تروریســم مسئله هدایت و بحران معنا
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
ترکیب دو واژه«تحولات» و «منطقه» که در مجموع «تحولات منطقه» را بیان میکند؛ این روزها در کنار واژه جغرافیایی« سوریه» پرکاربردترین کلمات هستند که اساس تفاسیر و تحلیلها و تعابیر منتج به این دو را همسو با تغییرات جدید منطقه غرب آسیا کرده است.
برخی تحلیلها در این راستا در تمام رسانههای جهانی و یا حتی داخلی و منطقهای نقطه آغاز این تغییرات را «طوفان الاقصی» و «هفتم اکتبر» بر میشمارند و همانطور که بارها اشاره کردیم این یک خوانش غلط و انحرافی از«تغییرات» و«تحولات» است که در اینگونه خوانش هیچگاه نتیجه دقیق استخراج نمیشود و همواره محاسبات برای آینده نیز تحت تاثیر این نوع خوانش غلط درست نخواهد بود.
در واقع تغییرات و تحولات منطقهای نه از هفتم اکتبر و طوفان الاقصی! بلکه از 1917 میلادی و از زمان صدور اعلامیه و بیانیه«بالفور» آغاز شد و در طی این بیانیه علاوهبر بهکار گیری ابهاماتی درخصوص ساختار دولت یا ملت و یا کشور یهود، مرزهای جغرافیایی دقیقی نیز در سرزمین فلسطین تعیین نشد تا به این طریق برای همیشه رژیم جعلی بر آمده از جنگهای متوحشانه اروپایی بتواند تا هر میزان که امکان و قدرت دارد به پیش برود.
بسیار قابل تامل است که جبهه رسانهای غرب –چه در شبکههای ماهوارهای و چه در سایتها و فضای مجازی- برای این موضوع(مفاهیم ترور و تروریست) برنامهها و طرحهای بلندمدت نیز با هزینههای گزاف انجام میدهند تا افکار عمومی جهانی را همسو با خود کرده و به طور عملی نماد سازی و تبارسازی نیز میکنند که شاهد مثال آن گروههای مقاومتی مثل «حماس» یا «حزبالله» هستند که گرچه برای آزادی و استقلال خود مبارزه میکنند؛ اما چون در مقابل رژیم صهیونیستی قرار دارند و علیه منافع آمریکا اقدام میکنند؛ بهطور مطلق در رسانهها تحت عنوان تروریست معرفی میشوند؛ این در حالیاست که اگر هیچ شاهد و یا سندی را هم در نظر نگیریم؛ مناظرات انتخاباتی دورههای مختلف ریاست جمهوری آمریکا بهترین سند و شاهد برای آن است که بگوییم پدر و مادر گروههای تروریستی چه کسانی هستند و با چه اهداف و با چه ویژگیهایی پای به موضوعات منطقهای باز کردهاند. پرسش اصلی دیگر آن است که چرا اصلا همه گروههای تروریستی در منطقه غرب آسیا حضور دارند و چرا تجمع آنها در طی این چند سال گذشته در شامات و سوریه صورت گرفته است؟
و حال! سوریه! سوریهای که با هر وضعیتی که در گذشته بوده؛ الان در اختیار گروههای مسلح آموزش دیده از سوی غرب و ترکیه و... است.
اما تسلط گروههایی که هم در تفکر و هم در ایدئولوژی و هم در رفتار ادامه القاعده و داعش و... هستند به سوریه موضوعی است که باز هم موضوع تروریست و خوانشهای متفاوت از آن را چه در فضای رسانهای حقیقی و چه در مجازی برجسته کرد و شاهد تکثری از معنا و تعمیم به مفاهیم را در بازگویی این واقعه هستیم.
از جالبترین نکتههای موجود درخصوص موجودیت و ماهیت واژه تروریست در منطقه غرب آسیا این است که اساسا این واژه و مفهوم آن از زمانی کارکرد و معنای عملی به خود گرفته است که رژیم صهیونیستی پای به آنجا گذشته و پیش از آن به ندرت و یا به طور استثنایی با این مفهوم و معنا روبه رو هستیم.
