کد خبر: ۳۱۰۹۴۳
تاریخ انتشار : ۲۷ ارديبهشت ۱۴۰۴ - ۲۰:۲۶
نگاهی به حسنه اهدای عضو و فداکاری سفیران زندگی

رضایت خانواده با پیوند عضو مانع خاک ‌شدن فرصت حیات

 
 
 
بخش دوم
تاریخچه اهدای عضو در ایران به سال 1314 خورشیدی باز می‌گردد که اولین پیوند قرنیه چشم در این سال رخ داد. در ابتدا مردم هنوز با فرهنگ اهدای عضو ناآشنا بودند اما به مرور زمان و به لطف تبلیغات فرهنگی، تعداد بیشتری از مردم با عمل اهدای عضو آشنا شده و خواستار دریافت کارت اهدای عضو گردیدند. به این ترتیب امروزه می‌توان از مرگ تعداد زیادی از هموطنان نیازمند پیوند عضو، جلوگیری کرد. به همین دلیل، هرساله روز 31 اردیبهشت‌ماه، به عنوان روز ملی اهدای عضو در کشور جشن گرفته می‌شود.
دوستش گفت: «پایش سرطانی شده. رنگ زردش را ببین! سلول‌های سرطانی بالا و بالاتر می‌روند تا بخشکد.» 
از پنجره آشپزخانه باز دود سیگارش را حلقه‌حلقه بیرون داد. مثل کاری که سرخ‌پوستان به‌وقت مرگ عزیزانشان انجام می‌دادند و با دود غمشان را به طبیعت اعلام می‌کردند. 
چاقو آشپزخانه را برداشت و در یک‌چشم برهم‌ زدن پایش را به‌صورت اریب برید!
دوستش گفت: «آن یکی گلدان سر کابینت‌ها را می‌آورم، در آن بگذارش، شاید قلمه‌اش بگیرید و گیاهت ریشه بزند.» 
زیر لب در جواب دوستش گفت: «دلش برای طبیعت تنگ شده.» و کمر سیگارش را در جاسیگاری خم کرد. نمی‌خواست علامت مرگ بفرستد!
پیوند، حتی در گیاهان هم امید به رویش دوباره است، چه برسد به پیوند عضو در انسان که جانی را نجات‌بخش است و زندگی‌ای را تداوم‌بخش.
آسان‌تر شدن رضایت خانواده‌ها 
با داشتن کارت اهدای عضو 
مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران و بسیاری دیگر از کشور‌های جهان، اهدای عضو فرد مرگ مغزی تنها در صورتی انجام می‌پذیرد که اولیای دم رضایت خود را کتباً اعلام کنند، به این معنی که در صورت بروز مرگ مغزی، چه فرد کارت اهدا داشته باشد و چه نداشته باشد، اهدای عضو تنها در صورت رضایت خانواده‌ وی قابل ‌انجام است. داشتن کارت اهدای عضو کوششی فرهنگی و فرهنگ‌ساز است و نشان‌دهنده‌ تمایل قلبی فرد به اهدای اعضای خود در صورت بروز مرگ مغزی است. با وجود کارت یا آگاهی قبلی از رضایت متوفی، تصمیم‌گیری برای خانواده آسان‌تر می‌شود. تجربه نشان داده که حتی اگر اعضای خانواده با اهدای عضو موافق نباشند، اما خود فرد از قبل تمایل خود را به اهدای عضو اعلام کرده باشد، خانواده نیز سرانجام به خواسته عزیز خود احترام گذاشته و به این وصیت او عمل می‌کنند.
محمد راستیان، فعال رسانه‌ای برای آشنایی بیشتر و دعوت افراد برای گرفتن کارت اهدای عضو پیشنهاد می‌‌دهد: «هنر به ‌عنوان یکی از مؤلفه‌های تأثیرگذار در فرهنگ‌سازی، نقش بسزایی در ارتقای سطح دانش عمومی دارد و چون یکی از ظرفیت‎های مطلوب در بحث هنر بهره‌مندی از سینما و تلویزیون است، توجه ویژه به تولید محتوا‌های چندرسانه‌ای بسیار تأثیرگذار خواهد بود. در نظر داشته باشید، فیلم‎ها اثرگذاری بالایی برای تشویق مردم به اهدای عضو دارند. از جمله سایر اقدامات تأثیرگذار در این حوزه می‌توان به رسانه‌ها و اصحاب رسانه اشاره کرد تا با اطلاع‌رسانی درست، جامعه را به سطحی از آگاهی برسانند که اهدای عضو را اهدای زندگی بدانند.»
