کد خبر: ۳۲۴۲۵۴
تاریخ انتشار : ۲۳ آذر ۱۴۰۴ - ۲۰:۰۸
نگاهی به فیلم «کریستی»

تصویری ضعیف از زنی که نماد بوکس بود

فاطمه قاسم‌آبادی

نیم قرن اخیر، آثار فمینیستی بسیاری در ‌هالیوود ساخته شده است که در همه آن‌ها روی ضد مرد بودن زنان و بی‌نیازی آن‌ها به جنس مخالف مانورهای بسیاری داده شده است.
در واقعیت اما، زن و مرد مکمل یکدیگر هستند و فراتر از تمام شعارهای فمینیستی، روبه‌روی هم قرار گرفتن زن و مرد برای هیچکدام خوشبختی به ارمغان نمی‌آورد، مخصوصاً برای زنان.
فیلم «کریستی» به کارگردانی «دیوید میشد»، محصول سال 2025 شبکه نتفلیکس است. این فیلم زندگی یکی از بوکسورهای حرفه‌ای زن به نام «کریستی مارتین» را به تصویر می‌کشد.
داستان زندگی زن مشت‌زن
فیلم کریستی، زندگی «کریستی سالترز» معروف به «کریستی مارتین» را به تصویر می‌کشد. این زن جوان که از دوران جوانی‌اش احساس می‌کرد همجنس‌گراست و به ورزش‌های خشن مانند بوکس علاقه‌مند است، در نهایت توسط مربی بوکسی به نام «جیمز مارتین» کشف می‌شود و او بعد از مدتی به کریستی پیشنهاد می‌دهد که برای از بین بردن سوء‌تفاهم‌ها، با او که بیش از بیست سال بزرگ‌تر از کریستی بود، ازدواج کند!
کریستی بعد از ازدواج با مارتین، فامیلی او را جایگزین فامیلی پدری‌اش می‌کند و دوران حرفه‌ای ورزشی‌اش را شروع می‌کند. اما هرچه کریستی جلوتر می‌رود، احساس می‌کند که به عنوان یک زن در این حرفه احترام و ارزشی را که باید دریافت نمی‌کند.
او به خاطر دستمزد کم و سوءاستفاده‌های همسرش همیشه ناراضی بود تا اینکه احساس می‌کند با ورود مواد به زندگی جیمز، زندگی‌اش بیشتر از گذشته دچار مشکل شده است و بعد از مدتی وقتی می‌فهمد جیمز قسمت زیادی از پول قرارداد‌هایش را بالا می‌کشد، دیگر تحمل نمی‌کند و با او دعوا می‌کند و جیمز هم در جواب او را کتک می‌زند! کریستی سرخورده و تحقیر شده، سعی می‌کند با دوست سابق دبیرستان خود رابطه برقرار کند که جیمز متوجه می‌شود و با چاقو به کریستی حمله می‌کند و بعد هم با تفنگ به او شلیک می‌کند و رهایش می‌کند تا بمیرد... کریستی بعد از این خشونت بی‌حد و مرز، زنده می‌ماند و همسرش را به دادگاه می‌کشاند و در دادگاه جیمز به 25 سال زندان محکوم می‌شود و کریستی هم موفق می‌شود از جیمز طلاق بگیرد.
پزهای توخالی
در فیلم کریستی، مخاطبین با زندگی حرفه‌ای و خانوادگی زنی مواجه می‌شوند که نمونه زنده «نائومی پارکر» زن در پوستر معروف فمینیست‌ها است (عکسی از نائومی پارکر که مشتش را محکم کرده و بازوهایش را به رخ می‌کشد و شبیه مردان فیگور گرفته و عنوان پوستر «ما هم می‌توانیم» است). 
در زندگی واقعی اما این زن، هیچ برتریت و اولویتی نسبت به زنان به قول معروف خانه‌دار و سر به راه نداشته است. کریستی از صبح تا شب جان می‌کند و زیر ضربات مشت قرار می‌گیرد و در رینگ مسابقات هم تمام تلاشش را می‌کند تا برنده شود ولی در عوض همسرش هیچ کاری، حتی در حد عوض کردن روغن ماشین را هم گردن نمی‌گیرد و در تمام بیست سال زندگی مشترک، از همه نظر از او سوءاستفاده می‌کند.
اینکه به مدت طولانی تبلیغات رسانه‌های غربی سعی می‌کرد از زنانی که وارد کارهای طاقت‌فرسای مردان می‌شوند(چه در کار و چه در ورزش و...) قهرمان بسازد و به خورد مردم عادی بدهد، قابل تأمل است، مخصوصا اینکه بیشتر این زنان جلوی دوربین‌ها ادای زنان مستقل، قوی و شکست‌ناپذیر را درمی‌آوردند ولی در زندگی شخصی، همیشه مورد سوءاستفاده همسر و اطرافیان‌شان بوده‌اند و حتی توان جلوگیری از خشونت‌های خانگی علیه خود را هم نداشته‌اند!
آن روی پزهای تو خالی که ‌هالیوود و دیگر رسانه‌های غربی، به مدت زمان طولانی به خورد مخاطبین خود داده‌اند بسیار چرک و تهوع‌آور است و در فیلم کریستی، وضعیت اسفبار این زن، که با وجود ورزشکار بودن و داشتن درآمد، زیر بار چنین زندگی سختی رفته‌، بسیار خوب به تصویر کشیده شده است. 
درآمد همه چیز است
