کد خبر: ۳۲۴۵۵۰
تاریخ انتشار : ۲۶ آذر ۱۴۰۴ - ۲۱:۴۰

اسرائیل و امارات محور اصلی بی‌ثباتی در جهان عرب(نگاه)

مترجم: سید محمد امین‌آبادی
سال گذشته یکی از بی‌ثبات‌ترین و خونبارترین سال‌ها در تاریخ معاصر عرب بود؛ امری که تا حد زیادی ناشی از اقدامات دو دولت، یعنی اسرائیل و امارات متحده عربی، بود. جنگ اسرائیل علیه غزه و گسترش شدید سیاست‌های تهاجمی و توسعه‌طلبانه‌ آن، بر فضای سیاسی جهان عرب سایه افکند. همزمان، ادامه حمایت امارات از نیروهای واکنش سریع (RSF) در سودان، در کنار سیاست‌های این کشور در یمن، لیبی، سومالی و دیگر نقاط، به تشدید بی‌ثباتی و خشونت در منطقه دامن زد.
هر دو دولت، اسرائیل و امارات، سال‌هاست که در پی گسترش نفوذ منطقه‌ای خود از طریق تضعیف و چندپاره کردن سایر دولت‌ها بوده‌اند. در سال ۲۰۲۵، در واکنش به رویکرد تهاجمی اسرائیل و امارات، کشورهای عربی ناچار شدند یا حملات را تحمل کنند، یا برای میانجی‌گری و برقراری صلح وارد عمل شوند و یا در اتحادها و جهت‌گیری‌های ژئوپولیتیکی خود تجدیدنظر کنند. میزان مهار این دو دولت تأثیر تعیین‌کننده‌ای بر وضعیت جهان عرب در سال ۲۰۲۶ خواهد داشت.
امارات متحده عربی طی سال‌ها کوشیده است با حمایت از انواع جنبش‌های جدایی‌طلب غیردولتی در کشورهای عربی، حوزه نفوذ و قدرت خود را گسترش دهد. این راهبرد را می‌توان به‌روشنی در سودان، یمن، لیبی و سومالی مشاهده کرد؛ راهبردی که موجب تعمیق شکاف‌ها و تضعیف هرچه بیشتر چندین کشور عربی شده و به امارات متحده عربی امکان داده است اهرم‌های مهمی برای اعمال نفوذ و کنترل ایجاد کند. 
در سراسر سال ۲۰۲۵، امارات به تسلیح نیروهای واکنش سریع (RSF) در سودان ادامه داد؛ آن هم در حالی که این گروه شبه‌نظامی مرتکب جنایات گسترده علیه غیرنظامیان شد که می‌تواند در حد نسل‌کشی تلقی شود. افزون بر این، امارات در مناطق تحت کنترل نیروهای واکنش سریع در سودان، پایگاه‌های نظامی در اختیار دارد. در یمن نیز امارات از شورای انتقالی جنوب (STC) حمایت می‌کند؛ موجودیتی جدایی‌طلب که در پی تجزیه یمن و برقراری روابط نزدیک با اسرائیل است. این شورا ممکن است در آستانه اعلام استقلال قرار داشته باشد؛ اقدامی که برای نخستین‌بار پس از دهه‌ها، یمن را به ‌طور رسمی به دو بخش تقسیم خواهد کرد.
امارات متحده عربی همچنان به حمایت از «خلیفه حفتر»، فرمانده نظامی لیبی، ادامه می‌دهد؛ به‌گونه‌ای که گزارش‌های اخیر حاکی از آن است که «حفتر» به نمایندگی از امارات، سوخت مورد نیاز «نیروهای واکنش سریع» در سودان را تأمین کرده است. نبرد طولانی‌مدت «حفتر» علیه دولت به‌رسمیت‌ شناخته‌شده بین‌المللی لیبی مستقر در طرابلس، همواره به ‌طور اساسی به حمایت امارات وابسته بوده است.
ابوظبی همچنین حمایتی حیاتی از «سومالی‌لند» و «پونتلند» در درگیری‌هایشان با دولت مرکزی سومالی مستقر در «موگادیشو» ارائه می‌کند. تحرکات امارات در سودان، یمن و سومالی این کشور را قادر ساخته است تا حضور نظامی خود را در منطقه به‌ طور قابل‌توجهی گسترش دهد. امارات در کنار پایگاه‌های خود در سودان، پایگاه‌های نظامی مهم و جدیدی نیز در دریای سرخ و خلیج عدن ایجاد کرده است. 
سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» اسرائیل که ریشه در چشم‌انداز «اسرائیل بزرگ» دارد، یعنی باور صهیونیستی مبنی بر اینکه سرزمین وسیعی میان رودهای فرات و نیل به‌وسیله خدا به اسرائیل وعده داده شده است به‌مراتب تهاجمی‌تر و آشکارا خشن‌تر از سیاست‌های امارات است. این هدف عمیقاً در بطن سیاست داخلی اسرائیل ریشه دارد، اما در گذشته اغلب به‌صورت علنی بیان نمی‌شد. با این حال، در ماه‌های اخیر، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، صراحتاً از «مأموریت تاریخی و معنوی» خود برای تحقق اسرائیل بزرگ سخن گفته است.
در جهت این هدف، اسرائیل طی بیش از دو سال گذشته، غزه را به‌شدت ویران کرده و اقداماتی انجام داده است که بنا بر اجماع نزدیک به کاملِ پژوهشگران، کارشناسان و نهادهای حقوق بشری، مصداق نسل‌کشی به‌شمار می‌رود. اکنون روشن شده است که هدف اسرائیل در غزه، حذف جمعیت فلسطینی و تصرف هرچه بیشتر سرزمین‌های آنان است. رئیس ستاد ارتش اسرائیل اخیراً اعلام کرده است که «خط زرد» که به‌عنوان نقطه عقب‌نشینی در طرح آتش‌بس غزهِ پیشنهادی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، تعیین شده مرز جدید اسرائیل را تشکیل خواهد داد.
اسرائیل سیاستی مشابه را در کرانه باختری اشغالی دنبال می‌کند؛ جایی که در سال ۲۰۲۵، مصادره زمین‌ها، تخریب خانه‌ها و گسترش شهرک‌های غیرقانونی با شتاب بیشتری ادامه یافت. از جمله این اقدامات، تصویب پروژه عظیم شهرک‌سازی موسوم به «E1» است که عملاً کرانه باختری را به دو بخش جدا از هم تقسیم خواهد کرد.
افزون بر این، وزارت دارایی اسرائیل به‌تازگی ۸۴۰ میلیون دلار بودجه برای گسترش بیشتر شهرک‌سازی‌ها در پنج سال آینده اختصاص داده است. تلاش برای پاک‌کردن فلسطینیان از سرزمین‌شان هرگز تا این اندازه آشکار و صریح نبوده است. دولت نتانیاهو در راستای چشم‌انداز «اسرائیل بزرگ»، همچنین بخش‌های قابل‌توجهی از خاک لبنان و سوریه را به ‌طور غیرقانونی در اشغال خود دارد. ارتش اسرائیل همچنین در سال ۲۰۲۵، با وجود امضای توافق آتش‌بس با حزب‌الله در نوامبر ۲۰۲۴(دی 1403) صدها حمله به خاک لبنان انجام داد.
در سوریه، سقوط بشار اسد، در دسامبر ۲۰۲۴ (آذر1403) آغازگر دوره گذار پسادیکتاتوری شد. دولت انتقالی به رهبری «احمد الشرع» از همان ابتدا اعلام کرد که تمایلی به درگیری با اسرائیل ندارد. با وجود این رویکرد مسالمت‌آمیز، اسرائیل صدها حمله بی‌دلیل به خاک سوریه انجام داده است. هدف اسرائیل در قبال سوریه کاملاً آشکار است: تجزیه این کشور به چند دولت، تضعیف و بی‌ثبات‌سازی هرچه بیشتر آن و استفاده از خاک سوریه برای گسترش قلمرو اسرائیل.
در چارچوب یک تصرف گسترده اراضی، اسرائیل هم‌اکنون در حال کار بر روی طرحی است که «کریدور داوود» نام گرفته و هدف آن اتصال بلندی‌های اشغالی جولان به منطقه فرات در عراق است. اسرائیل همچنین در سال ۲۰۲۵ به سه کشور عربی دیگر- یمن، تونس و قطر- حمله کرد. تمامی این حملات علیه کشورهای عربی، علاوه‌بر کارزار نظامی مشترک اسرائیل و آمریکا علیه ایران در ماه ژوئن(خرداد) انجام شد.
