کد خبر: ۳۰۶۷۵۴
تاریخ انتشار : ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ - ۲۰:۰۷
چرا مذاکره با آمریکا بُرد نیست؟

بی‌اعتباری وعده‌های دیپلماتیک آمریکا و تبعیت کورکورانه متحدانش

 
 
 
 بخش دوم
«جنگ اوکراین مانند چراغ‌قوه‌ای بوده که جنبه جدیدی از چشم‌انداز جهانی را روشن کرده است. ما دیگر در دنیای تک‌قطبی نیستیم. ایالات متحده دیگر تنها تعیین‌کننده بازی‌ در شهر نیست و واکنش به جنگ اوکراین متناسب با چنین وضعیتی است. بااین‌حال، من می‌خواهم آن را بیشتر پیش ببرم و بگویم که ما را به سمت اتفاق دیگری می‌برد که سال 2022 رخ داد. ۲ متحد نزدیک ایالات متحده در خاورمیانه - اسرائیل و عربستان سعودی - را در نظر بگیرید. هیچ یک از آنها به ایالات متحده در اوکراین کمک نمی‌کنند. هر دوی آنها رویکردی غیرمتعهدانه در قبال آن اتخاذ کرده‌اند و عربستان سعودی درخواست دولت بایدن مبنی بر افزایش تولید نفت را - به‌عنوان راهی برای مقابله با تورم و همچنین کاهش درآمدهای روسیه - رد کرد. کشورهای دیگر همان‌طور که می‌بینید منافع خود را دنبال می‌کنند و انتخاب‌های خود را خواهند داشت. آنها لزوماً مجبور نیستند فقط در صف واشنگتن قرار گیرند، و این چیزی است که ما باید به آن عادت کنیم. 2022 شروع به افشای این داستان کرد. هند یکی از نمونه‌های اصلی داستان خواهد بود؛ کشوری که به‌وضوح یک شریک مهم ما در اقیانوس هند و اقیانوس آرام است؛ اما به دلایل خاص خود در واکنش جهانی به تهاجم روسیه به اوکراین غایب است.»
این سخنان را استفان والت نظریه‌پرداز مطرح روابط بین‌الملل و استاد دانشگاه‌ هاروارد در واپسین روزهای سال 2022 و در گفت‌وگو با نشریه فارن پالیسی بازگو کرده است. نوع رفتار رئیس‌جمهور جدید آمریکا در مسائلی چون بحران اوکراین و.... نیز گویی ترجمان دیگری از همین سخنان استفان والت در سال 2022 است. ترامپ تعارفات معمول را کنار گذاشته و وقتی می‌بیند طبق گفته اسفان والت، متحدان نزدیک آمریکا هم دیگر چنان که باید، در خدمت منافع این کشور نیستند، به جنگ آشکار با آنها برخاسته است. در همین راستا، نشریه فارین پالیسی، سوم اسفند ماه سال جاری، طی گزارشی می‌نویسد:« ظاهراً ترامپ، اروپا را منطقه‌ای رو به افول می‌داند که ارزش تعامل را ندارد و حمایت از راست افراطی در این قاره را هم ابزاری برای تفرقه‌افکنی میان کشورهای اروپایی می‌بیند؛ امروز بسیاری از رهبران اروپایی معتقدند که ترامپ نه‌تنها به ناتو بی‌اعتنا است، بلکه آشکارا به اروپا خصومت می‌ورزد و به روسیه به‌عنوان شریک بلندمدت خود نگاه می‌کند؛ اروپا، باید به سمت بریکس متمایل شود!»
زمان اعتماد به آمریکا به پایان رسیده است
«کِر استارمر» نخست‌وزیر کنونی انگلیس اما در واکنش به اقدامات دولت آمریکا در موضوع اوکراین، طی سخنانی تأکید کرده است که دوران تکیه به آمریکا به پایان رسیده است. 
وی می‌گوید: «زمان اعتماد به آمریکا در زمینه امنیت به پایان رسیده و سران اروپا باید واقعیت جدید را به رسمیت بشناسند.» در این‌سو، ترامپ با اطلاع از شکست غرب در اوکراین و محدودیت اهرم‌های فشار آمریکا بر روسیه، دوست ندارد بیش از این، هزینه این جنگ را بپردازد و این را به‌وضوح می‌گوید. امری که فهم و هضم آن برای اوکراین و سیاستمداران اروپایی چندان ساده نیست. واقعیت این بود که غرب در جنگ با روسیه شکست‌خورده بود، بایدن و دیگر سیاستمداران غربی اما سعی داشتند تا در لفافه سخنان دیپلماتیک، این شکست را نپذیرند، بلکه با لفاظی‌های دیپلماتیک، از روسیه امتیاز هم بگیرند. به ‌عنوان ‌مثال، اواسط شهریورماه سال جاری اولاف شولتز، صدراعظم آلمان در مصاحبه‌ای با شبکه تلویزیونی ZDF در این باره گفته است: «به نظر من اکنون زمانی است که باید درباره چگونگی رسیدن سریع به صلح از وضعیت کنونی به تبادل نظر بپردازیم!» شولتز همچنین یادآور شد که از حضور روسیه در دومین نشست مربوط به اوکراین حمایت می‌کند و این موضوع را با ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین نیز مورد بحث قرار داده است.
