رژیم آپارتاید اســرائیل و تلاش دائم برای ناامنسازی منطقه
از گذشته تا الان رژیم صهیونیستی در تلاش برای ناامن کردن منطقه به سود خود میباشد.
غرب آسیا در شرف یک تغییر بزرگ و ناگهانی قرار دارد که از سالها قبل در عرصه نظریههای سیاسی و رسانهای مورد بحث قرار گرفته بود این پروژهای که قرار است چهره سیاسی و مرزی در غرب آسیا را مورد تاثیر و تغییر قرار دهد پروژه آمریکایی – صهیونیستی است که با نام پروژه (خاورمیانه بزرگ یا همان خاورمیانه جدید) شناخته میشود.
عملیات 6 اکتبر 1973مصر علیه رژیم صهیو نیستی
برای درک عمیق این تغییرات درغرب آسیا میتوانیم به تاریخ 1973 نگاهی کنیم که در آن زمان دولت مصر با حمله به آن طرف کانال سوئز و سوریه حمله به بلندیهای جولان در صدد آزادی اراضی خود بودند. بعد این اتفاق ملک فیصل
پادشاه عربستان سعودی با اتحاد کشورهای عربی صادرات نفت به کشورهای حامی رژیم صهیونیستی را تحریم کرد و آمریکا و غرب در این مدت کم با مشکلات زیاد سوختی و اقتصادی در ممالک خود روبهرو شدند و در نگاهی دیگر این اتحاد باعث به وجود آمدن، زنگ خطر برای رژیم صهیونیستی در منطقه هم به حساب میآمد.
رژیم صهیونیستی با دیدن این اقدامات کشورهای عربی به فکر ایجاد منطقهای امن برای خود در غرب آسیا شد و شروع به اقدامات مهم در عرصههای گوناگون(امنیتی، اطلاعاتی، نظامی، رسانهای، ترور، ایجاد گروههای تروریستی به نام اسلام رادیکالی) کرد. در طول این اقدامات باعث ایجاد فتنه و تفرقه بین مذاهب اسلامی و امت اسلامی شد تا کشورهای اسلامی در مبارزه با این غده سرطانی دیدگاه مشترک یا انگیزه کافی را نداشته باشند، و آنها را در مقابله با رژیم صهیونیستی دچار تعارض منافع کرده و با این اقدامات توانست در منطقهای که با اعراب میجنگید متفقینهای خوبی را برای خود به وجود آورد.
عملیات 7 اکتبر(طوفان الاقصی) 2023 حماس
بعد از عملیات 7 اکتبر (طوفانالاقصی) حماس علیه رژیم صهیونیستی و شکست مفتضحانه، باعث نمایان شدن قدرت پوشالی این رژیم در مواجه با خطرات جدی در منطقه را به نمایش گذاشت، و پیمانهایی که با کشورهای اعراب با تاثیرگذاری قدرت نظامی، سیاسی و امنیتی خود و هم پیمانانش به دست آورده بود را متزلزل کرد، طوری که کشورهای عربی به جز
چند شیخ، نتوانستند موضع صریح در مقابل جنگ فلسطین و رژیم صهیونیستی بگیرند و ترجیح دادند بیطرف بمانند و این یعنی اقدامات این رژیم و همپیمانانش در منطقه متزلزل شده و دیگر متحدان منطقه به صراحت نمیتوانند در کنار این رژیم صفآرایی کنند. و به همین خاطر اقداماتی را برای ایجاد منطقه امن برای خود در مقابل محور مقاومت و ضعیف کردن محور مقاومت شروع کرد.