رضایت 45 درصدی خانواده‌های همدانی 
به اهدای عضو 
سه همدانی از ابتدای سال تاکنون اقدام به اهدای عضو کرده‌اند که ۲ مورد از این افراد در استان‌های کرمانشاه و ساری ساکن بوده و پس از اهدای عضو در زادگاه خود همدان به خاک سپرده شدند.
رضا مومیوند ۲۵ساله ساکن نهاوند که به دنبال تصادف و ضربه سر دچار خونریزی مغزی شده و در بیمارستان امام حسین ملایر بستری و مرگ‌مغزی‌شده بود. بعد از تأیید تیم پزشکی با گذشت و ایثار خانواده‌اش در سوم فروردین امسال اعضای بدنش اهدا شد.
فاطمه سوری ۴۹ساله اهل تویسرکان ساکن تهران که به دنبال سکته مغزی در بیمارستان بوعلی سینا ساری بستری شده بود، بعد از تأیید مرگ مغزی توسط تیم پزشکی با گذشت خانواده‌اش با بخشش ۲ کلیه و کبد و ۳۵ جز نسوج جاودانه شد.
الهام گلناری بانوی فوتسالیست اهل تویسرکان بر اثر سانحه رانندگی در بیمارستان شهید چمران کنگاور بستری و پس از انتقال به بیمارستان امام رضا‌(ع) کرمانشاه با انجام معاینات تخصصی، مرگ مغزی او تأیید شد. این مربی و قهرمان فوتسال که سال‌ها پیش با دریافت کارت اهدای عضو تصمیم والای خود را ثبت کرده بود، در واپسین لحظات نیز تسلیم نشد و با اهدای اعضای بدنش، زندگی دوباره‌ای به بیماران نیازمند بخشید.
بر اساس آمار موجود، خانواده‌های حدود ۴۵ درصد از بیماران مرگ مغزی، سال گذشته در همدان به اهدای عضو رضایت داده‌اند و این بدان معناست که درصد بالایی به علت رضایت ‌ندادن خانواده‌ها یا تعلل آنها در تصمیم‌گیری، پیش از اهدای عضو، جان خود را از دست داده‌اند.
دکتر ویدا سمیعی، مسئول تیم فراهم‌آوری اعضای پیوندی دانشگاه علوم پزشکی همدان اظهار می‌دارد: «سال گذشته ۱۷ مورد اهدای عضو در این استان صورت گرفت و ۲۰ مورد از افراد مرگ مغزی که مورد تأیید پزشکان برای اهدای عضو بودند، به علت رضایت‌ ندادن خانواده‌ها پیش از اهدای عضو جان خود را از دست دادند.»
سمیعی بیان می‌کند: «سالانه ده‌ها عضو قابل پیوند در این استان به علت رضایت ‌ندادن خانواده‌ها در زیر خاک مدفون می‌شود، درحالی‌که با فرهنگ‌سازی و افزایش آگاهی و اطلاعات مردم در مورد بیماران مرگ مغزی و اهمیت و ثواب‌کار خداپسندانه اهدای عضو، جان بسیاری از بیماران را نجات داد.»
وی در ادامه می‌افزاید: «بسیاری از خانواده‌های بیماران مرگ مغزی به علت اشراف نداشتن به مسائل پزشکی درباره بیمار مرگ مغزی، امید به بازگشت فرد بیمار به زندگی دارند، درحالی‌که پس از تأیید مرگ مغزی، بیمار پس از چند روز فوت می‌کند و جسم او نیز در زیر خاک بیش از پنج‌روز دوام نمی‌آورد.»
