کد خبر: ۳۱۳۵۴۱
تاریخ انتشار : ۰۸ تير ۱۴۰۴ - ۲۰:۳۵

شکست رؤیای کریدوری نتانیاهو با ضربه ایران به بندر حیفا

 
 
ایران با حملات هوائی و موشکی خود به بندر حیفا، یکی از اصلی‌ترین مراکز تجاری رژیم صهیونیستی، نه تنها زیرساخت‌های این رژیم را آسیب‌پذیر کرد، بلکه رویای بلندپروازانه نتانیاهو برای کریدور اقتصادی هند – خاورمیانه- اروپا (IMEC) را نیز به باد داد.
به گزارش خبرگزاری فارس؛ حملات ایران به بندر حیفا به عنوان بزرگ‌ترین بندر تجاری رژیم صهیونیستی، تأثیرات عمیقی بر روی بازارهای تجاری و اقتصادی این کشور گذاشت. بندر حیفا که تأمین‌کننده بیش از ۶۵ درصد سوخت پالایش‌شده اسرائیل است، با فعالیت‌های کمرنگ و افزایش قیمت‌های نجومی کالاها، با چالش‌های جدی مواجه شده است. از جمله افزایش قیمت یک بطری آب به ۲۰ دلار نشان‌دهنده بحران برآمده از این وضعیت است.
ایران با حملات هوائی و موشکی خود به بندر حیفا، یکی از اصلی‌ترین مراکز تجاری این رژیم، نه تنها زیرساخت‌های این رژیم را آسیب‌پذیر کرد، بلکه رویای بلندپروازانه کریدور عرب-مدیترانه (IMEC) بنیامین نتانیاهو را نیز به باد داد.
طرح کریدور IMEC که قرار بود اسرائیل را به مرکز ترانزیتی میان آسیا، اروپا و آفریقا تبدیل کند، حالا به برکت تحولات اخیر تا حد زیادی به ناکامی انجامیده است. 
این طرح آمریکایی- صهیونیستی که با حمایت آمریکا و همکاری کشورهایی چون عربستان، امارات و هند شکل گرفته بود، به دلیل حملات ایران و آسیب به بندر حیفا قابلیت اجرائی خود را از دست داده است.
رسانه‌های عبری زبان از ویرانی‌هایی که حملات اخیر بر جای گذاشتند، خبر می‌دهند. کشتیرانی‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که بندر حیفا به یک منطقه پرریسک تبدیل شده و به همین دلیل بسیاری از شرکت‌های حمل‌ونقل بین‌المللی از جمله بزرگ‌ترین کشتیرانی دنیا یعنی مرسک، به سرعت راه خود را به سمت بنادر دیگر تغییر دادند یا فعالیت تجاری خود را در این بندر متوقف کردند.
گفته می‌شود که حملات ایران به بندر حیفا، تمام معادلات استراتژیک رژیم صهیونیستی را تغییر داده و به تهدیدی جدی برای برنامه‌های اقتصادی آنها تبدیل شده است. نتانیاهو در تلاش بود تا با این کریدور، موقعیت ایران را در ترانزیت کالا و انرژی تضعیف کند، اما حملات ایران به وضوح نشان‌دهنده شکست این تلاش‌ها بود.
در انتها، باید به قدرت بازرگانی و تجاری ایران اشاره کرد که می‌تواند با توسعه کریدورهای ترانزیتی خود از طریق همسایگان، به عنوان یک گزینه مطمئن و مقرون‌به‌صرفه برای سرمایه‌گذاران و بازرگانان بین‌المللی در اوراسیا مطرح شود. 
به گفته «کریم نائینی» کارشناس حمل‌ونقل و ترانزیت، پایان دادن به پروژه آیمک، تنها از مسیر موشک و مقاومت نمی‌گذرد. ایران باید نشان دهد که در کنار توان نظامی، در حوزه اقتصادی و ترانزیتی نیز قدرتی اثرگذار است. 
این کارشناس تصریح کرد که هر چه مسیرهای ترانزیتی ایران فعال‌تر شوند، موقعیت رژیم صهیونیستی برای تصاحب دروازه ارتباطی آسیا و اروپا تضعیف خواهد شد و این یعنی پیروزی در نبردی بی‌صدا اما سرنوشت‌ساز.
«صدرا محمدی» کارشناس ژئوپلیتیک هم عنوان کرد که آمریکا قصد دارد رژیم جعلی صهیونیستی را به عنوان نائب خود در منطقه غرب آسیا معرفی کند و این رژیم را به کانون ترانزیتی، انرژی و تجاری سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا تبدیل کند که در این راه هیچ به جز منافع خودش، برایش اهمیت ندارد.
محمدی افزود: ایران به عنوان چهارراه ترانزیتی جهان که قدمتی چند هزار ساله از جمله راه ابریشم و تجارت د‌ها هزار بازرگان هندی و شرق آسیایی در کریدور شمال-جنوب عبوری از ایران دارد، همواره کانون تجارت و اقتصاد بین‌المللی بوده است.
این کارشناس تصریح کرد که جنگ ایران با رژیم صهیونیستی در واقع جنگ با خود آمریکا است که مانع از گرفتن نقش بی‌بدیل ایران در تجارت جهانی شود و به قول معروف، «در یک اقلیم دو سلطان نگنجد». بنابراین درگیری ایران با آمریکا چه به صورت مستقیم چه به صورت غیرمستقیم ادامه‌دار خواهد بود و تاریخ نشان داده است که ملت ایران، همواره ملت پیروز بوده‌اند.
اسرائیل دیگر قابل اتکا نیست
ضربات ایران به اسرائیل باعث شده نگاه غربی‌ها به این رژیم تغییر کند. در این زمینه، «فرانچسکو آنجیولونی»، هماهنگ‌کننده علمی «دیدبان مدیترانه» وابسته به مؤسسه مطالعات سیاسی «پیو» واقع در واشنگتن در مصاحبه اختصاصی با «العربی الجدید» تاکید کرد که جنگ غزه و تصمیم اسرائیل برای حمله به ایران نقطه عطفی در تعادل ژئوپولیتیکی و اقتصادی منطقه خاورمیانه است.
وی افزود: اسرائیل از نظر اقتصادی زیر فشار سنگین و مستمری است که طی دو سال گذشته منابع این رژیم را با هزینه‌های هنگفت تخلیه کرده است. هزینه روزانه جنگ بین ۷۰۰ تا ۷۹۰ میلیون دلار است و هزینه دو روز نخست حملات به ایران حدود حدود یک و نیم میلیارد دلار بوده است.
فرانچسکو آنجیولونی هشدار می‌دهد که این تحولات ممکن است باعث تضعیف جایگاه اسرائیل به عنوان شریک اقتصادی پایدار و قابل اعتماد در عرصه بین‌المللی شود. نااطمینانی ژئوپولیتیکی و شکنندگی زیرساخت‌ها، سایه‌ای از تردید بر موقعیت راهبردی اسرائیل افکنده است.