کد خبر: ۳۱۶۵۳۷
تاریخ انتشار : ۲۵ مرداد ۱۴۰۴ - ۲۰:۱۴

شاخص‌های اصلاحات و اصلاح‌طلبی در قرآن

محمد‌احسان آزادی

‌اصولا شرایط زندگی دنیوی به‌گونه‌ای است که گرایش به فساد و افساد دارد؛ بنابراین، لازم است تا همواره اقدامات اصلاحی انجام شود و جلوی افساد یا افساد بیشتر گرفته شود.
عده‌ای از مردم به سبب عدم درک صحیح از حقایق و ناتوانی از تعلیل، تحلیل، تبیین و توصیف دقیق امور، توصیه‌های نادرستی داشته و گاه حتی به سبب نابخردی و سفاهت، افساد خویش را اصلاح دانسته و رفتارهای مفسدانه خویش را مصلحانه می‌دانند. بنابراین فهم اصلاح حقیقی و عمل مطابق حق و عدالت و اصلاح‌گری، زمانی تحقق می‌یابد که انسان شناخت و معرفتی تمام از دین و سنت‌های حاکم بر هستی داشته باشد و مطابق آن عمل کند. از همین‌رو همواره شماری اندک از مردم هستند که در جرگه مصلحان حقیقی قرار می‌گیرند و بیشتر مردم گرفتار توهم اصلاح‌طلبی هستند.
زمینه‌های اصلاح و اصلاح‌گری
اصولا اصلاح‌گران به‌ویژه اصلاح‌گران در ساحت اجتماعی، بسیار اندک هستند؛ زیرا بسیاری از مردم گرفتار انواع مشکلاتی هستند که ایشان را به سوی افساد و مفسد‌بودن سوق می‌دهد. (هود، آیه 116) از نگاه قرآن کسانی می‌توانند در جرگه مصلحان حقیقی و واقعی قرار گیرند که دارای شرایط عام و خاصی باشند. از مهم‌ترین ویژگی مصلحان حقیقی، شناخت و معرفت دقیق و تمام کمال از حقایق هستی و دین الهی است؛ زیرا این افراد هستند که «حق» را می‌شناسند و بر آن هستند تا آن را در سبک زندگی فردی و جمعی و شخصی و اجتماعی به نمایش گذارند و در مقام عمل «عادل» باشند؛ زیرا عادل کسی است که هر چیزی را در  جایگاه حق می‌گذارد که خدا بر‌اساس دین برایش مشخص و مقدر کرده است. بنابراین، مصلحان واقعی، انسان‌های حق‌شناس و حق‌گرا و عادل به معنای واقعی کلمه هستند و در یک کلمه «قوامین بالقسط» بوده و قسمت و سهم هر چیزی را می‌شناسند و به عنوان گواهان الهی، یعنی «شهداء‌لله» آن را اقامه می‌کنند حتی اگر به زیان خویش یا خویشان باشد. از همین‌رو خدا در آیات قرآن، مؤمنان حقیقی را مصلحان واقعی می‌داند که بر‌اساس سنت‌های الهی و قوانین آن‌، که عقل فطری و نقل وحیانی آن را کشف می‌کند، فلسفه و سبک زندگی خویش را تنظیم می‌کنند. (اعراف، آیه 170؛ نساء، آیه 135؛ مائده، آیه 8؛ حدید، آیه 25) از نگاه قرآن، مصلحان واقعی در چارچوب دین و قوانین آن «تقوا» پیشه می‌گیرند و تلاش می‌کنند تا هر امر فاسدی را اصلاح کنند و در مسیر دین  و سنت‌های الهی قرار دهند. از همین‌رو ایشان اهل تمسک حقیقی به «کتاب» به عنوان قوانین و سنت‌های الهی حاکم بر هستی هستند و با «تقوا» و نگهداشت خود در چارچوب این قوانین الهی، به اصلاح‌گری می‌پردازند.(اعراف، آیه 170؛ احزاب، آیات 70 و 71) آنان همان‌گونه که به اقامه نماز می‌پردازند و این‌گونه نسبت خود را به عنوان عبد با معبود تحکیم می‌بخشند تا تزکیه نفس نموده و رشد معنوی داشته باشند (اعراف، آیه 170)، تلاش می‌کنند تا با تمسک به کتاب و قوانین الهی که بر مدار حکمت و حق و عدل و قسط است، به اصلاح‌گری بپردازند و اجتماعی مبتنی بر حق و عدالت را تحقق بخشند. (همان) اصولا از نظر قرآن، مصلحان حقیقی از نظر «قول» و اعتقاد باطنی و آنچه بر زبان جاری می‌کنند، استوار و محکم هستند و عقاید و اقوالشان مبتنی بر برهان و حقانیت است. از همین‌رو می‌توانند حقیقت هر چیزی را بشناسند و در تحقق اصلاحی آن بکوشند (احزاب، آیات 70 و 71)؛ زیرا زمانی قول و عقیده‌ای استوارخواهد بود که مبتنی بر برهان و حقانیت