مجوز وزارت ارشاد برای تطهیر پهلوی اول!
درحالی که رهبر انقلاب بارها نسبت به تلاش و سرمایهگذاری دشمنان ایران و انقلاب برای تحریف تاریخ معاصر و تطهیر پهلوی تذکر دادهاند اما وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به یک کتاب با محور بزک پهلوی مجوز انتشار داد!
به گزارش خبرنگار کیهان، محور اصلی این کتاب، تطهیر رضا پهلوی و سفیدشویی او از وابستگی به خارج از کشور است؛ این در حالی است که شاید «دستنشاندگی» کلمۀ بهتری برای ترسیم وضعیت رضا پهلوی و پسرش باشد. چنانکه رهبر انقلاب در یکی از سخنان خود میفرمایند: «انگلیسیها رضاخان را در ایران بر سر کار آوردند و به حکومت رساندند. این، حرفی نیست که مخالفین رضاخان بگویند. خودِ وابستگان به آن رژیم و همۀ مورخان بیطرف و بینظر هم، به همین مطلب تصریح و اعتراف کردهاند.»
نویسنده در مقدمۀ کتاب مدعی شده است که نظریۀ وابستگی رضاخان به انگلستان و نقش آنها در کودتای سوم اسفند، یک «توهم توطئه» است. او با نادیده گرفتن اسناد متقن و مسلم تاریخی، تلاش میکند رضا پهلوی را نه یک مهرۀ دستنشانده، بلکه یک قهرمان ملی مستقل جلوه دهد که انگلیسیها نه او را میشناختند و نه نقشی در به حکومت رسیدن او داشتند!
نویسندۀ این اثر که ید طولایی در غربستایی دارد، با قلمی که نشاندهندۀ تبرئۀ خوی استعمارگری انگلیسیها و دستنشاندگی پهلویهاست، در تلاش است تا از یک دیکتاتور قلدر و دستنشانده، قهرمانی ملی و مستقل بسازد. این دقیقاً همان پازل جنگ روایتی است که در آن، دشمن میخواهد جای جلاد و شهید را عوض کند و حالا وزارت ارشاد جمهوری اسلامی، تکههای این پازل را جور میکند.
جای سؤال است؛ وزیر محترم فرهنگ و ارشاد و معاون محترم فرهنگی این وزارتخانه در دورۀ جدید آیا در قبال جلوگیری از تطهیر سلطنت، تحریف تاریخ، سفیدشویی استعمار و... وظیفهای دارند یا خیر؟
اگر مبانی انقلاب را کنار بگذاریم، آیا قانون برای وزارت ارشاد محلی از اعراب ندارد؟ قانون صراحتاً تبلیغ و تطهیر چهرههای منفور پهلوی را ممنوع کرده است. آیا کتابی که هدفش سفیدشویی و تقدیس رضاشاه است، مصداق بارز این ممنوعیت نیست؟
جدا از اینها، آیا اینکه نویسنده این کتاب که حتی در حملۀ رژیم صهیونیستی به کشورمان و کشتار مردم غزه، ایران را مقصر جلوه میداد و به هر دستاویزی چنگ زد تا چهرۀ رژیم صهیونیستی را نیز بزک کند، با خوشحالی از تغییر ریل در وزارت ارشاد سخن میگوید و مدعی قول مساعد وزارت ارشاد هم شده است (احتمالا برای دو کتاب بعدی درباره محمدرضا پهلوی و رژیم صهیونیستی)، نباید زنگ خطری برای مدیران فرهنگی و دستگاههای نظارتی باشد؟