کد خبر: ۳۰۵۶۸۱
تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۴۰۳ - ۲۱:۳۸

جنگ ترامپ برای دفاع از آپارتاید از آفریقای جنوبی تا فلسطین (نگاه)

 
 
مترجم: سیدمحمد امین‌آبادی
دستور اجرائی «دونالد ترامپ»‌، برای تعلیق کمک‌ها به آفریقای جنوبی به بهانه مصادره زمین‌های اقلیت سفید پوست این کشور به‌عنوان یک مداخله‌ عادلانه و اخلاقی از سوی وی جلوه داده شد. او خود را مدافع اقلیتی تحت فشار نشان داد و با اعمال تحریم‌ها، دولتی را که به تبعیض نژادی متهم می‌کرد‌، مجازات کرد. اما حقیقت بسیار پیچیده‌تر و خطرناک‌تر است و ربطی به عدالت ندارد‌، بلکه تلاشی است برای محافظت از آخرین بقایای آپارتاید‌، تقویت استعمارگری مهاجران و حفظ نظم جهانی‌ که برتری نژادی و سرزمینی را تداوم می‌بخشد. ترامپ در این اقدام تنها نبود. پشت سر او دو نیروی قدرتمند شامل شبکه‌ای از میلیاردرهای لیبرتارین با پیوندهایی در دوران آپارتاید آفریقای جنوبی و لابی طرفدار رژیم اسرائیل قرار داشتند. هر دو گروه مدت‌ها در حفظ نظام‌های سلطه‌ی نژادی و سرزمینی سرمایه‌گذاری کرده‌اند. ایلان ماسک برجسته‌ترین چهره در میان آن‌هاست. او تنها یک میلیاردر و چهره‌ شناخته‌شده‌ «تسلا» و «اسپیس‌ایکس» نیست، بلکه یکی از افراد کلیدی در گروه موسوم به «مافیای پی‌پال» محسوب می‌شود؛ حلقه‌ای بسته از لیبرتارین‌های فوق‌ثروتمند، که بسیاری از آن‌ها از نخبگان سفیدپوست آفریقای جنوبی هستند.آنها وارثان مدرن یک پروژه استعماری هستند که هرگز به‌طور کامل برچیده نشد. در سیستمی رشد کرده‌اند که سلسله ‌مراتب نژادی و اقتصادی را به‌عنوان قانون طبیعی تلقی می‌کند و اکنون با ثروت و نفوذ خود برای حفظ این میراث تلاش می‌کنند. مخالفت آن‌ها با اصلاحات ارضی در آفریقای جنوبی هیچ ارتباطی با عدالت ندارد؛ بلکه تلاشی است برای حفظ وضعیتی که در آن، حتی پس از پایان رسمی آپارتاید، زمین همچنان در اختیار سفیدپوستان باقی بماند.
نکته‌ طعنه‌آمیز ماجرا اینجاست: حمایت عمومی ایلان ماسک از تئوری‌های توطئه‌ یهودستیزانه و استفاده‌ او از نمادهای نازی تأثیر چندانی بر جایگاهش در میان نخبگان طرفدار اسرائیل نگذاشته است. ماه گذشته، زمانی که او در یک سخنرانی در واشنگتن به نظر می‌رسید که سلام نازی می‌دهد، خشم عمومی برانگیخته شد، اما به‌جای محکومیت، نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، به دفاع از او برخاست.نتانیاهو «ماسک» را «دوست بزرگ اسرائیل» خوانده است. ماسک ممکن است با نمادهای نازی بازی کند، اما تا زمانی که از آپارتاید اسرائیل حمایت می‌کند، همچنان برای آن‌ها مفید خواهد بود. در کنار این طبقه‌ میلیاردر، «میریام ادلسون»، بزرگ‌ترین حامی مالی ترامپ و یکی از معماران سیاست‌های او در قبال اسرائیل قرار دارد. او بیش از ۱۰۰ میلیون دلار به کارزار انتخاباتی ترامپ کمک کرده است. او اخیراً در مصاحبه‌ای درباره‌ی «کار ناتمام» ترامپ در اسرائیل صحبت کرد و آشکارا از الحاق کرانه‌ باختری به رژیم اسرائیل دفاع کرد. برای او، ترامپ کلید تحقق چشم‌اندازی از توسعه‌طلبی اسرائیل است که دهه‌ها در دست طراحی بوده است. این تصادفی نیست که این دو نیرو- میلیاردرهای لیبرتارین با