از حلقههای مفقوده تا یک کارت به کارت در هجدهمین جشنواره سینماحقیقت
آرش فهیم
سینمای مستند ایران طی سالهای اخیر رشد خیرهکنندهای کرده، طوری که میتوان گفت این عرصه از سینمای داستانی ما جلوتر و قویتر است. به تبع این پیشرفت، جشنواره سینماحقیقت هم حرکت رو به جلویی داشته و به یک جشنواره استاندارد، حرفهای و تخصصی برای اهالی و علاقهمندان فیلم مستند تبدیل شده است. جشنوارهای که نسبت به ادوار اولیهاش که یک رویداد محفلی و گعدهای برای طیف خاصی از مستندسازها بود، فضای بازتری یافته و طیف متنوعی از آثار و مستندسازان در آن ظهور و بروز
دارند. بهطور مثال، یک دهه قبل، این جشنواره پر بود از فیلمهای سفارتی و جشنوارهای که بیش از داخل کشور، محافل و شبکههای ماهوارهای خارجی را هدف قرار داده بودند. یک بخش هم تحت عنوان شهید آوینی برای مستندهای ملی و راهبردی و دفاع مقدسی تعبیه شده بود. اما یکی از خدمات غیرقابل انکار دولت سیزدهم و مدیریت محمد خزاعی در سازمان سینمایی طی سالهای 1400 تا 1403 این بود که به جشنواره سینماحقیقت انعطاف بیشتری بخشید و نگاهها و سلایق مختلف را به این جشنواره راه دادند.
در دوره هجدهم این جشنواره هم که از 18 تا 25 آذر در پردیس چارسو و موزه سینما برگزار شد، شاهد همین رویکرد بودیم؛ تنوع و تکثر آثار به اضافه نظم و انضباط، حرف اول را در این جشنواره زد.
اما درباره هجدهمین جشنواره سینماحقیقت و آثار به نمایش درآمده، چند نکته قابل طرح است:
کاهش کیفیت آثار نسبت به دوره قبل
درحالی که در دوره هفدهم سینماحقیقت، شاهد شگفتانهها و آثاری فراتر از سطح معمول بودیم، امسال جای چنین آثاری خالی بود. بهطور مثال، در دوره قبلی مستند «قوی دل» که از تولیدات مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی است، شگفتی ساز
شد و هم در فرم و هم محتوا، گل کاشت و جوایز مختلف ازجمله جایزه بهترین فیلم از نگاه مخاطبین و جایزه ویژه داوران را دریافت کرد. همچنین فیلمهای خوب دیگری مثل «خانواده خلج» تشویقهای بسیاری را دریافت کرد. در دوره هجدهم هم فیلمهای خوب و نسبتا خوبی دیده شد اما هیچ فیلمی شگفتی ساز نشد و کار خارق العادهای را ندیدیم.
حلقههای مفقوده
برخلاف سینمای داستانی که طی دو دهه اخیر تنوع پایینی داشته –هر چند که دو، سه سال گذشته تلاشهایی از سوی سازمان سینمایی برای احیای برخی ژانرها و موضوعات شد- در فضای مستند، شاهد تنوع بالایی هستیم. با این حال و به طور خاص بین تولیدات مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و پویانمایی و سایر نهادهای دولتی و حاکمیتی، شاهد خلأهایی هستیم. جای خالی مستندهای تاریخی و تبیینگر در این جشنواره و بین تولیدات مرکز گسترش محسوس بود. این درحالی است که کشور عزیز ما ایران هم دارای تاریخ پربار و بحث برانگیزی است و هم خیلی از مسائل فرهنگی و اجتماعی ناشی از ضعف حافظه تاریخی و به عبارت صریحتر، کمسوادی
تاریخی بین عموم مردم است. بحران هویت بین بخشی از به اصطلاح نسل زد (z) با تقویت آگاهی نسبت به گذشته قابل ترمیم است. ما به آثار مستند در سه ساحت تاریخ معاصر، تاریخ تمدن اسلامی و تاریخ ایران باستان نیازمندیم. خیلی از شبهات و اشتباهات فکری را میتوان از طریق تولید آثار تاریخی در این سه زمینه برطرف کرد. به طور مثال، پوشش بانوان از زمان هخامنشیان در ایران وجود داشته و در هیچ نقطهای از تاریخ ایران، حتی در دوران باستان (ایران قبل از اسلام) بیحجابی و برهنگی بین بانوان سرزمین ما وجود نداشته؛ این موضوع و شبیه به آن از طریق آثار مستند قابل انتقال و روشنگری به نسلهای جدید و آینده است. تاریخ دوران تمدن اسلامی هم از دیگر حلقههای مفقوده در تولیدات ارگانهای دولتی و حاکمیتی است. دورانی که شاید اگر جایزه نوبل وجود داشت، جوایز همه بخشها از نوبل ادبیات گرفته تا صلح نوبل، یکجا به مسلمانان میرسید. پرداختن به تاریخ معاصر هم باید در اولویت تولیدات مستند کشور باشد. یکی از میدانهای شبهه افکنی و جعل واقعیتها و ازجمله محورهای جنگ شناختی علیه ایران، در این حوزه اتفاق میافتد. شبکههای ماهوارهای فارسی زبان هم طی یک دهه اخیر در این زمینه فعال بودند اما با اینکه اتفاقا پاشنه آشیل جریانهای معاند و بهویژه سلطنت طلبها در حوزه تاریخ معاصر است و از این طریق رسوا میشوند، ما در این زمینه کم کار بودهایم و جشنواره سینماحقیقت هم از این لحاظ رنج میبرد؛ غیر از چند استثنا مثل مستند «خشت و خون» با موضوع جنایات دولت انگلیس علیه مردم جنوب کشور و مبارزات و مقاومت مردم بوشهر در مقابل این نفوذ و سلطه در این حوزه خوش درخشید.
