شاخصههای اسراف و مسرفان در قرآن
حسن مقدمفر
وقتی از اسراف سخن به میان میآید، اولین چیزی که به ذهن متبادر میشود، اسراف اقتصادی است؛ در حالی که از نظر آموزههای قرآن، اسراف به معنای تجاوز از حدود در هر کاری، ساحات گوناگون از عقاید تا رفتار جنسی بلکه انفاقات مالی و قصاص کیفری و مانند آنها را شامل میشود. بنابراین، وقتی قرآن از اسراف سخن به میان میآورد ساحات فرهنگی، حقوقی، اقتصادی، اخلاقی، اجتماعی و مانند آنها را شامل میشود.
ساحات مختلف اسراف
اسراف در ساحت اعتقادی، با گرایش به کفر و شرک(غافر، آیات 42 و 43)، تکذیب پیامبران(یس، آیات 14 و 19)، تکذیب قرآن (زخرف، آیه 5)، تکذیب بینات و معجزات الهی پیامبران برای اثبات صداقت در دعوت(غافر، آیه 28)، شک و تردید در بینات و معجزات یا حتی بعثت پیامبران دیگر پس از پیامبران پیشین(همان) و مانند آنها خودش را نشان میدهد؛ زیرا چنین گرایشهایی نشانه تجاوز از حق و عدالتی است که دین آن را معین و تبیین کرده و عقل فطری و نقل وحیانی آن را میفهمد و بهطور فطری بدان گرایش دارد،چنانکه مؤمنان اهل قلب سالم و سلیم بدان گرایش دارند، در حالی که اهل باطل با گرایشهای نادرست و زیاده از حدّ خویش همچون اسراف، نهتنها عقاید باطلی چون کفر و شرک دارند، بلکه حتی در خواستههای خویش نیز درک و فهم درستی از حقایق و چگونگی دعا و خواسته ندارند؛ از همینرو چنین افرادی وقتی گرفتار ضرر میشوند، به اشکال گوناگون ایستاده و نشسته و به پهلو و در همه احوالات دست به دعا میشوند، اما وقتی خدا ضرر را از آنها بردارد، اصلا خدا و دعاکردنهایش یادشان میرود و خدا را به کنار میگذارند و رویه پیشین نادرست خویش را در پیش میگیرند که از نظر قرآن، چنین افرادی جزو مسرفین هستند.(یونس، آیه 12) خدا به پیامبران و مؤمنان وعده داده که بر دین خدا و دعوت بدان استقامت ورزند؛ زیرا سنت الهی چنانکه وعده داده، نجات آنان از دست مسرفان و هلاکت و نابودی مسرفان است.(انبیاء، آیات 7 و 9)
اما اسراف در ساحت اجتماعی با «علو» و خودکامگی و استبداد،خود را نشان میدهد که با استبدادگری و برتری جویی باطل، حقوق اجتماعی مردم را از آنان سلب میکنند و با انواع ستمگریها از جمله ایجاد ترس و فتنهگریها مردمان را گرفتار عذابهای خوارکننده میکنند.(یونس، آیه 83؛ دخان، آیات 30 و 31)
اسراف در ساحت اقتصادی گاه با انفاق بیش از نیاز شخص یا توان خویش و قرارگیری در شرایط سخت اقتصادی اتفاق میافتد؛ زیرا همان گونه که تفریط با بخلورزی و دستتنگی اتفاق میافتد، اسراف به عنوان عمل افراطی در ساحت انفاق اقتصادی با بسط کامل و تمام اتفاق میافتد که موجب حسرت و ملامت است.(اسراء، آیه 29)
بنابراین، در انفاق نباید اسراف کرد که عامل حسرت و ملامت شود؛ از همین رو خدا پیامبرش را از هر گونه اسراف انفاقی برحذر میدارد(همان) و به مؤمنان فرمان میدهد که وقتی انفاق از محصولات دارید بیش از اندازه معمول نباید انفاق کنند بهطوری که برای خود و خانوادهشان چیزی باقی نماند؛ چنانکه امام صادق(ع) ذیل آیه 141 سوره انعام بیان کردند.(نورالثقلین، ذیل آیه) از این آیات میتوان دریافت که اسراف در عمل صالح و حسنات نیز اتفاق میافتد و مختص به عمل بد نیست؛ بنابراین، کسی که از خود ایثارگری میکند، اولا نباید در مقام احسان و ایثار کاری کند که خانوادهاش در شرایط سختی قرار گیرند که از آن به «ملوما محسورا» یاد شده است. (اسراء، آیه 29)
در حقیقت حکمتهای عملی قرآن ناظر به این معنا است که اعتدال در امور اقتصادی و نگه داشتن حد و اندازه، بسیار مهم و اساسی است. تاکید بر مراعات حال خویش و خانواده در ایثارگری در روایات دیگر نیز وارد شده است.