ریشه‌های آفریقای جنوبی و لابی طرفدار اسرائیل- پشت سیاست‌های آپارتایدی ترامپ ایستاده‌اند. اتحاد آن‌ها جدید نیست، بلکه ریشه‌های عمیقی در تاریخ دارد. دهه‌ها، اسرائیل و آفریقای جنوبیِ دوران آپارتاید با ایدئولوژی مشترک و منافع متقابل به یکدیگر گره خورده بودند. زمانی که جهان به آفریقای جنوبی پشت کرد، اسرائیل وفادارترین متحد آن باقی ماند. پشت پرده، این رابطه بسیار عمیق‌تر بود. اسرائیل به ساخت صنعت تسلیحاتی آفریقای جنوبی کمک کرد و در ازای تأمین مالی، فناوری‌های نظامی در اختیار رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی قرار داد. این دو حکومت با همکاری یکدیگر سیستم‌های نظامی، شبکه‌های اطلاعاتی، و مهم‌تر از همه، برنامه‌ هسته‌ای آفریقای جنوبی را توسعه دادند. این یک راز آشکار بود: اسرائیل دانش فنی را تأمین می‌کرد، آفریقای جنوبی هزینه‌ آن را می‌پرداخت. پیوند ایدئولوژیک آن‌ها نیز به همین وضوح بود. دولت آپارتاید آفریقای جنوبی هیچ تلاشی برای پنهان کردن دیدگاه‌های خود نکرد و در یک نشریه‌ رسمی اعلام کرد: «اسرائیل و آفریقای جنوبی بیش از هر چیز یک نقطه‌ مشترک دارند: هر دو در جهانی عمدتاً خصمانه، مملو از مردمانی سیاه ‌پوست، واقع شده‌اند». 
این اتحاد تنها زمانی فرو پاشید که آپارتاید در آفریقای جنوبی به ‌طور رسمی پایان یافت. اما ایدئولوژیِ بنیادین آن یعنی باور به برتری نژادی، حق یک گروه منتخب برای تصرف زمین و حکومت بر دیگران از بین نرفت. بلکه تکامل یافت، حامیان جدیدی پیدا کرد و پشتیبانان سیاسی تازه‌ای به دست آورد.
حمله‌ ترامپ به آفریقای جنوبی هیچ ارتباطی با آزادی اقتصادی یا عدالت ندارد. هدف اصلی او دفاع از پیامدهای آپارتاید است. در کانون دستور اجرائی او، قانون سلب مالکیت آفریقای جنوبی قرار دارد؛ قانونی که با هدف اصلاح قرن‌ها سلب مالکیت زمین از سیاه‌پوستان تصویب شده است. برای نسل‌ها، سیاه‌پوستان آفریقای جنوبی به‌طور سیستماتیک از زمین‌های خود رانده شدند و مجبور به زندگی در مناطق فقیر و بایر موسوم به «سرزمین‌های بومی» شدند، درحالی‌که مهاجران سفیدپوست، حاصلخیزترین زمین‌های کشور را تصاحب کردند. حتی امروز، سه دهه پس از سقوط آپارتاید، حدود ۷۵ درصد از زمین‌های کشاورزی خصوصی همچنان در اختیار سفیدپوستان است، درحالی‌که آن‌ها تنها ۷ درصد از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند. واکنش ترامپ به این قانون تحریم بود. از نظر او آفریقای جنوبی باید به‌خاطر تلاش برای اصلاح بی‌عدالتی‌های تاریخی، مجازات شود. مالکان سفیدپوست باید در نقش قربانی ظاهر شوند. اما همین ترامپ که بازتوزیع زمین در آفریقای جنوبی را محکوم می‌کند، در دوران سیاسی خود همواره تصرف زمین‌های فلسطینیان توسط اسرائیل را تأیید کرده است. ریاکاری او به همین‌جا ختم نمی‌شود. او حق آفریقای جنوبی برای تصمیم‌گیری درباره‌ زمین‌هایش را انکار می‌کند، درحالی‌که خود، آشکارا به دنبال تسلط بر سرزمین‌های خارج از آمریکا است. او پیش‌تر ایده‌ خرید «گرینلند» از دانمارک را مطرح کرده، درباره‌ تصرف کانادا صحبت کرده، تصاحب کانال پاناما را بررسی کرده، و اکنون بی‌پروا درباره‌ مالکیت بر غزه سخن می‌گوید.