حالا اما با آمدن ترامپ، مسئله تغییر کرده و چنان‌که در بخش نخست گزارش اشاره کردیم، کار به ‌گریه رئیس کنفرانس امنیتی مونیخ در مقابل دوربین‌های تلویزیونی رسیده است. «جی‌دی ونس» معاون رئیس‌جمهور آمریکا صراحتاً می‌گوید: «نه اروپا، نه دولت بایدن و نه اوکراین، هیچ شانسی برای پیروزی بر روسیه، نداشتند و ندارند.» پایگاه نروژی بروکسل سیگنال دوم اسفندماه جاری با انتشار گزارشی در همین زمینه می‌نویسد: «هدف اروپا برای شکست پوتین، نه‌تنها محقق نشد، بلکه جایگاه روسیه به ‌عنوان یک قدرت بزرگ، تقویت شد؛ اروپا که زمانی یکی از قدرت‌های جهانی بود، اکنون با شکست کامل استراتژیک و از دست ‌دادن نفوذ ژئوپلیتیکی خود روبه‌رو شده است؛ مذاکرات صلح اوکراین بدون حضور اروپا و حتی اوکراین آغاز شده و آمریکا و روسیه به طور مستقیم وارد گفت‌وگو شده‌اند؛ اروپا، همه چیز را بر روی شکست روسیه شرط‌بندی کرد، اما اکنون، کیش‌ومات!»
تجاوز به متحدان؛ چهره آمریکا در قرن بیست‌ویکم
نوع تعامل آمریکا با متحدان نزدیک و دیرین خود برای رسیدن به چیزی که اکنون منافع خود را در آن می‌بیند؛ اما حامل تجربیات گران‌سنگی برای ملت و سیاستمداران ماست. جالب اینکه رویکرد ترامپ در این زمینه، خلاف آنچه برخی رسانه‌های غرب‌گرا در داخل کشور و رسانه‌های جریان اصلی در کشورهای غربی وانمود می‌کنند، با مخالفت کلیت سیاستمداران غربی رو‌به‌رو نشده است. به ‌عنوان ‌مثال، اخیراً «لیز تراس» نخست‌وزیر سابق انگلیس طی یادداشتی که در پایگاه تحلیلی «کارج مدیا» منتشر شده است، با اشاره به حضور یک دولت پنهان در انگلیس که اختیار امور را در دست گرفته، می‌نویسد: «این کشور به انقلابی مانند اقدامات «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا نیاز دارد تا از مسیر سقوط خارج شود!» تراس در ادامه با برشمردن مشکلات لاینحل انگلستان در بخش‌های مختلف، با بیان اینکه در دوران نخست‌وزیری کوتاه خود در ۲۰۲۲ شاهد چنین وضعیت غیرقابل مدیریتی بوده، از نخست‌وزیر بعدی این کشور که احتمالاً در سال ۲۰۲۹ به قدرت می‌رسد خواسته است که با این مشکل به طور اساسی برخورد کند، وگرنه انگلیس به حرکت در مسیر نابودی ادامه خواهد داد!
در این میان، سؤال این است که چگونه و با چه منطقی، برخی چهره‌های سیاسی و رسانه‌ای در داخل کشور هنوز هم بر طبل مذاکره و ارتباط با آمریکا به‌عنوان یک گزینه معتبر برای حل مشکلات داخلی می‌کوبند؟ وقتی شخص نخست‌وزیر انگلیس به ‌عنوان سنتی و قدیمی‌ترین متحد ایالات متحده از زمان شکل‌گیری این کشور در قریب 300 سال پیش، می‌گوید زمان اعتماد به آمریکا به سر رسیده است، چگونه است که برخی غربگرایان داخلی باز هم گزینه مذاکره با آمریکا را تبلیغ می‌کنند؟! 
محمدحسین قدیری ابیانه کارشناس مسائل سیاسی و سفیر اسبق کشورمان در مکزیک، در همین زمینه به گزارشگر کیهان می‌گوید: «آمریکا از تعهدات بین‌المللی خودش مثل سازمان بهداشت جهانی، سازمان بین‌المللی آب و هوا، شورای حقوق بشر سازمان ملل و.... خارج شده و هم‌پیمانان خودش را مورد تعرض قرار داده است. رئیس‌جمهور آمریکا می‌گوید کانادا باید ایالت پنجاه‌ویکم آمریکا باشد و اگر تمکین نکند، تحریم می‌شود. می‌گوید پاناما مال آمریکا است. می‌گوید ‌گرینلند باید از آمریکا باشد نه دانمارک، می‌گوید مقامات اوکراین حق ندارند در مذاکرات مربوط به پایان جنگ این کشور با روسیه حضور داشته باشند. این نوع رفتار آمریکا با متحدان خودش است، بعد می‌خواهد به تعهداتش در مورد کشوری مثل ایران پایبند باشد؟»
یا نمی‌فهمند یا خائن هستند!
