معیارها و آداب همزیستی اجتماعی
فرشته محیطی
انسان موجودی اجتماعی است؛ بنابراین، از ابعاد گوناگون نیازمند دیگران است. اما مسئله مهم آن است که با چه کسانی اجتماع داشته باشد که به او در برآوردن نیازها به درستی کمک کنند بیآنکه ضرری به او برسد.
انسان باید در انتخاب همسر، همنشین، دوست، همکار و شریک دنبال کسانی باشد که نیازهای او را به درستی بشناسند و برآورده سازند و موجبات رشد و کمال را فراهم آورند، نه آنکه مانعی بر سر راه رشد و کمال باشند. بنابراین، در معاشرت و مصاحبت با دیگران خواه در کوتاه مدت یا بلندمدت میبایست اصولی را مد نظر قرار دهد که خدا در قرآن بیان کرده است.
معیارهای همراهان زندگی
مؤمن در انتخاب هر گونه همراه در زندگی باید انتخابهای صحیح و درستی داشته باشد که عامل رشد و بالندگی او باشد نه مانع در راه. از همین رو قرآن به معیارهایی اشاره میکند که ناظر به رشد و بالندگی انسان است. از جمله این شرایط و معیارها میتوان به ایمان(آل عمران، آیه 28؛ نساء، آیه 144؛ انفال، آیه 72)، تقوای الهی(زخرف، آیه 67)، راستگویی(نساء، آیه 69)، صلاح و درستکاری(همان)، معروف گرایی(بقره، آیه 229؛ نساء، آیه 19؛ لقمان، آیه 15)، مصلحتاندیشی(انعام، آیه 152؛ اسراء، آیه 34)، هجرت در راه(نساء، آیه 89؛ حشر، آیه 9)، ایثارگری(همان) و مانند آنها اشاره کرد.
بنابراین، انسان باید در زندگی دنبال کسانی برود که موجب رشد و بالندگی میشوند و نیازهای عاطفی و احساسی و مادی و معنوی او را در راستای آخرت گرایی تامین میکنند؛ زیرا از نظر قرآن، زندگی دنیوی چیزی جز مقدمه برای زندگی اخروی نیست؛ چرا که انسان هر چه در اینجا از عقاید و افکار و رفتار میپذیرد و انجام میدهد، شاکله شخصیتی او را میسازد که در آخرت خود را بروز و ظهور میدهد. شکی نیست که شاکله شخصیتی انسان با نیات خوب و بد افکار و رفتار ساخته میشود و به عنوان ملکات و مقومات ذاتی در میآید. از همین رو دنیا را مزرعه آخرت دانستهاند که هر چه اینجا بکارید فردا در قیامت درو میکنید. اگر انسان بخواهد با کسانی در زندگی دنیوی به شکل دائم یا موقت همراهی داشته باشد، میبایست آن افراد کسانی باشند که تامینکننده آخرت انسان باشند و او را به کمالات برسانند.
بر این اساس، همراهی با کسانی که گرفتار کفر و شرک، فجور و بیتقوایی، دروغگویی، فساد و افساد، منکرات یا دارای رذایل اخلاقی به جای فضائل اخلاقی هستند، میتواند نه تنها موجب سقوط و انحراف انسان در زندگی دنیوی شود، بلکه شقاوت ابدی به جای سعادت و رستگاری ابدی را رقم زند.
هر انسانی موظف است در زندگی تلاش کند تا به مکارم اخلاقی متخلق شود که او را خدایی میکند؛ چنانکه پیامبر(ص) فلسفه نبوت خویش را «اتمام مکارم اخلاقی» انسانها دانسته تا در برترین جایگاه انسانی در قیامت قرار گیرند. شکی نیست که کسب مکارم اخلاقی نیازمند سرمشقهای نیکی است که خود دارای مکارم اخلاقی باشند؛ چنانکه پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) اینگونه بودند.(احزاب، آیات 21 و 33؛ انسان، آیات 6 تا 9)
بنابراین، هر کسی برای اینکه دارای مکارم اخلاقی شود،باید با کسانی همراه شود که مظاهر تجلیات اسمای کمالی الهی و دارنده مکارم اخلاقی باشند. از همین رو بر مجالست عالمان حقیقی تاکید شده تا با نشست و برخاست با ایشان مکارم اخلاقی را در عمل آموخته و به کارگیریم.