در سال ۲۰۲۰، امارات متحده عربی و اسرائیل یک توافق تاریخی عادی‌سازی روابط امضا کردند. از آن زمان تاکنون، دو طرف روابط اقتصادی خود را عمیق‌تر کرده و در جبهه‌های سیاسی مختلف هماهنگی نزدیکی داشته‌اند؛ از جمله از طریق پلتفرم تبادل اطلاعات امنیتی «کریستال‌بال» و نیز در زمینه سیاست‌های مربوط به یمن. اسرائیل و امارات همچنین در قبال سودان و «سومالی‌لند» نیز همسو عمل می‌کنند. با وجود برخی تنش‌ها، اسرائیل و امارات در موضوع فلسطین نیز تا حد زیادی هم جهت هستند. 
در جهان عرب بحران‌ها و منازعات متعددی جریان دارد، اما پیامدهای تحولات غزه و سودان ممکن است از همه تعیین‌کننده‌تر باشد. در غزه، همچنان مشخص نیست مراحل باقی‌مانده طرح آتش‌بس ترامپ چگونه پیش خواهد رفت. اسرائیل تقریباً به‌صورت روزانه به حملات خود علیه غزه ادامه می‌دهد و آشکارا تمایل خود را برای ماندن در این سرزمین نشان داده است. کشورهای عربی- شاید به‌استثنای امارات- مایل‌اند آمریکا رهبری یک روند دیپلماتیک را برای دستیابی به یک دولت فلسطینیِ قابل‌حیات و پیوسته در غزه و کرانه باختری، با قدس شرقی به‌عنوان پایتخت آن، برعهده بگیرد. اما با توجه به سرسختی اسرائیل و همراهی ظاهری ترامپ با جاه‌طلبی‌های «اسرائیل بزرگ» تل‌آویو، ایده تشکیل دولت فلسطینی بیش از پیش شبیه رؤیایی دست‌نیافتنی به نظر می‌رسد. با این حال، دولت‌های عربی کاملاً آگاه‌اند که افکار عمومی جهان عرب به‌شدت با تجاوزات اسرائیل، اشغال فلسطین و ادامه روند عادی‌سازی روابط با اسرائیل مخالف است. اگر اسرائیل موفق شود اراده خود را تحمیل کند، بخش‌های بیشتری از خاک غزه را به تصرف درآورد و توافق‌های عادی‌سازی بیشتری با کشورهای عربی به دست آورد، پیامدهای آن بسیار عمیق خواهد بود؛ نه‌تنها برای مسئله فلسطین که در آن صورت عملاً به حاشیه رانده و دفن خواهد شد، بلکه برای آن دسته از کشورهای عربی‌ که حاضر نیستند زیر سلطه اسرائیل قرار گیرند. در سال پیشِ‌رو، سودان نیز باید به‌دقت زیر نظر گرفته شود. بحران انسانی در این کشور هولناک است؛ بیش از ۱۵۰هزار نفر تاکنون جان خود را از دست داده‌اند و میلیون‌ها نفر آواره شده‌اند. دولت‌های عربی تا چه زمانی اجازه خواهند داد ارتش سودان به‌تنهائی در برابر نیروهای واکنش سریع- که تقریباً به‌ طور انحصاری از سوی امارات پشتیبانی می‌شوند- مقاومت کند؟ آیا نقطه‌ای فرا خواهد رسید که کشورهای عربی تصمیم بگیرند امارات را مهار کنند؟ پرسش‌های فوری و مهم بسیاری در سراسر جهان عرب وجود دارد، اما شاید هیچ‌کدام به اندازه این پرسش سرنوشت‌ساز نباشد که آیا اسرائیل و امارات در سال ۲۰۲۶ با مقاومت واقعی منطقه‌ای یا بین‌المللی روبه‌رو خواهند شد، یا آنکه به آن‌ها اجازه داده خواهد شد همچنان به نقش بی‌ثبات‌کننده خود ادامه دهند.
منبع: میدل‌ایست‌آی