نقش امارات در نسلکُشی سودان و غزه(نگاه)
مترجم: سید محمد امین آبادی
در غروب الفاشر، کودکی در حالیکه عروسکی دودهگرفته را در آغوش دارد، کنار تلی از خاکستر ایستاده است؛ جایی که زمانی خانهاش بود. مادران در راهروهای آخرین بیمارستانِ فعال منطقه پناه گرفتهاند، بیمناک از آنکه حملة پهپادی بعدی، زخمیهایی را که از آنها پرستاری میکنند، به کام مرگ بکشاند. پدران با دستهای خود قبر میکنند، و کودکانشان را در حیاط مدارس ویرانشده به خاک میسپارند. بعد از 18 ماه محاصره و اتمام غذا و آب سرانجام شهر سقوط کرد اما با سقوط شهر آزادی وارد آن نشد بلکه نیستی و نابودی بود که وارد شهر الفاشر شد. شاهدان میگویند مردان را از خانههایشان بیرون کشیدند، زنان و کودکان را در خیابانها اعدام کردند، و بیمارستانها را در حالی گلولهباران کردند که غیرنظامیان هراسان در آن پناه گرفته بودند.
سازمان دیدهبان حقوق بشر صحنههایی از کشتارجمعی، سوزاندن و غارت را مستند کرده است. سازمان ملل متحد این حمله را «کارزار نابودی» توصیف کرده است. در پس نیرویی که این جنایت را مرتکب شد، یک حامی قرار دارد که اثر انگشتش در هر جبهه از جنگ سودان دیده میشود: امارات متحده عربی. اگر نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) جلادان آشکار این فاجعهاند، دستی که آنها را هدایت میکند از ابوظبی میآید. امارات پول، سلاح و پوشش سیاسی را برای ماشین جنگی «حمیدتی» سرازیر کرده است؛ ماشینی که آتشی برافروخته که سودان را از هم دریده است. جریان ارسال سلاح به فرمانده نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) همچنان از طریق مرزهای نفوذپذیر چاد و لیبی ادامه دارد و پروازهایی از پایگاههای امارات در «سومالیلند» نیز این روند را پشتیبانی میکند. حتی تجهیزات نظامی ساخت بریتانیا نیز به دست نیروهای حمیدتی رسیده است؛ واقعیتی که همدستی خاموش غرب در جنایاتی را برملا میکند که در ظاهر آنها را محکوم میکند.
ریشههای نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) در تاریکترین گوشههای تاریخ معاصر سودان نهفته است. این نیرو در دوران «عمر البشیر»، رئیسجمهور پیشین، بهعنوان شاخهای شبهنظامی از دستگاه اطلاعات و امنیت ملی شکل گرفت و بعدها در چارچوب ارتش ادغام شد، بیآنکه استقلال خود را از دست بدهد. رهبر آن، «حمیدتی»، از یک شتربان ساده به جنگسالاری قدرتمند بدل شد. وی از مجری سیاستهای سرکوبگر بشیر در دارفور تا معاون رئیس شورای حاکمیت انتقالی سودان ارتقا پیدا کرد. در سال ۲۰۱۹، نیروهای واکنش سریع در سرنگونی «بشیر» نقش ایفا کرد و به دولت انتقالی پیوست، در حالی که بهطور پنهانی استقلال و حامیان خارجی خود را حفظ کرده بود. این همزیستی شکننده با ارتش درآوریل ۲۰۲۳(فروردین 1402) پس از شکست مذاکرات اصلاحات امنیتی، فروپاشید. از زمان خیزش مردمی سال ۲۰۱۸ که بشیر را سرنگون کرد، ابوظبی برای ناکامگذاشتن انقلاب سودان و منحرف کردن آن از مسیرش دخالت کرده است. امارات، حمیدتی را مسلح و تأمین مالی کرد و کوشید از وی به کمک دلارهای نفتی برای تکه تکه کردن سودان و تعمیق شکافهای این کشور استفاده کند. تحقیقات وب سایت «میدل ایست آی» نشان میدهد که امارات این حمایت مالی و تسلیحاتی را از طریق شبکهای مخفی از پروازهای هوایی، انتقال سلاح و اعزام مزدوران انجام میدهد. در بندر بوساسو در سومالی، هواپیماهای باری اماراتی با برچسب «خطرناک» شبانه فرود میآیند و پرواز میکنند.
اما سودان تنها تازهترین صحنه از کارزار طولانی امارات علیه انقلابهای مردمی در جهان عرب است. بیرحمی نیروهای واکنش سریع نخستینبار به یمن صادر شد؛ جایی که دهها هزار جنگجوی سودانی زیر فرماندهی امارات برای جنگی که هدفش سلطهجویی ابوظبی بود به کار گرفته شدند. در آنجا، همان نیروهایی که روزگاری دارفور را به خاک و خون کشیده بودند، به ابزار جاهطلبی امارات بدل شدند. از زمان خیزشهای موسوم به بهار عربی، امارات تحت رهبری «محمد بن زاید»، کارزاری ضدانقلابی را در سراسر جهان عرب به راه انداخته است. این کشور با تأمین مالی کودتاها، تسلیح شبهنظامیان و دامنزدن به جنگهای نیابتی، تلاش کرده است روند تغییرات دموکراتیک را متوقف و نظم اقتدارگرایانه منطقه را حفظ کند. سیاست خارجی امارات به برنامهای از خرابکاری پیشدستانه تبدیل شده است تا هیچ انقلابی به پیروزی نرسد، هیچ دموکراسیای دوام نیاورد، و هیچ جنبش آزادیخواهیای ریشه نگیرد که بتواند نظامهای سلطنتی خلیجفارس را به چالش بکشد و در لیبی، پا را از این هم فراتر گذاشت.گزارش سازمان ملل بارها نقض تحریم تسلیحاتی لیبی از سوی امارات را مستند کرده است. در لیبی امارات با ارسال پنهانی بالگردهای تهاجمی، پهپادها و سامانههای موشکی برای «ارتش ملی لیبی» به رهبری «خلیفه حفتر» موجب تشدید جنگ شده است. روزنامه «وال استریت ژورنال» نیز بهتفصیل نشان داده است که چگونه شبکههای تسلیحاتی امارات، شبهنظامی سودانی متهم به نسلکشی را تقویت کردهاند.
