کد خبر: ۳۰۴۷۰۲
تاریخ انتشار : ۰۹ بهمن ۱۴۰۳ - ۲۰:۴۴
اولویت‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت چهاردهم

لزوم شایسته‌سالاری و توجه به اسناد بالادستی در مدیـریت فرهنـگی دولت

 
 
 
آرش فهیم
بخش پایانی
دولت جمهوری اسلامی ایران دارای 19 وزارتخانه است که هر یک وظایف تعریف شده‌ای دارند. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مسئول اجرای سیاست‌های دولت در حوزه فرهنگ و هنر است؛ در واقع مسئول اصلی اجرای برنامه‌ها و رویدادهای فرهنگی و همچنین حمایت مالی، تولید، نظارت و عرضه محصولات فرهنگی و هنری به عهده این وزارتخانه است.مانند دیگر وزارتخانه‌ها که دارای معاونت‌ها، سازمان‌ها، مراکز و ادارات مختلف هستند، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم از بخش‌های تابعه متعددی تشکیل شده است. معاونت امور هنری، معاونت سینمایی - که حدود 15 سال است با عنوان «سازمان سینمایی» شناخته می‌شود - معاونت امور فرهنگی، معاونت رسانه و تبلیغات، معاونت قرآن و عترت و... ازجمله مهم‌ترین بخش‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هستند. علاوه‌بر این، مراکز مهمی چون سازمان حج و زیارت، دبیرخانه شورای فرهنگی عمومی، دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها، سازمان اوقاف و امور خیریه، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای، صندوق اعتباری هنر، نهاد کتابخانه‌های عمومی و... نیز از نهادهای فرهنگی حائز اهمیت و زیرمجموعه وزارت ارشاد هستند.
 تجربه نشان داده است اهمیت و حساسیت متصدی این معاونت‌ها و سازمان‌ها و مراکز کمتر از خود وزیر نیست، چون اضلاع تشکیل‌دهنده وزارت ارشاد هستند و هر یک ضعیف عمل کند، درواقع یک ضلع وزارت ارشاد دچار ضعف می‌شود. از این نظر معاونین وزیر فرهنگ هم در حد وزیر، حائز اهمیت هستند که هر یک از آنها بخشی از کارهای اصلی و مهم این وزارتخانه را پیگیری و اجرا می‌کنند. در ایران، نهادهای دیگری هم در امور فرهنگی و رسانه‌ای نقش دارند (ازجمله صداوسیما، سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، شورای‌عالی انقلاب‌ فرهنگی، کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی و...) اما مسئول اصلی اجرای امور فرهنگی در حوزه‌های سینما، تئاتر، کتاب، هنرهای تجسمی و بازی‌های رایانه‌ای و برگزاری مهم‌ترین رویدادها در این عرصه (مثل جشنواره‌های فجر، نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، نمایشگاه قرآن، نمایشگاه رسانه‌ها و...) به عهده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و این باعث شده است تا وزارت ارشاد به ‌عنوان مهم‌ترین نهاد فرهنگی در کشور شناخته شود.
انتصاب در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
سید عباس صالحی از 31 مرداد امسال با رأی اعتماد نمایندگان مجلس شورای اسلامی برای دومین بار به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی منصوب شد. آرای اعتماد نمایندگان مردم به صالحی، بالا و قاطع بود. وی با 272 رأی موافق از مجموع 288 رأی مأخوذه، به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت چهاردهم کار خودش را آغاز کرد. با این حال، سیدعباس صالحی به خاطر انتصاب برخی از مسئولان زیرمجموعه‌اش طی ماه‌های گذشته با انتقادات فراوانی مواجه شده است. طوری که در اولین نشست خبری وی پس از احراز مقام وزارت که 
23 دی امسال برگزار شد، پربسامدترین پرسش مطرح شده از سوی خبرنگاران در انتقاد از برخی معاونان وزیر فرهنگ بود. تا آنجا که حتی خبرنگار روزنامه سازندگی هم از معاونین هنری و سینمایی وزارت ارشاد در دولت چهاردهم انتقاد کرد.
