برتری قرض بر صدقه و حکمتهای آن
کمک و احسان به دیگران با انواع مختلفی که دارد همواره مورد رضایت الهی هست و ثمرات متعددی برای انسان در دنیا و آخرت دارد؛ ازجمله قرض دادن و صدقه که در مورد هرکدام سفارشهای بسیاری در فرهنگ دینی شده و نتایج فراوانی برای آنها بیان گردیده است، اما در مقام مقایسه بین این دو، کدام فضیلت بیشتری دارند؟ در نگاه اول به ذهن انسان چنین میرسد که در صدقه چون اصل مال را بهطرف مقابل میبخشند و دیگر از او پس نمیگیرند پس صدقه بهتر و ارزشمندتر است؛ اما آیا واقعاً چنین است؟
در ادامه با ارائه نکاتی جواب این سؤال بیان خواهد شد.
برتری قرض بر صدقه
از نگاه اهلبیت(ع) فضیلت قرض از ثواب صدقه بیشتر است و در روایات متعددی بهصراحت برتری ثواب قرض بر صدقه بیان شده است؛ ازجمله امام صادق(ع) فرمودند: «مَکتوبٌ على بابِ الجَنّهِ: الصَّدقَهُ بعَشرَهٍ، والقَرضُ بثَمانیَهَ عَشرَ؛ بر درِ بهشت نوشته شده است: [ثواب] صدقه، ده برابر است و [ثواب] قرض دادن، هیجده برابر.»(1)
مقایسه قرضها و صدقهها
اما مطلب فوق به این معنی نیست که ثواب هر قرضی از هر صدقهای برتر است؛ قاعده فوق به این معنی نیست که شخصی مبلغی جزئی را به مدت کوتاهی قرض دهد و پاداش او از همه صدقات، بخصوص صدقات زیاد بیشتر باشد؛ بلکه میتوان گفت منظور از روایت فوق مقایسه صدقه یا قرض دادن همان مبلغ است یعنی اگر یک مبلغ خاص را قرض بدهند، از صدقه دادن آن، ثواب بیشتری دارد و الا ممکن است مبالغ یا موارد زیادی صدقه داده شوند که به خاطر زیاد بودن مبلغ یا ضرورت مورد یا جهات دیگر ثواب آن صدقه از قرض مورد بحث بیشتر باشد؛ در غیر این صورت عدالت حسابرسی خدا در قیامت زیر سؤال میرود، زیرا در این صورت باید گفت «اگر کسی مبلغی هرچند خیلی کم را قرض بدهد ثوابش از همه صدقات بیشتر است هرچند آن صدقات خیلی زیاد و ضروری و مهم باشند.» چنانکه مشخص است منطقاً این حرف قابل پذیرش نیست.
حکمت برتری قرض بر صدقه
در مورد حکمت برتر بودن ثواب قرض بر صدقه، مواردی را میتوان بیان کرد:
1. رسیدن قرض به نیازمند حقیقی
روایات متعددی در منابع روایی وجود دارد که حکمت برتری قرض بر صدقه را اینگونه توصیف کردهاند که معمولاً قرض به دست نیازمند حقیقی میرسد، اما صدقات گاهی اینطور نیست. از امام صادق(ع) نقل شده که فرمودند:
«مَکْتُوبٌ عَلَى بَابِ الْجَنَّهِ الصَّدَقَهُ بِعَشَرَهٍ وَ الْقَرْضُ بِثَمَانِیَهَ عَشَرَ وَ إِنَّمَا صَارَ الْقَرْضُ أَفْضَلَ مِنَ الصَّدَقَهِ لِأَنَّ الْمُسْتَقْرِضَ لَا یَسْتَقْرِضُ إِلَّا مِنْ حَاجَهٍ وَ قَدْ یَطْلُبُ الصَّدَقَهَ مَنْ لَا یَحْتَاجُ إِلَیْهَا؛ بر درِ بهشت نوشته است: [ثواب] صدقه، ده برابر است و وام، هیجده برابر و علّت اینکه وام برتر از صدقه آمده، این است که وامگیرنده جز از روی نیاز تقاضای وام نمیکند، اما صدقه را گاه کسی که نیازی به آن ندارد، مطالبه میکند.»(2)
معمولاً کسی که قرض میگیرد نیازمند حقیقی است چرا که خودش را متعهد به پس دادن مال قرضی میداند در حالی که افرادی که به دروغ اعلان نیاز میکنند معمولاً این کار را نمیکنند، بلکه از همان ابتدا درخواست بخشش و صدقه مینمایند تا در آینده مجبور به برگرداندن آن مال نباشند.
2. تقویت روحیه کار و تلاش در جامعه
در فرهنگ اسلامی این دغدغه همیشه وجود داشته که مسلمانان اهل کار و تلاش تربیت شوند و به تکدیگری و گدایی رو نیاورده و عزتنفس و کرامت انسانی خود را حفظ کنند و در پرتو آن به فضیلتهای بیشتری دست یابند. در این زمینه آیات و روایات و قضایای متعددی وجود دارد؛ چنانکه حضرت على(ع) فرمودند: «شِیعَتِی مَن لَم یَهِرَّ هَریرَ الکَلبِ، ولَم یَطمَع طَمَعَ الغُرابِ، ولَم یَسألِ الناسَ ولَو ماتَ جُوعاً؛ شیعه من کسى است که چون سگ زوزه نمىکشد [یعنی نیازها و مشکلات خود را فریاد نمیزند] و مانند کلاغ طمع نمىورزد و اگر از گرسنگى بمیرد، دست گدایى بهسوی مردم دراز نمیکند.»(3) شاید بتوان یکی از حکمتهای برتر بودن ثواب قرض بر صدقه را اینگونه بیان کرد که گسترش فرهنگ قرض در جامعه، به گسترش کار و تلاش در جامعه کمک کرده و فرهنگ تکدیگری را برطرف مینماید.
3. حفظ سرمایه در گردش
یکی دیگر از حکمتهای برتری ثواب قرض بر صدقه حفظشدن اصل سرمایه است؛ با قرض دادن مال اصل آن مال حفظ میشود و امکان اینکه دوباره در جریان قرض قرار گرفته و کمک مجددی به نیازمند دیگری بشود، بیشتر خواهد بود و به این صورت سرمایهای که برای کمک به نیازمندان و برطرف کردن مشکلات ایشان اختصاص یافته است حفظ میگردد و به گردش انداخته میشود، برخلاف مالی که بهعنوان صدقه بخشیده میشود.
معنای برتری قرض بر صدقه
برتر بودن ثواب قرض بر صدقه به این معنی نیست که هیچوقت نباید صدقه داد و همیشه باید به قرض رو آورد؛ بلکه چهبسا مواردی که با توجه به شرایط خاص و نیاز شدید فرد نیازمند و عدم توانائی او برای برگرداندن مال، وظیفه انسان، بخشیدن و صدقه دادن است. همانطور که خود اهلبیت(ع) که بیانکننده فضیلت قرض بر صدقه هستند؛ در موارد بسیاری به نیازمندان صدقه و بخشش داشتند و مسئله قرض را مطرح نمیکردند.
پینوشتها:
1. حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، مؤسسه آلالبیت، قم، اول، 1409 ق، ج ۱۶، ص ۳۱۸. 2. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، 110 جلد، تحقیق: جمعی از محققان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، دوم، 1403 ق، ج100، ص 139. 3. کراجکی، محمدبن علی، کنز الفوائد، تحقیق: عبدالله نعمه، 2 جلد، قم، دار الذخائر، اول، 1410 ق. ج1، ص 88.
سید حبیب حسینی رنانی