رژیم صهیونیستی در اولین اقدام بعد از غافلگیری در عملیات طوفان الاقصی از متحدان ظاهری و باطنی خود در منطقه درخواست کمک کرد که یکی از این متحدان کشور ترکیه است، که در ظاهر با اقدامات رژیم صهیونیستی مخالف است ولی با این رژیم تجارت 20 میلیارد دلاری دارد و با خط لوله باکو-تفلیس- جیحون نفت جمهوری آذربایجان را به این رژیم منتقل میکند. ترکیه با بهرهگیری از شاخهای اخوانی خود در منطقه توانسته بود شبکهای عظیم اطلاعاتی بین مذاهب سنی در کشورهای مختلف را ایجاد کنند و در گذشته نزدیک با این طرز تفکر توانسته بود چند گروه تروریستی را تحت لقاء یک سازمان به ظاهر مشروع و دیپلماتیک به نام هیئت تحریر شام
(گروه تروریستی) - محصول مشترک سیا و اطلاعات ترکیه- را به وجود آورد.
رژیم صهیونیستی، خوب میدانست که اکثریت مبارزان اسلامی بر علیه این رژیم را شیعهها تشکیل میدهند و محور مقاومت با اکثریت مطلق یک محور شیعه به حساب میآید که
علیه رژیم صهیونیستی برای دفاع از مردم
سنی مذهب فلسطینی مبارزه میکنند، این از نگاه علمای سلفی و وهابی غیر قابل قبول بود، زیرا خود را درمقابل شیعه، در دیدگان جهان اسلام ضعیف میدیدند، برای نجات خود از این حقارت شروع به همکاریهای وسیع با رژیم صهیونیستی در مقابله با محور مقاومت کردند. رژیم صهیونیستی از این حسادت و دشمنی این قشر برای تضعیف و مقابله با محور مقاومت استفاده کرد.
رجب طیب اردوغان که در سالهای گذشته خود را رِئیس اجرائی پروژه خاورمیانه- جدید بزرگ معرفی کرده بود در این برهه زمانی وارد عمل شده و اقدامات متناسب را هماهنگ کرده و به اجرا درآورد. رجب طیب اردوغان که خود دارای افکار اخوانی است و در روابط خارجی خود در مقابل کشورهای اسلامی از مهرههای اخوانی استفاده میکرد و برای این عملیات بهترین گزینه محسوب میشد و رابطه نزدیکی با شبکه صهیونیست جهانی دارد توانست پروژه سوریه را به انجام برساند.
با استفاده از حس پان عربیسم حزب بعث و فرماندهان آنها در ارتش آنها را برای عدم مبارزه مؤثر با گروههای تروریستی راضی کرد زیرا در مرام آنها عرب نباید با عرب بجنگد و این مسئله در کنارگیری فرماندهان ارتش سوریه و حتی قبول انتقال قدرت از طرف بشار اسد مؤثر بود. الان هم که طبق اعلام گروه تروریستی هیئت تحریر شام، حزب بعث میتواند به صورت آزادانه فعالیت حزبی و سیاسی خود در سوریه را ادامه دهد.
تجهیز مخالفان بشار اسد به برترین سلاحهای نبرد در میدان و آموزشهای جنگ الکترونیکی و پهبادی و تامین لجستیکی این نبرد توسط مستشاران نظامی، اطلاعاتی، امنیتی ترکیه و در قسمتهای ناتو باعث دست بالا بودن مخالفان در عرصه جنگ میدانی شد.
قدرت رسانهای که میتوانست همه امور این نبرد را به بهترین شکل ممکن برای له کردن مخالفان تدوین کند را تامین کرده بودند و به بهترین شکل توانسته بودند مردم سوریه را برای قبول آنها متقاعد کنند.
ایجاد گفتمان همه شمول در بین مردم سوریه که از عقلانیت و شعور سلفیها و وهابیها به دور بود نشان از ایجاد حلقه تحلیلی و اندیشهای برای این جریان مسلحانه در بین قشرهای مختلف سوری را خبر میدهد و ایجاد این گفتمان فقط میتوانست از طرف سازمانهای اطلاعاتی، امنیتی ترکیه برای مردم سوریه شکل بگیرد که بیشترین مهاجران سوری را در خود دارد.