و صواب و درستی باشد. بنابراین می‌توان گفت که مصلحان واقعی کسانی هستند که حق‌شناس و حق‌گرا و حق‌گو هستند (همان) و با بهره‌مندی از دین و قوانین الهی تلاش می‌کنند تا حق و عدالت را تحقق بخشند؛ چرا‌که حقیقت تقوا جز زندگی بر مدار حق و حقیقت و عدالتی نیست که خدا برای هر‌چیزی و هر‌کسی مقدر کرده است. البته مصلحان حقیقی نمی‌توانند فاقد عنصر «ایمان» باشند؛ زیرا ایمان حقیقی چیزی جز اذعان و اقرار قلبی و زبانی به حق و حقیقت و عمل مطابق آن نیست. بنابراین، کسی در قول و فعل دنبال حقیقت و عدالت می‌رود و مصلحانه عمل می‌کند که برخوردار از عنصر ایمان باشد. از همین‌رو مصلحان حقیقی جز مؤمنان نیستند که بر‌اساس کتاب و قوانین الهی عمل می‌کنند تا این‌گونه با کسب تقوای الهی از فوز عظیم رضایت الهی و بهشت اخروی و سعادت ابدی برخوردار شوند. (احزاب، آیات 70 و 71) کسانی که به خطا و اشتباه فسادی می‌کنند و افسادی دارند، اگر واقعا اهل توبه و بازگشت به سوی خدا هستند، تلاش می‌کنند تا فساد پیشین را اصلاح کرده و در مدار و محور حق و عدالت آن را سامان دهند. بنابراین، نمی‌توان از مؤمنی سخن گفت که توبه کرده باشد و اصلاح‌گری نکند؛ بلکه هر مؤمن و معتقد به خدا و آخرت تلاش می‌کند تا برای رسیدن به مقام تقوا‌، ضمن توبه از کارهای نادرست و فاسد پیشین خویش به اصلاح‌گری بپردازد و این‌گونه جبران مافات کند. (بقره، آیه 160؛ نساء، آیات 16 و 146) خدا در توصیف مؤمنانی که برخوردار از مقام غفور و رحیم می‌شوند، به این نکته توجه می‌دهد که: «هر‌که از شما از روی جهالت زشتی انجام دهد سپس بعد زشتکاری توبه کند و اصلاح نماید؛ پس آنگاه است که خدا غفور و رحیم است.» (انعام، آیه 54) پس مؤمنان حقیقی که مصلحان هستند اگر فسادی را در اثر جهالت عقلی یا جهالت علمی داشته باشند، پس از توبه سعی می‌کنند تا اصلاح امر فاسد کرده و در مسیر درست قرار گیرند تا از غفران و رحمت خاص الهی برخوردار شوند.(همان) این بدان معناست که مؤمنان حقیقی هرگز اصراری بر فساد ندارند و اگر خطائی کردند توبه کرده و با اصلاح امر فاسد سعی می‌کنند تا در چارچوب دین، زندگی خویش را دوباره سامان دهند. (همان)
البته ممکن است که مؤمنان به علل و عواملی فسادی را ناخواسته و نادانسته انجام دهند‌، لذا دیگران موظف هستند آنان را حتی با اقدامات تنبیهی، آگاه سازند تا توبه کرده و اصلاح‌گری کنند. (نساء، آیه 16) بنابراین، خطاکاران در عمل افسادی می‌بایست حتی با مجازات و اذیت و آزار آگاه‌سازی شوند و بیدار گردند و توبه کنند و اصلاح امر فاسد خویش نمایند. (همان) البته از نظر قرآن، همان‌گونه که گاه با اذیت و آزار می‌توان شخص را از فسادی دور کرد و توبه‌کار و مصلح نمود، همچنین خوب است که برای او دعا شود تا اولا گرفتار فساد نشود یا خدا امر او را اصلاح نماید؛ چنان‌که دعا و نیایش برای اصلاح امر فرزندان جزو دعا‌های قرآنی است. (احقاف، آیات 15 و 16) در حقیقت دعا خود عامل و بستری برای اصلاح‌گری است. اموری چون پیروی از مفسدان (اعراف، آیه 142)، تقلید کورکورانه از نیاکان و دیگران (هود، آیات 87 و 88)، فقدان ناهیان از منکر و آمران به معروف (هود، آیات 116 و 117)، حضور وسوسه‌گران و نجواگران به فساد در میان مردم (نساء، آیه 114) و مانند آنها از موانع اصلاح‌گری است؛ بنابراین، لازم است که مؤمنان از این امور پرهیز کنند و برای ایجاد جامعه اصلاحی و مصلحان، تلاش کنند تا به امر به معروف و نهی از منکر توجه داده و از حضور در مجالس وسوسه‌انگیز و نجواگران به فساد اجتناب شود. 
