کد خبر: ۳۱۷۴۹۵
تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۴۰۴ - ۲۰:۲۲
نقطه پایان بر جدایی؛ دستاورد بی‌بدیل جمهوری اسلامی در حفظ تمامیت ارضی ایران

از «گلستـان» و «ترکمنچـای» تا ماندگاری خاک و مرزهای ایـران در دوران جمهـوری اسـلامی

ایران از دوران قاجار تاکنون همواره هدف جنگ‌های تحمیلی بوده است؛ جنگ‌هایی که در دوره‌های قاجار و پهلوی به جدایی بخش‌های وسیعی از خاک کشور انجامید، اما در جمهوری اسلامی با وجود تهاجم‌های گسترده حتی یک وجب از خاک ایران واگذار نشد.
از آغاز دوره قاجار تا امروز، ایران بارها آماج جنگ‌های تحمیلی بوده است؛ این گزارش مروری بر پیامدهای جنگ‌های تحمیلی در سه دوره تاریخی ایران (قاجار، پهلوی و جمهوری اسلامی) است؛ همچنین تفاوت نتایج آنها برای سرزمین و ملت مورد بررسی و ارائه قرار می‌گیرد.
 پرسش: از دوران قاجار تاکنون، جنگ‌های تحمیلی به کشور ایران، چه پیامدهایی برای ایران داشته است؟ 
پاسخ اجمالی 
از ابتدای دوره قاجار تاکنون 229 سال گذشته است. این بازه زمانی به سه دوره قاجار، پهلوی و جمهوری اسلامی تقسیم می‎شود؛ قاجارها 129 سال و پهلوی‌ها 53 سال بر ایران حکومت کردند، اما در سال 1357 انقلاب اسلامی پیروز شد و تاکنون حاکمیت ایران بر‌اساس جمهوری اسلامی است.
 در این سه دوره جنگ‌های متعددی بر ایران تحمیل شده است. شباهت جنگ‌های سه دوره در این است، در ایران در هیچ‌کدام از این جنگ‌ها، حتی یک مرتبه نیز آغاز‌کننده جنگ نبود؛ اما تفاوت در نتیجه این جنگ‌هاست. در دو دوره قاجار و پهلوی، بخش‌های بسیاری از ایران جدا شد و حتی در بعضی از جنگ‌ها، ایران به اشغال متجاوزان درآمد و عرصه تاخت‌و‌تاز آنها شد؛ اما در دوره جمهوری اسلامی حتی یک وجب از خاک ایران جدا نشد. 
عمده‌ترین جنگ‌ها در دوره قاجار با سه کشور روسیه، انگلستان و عثمانی بود که منجر به جداشدن بخش‌های عمده‎ای از خاک ایران و الحاق بخش‌هایی از ایران به آن کشورها شد؛ البته در برخی موارد، بخش جداشده با اعلام استقلال، تحت حمایت کشور حمله‌کننده قرار گرفت. جنگ جهانی اول نیز منجر به اشغال ایران از طرف روس از شمال و انگلستان از جنوب شد. در دوره پهلوی نیز جنگ جهانی دوم رخ داد که ایران دوباره عرصه تاخت‌و‌تاز روس و انگلیس شد. فاتحان این جنگ در ایران جلسه‌ای گرفتند؛ اما این جلسه که به کنفرانس تهران معروف شد، بدون اطلاع و حضور پادشاه ایران برگزار شد. 
