامهای تازه.
البته چون روز زن مصادف با ولادت بانوی دو عالم، حضرت فاطمه زهرا(س) است، قطعاً تأثیرگذار است؛ اما به نظر من ما الگوی زنان مسلمان و بانوان اصیلی مثل حضرت زینب(س) و حضرت فاطمه(س) را باید هر روز و هر هفته در اندیشهمان پرورش دهیم و الگو قرار بدهیم. نباید به یک روز خاص در سال اکتفا کنیم.
هر روز، زنان ما باید ایام هفتهشان را «روز زن» بدانند تا خودشان را بشناسند، خودشان را دوست داشته باشند و این خودشناسی و دوستداشتنِ خودِ واقعی باعث میشود از داشتههایی که در وجودشان هست لذت ببرند و به خدا نزدیکتر شوند.
امروز ادبیات دفاع مقدس چه کمبود بزرگی دارد؟ رمان؟ پژوهش؟ روایت زنانه؟
در حوزه پژوهش و روایت زنانه، در ادبیات دفاع مقدس امروز کارهای زیادی انجام شده است؛ اما ما در زمینه رمان کمبود داریم. بیشتر آثار به سمت پژوهش و روایتنویسی رفتهاند و همین موضوع باعث شده کارها تا حدی شبیه هم باشند.
ما رمانهای ماندگار کم داریم؛ رمانهایی که بتوانند به فیلمهای سینمایی تأثیرگذار برای جامعه تبدیل شوند. در ادبیات دفاع مقدس، شخصیتهای ماندگار و بزرگی داریم؛ فرماندهان بزرگی مثل شهید شوشتری، شهید برونسی، سردار سلیمانی و باکریها. درباره این بزرگان پژوهش انجام شده، خاطرهنویسی و روایتنویسی شده، اما هنوز رمانی که بتواند این قهرمانان را آنقدر زیبا و عمیق نشان بدهد که قابلیت ترجمه و ارائه در سطح بینالملل را داشته باشد، کم است.
به نظر من جای کار در حوزه رمان بسیار زیاد است. این پژوهشهایی که نویسندگان انجام دادهاند و کتابهای خاطرهنویسی و روایتنویسی که نوشته شده، باید در جایی به دست رماننویسان قهار سپرده شود تا از بستر آنها رمانهای تأثیرگذار و مخاطبپسند خلق شود.
ارتباط نسل جدید با ادبیات جنگ را چطور ارزیابی میکنید؟ چه راهی برای تقویت این ارتباط میدانید؟
نسل جدید با ادبیات جنگ تا حد زیادی همسو شده است؛ بهدلیل تبلیغاتی که در این زمینه برای کتابهای دفاع مقدس و ادبیات مقاومت انجام میشود و همچنین بهواسطه تقریظهای حضرت آقا بر این کتابها. همین موضوع باعث شده جوانان به این سمتوسو علاقهمند شوند.
اما اگر بخواهیم این ارتباط را تقویت کنیم، باید تبلیغات رسانهای جدیتری انجام دهیم. نوشتن کتاب خودش سخت است؛ پیش از آن، پیدا کردن موضوع برای نوشتن سختی دارد و بعد از آن، تبلیغ و توزیع کتابی که خلق شده اهمیت دارد. به نظر من در این سه مرحله- موضوعیابی، نوشتن و تبلیغ- ما در بخش تبلیغ و معرفی کتابها کمکاری کردهایم.
این موضوع باید رسانهای شود؛ یعنی کتابهای خوب- نهفقط کتابهایی که مورد توجه مقام معظم رهبری قرار گرفتهاند- در رسانه ملی و شبکههای مجازی معرفی شوند، براساس آنها نمایشهای کوتاه رادیویی و تلویزیونی ساخته شود، جلسات نقد و بررسی برگزار شود. اینگونه جوانان با این کتابها بیشتر آشنا میشوند.
آیا فکر میکنید «روایت زنانه از جنگ» در ایران به اندازه کافی مورد توجه ناشران و رسانهها قرار میگیرد؟
بله؛ روایتهای زنانه از جنگ در ایران بسیار مورد توجه قرار گرفتهاند. همانطور که در صحبتهای قبلی گفتم، بسیاری از کتابهایی که به دست مقام معظم رهبری رسیدهاند، روایتهای زنانه از جنگ بودهاند؛ مثل «فرنگیس»، «دختر شینا»، «خانم ما»، «تب ناتمام» و حتی کتاب «مجید بربری» که توسط خانم خدابخش نوشته شده و آن هم روایت زنانه دارد.