حتی در برخی از روایات آمده که وقتی مردی همه اموال خود را پیش از مرگ انفاق میکند و دخترانش بیمال میشوند، پیامبر(ص) فرموده بود که اگر آگاه میشد اجازه دفن میت را در قبرستان مسلمین نمیداد؛ زیرا با چنین رفتاری از دایره مسلمانی خارج شده است؛ چرا که اسلام چیزی جز مراعات قوانین الهی و اعتدال و عدالت نیست.
البته اسراف در ساحت اقتصادی میتواند با اسراف در مصرف مثل زیادهروی در آشامیدنیها و خوردنیها نیز همراه باشد که گناهی بزرگ است.(اعراف، آیه 31)
اسراف در ساحت حقوق کیفری با زیادهروی در قصاص و مثلا کشتن بیجای قاتل یا تجاوز از حد معین قصاص با مثلهکردن قاتل یا حتی انتقام از خانوادهها با کشتن غیرقاتل و مانند آنها تحقق مییابد؛ زیرا اینگونه اسراف خروج از ساحت حق و عدالت و تقابل مثلی است که مطابق قاعده:«اعتدوا بمثل ما اعتدی علیکم» است.(اسراء، آیه 33؛ نورالثقلین؛ مجمع البیان ذیل آیه؛) اصولا از نظر قرآن، قتل بیگناهان و منادیان توحید از جمله پیامبران از سوی کافران و مشرکان
(غافر، آیه 28؛ اسراء، آیه 33؛ مائده، آیه 32) از مصادیق اسراف در ساحت حقوق و اجتماعی است.
اسراف در ساحت اخلاقی و فرهنگی با شکستن هنجارها و ارزشهای فطری انسانی همچون همجنسبازی و لواط و مساحقه(ذاریات، آیات 32 تا 34) نهتنها جرم است بلکه گناهی بزرگ است که مجازات دنیوی آن سنگسار و عذابهای الهی سنگین و شدید است که علیه قوم لوط اتفاق افتاد.
(همان؛ اعراف، آیات 80 و 81)
آثار و پیامدهای اسراف
اسراف روحیه و رویه باطل ضدحق و عدالتی است که باید از آن اجتناب کرد. از همینرو از حکمتهای عملی قرآن که بدان دعوت میشود، اجتناب از اسراف درهمه ساحات است تا اینگونه به «خیر کثیر» دست یافت. قرآن یکی از اوصاف عبادالرحمن که مصداق ابرار و مقربان هستند را پرهیز از اسراف در امور بهویژه انفاق میداند.(فرقان، آیات 63 و 67)
بنابراین، مؤمنان اگر بخواهند حقیقت ایمان را در قالب عبادالرحمن نشان دهند، باید هیچ گرایشی به اسراف نداشته باشند و اگر در گذشته اسراف داشتهاند از آن استغفار و توبه کنند تا تحت مغفرت الهی قرار گیرند و جزو محسنین محبوب در پیشگاه خدا شوند.(آل عمران، آیات 146 تا 148)
اسراف در طیبات، عملی حرام است که خشم الهی را برای مسرف به دنبال دارد.(طه، آیه 81) همچنین اسراف در مصرف(اعراف، آیه 31) و نیز انفاقات مالی(انعام، آیه 141)،قصاص(اسراء، آیه 33) و تصرف در اموال یتیمان(نساء، آیه 6) از دیگر محرمات است که مسلمانان و مؤمنان باید آن را بشناسند و از آن اجتناب کنند؛ زیرا اسراف در هر حال عملی باطل و حرام است. باید توجه داشت که گاه انسان به سبب رفاه و آسایش در زندگی(یونس، آیه 12) و تزیین شیطانی(همان) گرفتار اسراف میشود و از مسیر حق و سنتها و قوانین الهی تجاوز میکند و برای خویش عذاب دنیوی و اخروی را رقم میزند. به هرحال، مؤمنان نباید اهل اسراف باشند و مطیع مسرفان شوند؛ زیرا اصولا رفتارهای مسرفانه و همچنین اطاعت از مسرفان، موجب افساد در زمین و عدم اصلاح آن میشود که امری زشت و بسیار خطرناک است.(شعراء، آیات 151 و 152)
اسراف مسرفان از مهمترین عوامل خروج مسیر زندگی دنیوی از حالت صلاح و اصلاح و ورود به مسیر افساد و فساد است.(همان) همچنین اسراف مسرفان ستمگر اجتماعی مانند اسراف فرعونیان باعث ایجاد خفقان اجتماعی و ترس در مردم میشود و امنیت و آرامش را از آنان سلب میکند.(یونس، آیه 83)
کسانی که روحیه و رویه اسراف دارند، مردمانی حقگریز هستند و دعوتهای حقگرایانه پیامبران را نمیپذیرند و بلکه با آن مبارزه میکنند
(یس، آیات 13 تا 19)؛ زیرا مسرفان در دام زینت شیطانی گرفتار هستند(یونس، آیه 12) تا جایی که وجود پیامبران و حضور ایشان را به فال بد میگیرند و با تطیر، آنان را شوم و پلید معرفی میکنند در حالی که چنین سخنی باطل و خرافه است. (یس، آیات 16 تا 19)
روحیه و رویه گرایش به اسراف موجب میشود تا مسرفان به تکذیب پیامبران و رویارویی با رسولان الهی بپردازند(یس، آیات 13 تا 19) و با تهدید به قتل و سنگسار اجازه فعالیت به پیامبران ندهند.
