ایمان به حسابرسی یومالحساب و نقش آن در زندگی
علی جواهردهی
یکی از اصطلاحات قرآنی درباره قیامت و معاد، «یومالحساب» است.(ص، آیه 16) واژه حساب به معنای احتمالات عددی و شمارش چیزها با اعداد به کار میرود.
بنابراین، با توجه به اینکه در قیامت ارزشگذاری مثبت و منفی اعمال در قالب «توزین» و «المیزان» و «الوزن» انجام میشود، نمیتواند تنها بر مدار اعداد باشد، بلکه بیانگر ارزشگذاری کمی و کیفی اعمال است. از اینرو، درباره مقصود از محاسبه و حسابرسی اعمال در قیامت از سوی خدا میتوان گفت: «رسیدگی به همه حقیقت انسان ساخته شده در دنیا از نیات، ملکات، شاکله، گفتار، کردار، رفتار و در یک کلمه هر چیزی که حقیقت انسان و شاکله اخروی او را ساخته است.»
بنابراین، هر شخص انسانی در قیامت در میزان و ترازوی حق قرار میگیرد تا همه ابعاد وجودی او براساس موازین حق الهی سنجیده شده و براساس آن سنجش، جایگاه اخرویاش تعیین شود. پس، مراد از محاسبه اعمال، تنها محاسبه اعمال بدنی و ظاهری نیست، بلکه مراد محاسبه همان شاکله شخصیتی اوست که با خود از دنیا به قیامت آورده است؛ زیرا براساس آیه 84 سوره اسراء، شاکله هر کسی از فضائل و رذایل، همان تمام حقیقت و شخصیت اوست که خاستگاه و منشأ همه اعمال شخص است که از او خارج میشود.
در واقع شاکله هر شخصی دارای تجلیاتی است که اعمال، بخشی از آن خواهد بود.
براساس آیات قرآن، حسابرسی الهی در قیامت چنان گسترده و وسیع است که فراتر از اعمال بندگان(حجر، آیات 92 و 93؛ نحل، آیه 93)، نهتنها امور جزئی را دربر میگیرد(نساء، آیه 86؛ لقمان، آیه 16)، بلکه همه امور ظاهری و باطنی(اسراء، آیه 36) از اعضا و جوارح(همان)، بلکه نیات و ملکات از ایمان و غیر آن را شامل میشود.(همان) از همین رو هم اعضا و جوارح پاسخگو هستند و هم جوانح که حقیقت شخصیت و شاکله انسان را شکل میدهد.(همان)
بنابراین، خدا همانگونه که اعمال و تجلیات شاکله انسان را محاسبه میکند که آشکار و ظاهر است، همچنین امور نهان چون نیات و ملکات و شاکله را نیز محاسبه میکند.(بقره، آیه 284) بنابراین، همه امور انسان مؤمن و کافر و مشرک به دقت و سرعت محاسبه میشود که شامل امور باطنی و غیبی و نیات و منویات و ملکات و مقومات چون ایمان و کفر و شرک و نفاق و اعمال ظاهری از حسنات و سیئات میشود.(همان؛ جمعه، آیه 8؛ حجرات، آیات 90 تا 93؛ مؤمنون، آیه 117؛ اسراء، آیه 36)
نقش ایمان به حسابرسی قیامت در زندگی دنیوی
ایمان به قیامت به ویژه حسابرسی آن، از اصلیترین و مهمترین مصادیق ایمان است؛ زیرا ایمان به توحید، عدالت، نبوت، امامت بلکه حتی معاد زمانی سازنده و مفیده خواهد بود که با ایمان به محاسبه و حسابرسی روز قیامت به تمام و کمال برسد؛ زیرا اگر به همه این اصول دین از جمله حتی معاد ایمان داشته باشیم، ولی مانند برخی بر این باور باشیم که همه در قیامت در نهایت به بهشت میروند و انسان پس از مرگ و انتقال به نشئات دیگر از جمله آخرت و بازگشت نفس به تن اخروی، در بهشت از رحمتهای رحمانی و رحیمی فوقالعاده الهی بهرهمند میشود، بیآنکه به اعمال خوب و بد او در دنیا از کفر و ایمان و کفران و شکر و عدل و ظلم و مانند آنها رسیدگی شود؛ چنین ایمانی هیچ تاثیر مثبتی در اعمال انسانی و شاکله او نخواهد گذاشت؛ زیرا آن چیزی که نقش اساسی و کلیدی در جهات مثبت و سازنده دارد، ایمان به حسابرسی در قیامت است.
