کد خبر: ۳۲۴۵۶۵
تاریخ انتشار : ۲۸ آذر ۱۴۰۴ - ۱۹:۴۴
شب یلدا؛ ضرورت ترویج فرهنگ میهمانی و پیوند با خویشان-بخش نخست

شب غــم را شکسـتن به یاد هم کنارهم نشسـتن

گالیا توانگر

خانه نبود، بی‌وطن بودم. خانه و تک‌تک اجزایش قداست دارد. گلدان‌ها، بافتنی‌ها و آلبوم‌ها، اشیای باارزشی‌اند. کنار گلدان‌هایم چای می‌نوشم و رج به رج می‌بافم. کلاسی نرفته‌ام، فقط عاشقم.
هر زن عاشقی می‌تواند دست‌هایش آفرینش‌های عجیبی داشته باشند. خانه کشتی نجاتی است که پاره‌های تنم را از شهر جمع می‌کنم و به آغوشش درمی‌اندازم. خانه‌ من از سنگ و سیمان و آجر نیست. خانه‌ من خورشید، عکس و خاطره دارد. آه خانه، چشمِ روشن من! 
خانواده، وطن است. هیچ زیبایی بیش از این نیست که برای خانواده‌ات جهاد کنی و در کنارشان روی سعادت را بازیابی. هیچ لذتی بالاتر از این نیست که در کنارشان چای بنوشی و گپ‌وگفت صمیمانه‌ای داشته باشی. درک کنی و درک شوی. تقویم را که ورق می‌زنم به‌ عنوان یکی از شب‌های سال می‌رسم: شب یلدا، ترویج فرهنگ میهمانی و پیوند با خویشان.
یک زیر - یک رو 
گویی گردن‌بند نه‌نه سرما پاره شده و دانه‌های درشتش از آسمان شب می‌بارند. شوهرم با وانت، بار برده شهرستان. دخترم را کنار بخاری نشانده‌ام و یک زیر - یک رو می‌بافم، مثل زندگی‌ام.
برایش کمی پفک و چند تکه لواشک توی کاسه لعابیِ آبی‌رنگ ریخته‌ام. وسعمان که نرسیده تنقلات و شیرینی و هندوانه بخرم. 
گیرم می‌خریدم، بوی هندوانه قاچ‌خورده از راه‌پله‌های اتاق ما تنش را می‌کشید، پشت پنجره آشپزخانه صاحبخانه در طبقه پایین، آن‌وقت بدو، بدو می‌آمد، بالا. دادوبیداد که پول کرایه اتاقتان دیر شده، برای من چله نشسته‌اید؟!
دخترم، دستش مثل قلاب ماهیگیری در کاسه لعابی می‌چرخد، بلکه تکه دیگری لواشک مانده باشد و از میان پفک‌ها بیرونش بکشد.
من در حین بافتن برایش قصه می‌گویم: «آره مامان جان! عمونوروز و ننه سرما هر وقت همدیگر را ببینند، طوفان می‌شود، برف ‌و باران می‌شود، شب یلدا می‌شود!»
ناگهان رعد وحشتناکی می‌زند و دخترم به دامنم می‌چسبد.
بی‌مقدمه می‌پرسد: «مامان! کِی سفره شب یلدا پهن می‌کنیم؟!»
با تعجب می‌گویمش: «کی به تو گفته باید سفره پهن کنیم؟»
درحالی‌که قلاب خالی انگشتانش را که در صیدِ لواشک ناموفق بوده، از کاسه لعابی بیرون می‌کشد، می‌گوید: «خانم رشیدی!»
اَهه‌هه... زن صاحبخانه، دوباره نشسته و خیالات به ذهن دخترم انداخته است. 
یادم می‌آید برای جهیزیه دخترخانم رشیدی کمی اشکال تزیینی بافته‌ام. به فکرم می‌رسد برای دخترم با آنها سفره شب یلدا پهن کنم. 
شال بافتنی رودوشی‌ام را وسط اتاق پهن می‌کنم. روی آن انار بافتنی، شیرینی بافتنی، انواع‌واقسام میوه بافتنی و هر چیز بافتنی با کلی عروسک می‌چینم. دخترم از دیدن آن‌همه رنگ ذوق کرده است. 
صدای خانم رشیدی از دَم در اتاق می‌شنوم: «وا... مگر برای جهیزیه نبافتی؟ کثیف می‌شوند، خُب!» 
فرهنگ میهمانی و پیوند با خویشان
ترویج فرهنگ میهمانی و ارتباط با خویشاوندان و دوستان از اهمیت ویژه‌ای در جامعه برخوردار است. این فرهنگ نه‌تنها به تقویت روابط خانوادگی و اجتماعی کمک می‌کند، بلکه تأثیرات مثبت متعددی بر روی روحیه و رفتار افراد دارد.