اصولا از نظر قرآن، انسان‌های مصلح کسانی هستند که اهل‌قول سدید (سخن استوار) و اعتقاد محکم و دلایل برهانی هستند (احزاب، آیات 70 و 71)؛ بنابراین مصلحان هرگز دنبال تقلید‌های باطل از نیاکان و دیگران و بیگانگان نمی‌روند.
از نظر آموزه‌های قرآنی، توجه انسان به پاداش‌های عظیم دنیوی و اخروی برای اصلاح‌طلبی (نساء، آیه 114)، و سفارش دیگران به اصلاح‌طلبی و دوری و عدم پیروی از مفسدان (اعراف، آیه 142)، دعا در حق دیگران برای رسیدن به مقام مصلحان (احقاف، آیات 15 و 16)، برخورداری از توفیق الهی در اصلاح‌گری (هود، آیه 88) و مانند آنها بستر‌ساز گرایش انسان به اصلاح‌طلبی حقیقی است.
آثار اصلاح حقیقی
از جمله عوامل بسترساز برای گرایش انسان به اصلاح‌طلبی توجه به آثار و برکات اصلاحات حقیقی است. از همین‌رو آموزه‌های قرآنی در تبیین اهمیت و ارزش اصلاحات حقیقی به آثار آن توجه داده که عبارتند از: رهایی از خوف و حزن و رسیدن به آرامش و امنیت در سایه ایمان و اصلاح (انعام، آیه 48؛ اعراف، آیه 35)، قبول توبه شخص گناهکار و مفسد (بقره، آیات 159 و 160؛ آل‌عمران، آیه 89)، رهایی از آثار ظلم (ماتده، آیه 39)، برخورداری از غفران و رحمت خاص (نور، آیه 5)، برخورداری از توفیق الهی (نساء، آیه 35)، رهایی از هلاکت دنیوی و اخروی (هود، آیه 117)، بقای جامعه و سلامت آن (هود، آیات 116 و 117)، اجر و پاداش تضمین‌شده الهی (اعراف، آیه 170)، اجر عظیم (نساء، آیه 114)، برخورداری از مقام رضوان و رضایت الهی (همان) و مانند آنها. بنابراین، کسی که دنبال اصلاح و اصلاح‌طلبی حقیقی می‌رود، در حقیقت نه‌تنها از نظر شخصی از آثار آن برخوردار خواهد شد که اجر و مزد دنیوی و اخروی الهی است، بلکه می‌تواند در سایه امنیت و سلامت اجتماعی از آثار یک جامعه سالم و صالح برخوردار شود. در حقیقت آثاری که برای مصلحان است در ساحات فردی و اجتماعی و نیز مادی و معنوی و همچنین دنیوی و اخروی است که در آیات قرآن به آن توجه داده شده است.