اصولاً در همین دنیا اگر حسابرسی در کار نباشد، هرگز کارها به سامان نخواهد بود؛ زیرا هر کسی هر کاری که دوست دارد انجام میدهد بیآنکه ترسی از حسابرسی همراه با ثواب و عقاب داشته باشد. از همینرو راننده از چراغ قرمز عبور نمیکند؛ زیرا میداند که حسابرسی انجام میشود.
هر دانشآموز و دانشجو بلکه هر کارگزاری در هر مقام و منصبی تلاش میکند تا در چارچوبهای قانونمند سازمانی رفتار کند؛ زیرا میداند که حسابرسی و ثواب و عقابی در کار است.
بنابراین، ایمان به حسابرسی در قیامت و ثواب و عقاب مبتنی بر آن، زندگی مؤمنان را در دنیا تحت تاثیر مستقیم خود قرار میدهد.
از همینرو از مهمترین اصول دین حسابرسی در قیامت و پاداش و مجازات براساس محاسبه است.(غافر، آیه 27؛ حاقه، آیات 19 و 20)
ایمان به حسابرسی در قیامت و عقاب و ثواب مبتنی بر آن، آثاری در زندگی دنیوی انسان دارد که از جمله آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد: اجتناب از شرارت و ضرررسانی به دیگری(غافر، آیات 26 و 27)، اجتناب از اختلافات دینی(مائده، آیه 48)، اجتناب از دشنام و ناسزاگویی(انعام، آیه 108)، اجتناب از تحقیر دیگران(شعراء، آیات 111 تا 113)، اجتناب از تکاثر و لهوگرایی در آن(تکاثر، آیات 1 و 8)، اجتناب از کتمان حق و شهادت (بقره، آیات 283 و 284)، اجتناب از بدی و گناه و زشتی(نساء، آیات 85 و 86)، گرایش به هدایت الهی(اسراء، آیات 13 تا 15)، مراقبت بر ایمان و پرهیز از گمراهی (مائده، آیه 105)، اطاعت از خدا (همان)، انجام اعمال صالح(همان)، اصلاح خود و اعمال خویش(مائده، آیه 105)، پایبندی به توحید و پیروی از انسانهای خداجو(لقمان، آیه 15)، تعهد نسبت به وصایای الهی درباره والدین و دیگران(لقمان، آیات 14 و 15)، کسب تقوای الهی(مائده، آیه 4)، خشیت علمی از خدا(احزاب، آیه 39)، رعایت حقوق دیگران(نساء، آیات 5 و 6) و مانند آنها.
البته در قیامت نیز چنین مؤمنانی به سبب ایمان و عمل صالح در دنیا و اجتناب از فجور و بیتقوایی، از گرفتن نامه اعمال خویش به دست راست، شادان خواهند بود که از دوزخ و شقاوت ابدی رستهاند.(حاقه، آیات 19 و 20)
بنابراین، افزون بر این که در دنیا به سبب تقوای برخاسته از ایمان به حسابرسی قیامت، رفتاری عادلانه دارند و از زندگی سالم و صحیح برخوردارند، در قیامت نیز از نعمتهای الهی در بهشتها و درجات عالی آن، همچنین سعادت ابدی در آخرت و حیات جاودانه بدون مرگ بهرهمند میشوند.(حاقه، آیات 19 تا 24)
این در حالی است که کافران و تکذیبکنندگان حسابرسی در قیامت، در زندگی دنیوی گرفتار بیهدفی و لعب و لهو بوده(تکاثر، آیات 1 و 8؛ ص، آیات 26 و 27) و به انواع فجور و گناه و کارهای زشت و ظالمانه آلوده میشوند که از جمله آنها کشتار انسانهای بیگناه است.(غافر، آیات 25 تا 27)
از نظر قرآن، چنین افرادی، فاقد ایمان به خدای عظیم(حاقه، آیات 25 تا 37) اهل خطاکاری(همان)، تکاثر در ثروت و غنای مالی(همان)، تارک کمک غذایی به مسکین و عدم تشویق دیگران بدان(همان)، طغیانگری علیه خدا و قوانین آن(نباء، آیات 21 تا 27) و بلکه گرفتار انواع فسق و فجور و نابهنجاری هستند. البته وضعیت آنان در قیامت نیز بسیار بدتر خواهد بود؛ زیرا نامه اعمالشان به دست چپ داده شده و گرفتار انواع عذابهای اخروی در دوزخ خواهند شد که شامل غل و زنجیر هفتاد ذراعی، آتش دوزخ، غذایی از چرکابه و کثافات بدن اهل دوزخ، تشنه و بیبهره از آب خنک و مانند آنها است.(نباء، آیات 11 تا 27؛ حاقه، آیات 25 تا 37)