ترکیه از سالهای 2000 به فکر آوردن مردم ترکتبار از آسیای میانه و اویغورهای چین به آناتولی و استقرار آنها در مرزهای جنوبی و جنوب شرقی خود بود زیرا دولت درون ترکیه به این نتیجه رسیده بود که برای مقابله با گروههای تروریستی کردی (پ ک ک) بهترین گزینه آوردن مردمان بدویتر از ساکنان جنوب شرقی ترکیه است زیرا آنها در سختترین شرایط زندگی را تجربه کردند و در مرزهای جنوب و
جنوب شرقی آناتولی میتواند در مقابل خطرات مرزی مقابله کنند.
در یکی دو ماه گذشته شاهد مرگ فتحالله گولن در آمریکا بودیم که این میتواند گرفتن امتیاز رجب طیب اردوغان از طرف آمریکا برای اجرای این پروژه باشد و آمریکا با این امتیازدهی اعتماد اردغان را توانست جلب کند.
تندروترین و ملی گراترین حزب ترکیه(م ح پ)
با بیان این مطلب در مجلس ملی ترکیه که «میتوانیم آقای اوجالان را به مجلس آورده و زمینه آشتی ملی را مهیا سازیم و (پ ک ک) سلاحهایش را زمین بگذارد و وارد مذاکرات شویم» (این تحرکات بعد از مرگ فتح الله گولن اتفاق افتاد). زمینه را برای مستحکم سازی امنیت داخلی در برابر اتفاقات آینده به حساب میآید زیرا در یک نگاه سطحی ما شاهد دشمنی ترکیه با اقوام کرد میشویم ولی در عمق مسائل شاهد مشترکالمنافع(هر دو مجری سیاستهای صهیونیستی هستند) و همپیمان بودن دولت ترکیه با گروههای کردی را شاهد هستیم. طبق اعلام وزیر خارجه ترکیه هاکان فیدان، دولت رجب طیب اردوغان در حال مذاکره با کردهای سوریه برای اتحاد در سوریه هستند و زمینه پیمانهای دوستی را مهیا میکنند.
چه عاملی میتواند تا این اندازه اردوغان را در سیاست داخلی در قبال سیاستهای خارجی محافظت کند و مشروعیت این چنین حمایتی از این گروه را داشته باشد؟
اصلیترین جواب برای این سؤال رشد سیاسی در کشور است، ترکیه با دارا بودن یک سیستم ریاستی و دارا بودن یک پارلمان (دارای 600 نماینده که بالای 60 درصد نمایندگان دارای تحصیلات حقوقی ) و وجود چند حزب مختلف در اندیشههای مختلف ولی با یک دیدگاه مشترک به نام منافع ملی توانستهاند مردم خود را در قبال اقدامات سیاست خارجی خود توجیح کنند و در انتخابات سال قبل دیدیم که به عمد انتخابات ریاست جمهوری را به دور دوم کشانده و پیروزی اردوغان را محکمتر جلوه دادند زیرا برای اقدامات خطرناک باید مشروعیت به مراتب بالاتری داشته باشد.ترکیه با اقداماتی سعی در استحکام وحدت درونی و قومی خود است و در مرحله بعد سعی در متشنج کردن اقوام منطقه در کشورهای منطقه را دارد بعد از غائله سوریه و تجزیه ضمنی این کشور بین اکراد و دیگر گروهها، گسل زنگزور و آسیای میانه
در این ماههای آینده فعال خواهد شد که در پی آن کشور ایران با مواجه با این مشکلات همزمان قفقاز جنوبی و آسیای میانه در شرایط جنگی جمهوری اسلامی ایران با رژیم صهیونیستی پیامدهای ناگواری را برای کشور به بار خواهد آورد.