در همین حال، داستانی موازی در غزه در جریان است؛ داستانی که ظاهری «انساندوستانه» را با مهندسی زندانگونه درهم میآمیزد. شواهد حاکی از آن است که امارات در طرح اسرائیل برای ویران کردن شرق رفح و ساخت یک شهر به اصطلاح انساندوستانه به منظور گردآوردن ۶۰۰ هزار فلسطینی دخیل است؛ شهری که با هر معیار صادقانهای میتوان آن را یک «اردوگاه متمرکز» نامید. برای پشتیبانی از این زندان بیدیوار، امارات 6 کارخانه آبشیرینکن در شهر العریش مصر ساخته است؛ با ظرفیتی که گفته میشود آب مورد نیاز بیش از ۶۰۰ هزار نفر را تأمین میکند. رسانههای وابسته به دولت امارات این پروژه را بهعنوان اقدامی خیریه تبلیغ میکنند. اما در بستر واقعی، این اقدام بیشتر به زیرساختی برای مهار جمعی شباهت دارد. امارات همچنین در جریان نسل کشی مردم فلسطین در غزه تنها ناظر این کشتار نبود؛ بلکه به تداوم حیات شریانهای اقتصادی و لجستیکی اسرائیل در بحبوحة نسلکشی کمک کرد.
با توجه به ناامن شدن دریای سرخ، اسرائیل مسیرهای زمینی حملونقل از هند تا فلسطین اشغالی را از طریق امارات جایگزین کرد تا از حملات حوثیهای یمن بگریزد. گزارشها و پیگیریها نشان میدهند که مسیرهای کامیونرو از بنادر خلیجفارس تا حیفا برقرار بودهاند. در فرودگاه بنگوریون، در حالی که بیشتر شرکتهای هواپیمایی پروازهای خود را تعلیق کرده بودند، خطوط هوائی اماراتی همچنان به پرواز ادامه دادند و در عمل به شریان حیاتی سفر اسرائیلیها در طول جنگ بدل شدند. این شراکت صرفاً ماهیتی لجستیکی ندارد؛ ایدئولوژیک و تجاری نیز هست. شبکههای آنلاین اسرائیلی و اماراتی بهطور هماهنگ عمل کردهاند تا روایتهای مربوط به سودان و غزه را شکل دهند و در حالیکه کشتار نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) در الفاشر شدت میگرفت، ارتش سودان را هدف حملات تبلیغاتی خود قرار دادهاند. در حوزه صنعت دفاعی نیز شرکتها در حال گسترش فعالیت خود در داخل امارات هستند و جریان دوسویه پول، فناوری و اطلاعات امنیتی را بیش از پیش تقویت میکنند. شرکت نظامی اسرائیلی «کونتروپ» با افتتاح یک شعبه در امارات، به تازهترین نماد این همگرایی امنیتیِ روبهگسترش تبدیل شده است.
در همین حال، حاکمان امارات از «الگوی توسعة» خود بهعنوان «نمونهای درخشان برای منطقه» یاد میکنند. اما این یک الگوی اقتدارگرا، سیاستگریز و غرق در مصرفگرایی و نمایش است. این الگو ظاهری از پیشرفت است که بر بستری از سرکوب بنا شده؛ سرابی از مدرنیته که استبداد را پنهان میکند. آنان موعظه میکنند که «رفاه بدون آزادی» راه پیشرفت اعراب است، اما واقعیتِ برآمده از این مدل چیزی جز تجزیه، هرجومرج و خونریزی نیست. امارات در این مسیر تنها عمل نمیکند این کشور به نزدیکترین شریک منطقهای اسرائیل برای فروپاشی ساختارهای منطقه تبدیل شده است. امارات و اسرائیل منطقه را به هرج و مرج کشاندهاند و از این هرج و مرج شرکتهای اسرائیلی و اماراتی از منابع غارتشده و شبکههای قاچاق در منطقه سود میبرند. طعنهآمیز آنکه امارات خود را قدرتی بزرگ میپندارد؛ سرمست از ثروت، دلیرشده با اتحادش با اسرائیل و مطمئن از اینکه صدور بحرانها سپری در برابر تغییر برایش خواهد بود. اما جغرافیا و تاریخ چنین حفاظی نمیشناسند. آتشی که در سودان، لیبی، یمن و فراتر از آن افروخته شده است، تا ابد رو به بیرون نخواهد سوخت. دیر یا زود، هر آتشافروزی با شعلههای خود روبهرو میشود. آنان که قدرتشان را بر آتش بنا میکنند، سرانجام در همان آتش خواهند سوخت.
منبع: میدل ایست آی