جنایتهای ادامهدار
فاطمه قاسمآبادی
در طول دو دهه اخیر در هالیوود، اقتباسهای سینمایی و سریالی زیادی از زندگی قاتلین زنجیرهای آمریکایی، شده است. در این اقتباسها، گاه سازندگان با استفاده از کتابها و گاه با توجه به پروندههای پلیس، این قاتلین را در جایگاه ظالم ماجرا میگذارند و بعضی وقتها هم به آنها وجه مظلومیت میدهند تا همذاتپنداری مخاطبین را جلب کنند، ولی در هر دو شکل، مسئله اصلی برجستهسازی زندگی این قاتلین بیرحم است که در کشورهای غربی، طرفداران بسیار زیادی هم دارند.
سریال «شیطان در لباس مبدل: جان وین گیسی» ساخته «پاتریک مک مانوس» محصول سال 2025 آمریکا است. این سریال، داستان زندگی «جان وین گیسی» یکی از معروفترین و مخوفترین قاتلین سریالی آمریکا را به تصویر میکشد که برخلاف تعداد زیادی از قاتلین سریالی، به اعدام محکوم شد و عدالت در موردش اجرا شد.
داستان پسران گمشده
داستان سریال شیطان در لباس مبدل...، در مورد جان وین گیسی قاتل زنجیرهای معروف است. ماجرا از جایی شروع میشود که وقتی پسری جوان در یک داروخانه گم میشود، پلیس به خاطر شهادت کارکنان داروخانه به سراغ فردی به نام جان گیسی میرود. آنها بعد از مدتی جست و جو متوجه میشوند که نه تنها گم شدن این پسر نوجوان، که گم شدن دهها پسر نوجوان دیگر هم به خاطر جان گیسی است....
در نهایت وقتی پلیس جسد اول را پیدا میکند، با راهنماییها و شهادت گیسی، جسد 33 قربانی دیگر را پیدا هم میکنند که بیشتر این قربانیان، بعد از تعرض، زیر خانه گیسی دفن شده بودند....
گیسی در روند دادرسی، از اینکه به مشکلات روانی پناه ببرد تا از اعدام در امان بماند، امتناع میکند. به خاطر همین هم وکیلش نتوانست برای او حکمی معادل با زندگی در یک آسایشگاه روانی را بگیرد. البته روان شناسان هم او را فردی خودشیفته، سادیسمی و با مشکلات بیشمار از کودکی تشخیص دادند ولی در هیچ کدام از این مشکلات، جنون یا دیوانگی وجود نداشت و طبق اقرار گیسی، او تمام جنایتهایش را به صورت ارادی انجام داد....
بیتفاوتی پلیس
در سریال شیطان در لباس مبدل...، مخاطبین میبینند که سازنده از همان قسمت اول، روی مهمترین مسئله در پرونده جان گیسی دست میگذارد و آن مسئله، بیتفاوتی پلیس آمریکا است که باعث شد تا گیسی، در ایالتهای مختلف از دست قانون در برود....
در قسمت ابتدائی در یک حرکت کاملا نمادین، پلیس با وجدان ماجرا وقتی افسر بالادستیاش در مورد گم شدن یک پسر بچه و مضنون احتمالیاش برایش میگوید، او میخواهد از زیر کار در برود و این پرونده را وقت تلف کردن میداند ولی با اسرار مافوقش قبول میکند به دم خانه گیسی برود....
بعد از کمی تحقیق، این پلیس که به شدت به گیسی شک کرده بود، متوجه میشود که او در یک ایالت دیگر و حدود ده سال پیش از این ماجرا، به جرم تعرض به پسربچهای دستگیر شده است. در ادامه به خاطر بوی بسیار بدی که از بازدید از خانه گیسی به مشامش میخورد تقریبا مطمئن میشود که در خانه گیسی خبرهای بدی است...
این پلیس وقتی گیسی به گناهش اعتراف میکند و گذشته او را مرور میکند میفهمد که او در ایالتهای دیگر هم پرونده شکایتهای اینچنینی داشته است و حتی در اولین قتلش پدر مقتول رسما به پلیس مراجعه میکند و عنوان میکند که پسر گم شدهاش آخرین بار در خانه گیسی بوده است ولی پلیس به خاطر چهره اجتماعی و قابل قبول گیسی به عنوان یک فعال دموکرات، از این شکایت براحتی عبور میکند و قتلهای دیگر هم اتفاق میافتند....
سازنده در این سریال به شدت روی مسئله ناکارآمدی پلیس کشورش در جرائم سنگین، به خصوص وقتی پای قشر ضعیف و متوسط در میان باشد، تکیه کرده است.
اعتراض خانوادههای قربانیان به پلیس هم دقیقا به خاطر همین ماجرا بوده که اگر در شکایت اول قضیه را جدی میگرفتند، این قاتل روانی 32 نوجوان بعدی را نمیکشت و در همان ابتدا به زندان میافتاد ولی بیتفاوتی پلیس، باعث شد دهها خانواده دیگر عزادار شوند.