پاسخ تفصیلی
 «قاجار» سلسله‌ای است که از سال ۱۱۷۵ تا ۱۳۰۴ شمسی به مدت 129 سال بر ایران حکومت کردند. پادشاهان این سلسله عبارت‌اند از: آقامحمدشاه (۱۷۹۶ ـ ۱۷۹۷)، فتحعلی شاه (۱۷۹۷ ـ ۱۸۳۴)، محمدشاه (۱۸۳۴ ـ ۱۸۴۸)، ناصرالدین شاه (۱۸۴۸ ـ ۱۸۹۶)، مظفرالدین شاه (۱۸۹۶ ـ ۱۹۰۷)، محمدعلی شاه (۱۹۰۷ ـ ۱۹۰۹) و احمدشاه (۱۹۰۹ ـ ۱۹۲۵). آخرین آنها یعنی احمدشاه، با دخالت انگلیس و میدان‌داری رضاخان میرپنج عزل شد و سلسله پهلوی به قدرت رسید. سلسله پهلوی تا سال 1357 با رضاخان و فرزندش محمدرضا بر ایران سلطنت کردند. پس از آن انقلاب اسلامی رخ داد و تاکنون جمهوری اسلامی بر ایران حاکم است. در این دوران، درگیری‌های داخلی بسیاری اتفاق افتاد؛ همچنین جنگ‌های متعددی از کشورهای خارجی بر ایران تحمیل شد که ذکر همه آنها در این نوشتار نمی‎گنجد؛ اما به شرح و توضیح بزرگ‌ترین جنگ‌ها به تفکیک زمان و ترتیب وقوع در نوشتار کوتاه زیر پرداخته می‌شود. 
جنگ‌های زمان قاجاریه اول: جنگ با روسیه نخستین پادشاه قاجار یعنی آقامحمدخان پس از یکپارچه کردن ایران به قصد دفع هراکلیوس (ارکلی دوم والی گرجستان) که متحد روس‌ها بود، اولین جنگ خارجی خود را آغاز کرد (1) و توانست ارمنستان را نیز فتح کند که این جنگ به «جنگ اول قفقاز» معروف است (2).
 او همچنین توانست در جنگ دوم قفقاز، روس و متحدانش را عقب براند (3)؛ بدین ترتیب خان قاجار نقشه روسیه در اشغال ایران را نقش بر آب کرد(4). این جنگ‌ها در عهد دومین پادشاه قاجار، فتحعلی شاه ادامه پیدا کرد که منجر به عهدنامه‎های «گلستان» و «ترکمنچای» شد. 
الف) عهدنامه گلستان
 در سال ۱۱۸۱ میلادی، خبر حمله روس‌ها به قفقاز به گوش فتحعلی شاه رسید. این خبر وقتی رسید که روس‌ها گرجستان را فتح کرده بودند و راهی ایروان و قره‌باغ بودند، گنجه را با کمک ارامنه به دست آورده بودند و عده زیادی از سکنه را نابود کردند. 
فتحعلی شاه به جای تکیه بر مردم، از انگلستان کمک خواست؛ اما انگلستان برای کمک به ایران شرط گذاشت و گفت به شرطی حاضر به کمک است که ایران اداره بسیاری از بندرهای جنوبی و شمالی را به آنها واگذار کند. این درخواست که تأثیرش از اشغال شهرهای شمالی از سوی روسیه کمتر نبود، شاه را از کمک انگلستان ناامید کرد. سرانجام معاهده «گلستان» بر ایران تحمیل شد که بر‌اساس آن، پادشاه ایران تمامی ولایات قراباغ، گنجه، خانات شکی، شیروان، قبه، دربند، باکو، داغستان و گرجستان تا دریای خزر را به روسیه واگذار کرد؛ همچنین هر نقطه‌ای از ولایات طالش که در تصرف روسیه بود، متعلق به روسیه شد(5). 
ب) عهدنامه ترکنمچای
 روس‌ها افزون بر آنچه در عهدنامه «گلستان» اشغال کرده بودند، باز بهانه آوردند و مالکیت سه منطقه مهم و راهبردی (مَحالّ بالغ لو/ بالقلو، گونی/ اَرْوَنَق و گوگجه دنگیز/ گوگچه تنگیز/ سوان) را مطرح کردند (6) که پس از مذاکرات بی‌نتیجه، سرانجام منجر به جنگ شد. در این جنگ که شاه توان مقابله با روس‌ها را در خود نمی‌دید، به مذاکره پرداخت و نتیجه این مذاکرات، جداشدن ایروان، نخجوان، اردوباد، تالش و مغان از ایران و الحاق آن به روسیه بود؛ همچنین تعیین رود ارس با عنوان مرز دو کشور، پرداخت بیست کرور اشرفی (ده هزار سکه طلا) غرامت به روسیه و عذرخواهی نایب‌السلطنه یا شاه ایران از امپراتور در سن‌پترزبورگ، از جمله مفاد این قرارداد بود (7). البته برخی صاحب‌نظران معتقدند انگلستان در این جنگ‌ها در تضعیف ایران نقش داشت؛ زیرا ایران قوی می‎توانست خطری برای مستعمره شرقی وی یعنی هند به‌شمار آید(8). 