زیرمجموعه مهم وزیر
مدیریت فرهنگی با پیچیدگی‌هایی فراتر از مدیریت در حوزه‌های مالی و سخت‌افزاری دچار است. اداره امور و رویدادهای فرهنگی، یک فرآیند نرم‌افزاری، فکری و هوشمندانه است که لغزش در آن می‌تواند به نتایج ناخواسته و آسیب‌هایی به‌ نظام فرهنگی کشور منجر شود. هم از این‌رو توجه به سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی و انتصاب مدیران و چینش افراد در این بخش از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
هوشنگ توکلی، هنرمند پیش‌کسوت سینما و تئاتر در گفت‌وگو با گزارشگر کیهان بر اهمیت مدیران زیرمجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تأکید می‌کند و می‌گوید: «توقع دیگری که از وزیر محترم فرهنگ داریم این است که مدیران زیرمجموعه این وزارتخانه، به‌درستی انتخاب شوند. فراموش نکرده‌ایم که دکتر اسماعیلی وزیر فرهنگ دولت سیزدهم بسیار پرتلاش و باانگیزه ظاهر شد و منشأ خدمات فراوانی بود، اما کم‌کاری برخی مدیران زیرمجموعه‌اش باعث شد تا برخی طرح‌ها و برنامه‌های وی کامل نشوند. فکر می‌کنم که آقای صالحی هم باید درباره مدیران زیرمجموعه این وزارتخانه دقت و توجه بیشتری داشته باشد.»
انتقاد از حواشی در معاونت هنری
محمدحسین نیرومند، هنرمند گرافیست و کارشناس فرهنگی در گفت‌وگو با گزارشگر کیهان درباره اولویت‌های مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت چهاردهم می‌گوید: «به نظرم اصل حرف را در این زمینه رهبر انقلاب در دیدار نمایندگان مجلس با ایشان بیان فرمودند، اما یک جمله فرمودند که من بر آن تأکید می‌کنم؛ مسئول فرهنگی باید از بن دندان معتقد به جمهوری اسلامی باشد. گرچه حضرت آقا این مطلب را درباره وزرا فرمودند؛ اما مصداق کامل آن باید حتماً در حوزه فرهنگ اتفاق بیفتد، چرا باید این‌گونه باشد؟ به دلیل اینکه متأسفانه آفت بزرگی که سال‌هاست وزارت فرهنگ با آن رو‌به‌رو بوده این است که با تغییر دولت‌ها سیاست فرهنگی کشور به میزان زیادی تغییر کرده است. چه زمانی این سیاست‌ها بیشتر تغییر کرده است؟ زمانی که مدیران این وزارتخانه به سیاست‌های کلان فرهنگی کشور کمتر توجه کرده‌اند. این مسئول مصداق کسی است که از بن دندان به جمهوری اسلامی وفادار نیست. راهبردهای کلان فرهنگی و اسناد بالادستی فرهنگ نباید با تغییر وزرا و مدیران زیرمجموعه ایشان تغییر کند. یا بهتر است بگویم وزیر و مسئولان فرهنگی دولت باید خود را موظف به اجرای آن بدانند.» وی درباره دیگر اولویت مورد انتظارش در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌افزاید: «معتقدم که حوزه فرهنگ با تولیدات و کالاهای فرهنگی مدیریت می‌شود. این کالاها را چه کسانی تولید می‌کنند؟ اهل فرهنگ. بنابراین وزیر و به‌ویژه معاونین او باید با اهل فرهنگ و هنر تعامل نزدیک داشته باشند. این امر وقتی اتفاق می‌افتد که اهل فرهنگ، این مسئولین را قبول داشته باشند.»