میهمانی‌های خانوادگی فرصتی برای گرد هم آمدن اعضای خانواده و تقویت پیوندهای آنهاست و این ارتباطات عاطفی می‌توانند به ایجاد حس تعلق و امنیت در افراد منجر شوند.
میهمانی‌ها می‌توانند به ‌عنوان فرصتی برای انتقال آداب‌ و رسوم خانوادگی و فرهنگی به نسل‌های جدید عمل کنند و این مهم در حفظ هویت فرهنگی و ملی اهمیت دارد.
رضا گلابکش افشار، نویسنده و روزنامه‌نگار می‌گوید: «بر اساس مطالعات، ارتباطات مستمر با خویشاوندان و دوستان می‌تواند به کاهش تنش‌ها و ایجاد محیطی آرام و دلپذیر در فرد و جامعه کمک کند و این تعاملات به بهبود روحیه و کاهش اضطراب‌ها نیز منجر می‌شود.
در مواقع سختی، وجود یک شبکه اجتماعی قوی و حمایتی می‌تواند به افراد کمک کند و میهمانی‌ها فرصتی برای تقویت این شبکه و ایجاد حمایت‌های عاطفی و عملی بین اعضای خانواده است.
در میهمانی‌ها افراد می‌توانند به تبادل تجربیات و احساسات بپردازند که این امر به افزایش همدلی، همراهی و هم‌دردی در بین افراد کمک می‌کند.»
وی در ادامه می‌افزاید: «میهمانی‌ها نه‌تنها فرصتی برای دیدار خویشاوندان هستند، بلکه می‌توانند به معرفی افراد جدید و گسترش دوستی‌ها و آشنایی‌ها نیز کمک کنند.
همچنین برگزاری میهمانی‌ها و جشن‌ها می‌تواند به ایجاد شادابی و نشاط در زندگی افراد در هر سنی کمک کرده و روحیه آنها را تقویت کند. این‌گونه فعالیت‌ها یادآور ارزش‌هایی مانند محبت، احترام و محبت به دیگران هستند که می‌توانند در تقویت اخلاق اجتماعی مؤثر باشند.
با توجه ‌به این نکات، ترویج فرهنگ میهمانی و ارتباط با خویشاوندان می‌تواند به ارتقای کیفیت زندگی فردی و اجتماعی کمک شایانی کند و در تحقق جامعه‌ای سالم و پویا مؤثر باشد.»
یلدا با تمام وابستگی‌های جدید
برخلاف یک عده که فکر می‌کنند سبک زندگی یک‌سری عاد‌ت‌‌های کوتاه گذراست، باید بدانیم که ‌این‌طور نیست و سبک زندگی، مانایی دارد و قوانین نانوشته‌ای در زندگی است. گذشتگان قوانینی از جمله احترام به بزرگ‌تر داشتند. دیگر اینکه احترام خاصی برای اقوام دور داشتند و سعی می‌کردند ارتباط خوب و صمیمی با آنها داشته باشند. 
همچنین احترام به کسی که علم و دانش بیشتری داشت یا احترام به کسی که به‌عنوان انسان خیّر و نیکوکار خوانده می‌شد. درحالی‌که الان همه آنها کنار گذاشته شده است.
مریم محبیان، روان‌شناس ضمن بیان مطالب بالا در ادامه می‌گوید: «مشکل از آنجایی شروع شد که ما بیش از اینکه به قوانین احترام بگذاریم، سعی کردیم به خودمان احترام بگذاریم. انسان نه به معنای انسان، انسان به معنای «من نوعی»، منی که خودمحور و نفس‌محور است. این نفس‌محوری باعث شد سبک زندگی ما تغییر کند. 
با این‌ وجود یکی از دلایلی که مردم در گذشته دور هم جمع می‌شدند و شب‌نشینی‌ها بیشتر وجود داشت، به این مسئله برمی‌گردد که روستایی‌ها و حتی شهرنشین‌ها کارشان به‌گونه‌ای بود که در طول روز همدیگر را چندین بار می‌دیدند. باز شب هم دور هم جمع می‌شدند. 
مخصوصاً در شب‌های پاییز و زمستان که شب‌هایش بلندتر بود. به بهانه اینکه دور کرسی بنشینند، تخمه‌ای، آجیلی یا تنقلاتی بخورند، یکی داستانی می‌گفت، یا عده‌ای گل‌یاپوچ بازی می‌کردند.»
وی می‌افزاید: «در دورهمی‌ها، نفس دور هم جمع‌ شدن موضوعیت داشته است. الان شب‌نشینی اهمیت خاصی در زندگی ما ندارد. در واقع چیزی به نام دورهمی برای ما موضوعیت ندارد. امروز زمانی که می‌خواهیم دور هم جمع شویم، از خودمان می‌پرسیم: قرار است چه اتفاق عجیبی بیفتد؟! مثلاً اگر قرار است خانه پدربزرگ بروم، قرار است چه اتفاق خاصی بیفتد که در خانه خودم نمی‌افتد؟! قرار است آنجا چه نوع پذیرایی‌‌ای شوم که در خانه خودم نیست یا چه خوراکی‌هایی آنجا هست که ما نداریم؟! این نگاه‌ها به مسئله دورهمی باعث شده که یک مقدار از هم سرد شویم. محوریت «من» وجودی عامل اصلی کمرنگ‌ شدن شب‌نشینی‌ها در جامعه امروزی است. 