ج) پیمان آخال
 در سال 1280 قمری و زمان سلطنت ناصرالدین شاه، جنگ دیگری بین ایران و روسیه به وقوع پیوست. روس‌ها در شرق دریای خزر اطراف آرال، سمرقند و تاشکند را تصرف کردند و سپس بخارا را شکست دادند؛ در حالی که ایران سرگرم جنگ با انگلستان در افغانستان بود (در ادامه این نوشتار به آن اشاره خواهد شد). روسیه به این تصرفات بسنده ننمود و و در سال 1298 قمری به مرو نیز حمله کرد و به بهانه سرکوب راهزنان ترکمن، جنگی دیگر به راه انداخت؛ زیرا ادعا می‌کرد امنیت منطقه را به خطر انداخته‌اند. سرانجام در سال 1299 قمری تمام پایگاه‌های ترکمنان به تصرف ارتش روسیه درآمد. ناصرالدین شاه که در برابر عمل انجام شده قرار گرفته بود و توان جنگ در دو جبهه را نداشت، سر تسلیم فرود آورد و با انعقاد پیمانی به نام «پیمان آخال» تسلط روسیه بر سراسر مرزهای از دست‌رفته شمال‌شرقی خراسان را به رسمیت شناخت(9). 
دوم: جنگ با انگلستان
 در عهد فتحعلی‎شاه، پس از جنگ‌های ایران و روس، انگلیسی‌ها به هرات چشم طمع دوختند و به تحریک افغان‌ها علیه ایران پرداختند. عباس‌میرزا ولیعهد و پسر شاه ایران، برای دفع افغان به هرات لشکر کشید و توانست هرات را به محاصره درآورد و امیر هرات را وادار به تسلیم کند؛ اما با مرگ ناگهانی او، لشکرش دست از محاصره کشید و به تهران بازگشتند (10). شاه بعدی یعنی محمدشاه نیز هرچه کرد، نتوانست هرات را به دامن ایران برگرداند. 
در زمان ناصرالدین‎شاه، لشکر ایران هرات را محاصره کرد؛ متعاقب این اقدام، انگلیسی‌ها مناطقی از جنوب ایران از جمله بوشهر را به تصرف خود درآوردند. در پی آن، فرخ خان امین‌الدوله که در پاریس به دنبال انجام مذاکرات با انگلیسی‌ها با وساطت دولت فرانسه بود، تحت فشار انگلیسی‌ها «معاهده پاریس» را با دولت انگلیس امضا کرد و براساس آن، افغانستان برای همیشه از ایران جدا شد (11) و تحت فشار انگستان، ایران مجبور شد جدایی بخش عمده‎ای از خاکش را بپذیرد و افغانستان را به رسمیت بشناسد (12). 
براساس این معاهده، حتی اگر افغانستان به ایران حمله می‎کرد، لشکر قاجار تنها حق داشت حمله آنها را دفع کند، اما اجازه ورود به جغرافیای افغانستان را نداشت (13). 
سوم: جنگ با عثمانی
 در سال 1237 شمسی، برخی از سرداران عثمانی مأمور جنگ با ایران شدند. عثمانی با ارتشی قدرتمند و با وضعیت برتری در برابر ارتش ایران، حمله‌ای آغاز کرد؛ اما ارتش فتحعلی شاه قاجار شکست سختی بر ارتش عثمانی وارد آورد. درنهایت در سال 1239 شمسی منجر به امضای قرارداد «ارزروم اول» شد. براساس این عهدنامه، تغییرات مهمی در مرزهای میان دو کشور داده نشد و سرحدات ایران و عثمانی تقریباً به همان حدود زمان نادرشاه تثبیت گردید. اما عهدنامه دوم ایران و عثمانی در شانزدهم جمادی‌الثانی ۱۲۶۳ قمری به امضا رسید که براساس ماده دوم این عهدنامه، جانب غربی ولایت زهاب به دولت عثمانی و جانب شرقی آن به ایران تعلق گرفت.