نیرومند از شورای سیاست‌گذاری جشنواره هنرهای تجسمی فجر انتقاد می‌کند و معتقد است: «افرادی که جشنواره تجسمی فجر را تحریم کرده بودند امروز عضو شورای سیاست‌گذاری این جشنواره شده‌اند! چطور افرادی که همیشه در پی تحریم جشنواره تجسمی فجر بوده‌اند، امروز قصد تعیین سیاست برای این جشنواره را دارند؟ این نشان می‌دهد افرادی که حکم انتصاب این افراد برای عضویت در این شورا را صادر کرده‌اند، شناختی از آدم‌ها ندارند. مدیران میانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و به‌ویژه مدیران کل باید جریان‌شناسی فرهنگی حوزه تحت مدیریت خودشان و آدم‌های فعال در آن حوزه را بشناسند. واقعاً جای سؤال است چگونه افرادی که همیشه در پی تحریم جشنواره فجر بودند، عضو شورای سیاست‌گذاری این جشنواره شده‌اند؟ امیدوارم برخی از این افراد مشابه همان کاری که در سال‌های 88 و 98 رخ داد را تکرار نکنند. چون در آن سال‌ها بعضی از همین افرادی که امروز عضو این شورا شده‌اند، جشنواره را به بهانه تحریم نیمه‌کاره رها کرده بودند!» 
سردبیر سابق نشریه کیهان کاریکاتور همچنین از اتفاقات رخ ‌داده در معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انتقاد می‌کند و می‌گوید: حدود سه ماه است که دفتر هنرهای تجسمی در این معاونت، نه مدیر کل دارد و نه سرپرست. یعنی بدون اینکه مدیر یا سرپرست جدید منصوب شود، مدیر قبلی این دفتر برکنار شده است؛ یعنی ازیک‌طرف افراد بدسابقه را در شورای سیاست‌گذاری تجسمی فجر منصوب کرده‌اند و از طرفی این حوزه فاقد مدیری است که نظارتی بر این عرصه داشته باشد!»
این مدرس هنر همچنین می‌گوید: «رهبر انقلاب بارها بر اهمیت فرهنگ و مدیریت فرهنگی تأکید داشته‌اند. ارزش‌های فرهنگی، سازنده هویت و روح و معنای حقیقی یک ملت هستند؛ ایشان حتی فرمودند اقتصاد و سیاست حاشیه و ذیل بر فرهنگ‌اند. مهم‌ترین کارهای وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی این است که در دوران مسئولیتش این معنا را در میان دولتمردان، سیاسیون و به‌ویژه آقای پزشکیان جا بیندازد. اگر این توانایی را داشته باشد در این صورت حوزه فرهنگ اعتبار می‌یابد و وزارت فرهنگ مرجعیت می‌یابد. در این صورت کار وزارتخانه محدود به چند قالب فرهنگی هنری مانند سینما یا موسیقی، نمایش و.. خلاصه نمی‌شود، بلکه فرهنگ به معنای یک موضوع فرابخشی موردتوجه قرار می‌گیرد.» گفتنی است، معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی (نادره رضایی) طی حدود سه ماه فعالیت خودش در این معاونت موجب حواشی بسیاری شده است. عدم تخصص و تجربه کافی در مدیریت هنری، به‌کارگیری و انتصاب افرادی با ذائقه و تمایلی خاص در برخی مناصب و موقعیت‌ها و تزلزل در رعایت قوانین و خط ‌قرمزها، از دلایل ایجاد این حواشی بوده است. طوری که باعث شد در نهایت یکی از مدیران این معاونت کنار گذاشته شود. در تاریخ یک بهمن امسال، سعید اسلام‌زاده که با حکم رضایی به‌ عنوان مدیر روابط‌عمومی معاونت هنری منصوب شده بود از این سمت برکنار شد؛ اولین انتصاب در معاونت هنری به اولین برکناری در این بخش از وزارت ارشاد منجر شد. این در حالی است که حاشیه‌های مورد انتقاد در معاونت هنری، بسیار فراتر از مدیریت روابط‌عمومی این معاونت است.
لزوم توجه به اسناد بالادستی 
یکی از دلایل ایجاد حواشی در برخی معاونت‌ها و زیرمجموعه وزارت ارشاد، کم‌توجهی به اسناد بالادستی و سیاست‌های کلان نظام فرهنگی کشور است. 
