کد خبر: ۳۱۱۵۴۴
تاریخ انتشار : ۰۴ خرداد ۱۴۰۴ - ۲۲:۱۱

پرهیز تحمیلی از یک امر طبیعی!

 
 
پژمان کریمی 
ایدئولوژی را باورشناسی معنا کرده‌اند. این دانش‌واژه؛ وقتی به‌کار می‌رود که اشاره به مجموعه‌ای همبسته از باورهای دینی و فلسفی و سیاسی و... شکل دهنده کنش و واکنش‌های گوناگون، اراده شود.
از این‌رو، باورشناسی یا به گفته‌ای «طرز تفکر» که منبعث از جهان‌بینی هر فردی است، پدیده‌ای عادی و از لوازم طبیعت انسانی و بر شده انسان طبیعی است. اگر باورشناسی مترادف با آموزه‌های آسمانی و وحیانی و عقلانیت الهی(عقلانیت ملهم از دین آسمانی و در مسیر دین‌ورزی) است، معتبر و ارزشمند و مکرم است. اگر باورشناسی برآمده از خداناباوری و موکد خروج بر دین الهی و مختصر به عقلانیت اومانیستی است، قطعا مذموم و مایه شر و هیزم هر فتنه‌ای است.
در قلمرو سینما و در طول چهار دهه گذشته برخی قلم به دستان و طیفی از سینماگران داخلی و نیز برخی از سینماگران فرنگی، در گفت‌وگوهایی مطبوعاتی، سینماگر و اثر سینمایی متعهد را ایدئولوژیک یا باورشناسانه توصیف می‌کنند. آنان بیان می‌دارند خواهان پرهیز سینماگر ایرانی از ساخت آثار ایدئولوژیک‌اند. زیرا ایدئولوژی را متاثر از باورهای الهی؛ و باور الهی را محدود‌کننده آزادی‌های نوع بشر توضیح می‌دهند. اهالی سینمای فرنگی نیز، با تجلیل از فیلم‌های بی‌مخاطب و سیاه‌نما و سطحی؛ سینمای ایدئولوژیک یا طرز تفکر را تحمیق‌کننده اذهان، مبلغ کانون‌های سیاسی و در جهت منافع صاحبان قدرت توصیف می‌کنند.این در حالی است منع کنند‌گان و نکوهشگران، می‌دانند و به خوبی هم می‌دانند که:
«اولا؛ شکل‌گیری و جلوه جهان‌بینی و بعد از آن ایدئولوژی، اتفاقی طبیعی برای هر انسان طبیعی است. بنابراین، آیا به واقع انسانی بدون نگرش به جهان و بدون خط فکری قابل تصور است؟
دوم؛ آیا فیلمسازان فرنگی که سینمای ایدئولوژیک را برنمی‌تابند خود یا هموطنان خود را به پرهیز از سینمای ایدئولوژیک نیز فرا می‌خوانند؟ آیا در مغرب زمین، سینمای ایدئولوژیک موجودیت ندارد و غایت این سینما حاکمیت ارزش‌های ایدئولوژیک بر جوامع غربی نیست؟
سوم: غرب خود بزرگ‌ترین سینمای ایدئولوژیک را دارد. قضاوت کنید: آیا فیلم «پیانیست» ساخته رومن پلانسکی محصول سال ۲۰۰۲ را به راحتی می‌توان در ردیف کارهای غیرایدئولوژیک قرار داد؟ آیا فیلم «۳۰۰» ساخته زک اسنایدر محصول سال ۲۰۰۶ هم غیرایدئولوژیک به شمار می‌آید؟
سینمای آمریکا و غرب به دلیل ماهیت لیبرالی و صهیونیستی خود کاملا ایدئولوژیک‌اند. این دو سینما کاملا در اختیار و زیر سایه سنگین مدیریت کلونی‌های لیبرالی و صهیونیستی است و آنانند که از مسیر دین‌گریزی و انکار عقلانیت، بر نفی ایدئولوژی تاکید می‌کنند زیرا غایت سینمای لیبرال- صهیونیستی تحقیق مخاطب و زدودن آثار متعهدانه برخاسته از حیطه و دامنه ایدئولوژی است. 
پس اگر بدخواهان دین و ایران، ایدئولوژیک بودن را به‌ عنوان صفتی ناپسند برای یک فیلم‌ساز ایرانی به‌کار می‌برند، تردید نکنید که آنان درصدد هموار کردن مسیر استیلای سینمای ایدئولوژیک خود در قبال آثار ایدئولوژیک داخلی‌اند!