آژانس برای چندمین بار نشان داد دستنشانده آمریکاست
ادامه از صفحه ۲
جدیدترین اقدامات خصمانه غرب
علیه ایران
در همین شرایط، وزارت خزانهداری آمریکا بامداد جمعه در ادامه سیاستهای خصمانه و فشار حداکثری علیه جمهوری اسلامی ایران، اعلام کرد که «شبکهای از شرکتهای پوششی، واسطههای کشتیرانی و کشتیها» را به اتهام «حمایت از نیروهای مسلح ایران از طریق فروش نفت خام» در فهرست تحریمهای خود قرار داده است.
در بیانیه منتشر شده در وبسایت وزارت خزانهداری آمریکا ادعا شده است که «این شبکه با استفاده از شرکتهای صوری در کشورهای امارات متحده عربی، هند، آلمان، یونان و پاناما و همچنین ناوگان سایه، نفت ایران را به خریداران آسیایی فروخته و درآمد آن را به نیروهای مسلح ایران، به ویژه ستاد کل نیروهای مسلح و نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، منتقل میکند». آمریکا این اقدام را بخشی از کارزار «فشار حداکثری» برای جلوگیری از آنچه «توسعه تسلیحات هستهای و حمایت از گروههای نیابتی» میخواند، توصیف کرده است.
ماندن در NPT
اشتباهی که ۵۰ سال ادامه یافته است
بارها گفتهایم و نوشتهایم که NPT برای ایران نه ضمانت امنیتی داشته و نه حقوق حمایتی برای توسعه فناوری صلحآمیز هستهای؛ بلکه به ابزاری برای اعمال نظارتهای تبعیضآلود، فراتر از قانون و بیسابقه در جهان تبدیل شده است. بازرسیهایی که نه تنها هیچ کمکی به حلوفصل پرونده نکرده، بلکه زمینهساز فشارهای گستردهتر بوده است.
جالب آنکه بنیانگذاران برنامه هستهای ایران در دوران پیش از انقلاب - از جمله مرحوم اکبر اعتماد - نیز بارها تأکید کردند که ماندن ایران در NPT اشتباه بود. افزون بر آن، در سال ۱۳۹۸، حسن روحانی - که اتفاقاً خود سالها طرفدار مذاکره با غرب بود - در نامه رسمی خطاب به کشورهای اروپایی، روسیه و چین اعلام کرد پاسخ ایران به فعالسازی اسنپبک، خروج از NPT خواهد بود.
اکنون پرسش مهمی پیش روی سیاستگذاران کشور است: پس از حمله ۱۲ روزه اسرائیل، پس از اسنپبک، و پس از قطعنامه اخیر شورای حکام در آبان ۱۴۰۴، چرا هنوز تصمیمی درباره خروج از NPT اتخاذ نشده است؟ وقتی عضویت در این پیمان نه تنها دستاوردی ندارد، بلکه یکی از عوامل اصلی آسیبپذیری ایران در برابر حملات حقوقی، دیپلماتیک و امنیتی غرب است، ادامه ماندن چه توجیهی دارد؟
آژانس شریک فنی نیست
بخشی از پروژه فشار است
قطعنامه اخیر شورای حکام تنها یک نشانه دیگر از ماهیت واقعی آژانس است؛ نهادی که در ساختار، وابسته به نظم هژمونیک غرب است؛ در عملکرد، تابع خواستههای آمریکا و اروپا است؛ در پروندهسازی، آشکارا علیه ایران نقشآفرینی میکند؛ در برابر حملات آمریکا اسرائیل، نه تنها سکوت کرده بلکه جانب متجاوز را گرفته است و با مدیریت گروسی، به سطح یک بازوی عملیاتی واشنگتن–تلآویو تنزل یافته است.
در چنین شرایطی کمترین واکنش منطقی ایران میتواند این باشد که: هرگونه همکاری فراپادمانی را متوقف کند؛ دسترسیهای آژانس را تا زمان تغییر مدیریت و بازگشت به معیارهای واقعی حرفهای تعلیق کند؛ و درباره آینده عضویت در NPT بازنگری قاطع و شجاعانه انجام دهد.
زمان آن فرارسیده که بیپرده بگوییم: ایران نه با یک نهاد فنی، بلکه با یک ابزار فشار سیاسی مواجه است. و پاسخ به ابزار فشار، مقاومت، بازدارندگی و تصمیمات بزرگ و تاریخی است؛ نه امتیازدهی یکطرفه و اعتماد به نهادی که بارها ثابت کرده در برابر حقیقت، عدالت و حقوق ملت ایران ایستاده است.