مسئول تیم فراهم‌آوری اعضای پیوندی دانشگاه علوم پزشکی همدان در تکمیل صحبت‌هایش می‌گوید: «خانواده‌ها به نظر پزشک اعتماد کنند و بدانند که بیمارانی چشم‌انتظار عضو پیوندی هستند و در صورت رضایت‌ندادن خانواده‌ها، فرصت نجات جان بیماران نیازمند و ادامه حیات آنها از دست می‌رود.»
چه اعضایی را می‌توان اهدا کرد؟
قلب، ریه، کبد، روده، کلیه و لوزالمعده به طور معمول اعضایی هستند که در فرآیند اهدای عضو می‌توان آنها ‌را اهدا کرد. از جمله بافت‌ها و سایر نسوجی که قابل اهدا هستند، می‌توان این موارد را در نظر گرفت: قرنیه چشم،‌ تاندون و غضروف برای بازسازی اعضای آسیب‌دیده بیماران، پیوند استخوان برای جلوگیری از قطع عضو در بیماران مبتلا به سرطان استخوان، دریچه قلب برای بیمارانی که به طور مادرزادی با اختلالات مربوط به دریچه قلب متولد می‌شوند، پوست برای بیمارانی که دچار سوختگی‌های شدید شده‌اند، مغز استخوان برای کمک به بیماران مبتلا به سرطان. معمولاً افرادی که دچار مرگ مغزی شده‌اند، پیش از تأیید مرگ قطعی و قطع‌ کردن دستگاه‌ها، قادر به اهدای قلب، ریه، کبد، روده، کلیه و لوزالمعده هستند، اما یکی از مزایای مهم اهدای بافت‌هایی مانند قرنیه چشم و غضروف این است که برخلاف عضو، بافت را می‌توان تا 24 و یا حتی 48 ساعت بعد از فوت قطعی فرد نیز اهدا کرد و حتی می‌توان آن را برای مدت‌های طولانی، نگه داشت.
از المیرا حسن‌زاده، ‌پرستار اتاق عمل سؤال می‌کنم: «آیا تنها اعضای بیماران مرگ مغزی را می‌توان اهدا کرد؟» وی پاسخ می‌دهد: «خیر. در بعضی شرایط افراد زنده نیز قادر به اهدای عضو هستند. به طور مثال یک فرد زنده می‌تواند یکی از کلیه‌ها، بخشی از کبد یا ریه و یا قسمتی از روده کوچک خود را اهدا کند. البته برای انجام چنین کاری، مشورت با پزشک الزامی است.» در سؤال دیگری از این‌ پرستار اتاق عمل می‌پرسم: «اولویت دریافت اعضای اهدائی با چه کسانی است؟» وی می‌گوید: «لیست بیمارانی که در انتظار دریافت اعضا هستند در مرکز مدیریت پیوند و بیماری‌های خاص وزارت بهداشت تنظیم می‌شود. اولویت کسانی که در انتظار دریافت اعضای اهدائی هستند از طریق ارزیابی موارد زیر صورت خواهد گرفت: سازگاری گروه خونی، وخیم بودن شرایط بالینی بیمار، مدت ماندن در لیست انتظار، فاصله مکانی فرد تا مرکز پیوند اعضا و مدت زمانی که طول می‌کشد تا به این مرکز برسد.»
در سؤال پایانی مطرح می‌کنم: «‌آیا افرادی که به بیماری‌هایی مانند دیابت، لوپوس و... مبتلا هستند می‌توانند اعضای خود را اهدا کنند؟» وی توضیح می‌دهد: «وضعیت سلامت اعضا پیش از پیوند حتماً مورد بررسی قرار خواهد گرفت و تنها ابتلا به بیماری‌‌هایی که از طرق خون منتقل می‌شوند (مانند ایدز و هپاتیت) و سالم نبودن عضو اهدائی می‌تواند مانع از اهدای عضو شود.»
بیمار مرگ مغزی فوتی قطعی ا‌ست
آنچه که خانواده را در لحظه تصمیم‌گیری برای اهدای عضو عزیزشان مردد می‌کند، بی‌شک امید به بازگشت اوست، چرا که بین مرگ مغزی و کما تمایزی قائل نیستند. 