انسانهای مؤمن در بهشت، با پیامبران، شاهدان اعمال، صدیقین و صالحان(نساء، آیات 69 و 70) همنشینی و رفاقت دارند، بنابراین، مؤمن باید در دنیا با این افراد باشد تا در بهشت نیز از هم صحبتی آنان بهرهمند باشد؛ زیرا انسان هر چه با خود به آخرت میبرد، چیزهایی است که در دنیا به عنوان ملکات و مقومات و شاکله شخصیتی خویش ساخته است.
مؤمنان وقتی در جامعه با «عبادالرحمن» همراهی و زیست دارند، از آنان بهره مند شده و برخوردهای سالم و صحیح را از آنان میآموزند. از جمله این ویژگیهای برجسته عبادالرحمن میتوان به اعتدال با مردم در همه امور از جمله انفاق مالی(فرقان، آیات 63 تا 67)، برخورد بزرگوارانه با اهل لغو و باطل(فرقان، آیات 63 و 72)، صبر و بردباری در معاشرت با مردم(فرقان، آیات 63 و 75 و 76) و مانند آنها اشاره کرد که میتوان با همراهی با آنان در خود متجلی ساخت.
اصولا چنانکه گفته شد، از مهمترین شرایط به عنوان معیار همراهی در زندگی، ایمان و تقوای الهی است؛ بنابراین، باید به زندگی مؤمنان و پرهیزکاران توجه یافت و عقاید و رفتارهایشان را به عنوان فلسفه و سبک زندگی الهی به کار گرفت. از نظر قرآن، مؤمنان متقی در زندگی اجتماعی خویش اهل انفاق(آل عمران، آیات 133 و 134) چشم پوشی از خشم (همان)، عفو و گذشت(همان) و احسان نسبت به دیگران در همه ابعاد و ساحات(همان) هستند. بنابراین، با همراهی با ایشان میتوان به چنین سطحی از فضائل و اخلاق نیک رسید و به رشد و بالندگی خویش در کمال یابی کمک کرد.همچنین انسانهای مؤمن متقی کسانی هتسند که حدود الهی را میشناسند و بدان پایبند هستند.
بنابراین، همه اصول اخلاق انسانی از جمله عدالت، صداقت، امانت، وفا، شکر و مانند آنها را در زندگی مراعات میکنند و به امور لغو و لهو نمیپردازند و حریم حرمتهای اخلاقی از جمله اخلاق جنسی را مراعات میکنند.(نور، آیه 58) از نظر قرآن، فرقی ندارد که انسان با همسران یا خویشان یا بردگان یا دوستان یا همسایگان یا بیگانگان معاشرت داشته باشد؛ بلکه آنچه مهم است تشخیص درست حقیقت از باطل؛ هنجار از نابهنجار، معروف از منکر و مراعات اصول اخلاقی بر پایه عرف معروف جوامع بشری است.
(همان؛ نساء، آیات 19 تا 21 و 36)
آداب همزیستی و معاشرت
همزیستی با دیگر انسانها از سوی مؤمنان باید همراه با آدابی باشد که از نکات و ظرائف اخلاق اجتماعی است.، از آداب و ظرائف اخلاق معاشرت و همراهی میتوان به دو دسته از امور در قالب معروف و منکر اشاره کرد؛ زیرا از نظر قرآن، لازم است انسان از منکرات در هر شکل و شمایلی اجتناب کند و دنبال معروف و کارهای پسندیده باشد.
