مدیریت در خوزستان دستخوش تغییرات زودرس! (یادداشت خبرنگار)
قریب یک سال و اندی است که بدنه مدیریتی و اجرایی استان دستخوش تغییراتی شده است. تغییراتی که همگان امید آن را داشتند که موجبات حرکت، پویایی و تعالی استان شود؛ تغییر از پس تغییر رقم خورد ولی متأسفانه نهتنها جنبش و فعالیت چشمگیری مشاهده نشد بلکه روزبهروز شاهد افول فعالیتها در دستگاههای مختلف استان خوزستان هستیم.
مدیرانی در این مدت در خوزستان بر مسند مسئولیت تکیه زدهاند که عموماً فعالیت چشمگیر و پویایی در آنها دیده نمیشود و در جلسات مختلف به ارائه یک سری آمار تکراری میپردازند و بدون اینکه هیچ راهکاری درمورد رفع آنها ارائه کنند؛ یا توپ را به زمین سایر دستگاهها میاندازند و یا به استمدادطلبی از استاندار و مسئولین کشوری میپردازند.
مدیری که قادر به تولید ایده و برنامه برای رفع مشکلات حوزه مدیریتی خود نباشد نمیتوان نام مدیر بر او نهاد، زیرا پشت میز ریاست نشستن و امضای چند نامه اداری از هر کسی برمیآید. آه و ناله از کمبودها و عقبماندگیها و انداختن تقصیرها بر گردن دیگران هم که کار دشواری نیست و از عهده هرکسی برمیآید.
در بررسیهای مکرر و حضور در جلسات مختلف و برخورد با مدیران و پیگیریهای رسانهای به این حقیقت رسیدیم که گویا یک نوع فشلیسم مدیریتی آگاهانه و یا ناآگاهانه بر استان حاکم شده است. کاهش آمار اخبار خروجی سایتهای دستگاههای اجرایی، عدم رغبت برخی مدیران برای رو دررویی با اصحاب رسانه و ارائه آمار تکراری و مأیوسکننده و... دلایلی بر این ادعاست.
مدیر کارآمد باید از قدرت تجزیه و تحلیل بالا و تفکر سازنده و پیشبرنده توأم با مولفههای ارزشی برخوردار باشد و درصورتی که مدیر از هر یک از دو شاخص بالا بیبهره باشد عملکرد قابل توجهی نخواهد داشت.
استان خوزستان به دلیل بافت جمعیتی؛ خسارات جنگ تحمیلی و عدم وجود مدیریتهای قوی در ادوار گذشته آسیبهای فراوان و بعضاً جبرانناپذیری دیده است. اما از دولت یازدهم که داعیهدار اعتدال است بعید است که از کنار این مسئله که البته در خوزستان در حد معضل است به سادگی عبور کند! از اینرو به نظر میرسد عدم اصلاح این روند در آینده زمینهساز بروز بحرانهای اجتماعی و امنیتی در این استان خواهد شد.
فاطمه زورمند