یادداشتی از «فرجالله سلحشور»
چرا فیلم و سریالسازی در خدمت انقلاب و اسلام در نیامده؟!
آنچه میخوانید، نوشتاری است از «فرجالله سلحشور» کارگردان سریالهایی چون «یوسف پیامبر(ع)» و «مردان آنجلس» (اصحاب کهف) که جهت انتشار، به طور اختصاصی در اختیار کیهان قرار گرفته است.
فیلم و سریالسازی صنعت و هنری وارداتی است برخاسته از دنیای استکبار و بنیانگذاران آن به شکل امروزی کمپانیهای صهیونیستی هالیوود هستند. استکبار به کمک تکنیک و تخصص هنری و تریبون بسیار تاثیرگذار فیلم و سریال، تاکنون توانسته اکثر کشورها و مردم دنیا را از فرهنگ و سنت و آیین و اعتقاداتشان تهی کرده و فرهنگ و اعتقادات خود را به آنان تحمیل کند و آنقدر این سلاح نرم موثر است که بسیاری از ارباب فرهنگ و رسانه و سیاستمداران بنام، از جمله خود دستاندرکاران هالیوود معتقدند اگر هالیوود از بین برود قدرت فرهنگی آمریکا و اسرائيل هم از بین خواهد رفت. این یعنی با سلاح هنری و تبلیغی فیلم و سریال میتوان دنیا را تحت سیطره خود در آورد و عکس آن هم صحیح است؛ با هنر فیلم و سریال میتوان دنیا را در مسیر هدایت قرار داد.
سوال این است که چرا هالیوود با پشتوانه اعتقادی و فرهنگ منحرف خود و با نداشتن تمدن و پیشینه ملی و مذهبی و سنتهای بومی توانسته است بزرگترین تمدنها و فرهنگها را در دنیا نابود یا منحرف کند؟ در حالی که حکومتها و ملتهایی که دارای بزرگترین پیشینه فرهنگی و مذهبی و دارای تمدن و گذشته حیرتآور و شگفتانگیز هستند، از این سلاح نتوانستهاند در جهت حفظ و گسترش ارزشهای خود استفاده کنند؟! چرا آمریکا با پشتوانه فرهنگی ضعیف و پیشینه حقیر تمدنی خود توانسته ایران را از نظر فرهنگی تهدید کند و اعتقادات مردم را سست و بنیان اجتماع و خانواده را در ایران متزلزل گرداند، اما ایران با داشتن قرآن و اهل بیت و پشتوانه فرهنگی و تمدنی بیست هزار ساله نتوانسته از سلاح فرهنگی هنری فیلم و سریال سازی در جهت ارزشهای خود بهرهبرداری کند؟ مگر نه این است که ارزش فرهنگی فیلم و سریال، محتوی و ارزشهای معنوی است؟ چرا با همه تلاشهایی که جمهوری اسلامی برای به کار گرفتن این صنعت و هنر انجام داده، در کشور ما بیشتر در خدمت اهداف بیگانگان قرار دارد و جدا از پیکره اسلام و انقلاب حرکت میکند؟
به نظر حقیر همه اهرمهای لازم برای نیل به این مقصود که همان فیلم و سریالسازی اسلامی است به کار گرفته شده الا «تعریف مبانی و اصول فیلم و سریالسازی». غرب برای فیلم و سریالسازی خود که بخشی از آن را به دنیا هم آموخته، مبانی تعریف کرده و فیلم و سریالسازان دنیا و دانشکدههای هنری آنها بلااستثناء این مبانی را قبول کرده و به آن عمل میکنند. اما در نهایت تاسف این مبانی الحادی است و براساس انسان محوری و مکتب مادیگرایی بنیانگذاری شده و هیچ سنخیتی با مبانی اعتقادی ما ندارد. به همین دلیل همه تلاشهای ما تاکنون بینتیجه مانده، همان گونه که تلاشهای ما برای ایجاد اقتصاد اسلامی و دانشگاه اسلامی و مانند اینها تاکنون نتیجه نداده است.