همین یک نکته در برگیرنده آن است که ذات وجودی رژیم منحوس و غاصب و کودک کش اسرائیل علاوهبر آنکه خود یک وجودیت و ساختار و تفکر تروریستی دارد بلکه تروریست زا و کارخانه تولید گروههای تروریستی نیز در سرتاسر جهان است که وجود این همه سازمانهای اطلاعاتی با ردیف بودجههای نامحدود و شرح وظایف مختلف در اسرائیل موید بر این مهم میتواند باشد و هرگاه به طور تحقیقی ریشههای شکل گیری گروههای تروریستی مورد مطالعه و کاوش قرار میگیرد رد پای نهادهای جاسوسی اسرائیل نیز در آن به وضوح دیده میشود.
به طور کلی ترور و تروریسم(آن چیزی که این روزها بیشتر در سوریه و منطقه شاهد هستیم) واژه ایی هست که با بحران معنا مواجه است و در واقع تولید کنندگان گروههای تروریستی این اقدام تعمدی (ایجاد بحران معنا)
را برای آلودگی اطلاعات در افکار عمومی انجام میدهند تا جاعلان و عاملان این واژه بتوانند هر فرد، گروه، و اندیشه ایی که مورد پسندشان نباشد را با منتسب کردن به آن از میدان خارج کنند.
واژه تروریسم از جمله واژههایی است که از زمان ابداع آن تا به امروز در حوزههای مختلف سیاسی، رسانههای بینالملل و حقوق بینالملل، تعاریف مختلفی از آن ارائه دادهاند که همگی بر اساس مصداقهای مختلف و حتی متناقض نسبت به هم بوده و بر اساس تایملاین به کار گیری این واژه میتوان به دهه هشتاد میلادی سفر کرد که اولین بار«تروریسم رسانهای» نیز در آن دهه بعد از کشته شدن« انور سادات» ذکر شد.
این بازگویی در رسانهها در واقع به نوعی آغاز تخطئه گرایشات اسلامی و تعصبات دینی و مذهبی بود که رسانههای وابسته به لیبرال دموکراسی غربی با ابداع آن تلاش کردند به ایجاد امواج اسلام هراسی و اسلامستیزی در افکار جهانی بیشتر کمک کنند و نقطه جالب توجه این موضوع آن است که همین رسانهها در واقعهای مشابه یعنی در کشته شدن«اسحاق رابین» به دست یک یهودی در دهه 90 میلادی به هیچ عنوان از واژه تروریست استفاده نمیکنند.
با مرور آنچه که ذکر شد میتوان گفت واژه«تروریسم» بیش از آنکه ریشه در مباحث جرم شناسانه و حقوقی داشته باشد از خاستگاه رسانهای و تبلیغی برخوردار است که در کمال تاسف باید گفت رسانههای اصلی دنیا در سمتی قرار دارند که رژیم صهیونیستی در آن سمت تنفس ننگین دارد و هوا را با توپ،تانک، و بمبهای چند تنی آلوده میکند.
و میتوان گفت با سیر تحولات و تغییرات حاکم و با سوگیریهای جدید گر چه سوریه سقوط کرد ولی این یک آغاز است نه پایان! چرا که در این جغرافیا(سوریه) تروریسم آنچنان رشد و تکثر پیدا کرده که قطعا به این زودیها حاکمیت واحدی بر آن وجود نخواهد داشت و تضاد و تعارض منافع گروهها میتواند افغانستان جدیدی را در منطقه خلق بکند که همه آنچه به وقوع میپیوندد با حضور و بروز گروههای تروریستی همراه است و در ایجاد و شکل گیری آنها اسرائیل و غرب و حتی کشورهای همسوی آنها در منطقه دخالت مستقیم و بیواسطه داشتند و این آتش مسلم است که تازه شعلهور شده است نه آنکه پایان.