ترامپ خود را با افراطی‌ترین جاه‌طلبی‌های ارضی اسرائیل همسو کرده و اعلام کرده است که اسرائیل «نقطه‌ای کوچک» در خاورمیانه است و باید گسترش یابد. او در کنار افراط‌گرایانی مانند «بزالل اسموتریچ»، وزیر دارایی اسرائیل، ایستاده است؛ کسی که آشکارا از گسترش اسرائیل از نیل تا فرات حمایت می‌کند. او همچنین در کنار «دانیلا وایس»، یکی از رهبران شهرک‌نشینان، قرار دارد که حتی الحاق بخش‌هایی از عربستان سعودی را در چشم‌انداز خود می‌بیند. همین مردی که اصرار دارد آفریقای جنوبی نباید الگوهای استعماری مالکیت زمین را تغییر دهد، مشتاقانه نقشه‌ها را برای جاه‌طلبی‌های امپریالیستی خود بازنویسی می‌کند. در اسرائیل، رهبران جناح راست افراطی آشکارا از توسعه فراتر از کرانه باختری- به سمت اردن، مصر و حتی عربستان سعودی- صحبت می‌کنند. این دیدگاه‌ها حاشیه‌ای نیستند، بلکه به جریان اصلی تبدیل شده‌اند. نظرسنجی‌های اخیر نشان می‌دهد که حدود ۸۰ درصد از صهیونیست‌ها از انتقال اجباری جمعیت غزه حمایت می‌کنند، درحالی‌که تنها ۳ درصد از یهودیان اسرائیلی آن را غیراخلاقی می‌دانند. ترامپ نه‌تنها در برابر این سیاست‌ها سکوت نکرده، بلکه پرچمدار آن‌ها شده است. او درحالی‌که ادعا می‌کند در آفریقای جنوبی از زمین‌داران سفیدپوست محافظت می‌کند، در اسرائیل شهرک‌نشینان غیرقانونی را تشویق و تقویت می‌کند. او برای سفیدپوستان آفریقای جنوبی پناهندگی ارائه می‌دهد، اما فلسطینیان را از ورود به آمریکا منع می‌کند.
تصادفی نبود که آفریقای جنوبی پیشگام شد و اسرائیل را به دادگاه بین‌المللی کیفری کشاند و آن را به نسل‌کشی در غزه متهم کرد. این دعوای حقوقی تنها یک چالش قضائی نیست، بلکه یک اقدام مقاومتی قاطع است؛ اقدامی که تعهد تزلزل‌ناپذیر آفریقای جنوبی به مبارزه با سرکوب را به نمایش می‌گذارد و پیوندهای عمیق و گسست‌ناپذیر میان مبارزات علیه آپارتاید و استعمار را برجسته می‌کند. اما این شجاعت بهائی دارد. ترامپ و لابی اسرائیل مصمم‌اند که آفریقای جنوبی را به‌خاطر این اقدام مجازات کنند. مردم آفریقای جنوبی، آپارتاید را وقتی ببینند، می‌شناسند. «جان دوگارد»، وکیل برجسته‌ اهل آفریقای جنوبی و گزارشگر پیشین حقوق بشر سازمان ملل، یک مقایسه‌ روشن ارائه کرد:«آپارتاید تماماً درباره‌ زمین بود». به گفته وی آپارتاید بر اساس اختصاص بهترین زمین‌های کشور به سفیدپوستان بنا شده بود، درحالی‌که سیاه‌پوستان را به محروم‌ترین و غیرقابل‌سکونت‌ترین مناطق تبعید می‌کرد. همان الگوی تصرف زمین اکنون در فلسطین تکرار می‌شود.
 «نلسون ماندلا» که به‌خوبی از ریشه‌های مشترک سلطه‌ استعماری آگاه بود، هیچ‌گاه تردیدی در این مسئله باقی نگذاشت. سخنان او همچنان به‌عنوان ندایی برای عدالت طنین‌انداز است:«آزادی ما بدون آزادی فلسطینیان ناقص است». مسئله‌ اصلی این نیست که آیا آفریقای جنوبی به‌خاطر به چالش کشیدن آپارتاید مجازات خواهد شد و یا این که آیا اسرائیل تمام حاکمیت را بر سرزمین‌های اشغالی به دست خواهد آورد. پرسش واقعی این است که آیا جهان بار دیگر اجازه خواهد داد که استعمار، نژادپرستی و آپارتاید دوباره به‌عنوان اصول و قواعد حاکم بر روابط بین دولت‌ها پذیرفته شوند؟ چرا که از ژوهانسبورگ تا غزه، از پرتوریا تا کرانه باختری، این مبارزه یکی است.
منبع: میدل‌ایست ‌آی