 به موجب عهدنامه «ارزروم دوم» دولت ایران پذیرفت که از ادعای خود در رابطه با مناطق غربی زهاب (مندلی، نفتخانه و خانقین) دست بردارد و نیز حاکمیت عثمانی را بر سلیمانیه به رسمیت بشناسد و نسبت به آن ادعایی نداشته باشد. همچنین عثمانی تعهد کرد حق کشتیرانی ایران بر اروندرود را به رسمیت بشناسد؛ افزون بر اینکه بنا شد حدود مرزی دو کشور تعیین شود، ولی با وجود برگزاری سه نشست، توافقی به عمل نیامد. 
چهارم: جنگ جهانی اول
 جنگ جهانی اول (۱۳۳۲ ـ ۱۳۳۷ ق)، نخستین جنگ جهانی آغاز شد که ۲۶ کشور از جمله ایران در آن درگیر شدند. 
در این جنگ اگرچه احمدشاه اعلام بی‌طرفی کرد (14)، اما از شمال و جنوب مورد حمله قرار گرفت و براساس قراردادی در سال ۱۳۲۵ قمری در سن‌پترزبورگ میان روس و انگلیس، ایران به دو منطقه نفوذ و یک منطقه بی‌طرف تقسیم شده بود (15)؛ ولی حتی منطقه بی‌طرف هم براساس قرارداد ۱۹۱۵ و طی جنگ از بین رفت و ایران به دو منطقه تحت نفوذ تقسیم شد. ایران پس از این جنگ به ویرانه ‎ای تبدیل شد که قحطی مردم را به علف‌خواری واداشته بود (16). بر‌اساس برخی روایت‌ها، در این جنگ «حدود هشت تا ده میلیون نفر، یعنی 40 تا 50‌ درصد کل جمعیت ایران، بر اثر گرسنگی و مرض‌های ناشی از آن و سوء‌تغذیه از میان رفتند» (17). 
دوره پهلوی: جنگ جهانی دوم 
 جنگ جهانی دوم در زمان رضاشاه اتفاق افتاد. ایران همانند جنگ جهانی اول در این جنگ نیز اعلام بی‌طرفی کرد (18)؛ اما از آنجا که رضا شاه به آلمان گرایش داشت و این امر برای انگلیسی‌هایی که او را بر سر کار آورده بودند، بسیار گران بود، دوباره روس‌ها از شمال و انگلیسی‌ها از جنوب به اشغال ایران روی آوردند و درنهایت، انگلیسی‌ها رضاشاه را از پادشاهی عزل و فرزندش محمدرضا را به سلطنت رساندند(19). در سال 1322 شمسی، استالین- نخست‌وزیر شوروی- روزولت- رئیس‌جمهور آمریکا- و چرچیل- نخست‌وزیر انگلستان- وارد تهران شدند و کنفرانس سران این سه کشور را در ایران تشکیل دادند (20) که به «کنفرانس تهران» معروف شد. این کنفرانس بدون هماهنگی ایران برگزار شد و پس از اطلاع، شاه ایران تنها اجازه یافت چند دقیقه با آنها صحبت کند. 
جمهوری اسلامی: دوران جمهوری اسلامی
 پیروزی انقلاب اسلامی نقطه پایانی بود بر زیاده‌خواهی‌های قدرتمندان شرق و غرب؛ از این‌رو آنها که دیگر نمی‌توانستند مانند گذشته، زمین ایران را تصاحب کنند و نیز ذخایر طبیعی از جمله نفت ایران را به غارت ببرند، درصدد توطئه برآمدند. یکی از توطئه‌ها، تحریک صدام برای حمله به ایران بود. در 31 شهریور سال 1359 شمسی صدام به ایران حمله کرد(21). 
