عفـت و ابعاد آن
روحالله شهریاری
عفت از فضائل اخلاقی برجسته در نظام اخلاق اسلامی است که نقش کلیدی در سعادت و تعالی انسان ایفا میکند.
این فضیلت نهتنها در کنترل غریزه جنسی، بلکه در ابعاد گوناگون زندگی فردی و اجتماعی نمود دارد.
در متون دینی و اخلاقی، عفت بهعنوان یکی از ارکان چهارگانه فضیلتهای اصلی در کنار حکمت، عدالت و شجاعت معرفی شده است.
شناخت معنا، مراتب و اقسام عفت میتواند در فهم جایگاه و کارکردهای آن نقش مهمی ایفا کند که در ادامه به تبیین آن میپردازیم.
معناشناسی عفت
الف) عفت در لغت:
عفت از ریشه «ع.ف.ف» است. بر اساس معاجم لغوی، «عفّت» در لغت به معنای «خودداری» آمده است که شامل:
خودداری از حرام،(1) و یا چیزی که حلال نیست(2) و یا هر چیزی که شایسته نیست(3) و همچنین خودداری از سؤال و درخواست از مردم(4) میشود.
راغب در معنای لغوی عفت معنایی عام برای آن در نظر گرفته و گفته است: عفت بروز حالتی برای نفس است که بهواسطه آن از چیرگی خواستههای نفسانی جلوگیری میشود.(5)
ابن منظور نیز معنایی عام برای عفت در نظر گرفته و گفته است: «العفه الکف عما لایحل و لایجمل، عفت یعنی خویشتنداری از آنچه حلال و زیبنده نباشد.»(6)
ب) عفت در اصطلاح:
در تبیین اصطلاحی عفت، مرحوم نراقی عفّت را اینگونه معنا میکند: «عفّت، ملکه انقیاد و رام شدن قوه شهوت در پیشگاه عقل است بهگونهای که تحت امر و نهی آن قرار گیرد؛ یعنی آنجا که عقل مصلحت میداند اقدام کند و آنجا که عقل در آن مفسده میبیند پرهیز کند و هیچگاه با اوامر و نواهی عقل مخالفت نکند.»(7)
فضائل اخلاقی مانند عفت، در حقیقت صفاتی هستند که از ملکات نفسانی سر میزنند؛ بنابراین عفت ملکهای در نفس است که واجد آن، نفس خود را تأدیب کرده و به مرحلهای رسیده است که رفتارهای اخلاقی متناسب با آن، برای او عادت شده و از روی مشقت و فشار صادر نمیشوند.
ج) ضد عفت:
در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: «والعفه و ضدها التهتک؛ یکی از سجایای اخلاقی عفت است که ضد آن بیپروایی است.»(8)
صاحب جامعالسعادات با تصریح به اینکه معنای عفّت، اعتدال و میانهروی در قوه شهوت است، دو صفت «شره» و «خمود» را جانب افراطوتفریط قوه شهوت میداند.(9)
انواع و اقسام عفت
الف) انواع عفت بر اساس قلمرو:
براساس معانی که برای عفت بیان شد میتوان گفت عفت معنایی عام و گسترده دارد که مدیریت تمامی تمایلات سرکش درونی را شامل میشود.(10)
البته در میان تمایلات نفسانی غریزه جنسی جایگاه خاصی دارد.
از اینرو عفت گاه در معنای خاص به مدیریت این غریزه اطلاق میشود.
پس عفت در معنای عام به معنای کنترل مطلق خواهشهای نفسانی است.(11) و در کاربرد خاص و محدود عفت به معنای کنترل خواهشها و تمایلات جنسی است.(12)
بدینسبب در معنای خاص عفت جنسی موردنظر است، از همین جهت برخی محققان از آن به پرهیزکاری درخصوص مسائل جنسی تعبیر کردهاند.(13)
ب) انواع عفت براساس ابعاد وجودی انسان:
گفته شد عفت بروز حالتی برای نفس است که بهواسطه آن از چیرگی خواستههای نفسانی جلوگیری میشود و همچنین عفت به معنای خویشتنداری از آنچه حلال و زیبنده نباشد است.
بدینجهت از آنجا که مطلق خودداری از افعال زشت در معنای عفت لحاظ شده است، میتوان براساس ابعاد مختلف وجودی انسان عفت را به سه قسمت تقسیم کرد که عبارت است از:
1. عفت در اندیشه؛ به معنای پرهیز از افکار و اندیشههای زشت و باطل؛
2. عفت در عواطف؛ به معنای خودداری از تمایلات منفی، باطل و قبیح؛
3. عفت در رفتار؛ به معنای پرهیز از رفتارهای زشت و قبیح.
ج) انواع عفت براساس متعلق:
از جهت متعلق افعال و با نظر به قلمرو عفت، میتوان چند قسم کلی برای عفت در نظر گرفت که هرکدام از آنها انسان را از مجموعهای از رفتارهای زشت دور میکند.
بر این اساس میتوان عفت را فضیلت یا ملکهای دانست که انسان را از انواع مختلفی از خواستهها و تمایلات منفی بازمیدارد.
در نتیجه میتوان از حیث متعلق، ابعاد مختلف عفت را از یکدیگر متمایز کرد، هرچند خاستگاه همه آنها ملکهای است که موجب خودداری انسان از انجام کارهای زشت میشود.