شگفت آنکه اصحاب شمال از کافران و گناهکاران چون اهل تکذیب نسبت به حسابرسی اخروی هستند، وقتی با آن مواجه میشوند، آرزو میکنند که ایکاش چنین روزی و چنین نامه اعمالی نبود، اما چیزی که از آن میگریزند گرفتار آن میشوند و مایه نگرانی و حسرت آنان میگردد.(حاقه، آیات 25 و 26)
بدتر از آنها کسانی هستند که نامه اعمالشان از پشتسر داده میشود و به آنان هیچ نگاهی نمیشود؛ زیرا بدترین کافران و گناهکارانی هستند که مستقیم به «سعیر» انداخته میشوند.(انشقاق، آیات 10 تا 12)
از نظر قرآن، حسابرسی اخروی در قیامت امری یقینی و حتمی(انبیاء، آیه 1؛ جمعه، آیه 8؛ تکاثر، آیه 8؛ نحل، آیه 56؛ حجر، آیات 92 و 93؛ نحل، آیه 93)، سریع(مائده، آیه 4) است که از سوی خدا (شعراء، آیات 111 تا 113؛ احزاب، آیه 39؛ بقره، آیه 284) به عنوان مالکیت مطلق آفریدهها و بندگانش(بقره، آیه 284) و کارگزارانش(غاشیه، آیه 26) انجام میشود که میتواند همراه با آسانی و سرور برای مؤمنان(انشقاق، آیه 7) و سخت، شدید و زشت برای کافران باشد.(انشقاق، آیات 7 تا 11؛ طلاق، آیه 8؛ رعد، آیه 18)
این سختی و شدت و زشتی در حسابرسی بهخاطر عدم اجابت نسبت به دعوت الهی(رعد، آیه 18)، عدم پایبندی به میثاقها(رعد، آیات 20 و 21)، طغیانگری نسبت به خدا و پیامبران(طلاق، آیه 8)، قطع پیوندها به ویژه پیوند با اولیای الهی که پدران حقیقی ما هستند(همان) و مانند آنها انجام میشود. از نگاه قرآن، همگان از جن و انس(انعام، آیه 128؛ الرحمن، آیات 31 و 32)، یعنی هر کسی که دارای «نفس» است(غافر، آیه 17)
در هر مقام و منزلتی باشند(همان؛ اعراف، آیات 6 تا 9)، در میزان حق قرار گرفته و براساس موازین حق محاسبه میشوند.
این موازین حق، همان دین و سنتهای الهی حاکم بر هستی است که بر مدار و محور عدل سامان یافته و تجلیات آن همان معصومان(ع) هستند که خود معیار سنجش انسانهای دیگر قرار میگیرند.
البته پیامبران نیز براساس حکم کلی از محاسبه خارج نیستند و محاسبه آنان نیز انجام میشود.(اعراف، آیات 6 تا 9؛ مائده، آیات 108 و 109)
بنابراین، اهل کتاب نیز محاسبه و مؤاخذه خواهند شد.(آلعمران، آیات 19 و 199)
محاسبه و معاقبه شخصی در دنیا
حسابرسی در قیامت دقیق و کامل است و انسانها باید خود را برای آن روز آماده کنند. یکی از بهترین روشها برای آمادهسازی برای آن روز، شناخت معیارهای حق و موازین الهی در محکمه دادرسی و حسابرسی روز قیامت و مراقبت از خود در چارچوب قوانین دین، محاسبه روزانه و معاقبه در صورت تخلف با انواع مجازاتهای مالی و غیرمالی است. چنین رویهای میتواند تزکیه نفس را موجب شود و انسان را برای حسابرسی روز قیامت آماده سازد.
براساس آموزههای قرآنی، حسابرسی و محاسبه نفس امری لازم و واجب است(حشر، آیه 18) و انسان متقی کسی است که بر مدار تقوای الهی همواره به مراقبت و محاسبه نفس میپردازد.(همان) هر انسانی نسبت به شاکله شخصیتی خویش بصیرت تمام دارد و نمیتواند برای خویش عذر و بهانه بتراشد.(قیامت، آیات 14 و 15) بنابراین، هر کسی بهترین قاضی و شاهد نسبت به خویش خواهد بود. انسان خردمند کسی است که پیش از حضور در محکمه عدل الهی در همین دنیا به محاسبه نفس بپردازد.
