یک شهید، یک خاطره
آن نقاشی
مریم عرفانیان
در بحبوحه انقلاب من دبستان میرفتم. یک روز مهدی درحالیکه بوم و جعبه رنگ روغن همراه داشت به خانه وارد شد. برادرم داخل پذیرایی، پوستر امام خمینی را با خطکش و مداد مدرج کرد، پس از آن بوم را هم مدرج کرد.
آن وقت با حوصله خطوطی را که در شطرنجیهای پوستر بود، روی بوم کشید تا تصویر امام مشخص شد.
مهدی معلمی نداشت، اما آنقدر این کار را زیبا انجام داد و رنگها را درست استفاده کرد که هیچگاه فراموش نمیکنم.
زیبایی آن نقاشی باعث شد تا یک عکاس از آن عکس بگیرد. عکسی که تا امروز وجود دارد. تصویر آن نقاشی، حتی پس از شهادت برادر در خاطرم جاودانه مانده است.
خاطرهای از شهید مهدی منصوب ابرده
راوی: برادر شهید