کد خبر: ۳۱۴۶۰
تاریخ انتشار : ۱۵ آذر ۱۳۹۳ - ۱۸:۳۷

کاربرد دین در جامعه مدرن (پرسش و پاسخ)


پرسش:
با توجه به مقتضیات زمان و مؤلفه‌های جامعه مدرن، دین چه نقش و کاربردی می‌تواند در چنین شرایطی برای انسان داشته باشد؟
پاسخ:
در بخش نخست پاسخ به این سؤال به تبیین مفهوم جامعه مدرن و مؤلفه‌های آن و همچنین مفهوم دین و مؤلفه‌های آن پرداخته شد، اینک در ادامه بخش پایانی مطلب را پی می‌گیریم.
5- فرد در نگاه دینی موظف است مصالح دین و جامعه را بر مصالح فردی مقدم کند. با توجه به نکات فوق می‌توان گفت: از آن جایی که بین مولفه‌های جامعه مدرن و دین مباینت و تضاد است، این نتیجه حاصل می‌شود که هر کدام از این دو، یک جهان‌بینی متمایز با دیگری ارايه می‌دهد که هیچ‌گونه سنخیت و پیوندی بین این دو جهان‌بینی نمی‌توان تصویر کرد، زیرا در جهان‌بینی مدرن انسان تمام توجه‌اش به کشف پدیده‌های مادی برای بهره‌مند شدن از لذت‌های این جهان است ولی در جهان‌بینی دینی انسان تمام توجه‌اش به کمال و سعادت حقیقی است و نگاهش به پدیده‌های مادی به عنوان ابزاری برای رشد و تعالی جان اوست.
لذا اگر به صورت ایده‌آل به جامعه مدرن نگاه شود در چنین جامعه‌ای دین هیچ‌گونه نقشی نخواهد داشت، به همین خاطر است (تباین مؤلفه‌ها) در جوامع مدرن که مهد آن در مغرب زمین است می‌بینیم که دین در شکل‌دهی جامعه هیچ‌گونه نقشی ایفا نمی‌کند و اداره جامعه به عهده حکومت‌های سکولار است. اما به دلیل آن که جامعه مدرن به اعتقاد کثیری از دانشمندان خود مغرب زمین مورد نقد جدی است و گروهی بر این باورند که از پویایی افتاده و راه انحطاط را طی می‌کند، از باب نمونه: «دانیل بل، جامعه‌شناس و از برجسته‌ترین پست مدرنیست‌های آمریکایی با تاکید بر بازگشت به مذهب و شکست مدرنیته، وی احیاگری دینی را تنها راه‌حل بحران مدرنیته می‌داند و معتقد است ایمان و اعتقاد دینی در پیوند با ایمان به سنت، سبب می‌شود تا افراد هویت‌های کاملا روشنی پیدا کرده و از امنیت وجودی برخوردار گردند.
زیرا دین بر اساس آموزه‌های خود و منافع معرفت‌اندوزی که در اختیار آدمی قرار می‌دهد، می‌تواند پاسخ‌گوی سوالات بی‌پاسخ جهان مدرن باشد و دغدغه‌های فکری انسان مدرن را به آرامش مبدل کند. دین با تعریف انسان به موجودی دو ساحتی (طبیعی و فراطبیعی) بدن را قشر و حقیقت و گوهر او را روح معرفی کرده و کمال و سعادت او را در گرو توجه به مطالبات روح می‌داند و با تبیین راه‌های کمال او را به سوی سعادت راهنمایی می‌کند، دین با پیوندی عمیق بین خدا، انسان و معاد بهترین ضمانت را برای اجرای اخلاقیات فراهم کرده که بدون نظارت هیچ عامل بیرونی انسان دین‌دار شئون بایدها و نبایدهای فردی و اجتماعی را رعایت می‌کند. این پیوند آن چنان شدید است که بعضی دین را مساوی با اخلاق پنداشته‌اند، لذا جامعه مدرن با بازنگری در مولفه‌های خود و جرح و تعدیل آنها و بهره‌بری از آموزه‌های دینی می‌تواند بحران معرفتی اخلاقی و اجتماعی که سبب پوچ‌گرایی و انحطاط شده را مرتفع کند و راه سعادت و کمال را پیماید.
منابع جهت مطالعه بیشتر:
1- دکتر محمد جواد لاریجانی، نقد دینداری و مدرنیسم، انتشارات اطلاعات، تهران 1372.
2- دکتر علی قائمی، اسلام و مدرنیسم، قم، انتشارات رشاد، 1358.
3- دکتر سیداحمد رهنمایی، غرب‌شناسی، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1379.