البته شکی نیست که ارزش هر کاری به عقلانیت آن کار است؛ زیرا اصولاً دین و حیا از لوازم عقلانیت انسان است که خدا در او به ودیعت گذاشته تا براساس آن حقایق را از باطل بازشناسد و به حقایق گرایش و از باطل گریزش داشته باشد؛ از همینرو به الهام الهی در همه انسانها عقلانیت فطری و نور هدایت باطنی وجود دارد و او را به عبودیت میکشاند تا با آن به بهشت و سعادت ابدی افزون بر سعادت اخروی دست یابد.
(طه، آیه 50، شمس، آیات 7 تا 10؛ کافی، ج 1، کتاب عقل و جهل) امام باقر(ع) درباره نقش عقلانیت در برخورداری از ثواب اعمال در آخرت میفرماید: إِنَّمَا يُدَاقُّ اللهُ الْعِبَادَ فِي الْحِسَابِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلى قَدْرِ مَا آتَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ فِي الدُّنْيَا؛ خدا در روز قیامت، نسبت به حساب بندگانش به اندازه عقلی که در دنیا به آنها داده، باریکبینی میکند و از آنان انتظار دارد.(الکافی، ج1، ص11)
از همینرو اولواالالباب از خردمندان و پیامبران در محکمه عدل الهی بهرهمندی بیشتری از دیگران خواهند برد؛ زیرا ارزش عمل در سایه عقلانیت افزایش مییابد. به هر حال، از نظر آموزههای قرآن، هر انسانی باید به محاسبه نفس در دنیا بپردازد و این کار برای عاقلان سزاوارتر و ارزشمندتر است و اصولاً کسانی به این امر میپردازند که اهل عقلانیت و علم و خشیت هستند.
رسولالله(صلىاللهعليهوآله) درباره محاسبه نفس در دنیا میفرماید: أكْيَسُ الكَيِّسِينَ مَن حاسَبَ نَفْسَهُ و عَمِلَ لِما بَعدَ المَوتِ، و أحْمَقُ الحَمْقى مَنْ أتْبَعَ نَفْسَهُ هَواهُ، و تَمنّى على الله ِ الأمانِيَّ؛ زيركترين زيركان كسى است كه از نفْس خويش حساب بكشد و براى بعد از مرگ كار كند و احمقترين احمقها كسى است كه نفْس خود را دنبالهرو هوس خويش كند و از خدا آرزوها طلبد.(بحارالأنوار، 70، ص 69، حدیث 16)
از این حدیث به دست میآید که عقلانیت رشدی در محاسبهگران تجلی مییابد و تارکان محاسبه انسانهای گرفتار حماقت و سفاهت هستند.
امیرمؤمنان(ع) نیز در تبیین حقیقت محاسبه و سامانه عقلی آن میفرماید: حاسِبوا أنْفُسَكُم بأعْمالِها، و طالِبوها بأداءِ المَفْروضِ علَيها، و الأخْذِ من فَنائها لبَقائها، و تَزَوّدوا و تَأهَّبوا قَبلَ أنْ تُبْعَثوا؛ به حساب اعمال نفْس خود رسيدگى كنيد و از آن بخواهيد كه وظايف خود را انجام دهد و از آن جايى كه رفتنى است براى آنجايى كه ماندنى است، بهره
برگيرد.
پيش از آنكه [بميريد و] برانگيخته شويد، توشه برداريد و خود را آماده كنيد.(غررالحكم: 4934) کسی که به محاسبه نفس میپردازد، به معاتبه و معاقبه نفس نیز اقدام میکند و اینگونه میتواند به اصلاح امور همراه با استغفار و توبه بپردازد و مخالفتها را به اطاعت تبدیل کند؛ امیرمؤمنان(ع) میفرماید: قَيِّدوا أنْفُسَكُم بالمُحاسَبَةِ، و امْلِكوها بالمُخالَفَةِ؛ نفسهاى خود را با حسابرسى به بند كشيد؛ و با مخالفت كردن با آن، زمامش را در اختيار گيريد.(غررالحكم: 6794)
انسان نباید براساس رفتارها و کردارهای دیگران در قالب گفتمان عمومی حاکم بر جامعه رفتارهای خویش را تنظیم کند؛ زیرا بسیاری از مردم میگویند که همه این کار را میکردند و ما هم کردیم؛ در حالی خود میدانند کاری غلط و نادرست و برخلاف سنتها و قوانین الهی حاکم بر هستی است.