صدام‌حسین با اطلاعاتى که آمریکا و فرانسه و عوامل ستون‌پنجم در اختیارش گذاشته بودند، از این نقاط ضعف به خوبى آگاهى داشت؛ به همین دلیل حتى نقشه‏ عراق بزرگ را آماده کرده بود که در آن استان خوزستان به طور کامل و بخش‌هایى از استان‌هاى غربى ایران، جزئی از خاک عراق به‌شمار می‌آمدند. او مطمئن شده بود نظام اسلامى توان مقابله در برابر این لشکرکشى را ندارد و به زودى ساقط خواهد شد و دنیاى استکبار نیز از او حمایت خواهد کرد (22)؛ به همین دلیل گفت تا سه روز دیگر تهران را فتح خواهد کرد. اما پس از هشت سال نتوانست کاری از پیش ببرد و سرانجام قطعنامه 598 در سال 1366 صادر شد و جنگ به پایان رسید. این قطعنامه زیر فشار سهمگین رزمندگان اسلام بر پیکر دشمن صادر شد. 
حماسه دفاع مقدس، برکات و دستاوردهای بی‌نهایتی برای ملت ایران به ارمغان آورد و جهاد و شهادت مردمان با ایمان و مخلص این سرزمین، ستون‌های نظام اسلامی را تا مدت‌ها استحکام بخشید.
 تاریخ از هشت سال جنگ برای ایران، شرف و آزادگی و مقاومت و ایمان به خدا را در صفحات خود ثبت کرد؛ اما از متجاوز و متحدان او که طی هشت سال او را یاری و تشویق کردند، جز به زشتی یاد نخواهد کرد.
 جنگ تحمیلی دوازده روزه اسرائیل با ایران در بامداد ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، رژیم صهیونیستی با حمایت لجستیکی آمریکا و برخی کشورهای اروپایی با هدف ضربه‌زدن به زیرساخت‌های جمهوری اسلامی ایران و در نهایت سرنگونی حکومت ایران، جنگی را آغاز کردند. در ساعات اولیه این جنگ، یهودیان صهیونیست به واسطه عبور از سامانه‌های پدافندی ایران، توانستند جمعی از سرداران سپاه، دانشمندان هسته‌ای و مردم بی‌گناه را به شهادت برسانند؛ اما در ادامه با فرماندهی دقیق مقام معظم رهبری و با رشادت نیروهای مسلح ایران، صحنه جنگ تغییر کرد و ضربه‌های سختی بر این رژیم وارد شد. با وجود ورود مستقیم آمریکا در حمایت از این رژیم، درنهایت آنان بعد از دوازده روز خواستار آتش‌بس شدند. 
در طول این دوازده روز، عمال رژیم صهیونیستی و منافقان در داخل کشور کوشیدند با اقدامات تروریستی خود، فضای ناامنی و ترس را ایجاد کنند و با اینکه اقدامات آنان سبب شهادت برخی نیروهای نظامی و مردم بی‌گناه گردید، در نهایت اقدامات پلیدانه آنان راه به جایی نبرد و بخش درخور توجهی از آنان در زمان جنگ دستگیر شدند؛ همچنین بعد از جنگ، نیروهای اطلاعاتی و امنیتی با پیگیری‌های متعدد توانستند ضربه‌های سنگینی بر آنان وارد کنند و جمع بسیاری از این افراد را برای اجرای اشد مجازات تحویل دستگاه قضا بدهند.
 نتیجه
 از ابتدای قاجار تا پایان پهلوی، هر پادشاهی که بر ایران حکومت کرد، با جنگ یا بدون آن قسمتی از خاک ایران را به حراج گذاشت. اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی و برپایی نظام جمهوری اسلامی، با آنکه دو جنگ بر ایران تحمیل شد و در هر دو جنگ تمام دنیای زر و زور در مقابل ایران قرار داشتند، امامین انقلاب به کمک الهی و با مدیریتی مثال‌زدنی، نظامیان و عامه مردم را هدایت کردند؛ به‌گونه‌ای که حتی یک وجب از خاک ایران جدا نشد. 
کلمات کلیدی: جنگ‌های تحمیلی، تاریخ قاجاریه، جنگ دوازده روزه، پیمان‌های دوره قاجاریه. 
