دلایل شادی ممدوح و مذموم(1)(پرسش و پاسخ)
پرسش:
از منظر آموزههای وحیانی دلایل و عوامل شادی ممدوح و مذموم کدام است؟
پاسخ: دستیابی به شادی هدف مشترک همه انسانها است، به طوری که همه تلاشهای انسان در زندگی برای رسیدن به شادی و آرامش انجام میگیرد. آموزههای وحیانی قرآن کریم نه تنها شادی ممدوح را نهی نکرده بلکه ضمن تاکید عوامل مختلف ایجاد آن را نیز بیان کرده است. در عین حال انواع شادیهای مذموم و عوامل ایجاد آن را نیز مطرح کرده است که در اینجا به اهم آنها خواهیم پرداخت:
مفهوم فرح و سرور در قرآن
راغب اصفهانی معتقد است فرح در قرآن بیشتر برای شادیهای مذموم به کار رفته که ناشی از نیروی شهوانی و لذت بدنی توأم با خرسندی است.(المفردات، ذیل واژه فرح) در تفسیر نمونه، جلد 16، صفحه 154 فرح در توصیف حالت کسی به کار رفته که بر اثر به دست آوردن چیزی مغرور و متکبر و از باده پیروزی سرمست میباشد و از خوشحالی در پوست نمیگنجد.
در تفسیرالمیزان، جلد 16، صفحه 111 «فرح به معنی خوشحالی مفرط و بیرون از حد و اندازه ترجمه شده است». سیدعلیاکبر قرشی در قاموس قرآن، جلد 5، صفحه 157 مینویسد: «سرور و حبور در مورد شادی ممدوح به کار میرود ولی فرح در مورد شادی مذموم که موجب تکبر است کاربرد دارد. سرور و حبور از تفکر، ولی فرح از شهوت ناشی میشود. در مورد تفاوت معانی فرح و سرور چنین ادعا شده که واژه سرور در جایی به کار میرود که حالت شادی همراه با آرامش قلبی باشد و کاربرد آن بیشتر در امور ممدوح و برخاسته از انگیزههای عقلانی و فکری است، اما فرح در مواردی بیشتر به کار میرود که شادی مذموم و کودکانه و برخاسته از انگیزههای شهوانی باشد. اما برخلاف این ادعا آیاتی در قرآن وجود دارد که در آن سرور نیز نهی شده است.(انشقاق- 13) واژه فرح در قرآن گاهی معانی مثبت هم دارد، و به دو صورت مطلق و مقید به کار رفته است. صورت مطلق آن(قصص- 76) و (هود- 10) همواره مورد مذمت قرار گرفته است.
دلایل شادی مذموم
1- شادی ناشی از سرپیچی از اوامر و نواهی الهی و بدخواهی نسبت به مومنان
قرآن کریم میفرماید: اگر به شما خوشی رسد، مایه اندوهشان میشود و اگر به شما بدی رسد، بدان شاد میگردند و اگر بر ناگواریها صبر کنید و تقوا پیشه سازید، نیرنگ آنها اندک زیانی به شما نمیرساند، چرا که خدا به آنچه میکنند احاطه دارد.(آل عمران- 120)
همچنین میفرماید: مپندار کسانی که به آنچه کردهاند(نافرمانی اوامر و نواهی الهی) شادی میکنند و دوست دارند به آنچه انجام ندادهاند مورد ستایش قرار گیرند که آنان از عذاب الهی رهایی مییابند، بلکه برای آنان عذابی دردناک خواهد بود.(آل عمران- 188)
2- شادی به خاطر دلخوشی به نعمتهای دنیوی
قرآن کریم میفرماید: «همانا قارون از قوم موسی و از طایفه بنیاسرائیل بود که به ناحق سلطهجویی میکرد و در پی بیدادگری علیه آنان بود و ما از گنجها چندان به او دادیم که حمل کلیدهای آنها حتی بر گروهی نیرومند گران بود. آنگاه که مردم طایفهاش به او گفتند: به این داراییها مسرور و سرمست مباش که خداوند شادمانان سرمست را دوست ندارد.(قصص- 76)
همچنین در سوره هود آیه 10 میفرماید: «و اگر پس از گزندی که به او رسیده است نعمتی به او بچشانیم حتما خواهد گفت: همه دشواریها از من دور شد و میپندارد که دیگر رنجی به او نمیرسد چرا که او بسیار شادمان و به خود بالنده است.» و در سوره انعام آیه 44 میفرماید: هنگامی که آنچه را بدان تذکر داده شدند به فراموشی سپردند، درهای هرگونه موهبت را بر آنان گشودیم تا اینکه به آن چیزهایی که به آنان داده شد شادمان گشتند. ناگهان آنان را به کیفر گرفتیم و همان دم خاموش گشتند و هیچ حجتی بر ما نداشتند.
3- شادیهای ناحق
در قرآن کریم این نوع شادی گاهی با واژه «فرح» که مقید به قید «غیرالحق» شده مورد اشاره قرار گرفته است. صریحترین آیه در این مورد آیه 75 سوره غافر است که میفرماید: «(ای دوزخیان!) این عذاب به سزای آن است که در زمین به ناروا شادمانی میکردید و بدان سبب است که سرمستی مینمودید.» ذلکم در این آیه اشاره به آیه قبل دارد که در آن عقوبت کافران مشخص شده است (یضل الله الکافرین) و در واقع علت این عذاب را شادمانی غیرحق و کاذب آنان بیان میکند. علامه طباطبایی(ره) در تفسیر آیه مذکور مینویسد: «کافران به خاطر احیای باطل خود و از بین بردن حق و کوبیدن آن فرح و مرح (خوشحالی و نشاط بیش از حد، تکبر و خودبزرگبینی، ریخت و پاش و بیخیالی در زندگی) میکردند. از این رو عاقبت کار آنان به ضلالت (البته ضلالت کیفری) ختم میشود. در واقع این ضلالتی که خداوند به عنوان عذاب برای آنان مقرر فرموده است، کیفر فراموشی وظیفه آنان از سوی خودشان است، و بیتوجهی به نعمتهای الهی و نه ضلالت تکوینی (المیزان، ج 20، ص 403) آری ادیان الهی هیچگاه لذتهای حلال را نهی نکردهاند. آنچه آنها نهی کردهاند لذتهای کاذب و زودگذری است که در کوتاهمدت یا درازمدت بر روح و جسم انسان و بر زندگی فردی و اجتماعی او اثرات نامطلوبی باقی میگذارد. پرداختن به حرام دنیا گرچه ممکن است خوشی آنی و لذت کاذبی ایجاد کند اما از آن جا که با فطرت و طبیعت انسان ناسازگار است و در کوتاهمدت یا درازمدت بر روح و جسم انسان و بر زندگی فردی و اجتماعی او اثرات نامطلوب و گاه جبرانناپذیری باقی میگذارد، غم و اندوه و حسرت به دنبال دارد.
(ادامه دارد)