هر کسی وظیفه و تکلیف دارد تا براساس موازین و معیارهای حق خود را بسنجد و کارهایش را قضاوت کند. کاری به کار دیگری نداشته باشد؛ و براساس اصل قرآنی «علیکم انفسکم؛ به خودتان بچسبید»(مائده، آیه 105)، خود را بسازد و تزکیه نفس با مراقبه و محاسبه و معاقبه داشته باشد؛ زیرا خدایی هست که به محاسبه دیگران
میپردازد.
انسانی که در دنیا در حال محاسبه نفس است، در حال تزکیه نفس بوده و خیرات را به سوی خویش جلب کرده و از شرور در امان میماند؛ امام زينالعابدين(ع) میفرماید: ابنَ آدمَ، إنّكَ لا تَزالُ بخَيرٍ ما كانَ لكَ واعِظٌ مِن نَفْسِكَ، و ما كانَتِ المُحاسَبَةُ مِن هَمِّكَ؛ اى فرزند آدم! تو تا زمانى كه خود واعظ خويش باشى و به محاسبه [اعمال نفس] خويش پردازى پيوسته در خير و خوبى به سر خواهى برد.(تحفالعقول، ص 280)
شگفت اینکه بسیاری از مردم در زندگی روزانه همواره به امر حسابرسی مادی و دنیایی اهتمام میورزند و تجار دفترهای حسابرسی دقیق و حتی حسابرسانی کارکشته برای امر محاسبه و حسابرسی دارند، اما وقتی به مهمترین امر یعنی محاسبه نفس یا محاسبه کارهای خویش در ارتباط با رضایت خدا و اطاعت و آخرت میرسند کمتوجه یا بیتوجه هستند. این در حالی است که عاقل همانگونه که به معاش دنیوی خویش توجه دارد و حسابرسی دقیق میکند، از آن سختگیرانهتر نسبت به آخرت خویش توجه میکند تا ابدیت خود را بسازد. خردمند کسی است که روزانه به اموری اهتمام ورزد و آن را محاسبه کند که در روایت پیامبر(ص) بر آن تاکید شده است. ایشان میفرماید: لَا تَزُولُ قَدَمَا عَبْدٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى يُسْأَلَ عَنْ أَرْبَعٍ: عَنْ عُمُرِهِ فِيمَا أَفْنَاهُ، وَ شَبَابِهِ فِيمَا أَبْلَاهُ، وَ عَنْ مَالِهِ مِنْ أَيْنَ كَسَبَهُ وَ فِيمَا أَنْفَقَهُ، وَ عَنْ حُبِّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ؛ در روز قيامت، هيچ بندهاى قدم از جاى خود برنمىدارد تا زمانی که درباره چهار چيز از او سؤال شود: از عمرش كه در چه راهى صرف كرده است، از جوانىاش كه در چه راهى آن را از دست داده، از مالَش كه از كجا به دست آورده و در چه راهى خرج كرده است و از دوستى ما اهلبیت.(الأمالی صدوق، ص39)
خدا در قرآن، افتراء به خدا(عنکبوت، آیه 13)، عهدشکنی(اسراء، آیه 34)، کفران نعمتهای الهی(تکاثر، آیه 8)، کفر و کفران نسبت به ولایت معصومان (تکاثر، آیه 8؛ صافات، آیه 24؛ نورالثقلین، ج 3، ص 401، حدیث 16 و 17؛ ج 5، ص 663، حدیث 15) و مانند آنها را از مهمترین موارد در حسابرسی در آخرت میداند.
کسانی که به محاسبه نفس و تزکیه آن میپردازند و خود را از سطح ابرار و اصحاب یمین به مقام مقربان میرسانند، دیگر نیازی به محاسبه نفس و حسابرسی اخروی ندارند؛ زیرا آنان همانگونه که تنها یک مرگ را درک میکنند که همان انتقال از دنیا به آخرت است(دخان، آیه 56)، همچنین نفخ صور اول و دوم را نمیبینند(زمر، آیه 68) و اصولاً بدون محاسبه و حسابرسی به آخرت میروند؛ زیرا آنان خودشان بهشت آفرین و روح و ریحان هستند.(واقعه، آیات 89 و 90)