کد خبر: ۳۱۶۵۳۴
تاریخ انتشار : ۲۵ مرداد ۱۴۰۴ - ۲۰:۱۴

نقش تغافل در تحول انسان‌ها(حکایت خوبان)

 
روزی امام حسن(ع) از کوچه‌های مدینه عبور می‌کرد، پیرمردی از اهالی شام هنگامی که آن حضرت را دید به ایشان ناسزا گفت. امام حسن(ع) گویی حرف‌های او را نشنیده است، با لبخند نزد او آمد و با برخوردی مهرآمیز، به او فرمود: پیرمرد! گمانم غریبی، گویا اموری بر تو اشتباه شده است. اگر از ما درخواست رضایت کنی، از تو خشنود می‌شویم. اگر چیزی از ما بخواهی به تو عطا می‌کنیم. اگر از ما راهنمایی بخواهی تو را راهنمایی می‌کنیم. اگر بار برداری از ما بخواهی، بار تو را برمی‌داریم. اگر گرسنه باشی، تو را سیر می‌کنیم. اگر برهنه باشی تو را می‌پوشانیم. اگر نیازمند باشی تو را بی‌نیاز می‌کنیم. اگر گریخته باشی به تو پناه می‌دهیم. اگر حاجتی داری، آن را ادا می‌نماییم. اگر مرکب خود را به سوی خانه ما روانه سازی و تا هر وقت که بخواهی، مهمان ما باشی، برای تو بهتر خواهد بود، زیرا ما خانه‌ای آماده و وسیع و ثروت بسیار داریم. پیرمرد منقلب شد و گریه کرد و گفت: گواهی می‌دهم که تو خلیفه خدا در زمینش هستی. خداوند آگاه‌تر است که مقام رسالت خود را در وجود چه کسی قرار دهد. تو و پدرت مبغوض‌ترین افراد نزد من بودید، ولی اینک تو محبوب‌ترین انسان نزد من هستی.(1)
 
____________
1- بحارالانوار، ج 43، ص 344