براساس همین تقسیم، میتوان مصادیق ذیل را ازجمله اقسام شاخص عفت که در آیات و روایات به نحوی به آنها تصریح شده است، نام برد:
1. عفت جنسی (عفت فرج)؛ عفت در غریزه جنسی به معنای مدیریت و کنترل شهوت جنسی و تبعیت آن از عقل و شرع است که موجب میشود انسان از رفتارهای ضد اخلاقی و انحرافات مرتبط با این غریزه مانند انواع روابط نامشروع، پرهیز
کند.
در برخی روایات عفت جنسی از برترین عبادات دانسته شده است: «ان افضل العباده عفهًْ البطن والفرج».(14)
2. عفت شکم (عفت بطن)؛ خوردن و آشامیدن ازجمله نیازها و غرایز آدمی است که نیاز به مدیریت و کنترل دارند بهطوری که انسان نمیتواند هر آنچه میل و اشتهای او میکشد را بخورد یا بنوشد.
عفت در شکم به معنای کنترل امیال در حوزه خوردن و آشامیدن و انطباق آنها با عقل و شرع است. در روایتی که در قسمت قبل اشاره شد به این نوع از عفت نیز تصریح شده است.
3. عفت در نگاه (عفت چشم) و پوشش؛
در قرآن کریم به عفت در نگاه تأکید شده و آمده است: «به مردان مؤمن بگو: چشمان خود را [از آنچه حرام است مانند دیدن زنان نامحرم و عورت دیگران] فروبندند و شرمگاه خود را حفظ کنند، این برای آنان پاکیزهتر است، قطعاً خدا به کارهایی که انجام میدهند، آگاه است و به زنان باایمان بگو: چشمان خود را از آنچه حرام است
فروبندند.» (15)
همینطور به عفت در پوشش نیز به نحوی اشاره شده است: «اى فرزندان آدم! لباسى براى شما آفریدیم که اندام شما را مىپوشاند و مایه زینت شماست؛ امّا جامه پرهیزکارى بهتر است.
اینها [همه] از آیات خداست تا متذکّر [نعمتهاى او] شوند.» (16)
4. عفت در کلام و بیان: زبان با وجود آنکه عضوی بهظاهر کوچک است، اما عدم کنترل آن و عدم عفتورزی در آن میتواند انسان را به تباهی در اخلاق و دین بکشاند.
غیبت، تهمت، دروغگویی، افتراء، عیبجویی، تمسخر و... ازجمله آفات زبان است که عفتورزی در زبان به معنای حفظ انسان از این آفات است.
مراتب عفت
براساس قلمروی که برای عفت بیان شد و از آنجا که خودداری و پرهیزمداری دارای اقسام، مراتب و سطوحی است، میتوان از مراتب عفت سخن گفت. در این مراتب، اولین مرحله پرهیز از حرام است که حداقل عفتورزی است.
در مرتبه بعد، دوری از مکروهات است و در مرتبه بعد دوری از مشتبهات قرار دارد و در مرتبه والاتر، دوری و پرهیز از هر آنچه میتواند انسان را به غفلت یا لغزش بکشاند قرار دارد، مانند ترک برخی لذتهای حلال.
جهت مطالعه بیشتر:
1. شجریان، مهدی، واکاوی معنای عفت در دانش فقه و اخلاق، اصول فقه، ش 2، تابستان 1404، صص 201-232.
2. اکبری، محمود، عفت و پاکدامنی در اسلام، فتیان، قم ۱۳۹۵ ش.
3. اخوی، رضا، زلال عفت، بهار دلها، قم، ۱۳۸۸ ش.
پینوشتها:
1. الجوهری، اسماعیل بنحماد، الصحاح تاج اللغه و صحاح العربیه، بیروت، دارالعلم، 1404 ق، ج 4، ص 1406.
2. فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، بیروت: مؤسسه الاعلمی. العین، 1408 ق، ج 1، ص 92.
3. ابیالحسن، احمد بنفارس بنزکریا، معجم مقاییس اللغه، تحقیق: عبدالسلام و محمد هارون، قم: مکتب اعلام الاسلامیه، 1404 ق، ج 4، ص 3 و ج 6، ص 104.
4. ابنمنظور، محمد بنمکرم، لسانالعرب، بیروت: دار احیا التراث العربی، 1408 ق، ج 9، ص 243.
5. راغب اصفهانی، ابوالقاسم حسین بنمحمد، معجم مفردات الفاظ قرآن، تهران، المکتبه المرتضویه، 1416 ق، ص 573.
6. ابنمنظور، محمد بنمکرم، لسانالعرب، بیروت: دار احیا التراث العربی، 1408 ق، ج 9، ص 243.
7. نراقی، مهدی بن ابیذر، جامعالسعادات، ترجمه کریم فیضی، قم، قائم آلعلی، 1396، ج 2، ص 12.
8. کلینی، محمد بنیعقوب، الکافی، محقق: علیاکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1407 ق، ج 1، ص 21
9. نراقی، مهدی بن ابیذر، جامعالسعادات، ترجمه کریم فیضی، قم، قائم آلعلی علیهالسلام، 1396، ج 1، ص 528.
10. مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق اسلامی در نهجالبلاغه: خطبه متقین، قم، نسل جوان، 1385، ج 1، ص 340.
11. ابوحیان توحیدی، علی بنمحمد، الصداقه و الصدیق، دمشق، درالفکر، 1421 ق، ص 226-228
12. بیهقی، احمد بنحسین، شعب الایمان، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1421 ق، ج 4، ص 351.
13. مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، قم، مدرسه امام علی بنابیطالب، 1385، ج 1، ص 316.
14. ابنشعبه حرانی، تحف العقول، مصحح علیاکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، 1404 ق، ص 296.
15. نور، آیات 30 و 31.
16. اعراف، آیه 26.