ویژگی‌ها و اوصاف مصلحان حقیقی
مصلحان حقیقی کسانی هستند که با وجود شمار اندک در جوامع بشری سعی می‌کنند به دور از هر‌گونه جرمی که مرفهان بی‌درد و مجرمان می‌کنند، امور فاسد را اصلاح کرده و جامعه را به اصلاح برسانند. (هود، آیات 116 و 117) بنابراین مصلحان حقیقی از شمار اندک خویش واهمه و ترسی ندارند و دست از کوشش و تلاش در حد توان خویش بر نمی‌دارند. (همان) اگر همین اندک مصلحان در اجتماع نباشد، وضعیت جوامع بشری به چنان شرایطی می‌رسید که جز هلاکت و نابودی نمی‌توانست چیزی برایشان رقم بخورد، اما این اندک مصلحان می‌توانند ضامن بقای جوامع باشند و آنان را از شرور مترفان و مجرمان حفظ کنند و ضامن بقای جامعه باشند. (همان) در حقیقت انجام اقدامات اصلاحی همین مصلحان اندک است که مانع نزول عذاب استیصال و ریشه‌کن از سوی خدا می‌شود و بقای اجتماع را تضمین می‌کند. (همان)
از نگاه قرآن، مصلحان حقیقی در هر اجتماعی انسان‌های مؤمن و متقی و دارای اندیشه و بصیرت در امور هستند که از فساد باز می‌دارند و خواهان نجات مردم از اتراف و ظلم و جرم هستند. (همان) همچنین مصلحان حقیقی دارای نفس و قلب سالم و سلیم هستند و فطرت آنان مهر نخورده است؛ از همین‌رو درک درستی از حقایق هستی و عدالت و مانند آنها داشته و به حقایق و عدالت گرایش دارند و از افساد و فساد اجتناب می‌کنند؛ این در حالی است که در برابر ایشان افرادی قرار دارند که مدعی اصلاح‌طلبی هستند و خود را مصلح می‌دانند، در حالی که به سبب از دست دادن فطرت سالم و ناتوان از درک حقایق هستی‌، نه‌تنها افساد خویش را اصلاح می‌دانند بلکه مصلحان حقیقی را مفسد می‌شمارند و با آنان در جنگ و‌ستیز هستند. (بقره، آیات 7 تا 12)
این مصلحان دروغین یکی از مهم‌ترین عوامل اصلی در افساد در زمین و گسترش آن هستند.(همان) از نظر قرآن، منافقان از شمار اصلی این گروه مدعیان دروغین اصلاح‌طلبی هستند که خطر ایشان از کافران و مشرکان بیشتر و سخت‌تر و بدتر است، مگر آنکه توبه و اصلاح حقیقی کنند. (همان؛ نساء، آیات 145 و 146) پیامبران بزرگ‌ترین گروه از مصلحان حقیقی هستند که در سطح توان خویش برای اصلاح امور اقتصادی و اجتماعی و خانوادگی و مانند آنها تلاش کردند. (هود، آیات 87 و 88؛ اعراف، آیه 142)
پیامبران کوشیدند تا بر‌اساس دین الهی و سنت‌ها و قوانین حاکم بر هستی از طرق مختلف مردم را نسبت به حقایق و عدالت و قسط و مانند آنها آگاه سازند و آنان را تشویق و ترغیب به اقامه عدالت کنند. بنابراین، در ساحت اقتصادی با تاکید بر پیمانه و ترازو و کیل و مانند آنها و در ساحت خانوادگی بر مراعات حقوق همسران و در ساحت‌های اجتماعی با تاکید بر عدالت و مساوات و مانند آنها تلاش کردند تا در جایگاه مصلحان حقیقی و شاهدان الهی ظهور کنند.
بهره‌گیری از روش‌های اصلاحی چون ترازو و پیمانه (هود، آیات 84 تا 88؛ اعراف، آیه 85) یا تنبیه و مجازات و اذیت خطاکار، تعیین قاضی تحکیم، (نساء، آیات 34 و 35)، موعظه (همان)، عفو و گذشت (نساء، آیه 128) و مانند آنها از جمله فرمان‌های الهی است که پیامبران بر آن تاکید داشته و خود عامل بدان بوده‌اند.
به هر حال، مصلحان حقیقی نه‌تنها خود اهل بصیرت نسبت به حق و حقیقت و عدالت هستند، بلکه عامل به حقیقت و عدالت و قسط می‌باشند و سبک زندگی خویش را بر مدار حقیقت و عدالت شکل می‌دهند و دیگران را نیز بدان ترغیب می‌کنند و تا حد توان در این امور اصلاحی وارد می‌شوند و در مقام صالحان مصلح عمل می‌کنند. بنابراین، نمی‌توان کسانی را که خود اهل بدفهمی و بدکرداری هستند و چیزی می‌گویند و چیزی دیگر انجام می‌دهند و دل و زبان و عملشان با‌هم سازگار و سازوار نیست مصلح و اصلاح‌طلب نامید. به نظر می‌رسد که کافران و مترفان و ظالمان و مجرمان که داعی صلح و اصلاح دارند، دروغگویانی بیش نیستند که به مکر و فریب داعی اصلاح‌طلبی دارند و برای مقاصد خویش علم اصلاح‌طلبی را بلند کرده‌اند.