از رضا آل‌حسینی، پزشک عمومی سؤال می‌کنم: «چند درصد امکان برگشت در یک بیمار مرگ مغزی وجود دارد؟ وی پاسخ می‌دهد: «مرگ مغزی درواقع یکی از تابلو‌های وقوع مرگ است که در یک درصد مرگ‌ها دیده می‌شود. فرد مرگ مغزی هیچ‌گونه حس و احساسی ندارد (نه می‌بیند، نه می‌شنود و نه درد می‌کشد) و امکان بهبودی و بازگشت مرگ مغزی به ‌هیچ ‌عنوان وجود ندارد.»
این پزشک در ادامه می‌افزاید: «تشخیص مرگ مغزی چگونه و زیر نظر چند پزشک انجام می‌گیرد؟ گروهی متشکل از چهار پزشک متخصص و معتمد از طرف وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی (یک متخصص اعصاب، یک متخصص جراحی مغز و اعصاب، یک متخصص داخلی و یک متخصص بیهوشی) بیمار را به ‌صورت جداگانه و مستقل بررسی کرده و پس از انجام معاینات و تست‌های لازم، مرگ مغزی وی را تأیید یا رد می‌کنند. درنهایت یک متخصص پزشکی قانونی که در اصل نماینده‌ قوه‌ قضائیه است، کل این روند شامل تشخیص اولیه، تأیید متخصصان و «رضایت انتقال» اولیای دم را به‌دقت بررسی می‌کند تا اجازه‌ برداشت اعضا صادر شود.»
در سؤال دیگری از او می‌پرسم: «فرصت اهدا عضو برای یک بیمار مرگ مغزی چند روز یا چند ساعت است؟» وی می‌گوید: «امروزه با ارتقای علم به کمک دارو‌ها و دستگاه‎های پیشرفته‌ تنفس مصنوعی می‌توان پس از وقوع مرگ مغزی، فعالیت قلب را تا مدتی کوتاه حفظ کرد تا به اعضای دیگر بدن اکسیژن‌رسانی کند. پس از سرآمدن این مدت کوتاه، قلب دیگر حتی با کمک دارو‌ها و دستگاه‌های مصنوعی هم قادر به ادامه‌ فعالیت نیست و این تپش‌های خود به خودی و مصنوعی قلب نیز از کار خواهد افتاد. پس همان‌طوری که عنوان شد فردی که دچار مرگ‌ مغزی ‌شده با کمک دستگاه‌ها و فناوری پزشکی حیاتش برای مدت‌زمان محدودی حفظ می‌شود که این مدت بسیار محدود است و هر چقدر تأخیر در تصمیم‌گیری اتفاق بیفتد، امکان اهدای عضو کاهش می‌یابد.»
از وی سؤال می‌کنم: «چقدر احتمال دارد بدن گیرنده عضو پیوندی را رد کند؟ پیوند اعضا اغلب در 70 درصد موارد موفقیت‌آمیز است، اما چنانچه فرد گیرنده به‌خوبی از خود مراقبت نکند، ممکن است بدن او، عضو اهدائی را رد کند. در موارد بسیار معدودی نیز این احتمال وجود دارد که بدن گیرنده به صورت خود به خودی عضو اهدائی را بیگانه تشخیص داده و آن را رد کند. نکته‌ حائز اهمیت این است که بیمار پس از پیوند عضو باید به صورت دقیق تحت نظارت قرار گیرد، آزمایش‌های مربوطه را انجام دهد و داروهای خود را به درستی مصرف کند.»
و در آخرین سؤالم می‌پرسم: «آیا سن بیمار برای اهدای عضو حائز اهمیت است؟» این پزشک پاسخ می‌دهد: «همه می‌توانند در امر اهدای عضو با گرفتن کارت اهدا پیش‌قدم شوند و محدودیت سنی منظور نشده است. تنها عاملی که می‌تواند مانع اهدای عضو شود شرایط بالینی فرد اهداکننده است که در زمان فوت وی توسط پزشک متخصص تشخیص داده خواهد شد.»