از منکراتی که بایستی در روابط اجتماعی از آن اجتناب کرد میتوان به این موارد اشاره کرد: اجتناب از اموری چون: اختلاف(انفال، آیات 1 و 46)، آزار رسانی(بقره، آیات 262 و 263)، تمسخر (بقره، آیات 14 و 15)، افترا و تهمت(نساء، آیات 20 و 112)، دادن القاب زشت(حجرات، آیه 11)، اجتناب از بخلورزی(نساء، آیات 36 و 37)، بغض و کینهتوزی (حشر، آیه 10)، تبعیض و برخوردهای دوگانه(عبس، آیات 6 تا 10)، تجسس در کار دیگران(حجرات، آیه 12)، تحقییر دیگران با بدنام کردن آنان(حجرات، آیه 11)، تفاخر و فخرفروشی(لقمان، آیه 18)، تکبر(همان)، خبائث در امور مالی
(آل عمران، آیه 75)، دشمنی(مائده، آیه 2)، دشنام به دارندگان عقاید باطل(انعام، آیه 108)، سخن و گفتار خشن
(آل عمران، آیه 159)، اجتناب از صدای بلند (لقمان، آیه 19)، ظلم(نساء، آیه 148)، عیبجویی و عیب گیری(توبه، آیه 79)، غیبت (حجرات، آیه 12)، سوءظن(همان)، گناه
(مائده، آیه 2)، منت گذاری (مدثر، آیه 6)، نجوای آمیخته به گناه
(مجادله، آیات 9 و 10)، روحیه دنیاطلبی، اطاعت از هواهای نفسانی، افراط و تفریط و تجاوزگری به عنوان عامل از دست رفتن صبر و شکیبایی.(کهف، آیه 28) در مقابل، در معاشرت اجتماعی از مؤمنان خواسته میشود تا به امور نیک در سطح مکارم اخلاقی همچون: احترام به عقاید دیگران(انعام، آیه 108)، احترام به عالمان و معلمان در مجالس و استفاده علمی(مجادله، آیه 11؛ کهف، آیات 60 تا 65 تا 77)، احترام به حقوق یکدیگر(مجادله، آیه 11)، احسان به دیگران(بقره، آیه 195)، برخورد برادرانه
(بقره، آیه 220؛ حجرات، آیه 10)، ادای امانت(بقره، آیه 283)، اجازه گرفتن قبل از ورود به خانه دیگران یا خلوتگاه
(نور، آیات 27 و 58 و 59)، رعایت انصاف
(آل عمران، آیه 75)، پایین آوردن صدا(لقمان، آیه 19)، پذیرش دعوت دیگران و شرکت در مهمانی(احزاب، آیه 35)، تحیت و زنده باد گفتن(نساء، آیه 86)، تحیت نیکوتر در پاسخ به تحیت دیگران(همان)، همکاری در نیکی و تقوا(مائده، آیه 2)، تواضع و برخورد فروتنانه(مائده، آیه 54؛ لقمان، آیات 18 و 19)، برخاستن از جای خویش و جا دادن به دیگران در مجالس(مجادله، آیه 11)، حفظ آبرو و شخصیت افراد(بقره، آیات 220 و 263)، خوش خلقی(آل عمران، آیه 159)، دفع بدی دیگران با نیکی(مؤمنون، آیه 96؛ فصلت، آیه 34)، سخن نیک(بقره، آیه 83)، سلام کردن(انعام، آیه 54)، شکیبایی در برابر گفتههای مخالفان(مزمل، آیه 10؛ بلد، آیه 17)، صداقت در گفتار و رفتار(توبه، آیه 119)، مراعات عدالت(نساء، آیه 135)، عفو و گذشت از خطاها و لغزشهای مردم و نادیده گرفتن آن(بقره، آیه 109؛ آل عمران، آیه 134)، مشورت با مردم در امور اجتماعی(آل عمران، آیه 159)، معرفی خود به مخاطب و ایجاد آشنایی(هود، آیه 81؛ حجر، آیه 51)، مهربانی و رحمت(آل عمران، آیه 159)، وفای به عهد(بقره، آیات 100 و 177)، خوش قولی(مریم، آیه 54) پایبند باشند.
