کد خبر: ۳۰۴۹۲۱
تاریخ انتشار : ۱۳ بهمن ۱۴۰۳ - ۱۹:۴۴

تفکر اخباری‌گری و آثار آن (پرسش و پاسخ)

 
 
پرسش:
آیا تفکر اخباری‌گری با آموزه‌های عقلانی و وحیانی انطباق دارد؟ و این تفکر چه آثاری را در رفتار یک مسلمان و جامعه اسلامی در پی دارد؟
پاسخ:
تاریخچه اخباری‌گری در شیعه
مکتب اخباری‌گری بیش از چهار قرن از عمر آن نمی‌گذرد. مؤسس این مکتب مردی است به نام «ملامین استرآبادی» از فقها و محدثین امامیه و متوفای (1036 ق) و مدفون در شهر مکه است. او سعی داشت در محافل شیعه امامیه، اجتهاد اصولیون را به عنوان یک خطر مطرح ساخته و با رجوع به اخبار و روایات صرف،‌مذهب سلف را احیا کند. 
استرآبادی شخصاً مرد باهوشی بود و اتباع و طرفداران زیادی از علمای شیعه را جذب خود کرد. خود اخباریین مدعی هستند که قدمای شیعه تا زمان شیخ صدوق متوفای (381 ق) از علمای قرن چهارم و صاحب حدود 300 تألیف، همگی مسلک اخباری 
داشتند. ولی حقیقت این است که اخباری‌گری به صورت یک مکتب با یک سلسله اصول و چارچوب معین، پیش از قرن چهارم وجود نداشته است. این تفکر در عالم تشیع بسیار خطرناک است و اگر گروهی از علمای مبرز و دلیر نبودند و جلوی این جریان نمی‌ایستادند و آن را نقد علمی نمی‌کردند، معلوم نبود امروز چه حال و روزگاری داشتیم.
چارچوب نظری اخباری‌گری
اخباریون منکر حجیت عقل هستند، و همچنین حجیت و سندیت قرآن را به بهانه اینکه فهم قرآن مخصوص اهل بیت پیغمبر(ع) است، و وظیفه ما رجوع به احادیث اهل بیت(ع) است منکر می‌شوند. 
آنها اجماع را بدعت اهل تسنن می‌دانند، لذا از ادله اربعه اجتهاد فقها، یعنی کتاب، سنت، اجماع و عقل،‌تنها معتقدند سنت حجت است. همچنین ادعا دارند که همه روایات و اخباری که در کتب اربعه شیعه یعنی اصول کافی مرحوم کلینی، من لایحضره الفقیه شیخ صدوق و تهذیب الاحکام و الاستبصار شیخ طوسی آمده، صحیح و معتبر بلکه قطعی‌الصدور است. نتیجه اینکه مکتبی با این اصول و چارچوب، پیش از چهار قرن قبل وجود نداشته است.
تضاد با اجتهاد
مکتب اخباری‌گری ضد مکتب اجتهاد و تقلید است، و آن اهلیت و صلاحیت و تخصص فنی که مجتهدین قائلند، آنان منکرند و تقلید غیر معصوم را حرام می‌دانند. براساس این مکتب چون حجت و سند منحصر به احادیث است،‌و حق اجتهاد و اعمال نظر هم نیست، مردم موظفند مستقیماً به متون مراجعه کنند، و به آنها عمل نمایند،‌ و هیچ عالمی را به عنوان مجتهد و مرجع تقلید واسطه قرار ندهند.  ملا امین استرآبادی مؤسس مکتب اخباری‌گری کتابی دارد به نام «الفوائد المدینه» که در این کتاب با سرسختی عجیبی به جنگ مجتهدین آمده، مخصوصاً سعی دارد که حجیت عقل را منکر شود. مدعی است که عقل فقط در اموری که مبدأ حسی دارند یا قریب به محسوسات می‌باشند، مثل ریاضیات حجت است. در غیر اینها حجت نیست. از قضا این تفکر تقریباً مقارن است با پیدایش فلسفه حسی در اروپا. آنها در علوم حجیت عقل را منکر شدند،‌و استرآبادی در دین منکر شد. به تعبیر مرحوم آیت‌الله بروجردی پیدایش تفکر اخباری‌گری اثر موج فلسفه حسی بود که در اروپا  پیدا شد.
مبارزه با اخباری‌گری
جمود و خشکی عجیبی بر این مسلک حکمفرماست و اخباری‌گری نهضتی بود بر ضدیت با عقل و اجتهاد. خوشبختانه افراد رشیدی مانند وحید بهبهانی معروف به آقا متوفای (1205ق) و از اصولیون قرن 12 که با مسلک اخباری‌گری و اخباریون «تند و مبارزه کرد، و بعد مرحوم شیخ مرتضی انصاری دزفولی متوفای 
(1281 قمری) و صاحب کتاب‌های رسائل و مکاسب و از فقیهان بزرگ شیعه در قرن سیزدهم هجری با این مسلک انحرافی مبارزه کردند و خوشبختانه توانستند تا حد زیادی با این مسلک مبارزه کنند و جلو رشد و گسترش آن را بگیرند. وحید بهبهانی در کربلا بود. در آن وقت صاحب «حدائق» یوسف ابن احمد بحرانی متوفای 1186 قمری، از علمای شیعه قرن 12 هجری قمری که اخباری متبحری در کربلا بود و هر دو کرسی درس حوزه داشتند. 
وحید مسلک اجتهادی داشت و صاحب حدائق مسلک اخباری،‌و قهراً مبارزه سختی بود. بالاخره وحید بهبهانی صاحب حدائق را شکست داد.  می‌گویند شاگردان مبرز وحید بهبهانی مثل کاشف الغطاء، بحرالاعلوم و سیدمهدی شهرستانی همگی اول شاگرد صاحب حدائق بودند و بعد آمدند به درس وحید، و درس صاحب حدائق را ترک کردند.