در این روایتها، زن گاهی مادر است، گاهی همسر و گاهی خودِ نویسنده زن است که از زاویه نگاه زنانه مینویسد. حتی ممکن است کتابی روایت مردانه داشته باشد، مثل «عباس دستطلا»، اما باز هم یک زن آن را نوشته است.
در پژوهشهای مرتبط با کتابهای زنانه هم معمولاً زنان هستند که مصاحبه میکنند و کتاب را مینویسند و ناشران هم با استقبال خوبی این آثار را منتشر میکنند؛ چون روایتها لطیف، تأثیرگذار و مخاطبپسند است و در نهایت فروش میرود.
البته ما باید کاری کنیم که روایتهای مردانه هم بیشتر مورد توجه ناشران و رسانهها قرار بگیرند؛ چون روایتهای زنانه بهدلیل جزئینگریشان، خواننده را خیلی خوب همراه میکنند، اما روایتهای مردانه بهخاطر سبک پژوهشی عمیقتر و نوع نگارش متفاوت، ممکن است کمتر مورد توجه مخاطب عام قرار بگیرند.
چه توصیهای به دختران جوانی دارید که میخواهند وارد نویسندگی شوند اما باور ندارند که شنیده میشوند؟
من همیشه به شاگردانم گفتهام که ما همه نویسندهایم. حتی یک دختر نوجوان یا جوانی که خاطرات روزمرهاش را با آبوتاب برای خانواده تعریف میکند- از اتفاقهای دانشگاه، مدرسه یا گفتوگوهایش با دوستانش- ذات سخنوری و قصهگویی در وجودش هست؛ فقط نمیداند چطور آن را روی کاغذ بیاورد.
به او میگویم یکبار امتحان کن؛ همان چیزی را که برای خانواده تعریف میکنی، بنویس. نویسندگی آنقدرها هم سخت نیست. چون تجربه ندارند، فکر میکنند نویسندگی کار بسیار دشواری است؛ اما اگر حتی یکبار دستبهقلم شوند و روزمرگیهایشان را بنویسند و در کنار آن، مطالعه زیادی داشته باشند تا واژهها در ذهنشان پرورش پیدا کند، میتوانند داستان خلق کنند یا خاطراتشان را بازنویسی کنند.
بعد از آن میتوانند سراغ همسایهای بروند که مادر یا همسر شهید است، پای خاطراتش بنشینند و با یک مصاحبه دقیق- با ورود به جزئیات و رعایت نکات نویسندگی- زندگی او را بنویسند. البته نویسندگی تلاش و همت بلند میخواهد. اگر در داستان اول شکست خوردند یا منتقدان ایرادهای زیادی گرفتند، نباید دست از تلاش بکشند.
باید نشان بدهند که اگر داستان اول ایراد دارد، در داستان بعدی اصلاحش میکنند؛ داستان سوم بهتر از دوم و چهارم بهتر از سوم خواهد بود. نویسندگی یعنی کفش آهنین به پا کردن. یک نویسنده نوجوان یا جوان بعد از نوشتن، به سراغ مصاحبه میرود، بعد پژوهش میکند، بعد تدوین و تنظیم متن را یاد
میگیرد.
نویسنده فقط نویسنده نیست؛ محقق است، پژوهشگر است، ویراستار است و حتی منتقد کار خودش میشود. برای همین میگویم کسی که وارد این وادی میشود، نباید فقط نویسنده صرف باشد؛ باید بتواند از پژوهش و مصاحبه تا تدوین، تنظیم و نقدِ قبل از چاپ را خودش انجام دهد.
در نگاه شما، نویسنده زن موفق امروز باید چه مهارتهایی داشته باشد؟
در دنیای امروز، نویسنده زن موفق فقط کسی نیست که خوب بنویسد؛ او باید ترکیبی از مهارتهای هنری، ذهنی، اجتماعی و حرفهای را کنار هم داشته باشد.
نویسنده زن موفق امروز باید خوب بنویسد، عمیق ببیند و شجاعانه حرف بزند؛ یعنی:
- نوشتنِ صادقانه و شخصی
- شخصیتپردازی واقعی و چندلایه، بهویژه برای زنان
- آگاهی اجتماعی و شناخت مسائل روز
- مطالعه گسترده و تسلط بر تکنیکهای روایت
- داشتن سبک و صدای مخصوص خود
- مشاهدهگری دقیق و درک احساسات پیچیده
- مدیریت حضور در شبکههای اجتماعی و ارتباط با مخاطب
- انضباط، تمرین مداوم و ساختن زمان امن برای نوشتن.