افراد دنبال لذت‌های خودشان هستند. چون فکر می‌کند اگر تنها باشند و دنبال لذت‌هایش بروند، بهتر و راحت‌تر به آن لذت‌ها می‌رسند تا اینکه در حضور جمع بخواهند به آن لذت‌ها دست پیدا کنند.»
شب‌نشینی برخاسته از توصیه دینی به صله‌رحم
روایات هم تأکید بر همنشینی دارد. البته روایات این دورهمی ‌ها را نه‌تنها نهی نکرده، بلکه تشویق به انجام آن کرده است. اتفاقاً گفتند خدا هم دوست دارد و برای فرد اجر و ثواب می‌نویسد. در کنار آن تأثیر مادی هم دارد. یکی از تأثیرات مادی آن این است که طول عمر، رزق و برکت را زیاد می‌ کند. 
خداوند برکات معنوی‌ را در این دید و بازدیدها برای مان نازل می‌ کند. اینکه در روایت گفته شده است صله ‌رحم کنید، حتی به اندازه یک سلام؛ یعنی بروید یک سلام بدهید و دو دقیقه بنشینید و بیایید. یعنی اصل این دورهم‌‌نشینی و نشست و برخاست اصالت 
دارد. 
پدربزرگ و مادربزرگ‌ها در شب‌نشینی‌ها در انتقال ادبیات گفتاری و چهره‌به‌چهره آداب‌ورسوم ملی و مذهبی نقش اساسی دارند. در قدیم خانواده‌ها گسترده بودند. آنجا احترام و ادب باعث می‌شد که حتی اگر چهار نکته‌ای تکراری بود، ولی از تجربه‌های عمیق و ریشه‌دار پدربزرگ و مادربزرگ‌ها استفاده کنند. حال چرا به اینجا رسیدیم؟! نمی‌خواهم نقش اینترنت و شبکه‌های اجتماعی را مهم بدانم؛ چون خیلی از عوامل نقش دارند؛ ولی خودمحوری ریشه در بسیاری از جنبش‌های معنوی دارد. حتی روان‌شناسی کنونی ما، روان‌شناسی فردگراست و مدام به انسان، لذت‌ و منافع او بها می‌دهد؛ یعنی از علم و دانش تجربی گرفته تا مکاتب شبه‌معنوی تا رسانه‌ها در بوق‌وکرنا، در ابعاد بسیار گسترده و در شکل بسیار و جذابی این را انتقال می‌دهند که فقط به فکر لذت و منافع خودت باش.
در این زمینه باید از تجربه‌های مثبت دیگران بهره برد. گاهی لازم می‌شود مقداری سبک زندگی‌مان را پالایش کنیم. ببینیم این نوع سبک زندگی مدرن چه آسیب‌هایی دارد؟ آیا سبک زندگی کنونی ما سراسر لذت است؟
آیا داریم از همه ابعاد زندگی‌مان لذت می‌بریم؟ آیا فضای مجازی توانسته است آسیب‌ها و ضعف‌های ما را بپوشاند؟ راهکار این مسئله بازگشت به سنت‌های بومی، ‌ ملی و دینی است. اینکه بعضی از آنها انصافاً زیبا و کارآمد هستند. انجام برخی سنت‌های قدیمی به معنای عقبگرد نیست. 
این، نامش آسیب‌شناسی و رفع آسیب به کمک داشته‌های گران‌قدر تاریخی، ملی و دینی است. همچنان که گاهی بعضی بیماری‌ها، داروهای جدید را جواب نمی‌دهد یا مدتی جواب می‌دهد؛ ولی عوارض زیادی بر آن مترتب می‌شود. پزشکان به فرد توصیه می‌کنند که این دارو دیگر جواب نمی‌دهد و شما بهتر است سراغ فلان دارو، فلان غذا یا فلان سنت که در گذشته مرسوم بوده است، بروید؛ زیرا بهتر جواب می‌دهد.
باید تلفیق میان آداب‌ورسوم امروزی با گذشته را انجام داد. می‌توان بین این مسائل جمع بست. یعنی هم به ‌اندازه منطقی به لذ‌ت‌ و منافع خودمان برسیم و هم به آداب‌ و رسوم توجه داشته باشیم. خوب نیست رو‌به‌روی هم بنشینیم، ولی نگاه هر کدام از ما به تلفن همراهمان باشد. باید توجه داشته باشیم کار تکنولوژی‌های جدید این است که ما را به کسانی که دوردست هستند، نزدیک کنند. قرار نیست از آنهایی که به ما نزدیک‌اند، دورمان کنند!