منبع: مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی 
پی‌نوشت‎ها: 
1. کاظم موسوی بجنوردی؛ دایره‌المعارف بزرگ اسلامی؛ چ 2، تهران: مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۶۹ ش، ج ۱، ص ۴۷۸. 
2. همان. 
3. سرپرسی سایکس؛ تاریخ ایران؛ ترجمه: محمدتقی فخرداعی گیلانی؛ تهران: وزارت فرهنگ، ۱۳۳۳ ش، ج ۲، ص ۴۶۰. 
4. احمد‌خان ملک ساسانی؛ سیاست‌گران دوره قاجار؛ تهران: طهوری، ۱۳۳۸ ش، ص ۲۷۴. 
5. علی‌اصغر شمیم؛ ایران دوره قاجار؛ تهران: زریاب، 1379 ش، ص 92. 
6. محمدتقی لسان‌الملک سپهر؛ ناسخ‌التواریخ: تاریخ قاجاریه؛ تهران: چاپ جمشید کیانفر، ۱۳۷۷ ش، ج ۱، ص ۳۵۷. 
7. جهانگیر میرزا؛ تاریخ نو: شامل حوادث دوره قاجاریه از سال ۱۲۴۰ تا ۱۲۶۷ قمری؛ تصحیح: عباس اقبال؛ تهران: کتابخانه علی‌اکبر علمی و شرکا، ۱۳۲۷ ش، ج ۱، ص ۹۶ ـ ۹۷. 
8. سعید نفیسی؛ تاریخ سیاسی- اجتماعی ایران در دوره معاصر؛ تهران: [بی نا]، 1344 ش، ص 210. 
9. علی اصغر شمیم؛ ایران در دوره سلطنت قاجار؛ چ 2، تهران: زریاب، ۱۳۸۰ ش، ص 255. 
10. عبدالرضا هوشنگ مهدوی؛ سیاست‌خارجی ایران در دوران پهلوی؛ تهران: پیکان، 1377 ش، ص 247. 
11. همان، ص 713. 
12. محمدتقی لسان‌الملک سپهر؛ ناسخ‌التواریخ؛ تصحیح: جمشید کیانفر؛ تهران: اساطیر، 1390 ش، ج 3، ص 145. 
13. مرتضی دهقان‌نژاد و زینب جلالیان؛ «انگلستان و معاهده استعماری پاریس»؛ مجله تاریخ روابط خارجی، س 10، ش 37، ص 91. 
14. احمدعلی سپهر؛ ایران در جنگ بزرگ: 1914 ـ 1918؛ تهران: [بی نا]، ۱۳۳۶ ش‌، ج ۱، ص ۸۹. 
15. همان، ص ۳۶۳ ـ ۳۶۴. 
16. ژان پیر دیگار و...؛ ایران در قرن بیستم: بررسی اوضاع سیاسی‌، اجتماعی‌، اقتصادی و فرهنگی ایران در یک‌صد سال اخیر؛ ترجمه: عبدالرضا هوشنگ مهدوی؛ تهران: [بی نا]، ۱۳۷۷ ش‌، ج ۱، ص ۶۲. 
17. محمدقلی مجد؛ قحطی بزرگ؛ نسل‌کشی ایرانیان در جنگ جهانی اول (1296 ـ 1298 ش/ 1917 ـ 1919 م)؛ ترجمه: محمد کریمی؛ تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ویراست دوم، 1394 ش، ص 16. 
18. صفاءالدین تبرائیان؛ ایران در اشغال متفقین؛ تهران: مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، ۱۳۷۱ ش، ج 1، ص 13. 
19. مهدی هروی؛ نخست‌وزیری در ۳۷ سال؛ تهران: نشر توکل، ۱۳۸۴ ش، ص ۲۲. 
20. همان، ص 34. 
21. علی اکبر ولایتی و همکاران؛ «جنگ عراق با ایران»، در: دانشنامه جهان اسلام؛ زیرنظر غلامعلی حداد عادل؛ تهران: بنیاد دایره‌المعارف اسلامی، 1393 ش، ص 11.
22. مهدی مرندی و داوود سلیمانی؛ دفاع مقدس (جنگ تحمیلی) در اندیشه امام خمینی؛ تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1383 ش، ص 122.