قدیری ابیانه در ادامه می‌افزاید: «وقتی آمریکا با متحدان خودش مثل اروپایی‌ها سرشاخ می‌شود و تعرفه‌های سنگین تجاری بر کالاهای آنها قرار می‌دهد و اعضای بریکس را به تعرفه صددرصدی تهدید می‌کند، آیا ما باید به این نتیجه برسیم که به دنبال تفاهم و تعامل با ایران است؟ قطعاً نه. معلوم نیست چرا برخی از این آقایان غرب‌گرا مایل‌اند مرتب فریب بخورند! بعضی از اینها را نمی‌شود آگاه کرد، چون خودشان را به خواب ‌زده‌اند؛ یعنی می‌دانند که با اف‌‌ای‌تی‌اف، پالرمو و سی‌اف‌تی گشایش بانکی ایجاد نمی‌شود؛ بلکه تحریم‌ها تشدید می‌شود، لذا می‌خواهند که تحریم‌ها تشدید شود. اینها یا واقعاً نمی‌فهمند یا خائن هستند. من بین اینها گزینه سومی را قائل نیستم. مذاکره با آمریکا هیچ سودی برای ایران ندارد. آقای ترامپ شروطی را برای مذاکره گذاشته است که احمقانه است و به ‌قول‌ معروف، سنگ سنگینی است برای نزدن. بر این ‌اساس، اصرار بر مذاکره با آمریکا هم احمقانه است.» 
 این کارشناس مسائل سیاسی می‌افزاید: «در متنی که ترامپ امضا کرده است، می‌گوید: باید از اف‌ای‌تی‌اف برای جلوگیری از دورزدن تحریم‌های ایران استفاده شود. هدف غرب از ترغیب ایران برای پیوستن به خواسته‌های اف‌ای‌تی‌اف دقیقاً همین است که جلوی دور زدن تحریم‌ها گرفته شود و ملت ما تحت ‌فشار قرار بگیرد؛ لذا کسانی که مذاکره با آمریکا یا پیوستن به اف‌ای‌تی‌اف را تبلیغ می‌کنند، دستیاران داخلی ترامپ‌اند و درواقع، مشغول دعوت به تحریم اقتصادی بیشتر ایران، با هدف سخت‌تر کردن معیشت مردم و تحریک آنها برای ایستادن در مقابل نظام هستند.» سخن‌گفتن از مذاکره با آمریکا به ‌عنوان راه‌حل مشکلات داخلی کشور اما بی‌توجه به تجربیات نزدیک یک دهه اخیر در همین زمینه، تداعی‌کننده نوعی غفلت خودخواسته، بلکه تلاش برای فریب مخاطب خواهد بود. ما در دولت اسبق، بر مبنای حسن‌نیت به مذاکره با آمریکا و بلکه کلیت غرب پرداختیم، از روز نخست اجرای قرارداد منتج از مذاکرات اما ایران مکرر شاهد عهدشکنی و اعمال تحریم‌های جدید از سوی آمریکا و غرب بود.
نهایتاً نیز دولت آمریکا با ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ به‌صورت یک‌طرفه از برجام خارج شد و پس از آن، کشورهای اروپایی نیز تلویحاً و بعدتر به‌صورت رسمی از خواسته‌های دونالد ترامپ برای توسعه برجام به مسائل موشکی و منطقه‌ای ایران حمایت کردند. رهبر معظم انقلاب 19 بهمن‌ماه سال جاری طی دیدار با جمعی از فرماندهان نیروی هوائی ارتش در همین زمینه می‌فرمایند: «ما در دهه ۹۰ نشستیم با آمریکا مذاکره کردیم حدود دو سال یک معاهده‌ای هم تشکیل شد. البته آمریکا تنها نبود، چند تا کشور دیگر هم بودند، لکن محور آمریکا بود، عمدتاً آمریکا بود. دولت ما نشست مذاکره کرد - دولت آن روز - رفتند، آمدند، نشستند، برخاستند، مذاکره کردند، گفت‌وگو کردند، خندیدند، دست دادند، رفاقت کردند، همه کار کردند، یک معاهده‌ای تشکیل شد. در این معاهده طرف ایرانی خیلی هم سخاوت به خرج داد، خیلی امتیاز داد به طرف مقابل. اما همان معاهده را آمریکایی‌ها عمل نکردند. همین شخصی که الان سر کار است، معاهده را پاره کرد. گفت پاره می‌کند و کرد؛ عمل نکردند. قبل از این که او بیاید هم همان‌هایی که این معاهده با آنها انجام گرفته بود، به معاهده عمل نکردند. معاهده برای این بود که تحریم‌های آمریکا برداشته بشود، برداشته نشد تحریم‌های آمریکا؛ تحریم‌های آمریکا برداشته نشد! در مورد سازمان ملل هم یک استخوانی لای زخم گذاشتند که مثل تهدیدی همیشه بالا سر ایران وجود داشته باشد. این معاهده محصول مذاکره‌ای بود که دو سال- بیشتر یا کمتر- طول کشید.»