دعایی مشهور ولی نادرست
شخصی در حضور حضرت امیرالمؤمنین(ع) به این تعبیر دعا کرد: «خدایا مرا محتاج خلق خودت نگردان!». حضرت فرمود: دیگر اینطور نگو. عرض کرد: پس چه بگویم؟
فرمود: بگو «خدایا مرا محتاج بَدان خلق خودت قرار نده!»
منظور این است که جمله اول نشدنی است زیرا نحوه خلقت انسان اینطور است که همواره در پیشبرد زندگی دنیایی خودش به دیگران نیازمند است. «ایاک نَسْتَعینُ» هم نمیگوید که انسان نباید استمداد از دیگران بجوید.
پس مطلب چیست؟ آنچه این آیه شریفه میرساند این است که: آن اعتماد نهائی و آن تکیهگاه قلب انسان یعنی آنچه که در واقع و نفسالامر، انسان به آن تکیه دارد بایستی خدا باشد و آنچه را که از آن در دنیا استمداد میجوید بهعنوان وسیله بداند و بداند که حتی خود انسان، قوای وجودی او، نیروی بازوی او، نیروی مغزی او، همهوهمه وسائلی هستند که خداوند آفریده و در اختیار او نهاده است و سررشته در دست اوست.
و لذا چقدر انسان در دنیا به وسائلی اعتماد میکند ولی بعد میبیند که برخلاف انتظارش آن وسیله کمکی که باید بکند انجام نداد. گاهی میشود که بهقوای خویش اعتماد میکند و میبیند که حتی آنها نیز تخلف میورزند.
تنها قدرتی که اگر انسان به او تکیه کند و برنامهاش را با او تنظیم کند هیچ نگرانی نخواهد داشت خداست.
* استاد شهید مطهری، آشنایی با قرآن، ج ۲، صص۴۶-۴۵