شکلگیری خودخواهی و راهکارهای مقابله با آن (1) (پرسش و پاسخ)
پرسش:
نحوه شکلگیری خودخواهی که سرچشمه همه مفاسد در درون انسان است چگونه میباشد و راهکارهای مقابله با آن کدام است؟
پاسخ:
مفهوم نفس بسیط و مراتب آن
نفس در مرحله ذات خود، موجودی بسیط و یگانه است، و انسان همواره وحدتی بیشائبه در خود احساس میکند. در عین حال حقیقتی است دارای درجات و مراتب. نفس اماره همان نفس لوامه است و نفس لوامه همان نفس مطمئنه. اما اینها در مراتب و درجات مختلفی از یک حقیقت واحد و بسیط هستند، درجات آن هم مربوط به این است که در چه درجهای از آگاهی و شناخت و ایمان و یقین قرار دارند. بنابراین نفس انسان در یک مرحله به شرارت فرمان میدهد (امارهًْ بالسوء) و در مرحلهای دیگر از شری که مرتکب شده است، ناراحت میشود و خود را ملامت میکند (نفس لوامه) و در مرحلهای دیگر آرام میگیرد و گرد شر و بدی نمیگردد (نفس مطمئنه). بنابراین از منظر آموزههای وحیانی اسلام، طبیعت نفس انسانی، با لذات شریر نیست، بلکه در حالات و شرایط خاصی و به سبب عوارضی سر به طغیان و شرارت برمیدارد.
من اصیل (خود حقیقی) و غیراصیل
انسان دارای دو نوع «من» است، یکی «من» ملکوتی یا اصیل، یعنی همان که در قرآن از آن به «نفخت فیه من روحی» تعبیر شده است، و درجات و بقای خود به طبیعت نیازمند نیست. ولی انسان یک موجود دارای مراتب است، و یک مرتبه از وجود انسان طبیعت او است. خصوصیت انسان همین است که یک موجود صاحب مقامات و مراتب است. خود واقعی و اصیل آن، آن جنبه ملکوتی و روح مجرد است که در جوار طبیعت و بلکه در متن طبیعت فرود آمده، و زیر چتر حمایتی عقل از دل طبیعت تا از افقهای ملکوت و از آنجا بر فراز ملکوت و به سوی کمالات خویش شتابان در حرکت است. انسان اگرچه من حیوانی هم دارد، ولی من حیوانی در انسان من طفیلی است.
من اصیل همان من ملکوتی انسان است، یعنی آنچه در یک حیوان، من واقعی و حقیقی آن حیوان را تشیکل میدهد، در انسان من طفیلی او است. اطلاق دشمن درونی به نفس در کلام نبوی که فرمودند: «اعدی عدوک، نفسک التی بین جنبیک» دشمنترین دشمن تو همانا نفس توست که میان دو پهلویت قرار دارد.(تنبیه الحواطر، ج1، ص259) از باب اشتمال نفس به من غیراصیل یا همان من حیوانی است که اگر با من اصیل اشتباه شود و مجال توسعه یابد، همانند علف هرزه، راه تنفس و تحرک را بر من اصیل و حقیقی میبندد.
بنابراین من اصیل و حقیقی سرمایهای است که انسان با آن میتواند، جهان هستی را درنوردد و از همه پدیدههای دستوپاگیر طبیعی و حیوانی خود را برهاند. من اصیل زمینهساز مقام و جایگاهی است که قرآن کریم آن را «خلیفهًْالله» شدن نامیده و فرشتگان را در برابر او وادار به کرنش و سر فرود آوردن و سجده و فراگیری دانش کرده است.
لذا به هر نسبت که انسان از خود طبیعی و حیوانی دور شود و به قلمرو خود اصیل الهی و انسانی نزدیک گردد، افق بینش و نگرش و گرایشهای او بالاتر و والاتر میگردد.
شکلگیری خودخواهی با من غیراصیل
انسان اگر در مسیر و روند حیات فردی و اجتماعی خود من اصیل را ملاک رفتار الهی خود قرار دهد و کرامت نفس خود را در سایه عبادت وبندگی خدا از هر گزندی حفظ نماید، هیچگاه گرفتار پستی و ضدارزشها نمیشود.
لذا خودخواهی انسان زمانی شکل میگیرد که من غیراصیل و حیوانی او جای خدا نشیند و ملاک رفتارها و تعاملات او گردد. امام علی(ع) میفرماید: «من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته» آن کس که از کرامت نفس برخوردار است، گرفتار شهوات نیست.(میزانالحکمه، ج10، ص147) از اینرو نتیجهای که از این تقابل من اصیل با روحیه خودخواهی و من طبیعی و حیوانی میتوان گرفت، این است که انسان در درون خود یک جدال و درگیری دائمی دارد. میل و کشش طبیعی و حیوانی در انسان گرایش به سمت و سویی دارد که عقل و اراده انسانی و اخلاقی برخلاف آن حرکت میکند. اینجا است که جهاد با نفس معنا و مفهوم پیدا میکند(جهاد اکبر). یعنی انسان باید با تمام قوا و امکاناتش به جنگ با من غیراصیل و طبیعی و حیوانی خودش برود تا او بر سرنوشت وجودش حاکم نگردد و من اصیل را مغلوب خودش نکند.
(ادامه دارد)