سعید الهی، تهیه‌کننده و کارشناس فرهنگی در گفت‌وگو با گزارشگر کیهان می‌گوید: «انتظارات از یک‌ مدیر تازه منصوب شده مستلزم شناخت کافی از محیط و جغرافیای حوزه کاری آن مدیر است و نمی‌شود بر مبنای برخی سلائق شخصی و یا چشم‌اندازهای غیرقابل‌دسترسی که در ذهن محدود خود طراحی کرده‌ایم از او توقع داشت. به‌ویژه اینکه فرهنگ، پدیده بسیار پیچیده‌ای است. نکته مهم در مدیریت فرهنگی ایران تعیین جهان‌بینی و نوع نگاه کلان به فرهنگ و به‌تبع آن سایر زمینه‌های زیرمجموعه فرهنگ است. از آنجا که هر ۴ سال یک‌بار مدیریت فرهنگی در اختیار یک دولت با طیف فکری خاص قرار می‌گیرد؛ لذا شوربختانه نگرش مدیران هم پیرو تغییر دولت‌ها تغییر می‌کند. این در حالی است که مدیریت فرهنگی در ایران تحت یک دکترین ثابت فرهنگی با مضمون رشد و تعالی جامعه فعالیت خود را بعد از پیروزی انقلاب از سر گرفته و تنها باید شیوه‌ها و روش‌های مدیریتی تغییر کند نه راهبردها و اهداف اصلی. اتفاقی که در دولت اصلاحات به‌وضوح شاهد آن بودیم و اساساً اغلب آثار هنری در آن دوره از فضای مفهومی و آرمانی همچون مقاومت، ایثار، دین‌مداری و... فاصله گرفت.» تهیه‌کننده مستند تحسین شده «قوی‌دل» اضافه می‌کند: «از سید عباس صالحی به‌ عنوان یک چهره باسابقه در حوزه فرهنگ انتظار می‌رود با درک و ژرف‌اندیشی نسبت به اسناد بالادستی نظام در حوزه فرهنگ توجه ویژه داشته و از تعامل به توقعات حاکمیتی غافل نشود.» وی یادآور می‌شود: «فرهنگ و هنر امروز ما نیاز به آرامش دارد و این امر در گفت‌وگوی دوطرفه میان اهالی فرهنگ و مدیران دولتی و حاکمیتی ایجاد می‌شود. تخطی از قوانین به هر طریق ممکن است موجب سوءتفاهم و حذف این محیط گفت‌وگو شود؛ لذا حرکت بر مدار قانون و درعین‌حال تبیین شفاف ضوابط و مقررات برای جامعه سینمایی این اصطکاک‌ها را به کمترین حد می‌رساند.» الهی تصریح می‌کند: «بی‌شک مدیر فرهنگی نباید فراموش کند که نماینده حاکمیت و دولت برای نظارت، هدایت و حمایت از مخاطبان حوزه خود است؛ لذا شناخت حقوق و تکالیف دو طرف و تلاش برای اجرای هر یک از آنها از جمله وظایف این مدیر است.» وی ادامه داد: «زیاده‌خواهی و قانون‌گریزی آفت بسیار ناپسندی در بین برخی افراد شده که به نظرم وزیر فرهنگ می‌توانند با مطالعه و پژوهش کافی و درنظر گرفتن همه جوانب علاوه ‌بر مدیریت این رفتار ناخوشایند نسبت به تجدیدنظر در قوانین به‌گونه‌ای که رضایت بیشتری از جامعه هدف در همه زمینه‌ها جلب شود اقدام کند.» این کارشناس فرهنگی معتقد است: «این یک حقیقت است که هنرمندان و چهره‌های مشهور سرمایه‌های اجتماعی هستند و برای حفظ آنها باید تلاش کرد؛ اما اینکه به چه قیمتی، بسیار اهمیت دارد. متولی این کار دشوار وزیر فرهنگ و معاونین و مدیران زیرمجموعه ایشان هستند و بر همین اساس همه باید تلاش کنیم تا نظام فرهنگی کشور متکی بر قوانین و اسناد مصوب پایدار بماند.»