احســان، تمرین ایثارگری
سعید خسروی
احسان، خواه در مقام عفو و خواه در مقام ایثار، از مهمترین عوامل رشد و تزکیه انسان و دستیابی به کمالات است. از همینرو در قرآن، بسیار بر ارزشیبودن احسان تأکید شده و از محسنان و نیکوکاران، فراوان به نیکی یاد شده است. نویسنده در این مطلب ابعادی از نقش احسان در رسیدن به مقام ایثارگری را تبیین کرده است.
***
ساحت ایمانی، بنیان احسان حقیقی
احسان، خواه بخشش نعمت باشد و خواه کمخواهی نسبت به حق خویش و بیش بخشی از حد وظیفه و تکلیف، رفتاری برخاسته از شرح صدر و سعه وجودی نفس و فراتر از عدالت و تکلیف و وظیفه است. در یک معنا، احسان تمرین ایثارگری است که از عفو و بخشش و گذشت آغاز میشود و به ایثار از حق خویش منتهی میگردد؛ زیرا احسان به این است که بیش از آنچه که وظیفه اوست انجام دهد و از کمتر از آنچه که حق اوست بگیرد. زمانی چنین اتفاقی میافتد که شخص فراتر از عدالت، زندگی خویش را سامان دهد؛ زیرا عدالت آن است که انسان آنچه را بدهد که برعهده اوست و آنچه را بگیرد که سهم اوست. بیگمان کسی گام در راه احسان ایثاری میگذارد که همواره خدا و آخرت را بر هواهای نفسانی و خواستههای دنیوی ترجیح دهد؛ زیرا بدون چنین تفکری نمیتوان از احسان سخن گفت؛ از همینرو پیامبر(ص) احسان را اینگونه تعریف میکند: «الاحسان، ان تعبد الله کانک تراه فان لم تراه فانه یراک؛ اینکه خدا را چنان عبادت کنی که گویی او را میبینی، اگر او را نمیبینی پس او تو را میبیند» (كنز العمّال: 5254.)؛ چنین نگرشی نسبت به زندگی موجب میشود تا انسان رفتاری را در پیش گیرد که مورد رضایت الهی باشد؛ چرا که خود را در برابر خدا و خواستههای الهی میبیند و تلاش میکند تا محبوب خدا شود. اصولا از نظر قرآن، «برّ» به معنای نیکوکاری در سطح والا و بسیار گسترده از نظر کمیت و کیفیت است؛ زیرا «برّ» به معنی خشکی، گندم، کشتزار بزرگ و وسیع، چیزی است که در فرهنگ فارسی از آن به دریادلی تعبیر میکنند؛ اما خدا وقتی از حقیقت مصادیق «برّ» سخن میگوید، آن را با مصادیقی بیان میکند که بیانگر حقیقت نیکوکاری و برّ و احسان است. این مصادیق عبارتند از: ایمان به خدا و آخرت و فرشتگان و کتاب و پیامبران، دادن مال به خویشان و یتیمان و مساکین و در راه ماندگان و آزادی اسیران و برپایی نماز و دادن زکات و وفای به عهد و صبر در تنگدستی، تهیدستی و رنج و بیماری و هنگام جنگ. دارندگان چنین صفاتی همان صادقان هستند که پیرو حق و به عنوان متقین شمرده میشوند.(بقره، آیه 177) بنابراین ارتباط تنگاتنگی میان حقیقت احسان و نیکوکاری با امور ایمانی وجود دارد که بازتاب آن در رفتارها از جمله رفتار اجتماعی در ساحات گوناگون خودش را نشان میدهد. حقیقت احسان بیش از آنکه ناظر به امور مادی دنیوی باشد، ناظر به امور اخروی و دینی است، و مصادیقی از رفتار مادی دنیوی در سایه همان امور اخروی و دینی معنا مییابد؛ زیرا با درنگ در مصادیق این حقیقت آشکار میشود. از نظر قرآن، از جمله مصادیق احسان میتوان به موارد دیگری چون: ایمان به خدا و قرآن و پیامبر خاتم(مائده، آیات 83 تا 85)، دعوت به توحید(صافات، آیات 125 تا 127 و 131)، مودت نسبت به اهلبیت پیامبر(شوری، آیه 23)، تقوای الهی(یوسف، آیه 90؛ زمر، آیات 33 و 34؛ ذاریات، آیات 15 و 16)، تهجد شبانه و شب زندهداری(ذاریات، آیات 16 و 17)، نماز(هود، آیات 114 و 115؛ لقمان، آیات 3 و 4)، یقین به آخرت(لقمان، آیات 3 و 4)، رعایت حال افراد کهنسال(یوسف، آیه 78)، صبر(یوسف، آیه 90؛ نحل، آیات 127 و 128)، صلح و مصالحه در امور خانوادگی(نساء، آیه 128)، عفو و گذشت از لغزشها و خطاهای مردم(آل عمران، آیه 134؛ مائده، آیه 13)، عمل به وظیفه و امتثال اوامر الهی(صافات، آیات 102 تا 105)، عمل صالح(کهف، آیه 30)، قربانی در حج(حج، آیات 36 و 37)، فروبردن خشم(آلعمران، آیه 134)، توانایی تعبیر رؤیا و تاویل آن(یوسف، آیه 36)، دعا برای قرارگیری در مقام شاهدان و گواهان رسالت پیامبر(مائده، آیات 83 تا 85؛ اعراف، آیه 56)، جهاد در راه خدا و تحمل سختیهای آن(توبه، آیه 140؛ عنکبوت، آیه 69)، خیرخواهی برای خدا و رسولالله(توبه، آیه 91)، تواضع در برابر حق و پذیرش آن(مائده، آیه 82 تا 85)، اجتناب از فساد(اعراف، آیه 56)، اجتناب از فحشاء(نجم، آیات 31 و 32)، اجتناب از گناهان کبیره(همان)، استغفار در سحرگاهان(ذاریات، آیات 16 تا 18)، امیدواری به قرارگرفتن در صفت صالحان(مائده، آیات 84 و 85)، انفاق در راه خدا در حال توانگری و تنگدستی بهویژه به خویشان(آلعمران، آیه 134؛ نحل، آیه 90)، پرداخت زکات(لقمان، آیات 3 و 4)، پرداخت کالا و هدیه مناسب به زنان مطلقه(بقره، آیه 136)، تأمین مالی محرومان(ذاریات، آیات 16 و 19) و مانند آنها اشاره کرد.