(همان)
مسرفان با اسراف خویش بدبختی را برای خود رقم میزنند، در حالی که بر اساس خرافات حضور پیامبران را عامل بدبختی میدانند؛ زیرا از نظر قرآن، مشکلاتی که برای مسرفان پس از حضور پیامبران ایجاد میشود، به سبب اتمام حجت الهی است؛ زیرا وقتی اتمام حجت الهی انجام شود و افراد همچنان بر گناه و اسراف خویش اصرار کنند، خدا آنها را مجازات و کیفر میکند. پس این حضور پیامبران نیست که عامل بدبختی مسرفان است، بلکه مسرفان به سبب گرایش به اسراف پس از اتمام حجت و بیان حق از سوی پیامبران، موجبات خشم و غضب الهی را فراهم میآورند و اینگونه است که این اتمام حجت و عدم رهایی از اسراف عامل بدبختی آنان میشود. به سخن دیگر، هر کسی به گناه خویش عذاب میشود که در اینجا اسراف مسرفان پس از اتمام حجت است.(یس، آیه 13 تا 19)
از نظر قرآن، اسراف در امور بهویژه امور اقتصادی موجب میشود تا مسرفان محبوب خدا نباشند و در معرض غضب و بغض الهی قرار گیرند که آثار آن در زندگی دنیوی و اخروی،خودش را نشان میدهد.(انعام، آیه 141؛ اعراف، آیه 31)
از نظر آموزههای قرآنی، اسرافگری در انفاق موجب محرومیت انسان از رسیدن به مقام بندگی و عنوان «عبادالرحمن» است.(فرقان، آیات 63 و 67)
بر اساس گزارشهای قرآنی، کسانی که گرفتار اسراف و تجاوز از حدود الهی هستند باید بدانند که این کارشان موجب محرومیت از هدایتهای خاص الهی(غافر، آیات 28 و 34) و حتی محرومیت از پیروزی برای مجاهدان در میادین نبرد میشود
(آل عمران، آیات 146 تا 148)؛ زیرا از این آیات دانسته میشود که اسراف مانع پیروزی مجاهدان است و مسلمانان از خدا میخواهند تا از اموری چون دنیاطلبی و اسراف در امان بمانند تا گرفتار شکست نشوند چنانکه در جنگ احد چنین امری رخ داد و موجب شکست مجاهدان در راه خدا شد.
ناسپاسی و کفران نعمت و غفلت از توجه به خدا هنگام رفع گرفتاریها از دیگر آثار اسراف است(یونس، آیه 12)، نومیدی از رحمت خدا نیز از دیگر پیامدها و آثار روحیه و رویه اسرافی است.(زمر، آیه 53)
در حقیقت خدا با نهی از اسراف به این نکته توجه میدهد که چنین افرادی گرفتار نومیدی از رحمت او میشوند. بنابراین، انسان باید خود را از اسراف دور نگه دارد تا به گناه بس بزرگ نومیدی از رحمت دچار نشود. از آنجا که اسراف مسرفان مهمترین سد در راه تحقق امید است، خدا از شکلگیری روحیه و رویه مسرفانه برحذر میدارد که انسان را در چاه ویل نومیدی میافکند.(همان) خدا به مردمان این هشدار را میدهد که اسراف بهویژه در ساحت شهوترانی میتواند انسان را از مسیر دین دور سازد و گرفتار همجنسبازی کند که رویه باطل و زشت و گناهی بزرگ است.(اعراف، آیات 80 و 81) همچنین خدا به مسرفان هشدار میدهد که اسرافگری زمینهساز افتادن در دام شیطان و تزیینگری اوست تا جایی که مسرفان اعمال زشت خود را نیک میپندارند و آن را ادامه میدهند و اینگونه دیگر نمیتوانند در مسیر حق قرار گیرند.(یونس، آیه 12)مسرفان باید خود را آماده کیفرهای دنیوی و اخروی شدید و سخت الهی کنند؛ زیرا از نظر قرآن، مسرفان در دنیا به سبب خروج از دایره حق و عدالت و دین و تشکیک در معارف آسمانی و معجزات و بینات پیامبران الهی، گرفتار گمراهی شده(غافر، آیه 44) و در دنیا با عذاب هلاک شده(انبیاء، آیه 9؛ یس، آیات 13 تا 29؛ ذاریات، آیات 31 تا 34) و با آتش دوزخ کیفر میشوند.(غافر، آیه 43) به هرحال، انسان حکیم مؤمن کسی است که در مسیر سنتها و قوانین حاکم بر هستی زندگی خویش را سامان دهد و به دور از هرگونه ظلم و تجاوزگری و اسراف زندگی کند و به خود اجازه ندهد تا راهی برود که او را از مقام عبادالرحمن و آثار آن دور سازد.