فعال دموکراتی که قاتل از آب درآمد!
در سریال شیطان در لباس مبدل...، مخاطبین میبینند که چهره اجتماعی تا چه حد میتواند از جنایتکاران دفاع کند. جان گیسی با داشتن زندگی خانوادگی به ظاهر عادی(ازدواج و طلاق از دو زن و داشتن چند فرزند) و مشغول بودن به کاری آبرومند و در کنارش به خاطر فعالیتهای اجتماعی مانند تلاش برای پیروزی دموکراتها در انتخاباتهای مختلف، همیشه چهرهای محبوب بود و اعتماد بقیه را به خود جلب میکرد. سازنده در سریال خود خواسته تا با زندگی گیسی نشان دهد که یک قاتل خطرناک، لزوما فردی گوشهگیر و عجیب و غریب نیست، بلکه قاتل میتواند یک فعال اجتماعی هم باشد و در کنارش جاهطلبیهای فراوانی داشته و حتی در مورد گیسی، روی این قضیه دست میگذارد که او به خاطر حضور در کمپینهای انتخاباتی، آلبومی پر از عکس در کنار سلبریتیهای مشهور زمانش داشت و از همین عکسها در دادگاهش برای تاثیر روی هیئت منصفه استفاده کرد!
این سریال نگاه غلط جامعه نسبت به افراد مشکل دار را که زیر لوای برخی فعالیتهای اجتماعی و آشناییها میخواهند از زیر بار گناهانشان در بروند را زیر سؤال برده است و نشان داده، جنایتکاران بسیاری به خاطر چنین نگاه غلطی، براحتی از چنگ قانون فرار کردهاند.
درآمدزایی اجباری نوجوانان
در سریال شیطان در لباس مبدل...، میبینیم بیشتر قربانیان گیسی از قشر ضعیف جامعه بودهاند و حتی یک جا به طعنه کسی میگوید اگر او اشتباه نمیکرد و از بالای شهر، آخرین طعمهاش را پیدا نمیکرد، همچنان میتوانست به کشتارش ادامه بدهد... اغلب قربانیان طبق روایت سریال، به امید پیدا کردن شغلی با درآمدی بالاتر از کار خودشان، به خانه گیسی میآمدند و او که همیشه ادعا میکرد در کار ساخت و ساز است، با پیشنهاد مبالغ بالاتر دنبال کارگر بود و قربانیان هم که همگی به دنبال درآمد بیشتر بودند، پا به خانه او میگذاشتند....در کشورهای غربی، لزوم مستقل شدن در سنین پایین و درآمد داشتن برای مردم به صورت یک اصل درآمده است و در قشرهای مختلف، از فقیر تا غنی، این مسئله به صورت قانونی نانوشته درآمده است. به خاطر همین هم کار کردن در سنین پایین در شغلهای پاره وقت، بسیار متداول است.
البته باید گفت، اینکه یک نوجوان در سنین کم، با کار و پس انداز برای آینده آشنا شود و مستقل بودن را تمرین کند، مسئله بسیار خوب و مثبتی است ولی این را هم باید در نظر گرفت که نوجوانانی که بدون هیچ اصول و حمایتی وارد دنیای کار میشوند، اغلب میتوانند به طعمههای خوبی برای افراد جنایتکار تبدیل شوند و اشتباه اول میتواند آخرین اشتباهشان باشد.
در سریال شیطان در لباس مبدل... سازنده روی سیستم ناعادلانه قضائی برای قشر ضعیف تاکید میکند و نشان
میدهد که چطور جنایتکاران از نقاط ضعف افراد فقیر استفاده میکنند تا به نیات شوم خود برسند.
استقبال مخاطبین و منتقدین
سریال شیطان در لباس مبدل...، با توجه به موضوع خاصش، به شدت مورد توجه مخاطبین و منتقدین قرار گرفت.
این سریال با وجود تبلیغات کم و بازیگران غیرستارهاش توانست، از نسخههای پر مدعا و شبیه خودش امتیازهای بالاتری دریافت کند. سریال شیطان در لباس مبدل...، به خوبی موفق شد، از دیدگاههای مختلف، ماجرای یک جنایت مخوف را به تصویر بکشد و مخصوصا رنج خانوادههای قربانیان و از هم پاشیدن برخی از این خانوادهها به خاطر فقدان بزرگشان را به خوبی ترسیم کند.
البته باید از حق نگذریم که بازی بسیار طبیعی بازیگران، در کنار شخصیتپردازیهای قوی و داستان خاص این سریال هم از دلایل موفقیتش بود و باعث شد تا این اعتراض به سیستم پلیس، مورد پسند مخاطبین غربی قرار بگیرد.