از نظر قرآن، کسانی از احسان پرهیز میکنند که از نظر اعتقادی در ضعف یا بیایمانی به سر میبرند. در این راستا فخرفروشی و تکبر و خیالبافی، بزرگترین موانع در احسان است.(نساء، آیه 36) با نگاهی به عوامل احسان میتوان دریافت که تا چه اندازه ساحت ایمانی در تحقق احسان به معنای قرآنی آن نقش دارد؛ زیرا خدا مهمترین عوامل احسان را در میان محسنین ناظر به ایمان حقیقی و عبودیت و بندگی میداند.(مائده، آیات 83 تا 85؛ صافات، آیات 80 و 81 و 110 و 111 و 121 و 122 و 131 و 132) پس از نظر قرآن، احسان ارتباط تنگاتنگی با همان مفهوم ایمان و عبودیتی دارد که در حدیث معروف به تبیین آن پرداخته شده و حقیقت احسان را با عبودیت حقیقی پیوند زده است.
آثار و پاداشهای خاص برای محسنان
احسان به هر شکلی و در سطحی احسان به خویشتن است؛ زیرا بستری برای برخورداری و رشد و تزکیه نفس است.(اسراء، آیه 7) بنابراین، هر کسی که خواهان آرامش اخروی(بقره، آیه 112)، اتمام نعمت(انعام، آیه 154)، قرارگیری در مقام مستجاب الدعوه(آل عمران، آیه 147 و 148)، امداد و همراهی خدا(نحل، آیه 128؛ عنکبوت، آیه 69)، بشارت قرآن(احقاف، آیه 12)، محو زشتیها و بدیها(هود، آیه 114؛ نمل، آیه 11)، ایجاد صمیمیت و دوستی و ولایت مؤمنانه و تبدیل دشمنی به محبت و دوستی(فصلت، آیه 34)، راه اطمینانبخش و رسیدن به خدا و تمسک به او(لقمان، آیه 22)، برخورداری از رحمت الهی(اعراف، آیه 56)، رستگاری (لقمان، آیات 3 و 4)، سعادت دنیوی(نحل، آیه 30)، عاقبت بخیری(لقمان، آیه 22)، هدایت خاص(لقمان، آیات 3 و 4)، محبوب خدا شدن(بقره، آیه 195)، نجات از عذاب(زمر، آیه 58)، عفت و پاکدامنی(یوسف، آیه 23) و مانند آنها هستند باید به امر احسان حقیقی بر اساس تفسیر و روایت قرآن توجه و اهتمام کند. کسی که اهل احسان حقیقی باشد، از حکمت و نظر صائب(یوسف، آیه 22)، رحمت خدا(اعراف، آیه 56)، تحیت الهی(صافات، آیات 75 و 79 و 80 و 100)، بهشتهای گوناگون اخروی(مرسلات، آیات 41 تا 42)، امتنان الهی(یوسف، آیه 90)، امداد الهی برای غلبه بر دشمنان(صافات، آیات 114 تا 121)، بقای نسلی(صافات، آیات 75 تا 80)، آبرومندی در قیامت(یونس، آیه 26) و مانند آنها برخوردار خواهد شد. بنابراین، نمیتوان به مسئله احسان حقیقی کمتوجه یا بیتوجه بود؛ زیرا این همه آثار و پاداشها برای کسی است که از احسان حقیقی برخوردار باشد. کسی که میخواهد به مقام بلند ایثارگری برسد که معصومان(ع) بدان رسیده و در مقام مقربان پیشگام قرار گرفتهاند باید اهل احسان به مفهوم قرآنی باشد؛ چنانکه مؤمنان در دوره پیامبر(ص) با چنین رفتاری توانستند به این مقام دست یابند و خدا از آنان در قرآن به عنوان ایثارگری یاد کرده است.(انسان، آیات 5 تا 20؛ حشر، آیات 8 و 9)