نظریه نئو عثمانی در سیاست دولت ترکیه
شاید اینطور فکر شود که عثمانگرایی فقط با رجب طیب اردوغان به وجود آمده است ولی برای توضیح بهتر این مسئله باید بیان کنیم ترکیه با اسب صهیونیستها و با شمشیر آمریکاییها در حال نئو عثمان گرایی است برای بهتر تفهیم شدن میتوانیم به دهه 1980 برویم زمانی که ژنرالهای آمریکایی –پنتاگون به سلیمان دمیرل پیشنهاد دادند که ترکیه میتواند تا موصل پیشروی کرده و خاکهای میثاق ملی را احیا کنند و سلیمان دمیرل بعد ازبرگشت به ترکیه این پیشنهاد را با ژنرالهای ارتش- ستاد مشترک نیروهای مسلح ترکیه در میان میگذارد ولی ژنرالها باهوشتر از سیاستمداران بودند و این را قبول نمیکنند و در جواب به دمیرل مثال گوسفند را میزنند که برای شقه شقه کردن گوسفند باید اول در پاچه گوسفند یک سوراخ باز کنند و بعد از آنجا با دمیدن باد به زیر پوست گوسفند باعث باد شدگی گوسفند میشوند و پوست از گوشت فاصله میگیرد و به این ترتیب به راحتی پوست را جدا میکنند و بعد گوسفند را شقه شقه میکنند. سکولارهای ترکیه از سلفیگری و نئو عثمان گرایی و ایجاد دولت اسلامی با فلسفه خلافتگری مخالف بوده و اجازه همچین فعالیتی را نمیدانند و چون آن را مخالف منافع ملی در بلندمدت میدانستند ولی چون سکولارها این پروژه آمریکایی– صهیونیستی را رد کردند، دولت سکولارها در ترکیه در سال2000 سقوط کرده و دولت اسلامگرایان– صهیونیست به اقتدار رسیدن دولت سکولارها که مخالف ورود به سوریه بودند را دولت اسلامگرای اردوغان عملی کرد {برای همین است که باید از دولتهای سکولار منطقه استقبال کنیم تا به ظاهر اسلامگرایان}.
نتیجه
این ورود ترکیه به سوریه و چشم طمع به موصل باعث ایجاد ناامنی در منطقه خواهد شد و ترکیه شاید به شکل باورنکردنی از موصل از عراق تا حلب در سوریه را ضمیمه خود کند و با اکراد موافقت کنند که زیر پرچم کشور- دولت جدید به نام دولت اسلامی آناتولی فعالیت کنند در این صورت پایان ترکیه آتاتورکی خواهد بود که بعد از این اتفاق ترکیه بهترین گزینه برای تجزیه خواهد بود و ترکیه با حمایت اشغال سوریه توسط گروههای تروریستی به نحوی پایان خود را استارت زده است. عراق هم از این قضیه مستثنا نبوده و اتفاقات عراق هم به زودی از باطن به ظاهر نمایان خواهند شد که در پی آن احتمال تجزیه این کشور به سه کشور محتمل است و استارت این پروژه از سوریه خورده و ادامه دار خواهد بود زیرا از این پس دیگر موافقتنامه سایکس-پیکو مشروعیتی نخواهد داشت (در این میان از منحل شدن دولت فرانسه در بحبوحه جنگ سوریه نباید غافل شد زیرا فرانسه قیم این کشور بود و ایجاد خلأ در مدیریت کلانی دولت فرانسه و تهدید مکرون به عزل او از ریاست جمهوری، فرانسه را به نوعی از معادلات سوریه دور نگه داشتند) و مرزهای جدید و جغرافیای سیاسی نوینی در چند سال آینده به وجود خواهد آمد.
رژیم صهیونیستی برای ایجاد حاشیه امن و برای جلوگیری از جنگهای مشابه علیه خود در تلاش است که غرب آسیا را با امنیت سیاسی و نظامی خود هماهنگ و دیزاین کند و در این میان بزرگترین مشکل این رژیم محور مقاومت و جمهوری اسلامی ایران میباشد و در طول این سیاست خود سعی دارد راههای ارتباطی محور مقاومت را قطع کرده و تضعیف کند و در آخرین حربه خود با استفاده از مرزهای شمالی و شرقی جمهوری اسلامی ایران را تهدید خواهد کرد.
بهمن جوادپور