بر اساس اصول قرآنی، انسانها در معاشرت و همراهی با دیگران دست کم باید اصل عدالت را بر اساس «تقابل مثلی» نیکی در برابر نیکی(الرحمن، آیه 60) و بدی در برابر بدی(یونس، آیه 27؛ بقره، آیه 194) مراعات کنند؛ از همین رو امام صادق(ع) میفرماید: قالَ عيسَى بنُ مَرْيَمَ لِبَعْضِ اَصْحابِهِ: مالا تُحِبُّ اَنْ يُفْعَلَ بِكَ فَلا تَفْعَلْهُ بِاَحَدٍ؛ حضرت عيسى
بن مريم به بعضى از ياران خود فرمود: آنچه را كه دوست ندارى نسبت به تو انجام شود تو نيز نسبت به هيچ كس انجام مده!(بحار الأنوار، ج 74، ص 157)
امام صادق(ع) فرمود: اِعْدِلُوا بَيْنَ اَوْلادِ كُمْ كَما تُحِبُّونَ اَنْ يَعْدِلُوا بَيْنَكُمْ فِى الْبِرِّوَ اللُّطْفِ؛ عدالت را بين فرزندانتان مراعات كنيد، همانطور كه دوست داريد آنها در نيكى و اظهار مهربانى بين شما به عدالت رفتار نمايند.(بحارالأنوار، ج 104، ص95)
امام على(ع) فرمود: اِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمَرْءَ الْمُسْلِمَ الَّذى يُحِبَّ لاِخيهِ ما يُحِبُّ لِنَفْسِهِ وَ يَكْرَهُ لَهُ ما يَكْرَهُ لِنَفْسِهِ؛ خداوند دوست دارد آن مسلمانى را كه آنچه را براى خود دوست دارد براى برادر دينىاش هم دوست بدارد و آنچه را براى خويشتن نمى پسندد براى او هم نپسندد.
(محاسن برقى، ج 1 ص 10)
درباره احسان با دیگران به ویژه والدین لازم است تا اموری مد نظر قرار گیرد؛ از جمله ِابى ولاّد حنّاط مى گويد: از امام صادق(ع) درباره آیه: «وَبِالْوالِدَيْنِ اِحْسانا» سؤال كردم. ایشان فرمود: اَلاْحْسانُ اَنْ تُحْسِنَ صُحْبَتَهُما وَلاتُكَلِّفَهُما اَنْ يَسْأَلاكَ شَيْئا يَحْتاجانِ اِلَيْهِ؛ نيكى به پدر و مادر اين است كه با آنها خوشرفتارى كنى و نياز آنها را قـبل از درخـواست آنـها بـرطرف كنى تا مجبور به درخواسـت نشـوند.(بحارالأنوار، ج 74، ص79)
از آداب همراهی و معاشرت در زندگی، اعلان و اظهار محبت به یکدیگر است؛ چنانکه امام صادق(ع) فرمود: اِذا اَحْبَبْتَ رَجُلاً فَاَخْبِرْهُ؛ وقتى شخصى را دوست دارى دوست داشتن خود را به او اعلام كن.
(بحارالأنوار، ج 74، ص 181)
پـوزش پذيرى از دیگر مکارم اخلاقی در معاشرت است. امير مؤمنان على(ع)فرمود: اِقْبَلْ عُذْرَ اَخيكَ، وَاِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ عُذْرٌ فَالْتَمِسْ لَهُ عُذْرا؛ عذر برادر خود را بپذير و اگر او عذرى نداشت براى خطاى او عذرى بتراش.
(بحارالأنوار، ج، ص165)