در فیلم کریستی، مسائل مالی به شدت همه چیز را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و در واقع آمریکای سرمایه‌سالاری به صورت تمام قد، در این فیلم نشان داده می‌شود.
در ابتدای فیلم، مخاطبین مادر و پدر کریستی که انسان‌های مذهبی و مقیدی به تصویر کشیده شده‌اند را می‌بینند که به خاطر شایعه‌هایی که پشت دخترشان به خاطر انحرافاتش هست، ناراحت هستند و عنوان می‌کنند که به خاطر سبک زندگی کریستی، دیگر حاضر نیستند حتی به اجاره خانه‌اش کمک کنند. 
اما همین خانواده، وقتی می‌فهمند که فرصت شغلی خوبی برای کریستی به وجود آمده است، تمام اعتراضاتشان را کنار می‌گذارند و کریستی را تشویق می‌کنند که شغل خوبی مانند بوکسوری را از دست ندهد!
از طرف دیگر کریستی با وجود اختلاف سنی بسیار زیاد و مشکلاتی که با همسرش داشت، به مدت بیست سال او را تحمل کرد ولی وقتی متوجه شد او قسمتی از درآمدش را برای خودش برمی‌دارد و احتمالاً به خانواده قبلی‌اش می‌دهد، تازه آن وقت به سیم آخر زد و کارش با جیمز به زد و خورد کشید.
این نگاه سازنده که در آن همه چیز از مذهب تا تحمل تحقیر و ظلم خط قرمز انسان‌ها در آمریکا نیست ولی مسائل مالی نه فقط خط قرمز که وجه اصلی انسانیت است، قابل تأمل است. 
کارگردان در فیلم به صورت کاملاً واضح نگاه سرمایه سالاری را به تصویر می‌کشد که در آن نه زن ارزشی دارد و نه مرد ابهتی و مهم‌ترین چیز درآمد و حفظ آن است!
پنهانکاری از جنس نتفلیکس
طبق سیاست‌های نتفلیکس، ساخت فیلم در مورد زندگی همجنس‌بازان یا نشان دادن شخصیت‌های اصلی و فرعی همجنس‌باز، همیشه در اولویت این شبکه بوده و هست.
فیلم کریستی هم از این قاعده مستثنی نیست. کریستی ادعا دارد که یک همجنس‌گرا است ولی به خاطر شغل و درآمدش، به مدت بیست سال با یک مرد زندگی می‌کند و در این مدت هم هیچ خبری از زن دیگری طبق روایت، فیلم در زندگی‌اش پیدا نمی‌شود. 
حالا سؤال اینجاست که اگر ادعای همجنس‌گرایی از کودکی درست است، چطور کریستی توانسته تقریباً بخش اعظم زندگی خود را این‌طور بگذراند؟ اگر همجنس‌گرایی برای او تا این حد جزو جدا نشدنی از شخصیتش بود، چطور این همه سال توانست با کنار گذاشتن آن کنار بیاید؟
پاسخ مشخص است یا مسئله همجنس‌گرایی کریستی یک انحراف و انتخاب بوده و طبق شرایط کریستی این مسئله را کنار گذاشته است و یا در تمام سال‌های زندگی مشترکش، در حال خیانت به همسرش بوده که اگر مسئله دوم درست باشد، نشان دادن آن بر وجه اجتماعی کریستی به عنوان نماد زن همجنس‌گرا اثر می‌گذاشت، پس نتفلیکس این بخش را سانسور کرد تا کفه ترحم مخاطبین را نسبت به زندگی این زن، سنگین نگه دارد.
از طرف دیگر در کتاب زندگی‌نامه کریستی با عنوان «نبرد برای بقا» او ادعا کرده است که در دوران کودکی، توسط یکی از نزدیکانش مورد تجاوز جنسی قرار گرفته است.
عجیب و قابل توجه است که سوءاستفاده‌های جنسی از کودکان در سنین کودکی، باعث می‌شود که بعضی از آن‌ها در سنین بالاتر، دچار اختلالات جنسی مانند نفرت از جنس مخالف و تمایل به همجنس‌گرایی شوند. 
«الن دی جنرس» مجری و تهیه‌کننده معروف همجنس‌گرای آمریکایی هم چندی قبل اعتراف کرده بود، که در دوران نوجوانی، توسط پدرخوانده‌اش مورد آزار قرار گرفته است و مادرش هم حرف‌هایش را باور نکرده و این قضیه بدترین تجربه روحی و جسمی زندگی‌اش بوده است.
از این دست صحبت‌ها در مورد افراد همجنس‌گرا بسیار زیاد است و تقریباً بیشترشان تجربیات مشابهی داشته‌اند ولی قسمت جالب در فیلم نتفلیکس اینجاست که در فیلم کریستی، هیچ اشاره‌ای به تجربه ناراحت‌کننده کریستی در کودکی نمی‌شود و سازنده سعی کرده تمایلات کریستی را بدون هیچ دلیل و منشعی و صرفاً به خاطر فطرت او نشان بدهد!
فیلم کریستی با بودجه 15 میلیون دلاری‌اش تنها توانست 2 میلیون دلار در گیشه بفروشد. 
شاید سبک گزینشی نتفلیکس که حتی در مورد زندگی‌نامه‌ها هم آن قسمتی را انتخاب می‌کند که به درد سیاست‌هایش بخورد باعث شده تا مخاطبین نتوانند با این ساخته ارتباط برقرار کنند و این زندگی فیلم‌نامه را صادق و عمیق ندانند.