برای مادران شهدا
مینا منجمزاده
ماه بر عذارِ پر آشوبِ مادر مویه کنان میگرید.
خورشید دامنش را غرق آفتاب میکند و به سجاده انتظارش طعم وصال می چشاند.
آری!
تمامِ مادر از ماه روشنتر میشود.
زمین زیر پایش گل میدهد و میلرزد.
طنین آیههای مقدس در وجودش فریاد میزند.
آرام در پناه پنجره، گیسوان غمگینش را بر انتظار شب میکشد.
پلک تمام آیینهها را میبندد.
قد تمام ستارههای مقوایی را کوتاه میکند.
دل از سبزترین حناها میبُرد.
نُقلها را توی دلش میپاشد.
و سهمش از تاریخ میشودام البنین.
مادری که سالها به پای رسالتش صبوری میکند.