همچنین جای مستندهای تبیینگر درباره موضوعات مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اعتقادی در تولیدات مراکز دولتی و حاکمیتی و جشنواره سینماحقیقت خالی است. خیلی از مردم درباره مسائل اقتصادی دچار پرسشهای به حقی هستند. بنابراین به مستندهای چالشی، تحلیلی و امیدبخش در این زمینه نیازمندیم تا هم مدیران و سیاستگذاران خط بگیرند و هم اطلاعات مردم نسبت به این حوزه افزایش یابد. باز هم جای سؤال است که چرا با وجودی که جامعه ما با شبهات زیادی از سوی غرب و رسانههای بیگانه در زمینه مسائل و حقوق زنان و همچنین حجاب در ایران مواجه است، هیچ فیلم مستندی در این زمینه ساخته نمیشود؟
یکی از معدود فیلمهای هجدهمین جشنواره سینماحقیقت که با رویکرد تبیینی و رفع شبهه ساخته شده «خاک مادر» ساخته محسن اسلام زاده بود که یک روایت جسورانه درباره التهابات سیستان و بلوچستان
در سال 1401 است. اما به خاطر اینکه روایت اصلی فیلم مرتبط با یک مأمور خطاکار بود که اتفاقا به اشد مجازات هم رسید، نمایش این فیلم از سوی نهادهای مربوطه کنار گذاشته شد!
یک نکته ظریف!
باید فضای تخصصی و معتبر جشنواره سینماحقیقت که اتفاقا در دوره مدیریت محمد حمیدی مقدم تقویت شد، حفظ شود و جلوی برخی حاشیههای زیان بار در آن گرفته شود. بهطور مثال، بهجای مانور برخی سیاستمداران که اتفاقا سابقه «ضدِ مستند» هم دارند، باید کارزارهای بیشتری برای مستندسازان متخصص و صاحب سبک ایجاد کرد. محمدجواد ظریف امسال یکی از سیاستمدارهایی بود که به جشنواره سینماحقیقت آمد و خودی نشان داد. این اتفاق در ظاهر هیچ اشکالی ندارد و معاون محترم رئیسجمهور نیز مانند هر شهروند دیگری حق حضور در یک جشنواره را دارد. اما مسئله این است که اول، جشنوارههای تخصصی و حرفهای مثل سینماحقیقت نباید به تبلیغات جناحی و سیاستبازانه آلوده شوند و باید به عنوان گعده اهالی مستند باقی بمانند، دوم؛ جناب ظریف، از سران دولتی بود که بیشترین جفا را علیه مستندسازان کرد. فراموش نکردهایم که در دولتهای یازدهم و دوازدهم، هر چند روز خبری درباره ممانعت از نمایش یک فیلم مستند با دخالت مدیران دولت وقت میشنیدیم یا میخواندیم. بنابراین، حضور یکی از رئوس آن دولت، با ماهیت جشنواره سینماحقیقت که برای حمایت از مستندسازان برگزار میشود، در تضاد است.
ماجرای یک کارت به کارت
در ادامه بحث لزوم حفظ رویکرد تخصصی و اعتباری در جشنواره سینماحقیقت، باید صحبتهای یک کارگردان در مراسم اختتامیه این جشنواره را هم نقد کرد. چرا در یک جشنواره که با نامهای مستند و حقیقت مزین شده، یک فیلمساز باید فضا را تبدیل به گعدههای قهوه خانهای و شبکههای ماهوارهای زرد کند؟ قطعا با انتقاد و اعتراض برخاسته از نیت دلسوزانه و مصلحانه مخالفتی نداریم، اما لحن پراشتباه و پریشانگویی
این مستندساز، مخاطب سخنان وی را به این برداشت میرساند که او در همان حال که بودجه و جایزه دولتی گرفته و در یک جشنواره منتسب به حاکمیت مورد تقدیر قرار گرفته، قصد داشته جانب طرف مقابل را هم داشته باشد و ژست اپوزیسیون بگیرد. به هر حال، دوران اینگونه نمایشها و تظاهرات گذشته و حداقل اهالی رسانه و آگاهان از قضایا نسبت به مبالغی که فیلمسازان دریافت میکنند و پولهای هنگفتی که بابت اجرای پروژهها و تولیدات برایشان کارت به کارت میشود آگاه هستند و اینگونه سخن گفتند و ژست مخالف گرفتن را سخیف و ریاکارانه میپندارند.
نیاز به یک گروه مستقل برای اکران مستند
سخن پایانی اینکه با توجه به اعتلا و ارتقاء آثار مستند در ایران، جای یک مرکز یا گروه برای اکران این آثار در کشورمان خالی است. البته خیلی از فیلمهای مستند در تلویزیون یا سکوهای نمایش خانگی نمایش داده میشوند و بعضی از این فیلمها در گروه هنر و تجربه، روی پرده سینما میروند، اما حق سینمای مستند است که یک گروه مستقل یا حداقل چند سالن اختصاصی داشته باشد که به طور ثابت در همه روزهای سال، فیلمهای مستند را با فروش بلیت نمایش دهند.