راههای بهرهمندی از بشـارتهای الهــی
سمانه موسوی
بشارت از ریشه «بشر» ضد انذار، به خبرهای مسرّتآوری گفته میشود که چهره انسان را سرشار از شادابی، سرور و خوشحالی میکند و آثار آن در بدن و چهره و در یک کلمه در جنبه «بشری» انسان آشکار میشود.
خدا دارای دو وجه جلالی و اکرامی است که دوزخ و بهشت نمادهای اخروی آن است و مسئولیت اصلی پیامبران تبیین این دو وجه جلالی و اکرامی الهی است. آنان مأموریت داشتند تا در قالب بشارت و انذار مردم را نسبت به اکرام و جلال الهی آگاهی بخشند و خوف و رجا، خوف و طمع، رغبت و رهبت و مانند آنها را در دلهای مردمان برانگیزانند تا برای دستیابی به تقوای الهی و امنیت حقیقی که همان «ایمان» است، از طیبات بهره گیرند و از خبائث پرهیز کنند.
بشارتهای تحقیری و استهزائی
در قرآن، گاه از سر طعنه و استهزاء و تحقیر نسبت به کافران و منافقان، واژه «بشارت» همانند «عزت» به طور «مقید» برای عذاب بهکار رفته است. (جاثیه، آیات 7 و 8؛ لقمان، آیات 6 و 7؛ توبه، آیات 3 و 34؛ نساء، آیات 138 و 139؛ انشقاق، آیه 24) بنابراین، وقتی این واژه به طور مطلق بهکار میرود، مراد همان معنای اخبار مسرتآور است. (مفردات الفاظ قرآنکریم، ص 125؛ لسانالعرب، ج 1، ص 414)
بهنظر میرسد کسانی با چنین خطابهای تحقیرآمیز مواجه میشوند که در اوج توهمات و تخیلات باطل خویش هستند و با تکبر و استکبار حاضر به شنیدن حق و پذیرش آن نیستند.
از همینرو افرادی چون: کافران تکذیبگر (توبه، آیه 3؛ انشقاق، آیات 21 و 22)، مستکبران (لقمان، آیه 7؛ جاثیه، آیات 7 و 8)، گمراهکنندگان مردم (لقمان، آیات 6 و 7)، بازدارندگان مردم از راه حق (توبه، آیه 34)، منافقان (نساء، آیه 138)، ثروتاندوزان تارک زکات (توبه، آیه 34)، حرامخواران عالم و دانشمند (همان)، افترازننده دروغپرداز گناهکار (جاثیه، آیات 7 و 8)، قاتلان عدالتخواهان مقسط و پیامبران (آل عمران، آیه 21)، مروجان باطل (لقمان، آیات 6 و 7) و مانند آنها که بر این امور پافشاری دارند و حتی پس از شنیدن و آگاهی نسبت به حق و حقیقت از آن سرباز میزنند و به شکلی حقیقت و اهل حق را به استهزا میگیرند، اینگونه با بشارت الهی تحقیر و استهزاء میشوند.
عوامل بشارتهای مسرّت بخش خدا
برای دستیابی به بشارت حقیقی که همان بشارتهای مسرتبخش است، انسان باید از همه عوامل پیش گفته از کفر و تکذیب و استکبار و مانند آنها پرهیز کند.
این افراد و همچنین منکران قیامت و مجرمان (فرقان، آیات 21 و 22) و مانند آنها از بشارت حقیقی بیبهره هستند، در حالی که اجتنابکنندگان از این امور بهرهمند از بشارتهای الهی در دنیا و آخرت میشوند. به سخن دیگر، کسانی از بشارتهای مسرتبخش الهی بهرهمند میشوند که دارای صفات و ملکات و شاکلهای باشند که شامل: ایمان (بقره، آیات 25 و 97)، احسان و انفاق (حج، آیه 37)، انابه و بریدن به سوی خدا (زمر، آیه 17)، عبودیت و بندگی (زمر، آیه 17)، عمل صالح (شوری، آیه 23)، تقوای الهی (مریم، آیه 97)، جهاد در راه خدا (توبه، آیات 20 و 21)، خشوع و فروتنی (حج، آیه 34)، تبعیت از قرآن (یس، آیه 11؛ زمر، آیات 17 و 18)، خشیت و خوف علمی از خدا (یس، آیه 11)، صبر در مصایب و ناگواریها (بقره، آیه 155)، هجرت در راه خدا (توبه، آیات 20 و 21)، پذیرش ولایت الهی و ترک ولایت طاغوتی (زمر، آیه 17؛ یونس، آیات 62 و 63)، دستیابی به مقام شهید و شاهد (آل عمران، آیات 169 و 170) و مانند آنها است.
بشارتهای الهی مختص به عامل آخرت و بهرهمندی از بهشت و مواهب مادی و معنوی اخروی نیست، بلکه مؤمنان در همین دنیا نیز به اشکال گوناگون از بشارتهای الهی برخوردار میشوند؛ مانند بشارت پیروزی و فتح مکه (صف، آیه 13)، بشارت بهرهمندی از فضل کبیر الهی (احزاب، آیه 47)، بشارت هدایت خاص برای اولواالالباب اهل ایمان (زمر، آیات 17 و 18)، بشارت امدادهای غیبی و نزول فرشتگان (آل عمران، آیات 125 و 126؛ انفال، آیات 9 و 10)، فرزند (صافات، آیه 101) و مانند آنها در همین دنیا به مؤمنان متقی و صالح داده میشود.
البته مؤمنان از بشارتهای اخروی همچون: شفاعت پیامبر(ص) به سبب مقام «قدم صدق» (یونس، آیه 2)، رهایی از خوف و حزن و دستیابی به امنیت تمام (آل عمران، آیات 169 تا 170)، حیات حقیقی طیب در نزد خدا (همان)، نعمت و فضل خاص الهی (همان)، صلوات و رحمت خاص الهی (بقره، آیات 155 و 156)، بهشت و نعمتهای اخروی عظیم (حدید، آیه 12) مانند بوستانها و همسران پاک و رضوان الهی (توبه، آیات 20 و 21؛ بقره، آیه 25 و مانند آنها بهرهمند میشوند.
خدا میفرماید: يا داوود! بَشِّرِ الْمُذنِبينَ وَ أَنْذِرِ الصِّدّيقينَ. قالَ: كَيْفَ اُبَشِّرُ الْمُذنِبينَ وَ اُنْذِرُ الصِّدّيقينَ؟ قالَ جل جلاله: يا داُوودُ! بَشِّرَ الْمُذنِبينَ أَنّى أَقْبَلُ التَّوبَةَ وَ اَعْفُو عَنِ الذَّنْبِ، وَ أَنْذِرِ الصِّدّيقينَ أَنْ لا يُعْجِبُوا بِاَعْمالِهِمْ، فَاِنَّهُ لَيْسَ عَبْدٌ أَنْصِبُهُ لِلْحِسابِ الاّهَلَكَ؛ اى داود! گنهكاران را بشارت بده و صدّيقان را بيم رسان. گفت: چگونه به گنهكاران بشارت و به صدّيقان هشدار دهم؟ فرمـود: اى داود! به گناهكاران بشارت بده كه من توبه را مىپذيريم و از گناه در مىگذرم، صدّيقان را هم بيم بده كه به كارهاى خودشان مغرور نشوند، چراكه خداوند هيچ بندهاى را به پاى حساب نمىكشد مگر هلاك شود! (اصول كافى، ج 2، ص 314)