کد خبر: ۳۰۱۳۱۸
تاریخ انتشار : ۱۹ آذر ۱۴۰۳ - ۱۹:۴۶

چرا  مــن؟

 
 
هر روز صبح بدون اینکه رغبتی داشته باشم، از خواب بیدار می‏شوم. اگر امکان داشت، دوست داشتم اصلاً بیدار نشوم. مگر زندگی در تاریکی، انتظار کشیدن هم دارد؟ 
هر روز صبح، صدای بازی بچه‌ها را از کوچه شنیدن و حسرت خوردن، انتظار بیدار شدن دارد؟ اینکه برادر و خواهر کوچکم، هر روز مشغول تماشای شبکه پویا از تلویزیون هستند و من... بله درست است؛ من نابینا هستم. نابینا متولد شدم و ‌ای کاش متولد نمی‌شدم! زندگی بدون دیدن چهره مهربان پدر و مادر، برایم لذتی ندارد.  اینها افکاری بود که چند سال مرا آزار می‏داد و در واقع، نگاه مرا به خدا تغییر داده بود تا اینکه یک شب بر خلاف میل باطنی، با پدرم به مسجد رفتم و کنار پدرم، ساکت نشستم.  سخنران شروع به صحبت کرد و گویا خدا او را مأمور کرده بود که آن شب، سخنانی بگوید که زندگی مرا از این رو به آن رو کند. او با این پرسش شروع کرد که «چرا من»؟ با ساکت شدن همهمه اطرافیان، فهمیدم که گویا این جمله، مایه تعجب همه شده است؛ حتی در قسمت خانم‌ها که معمولاً ساکت کردن آنها زحمت می‏برد. چرا من باید دچار این نقص عضو شوم؟ چرا من باید فقیر باشم؟ و «چرا من؟»های زیاد دیگری که سخنران، آنها را ردیف کرد. موضوع برای من خیلی جذاب بود.  اگر خجالت نمی‏کشیدم، داد می‏زدم که «خب جوابش را بگو»! تا اینکه او گفت: پاسخ را در چند نکته ارائه می‏دهم:
1. خداوند در حق بندگان، بسیار مهربان است و همه کارهای او، از روی حساب و کتاب است و اگر نقصی در کسی ایجاد شده، دارای حکمتی است که ممکن است برای ما معلوم نباشد. البته شاید این پاسخ برای برخی، قانع‌کننده نباشد. 
2. اگر از حکمت خاصی که برای هر اتفاقی وجود دارد، بگذریم، قانونی در خلقت وجود دارد به نام قانون «اسباب و مسببات» یا همان قانون «علیت». 
جهان طبيعت، بر پايه اسباب و مسببات استوار است و اصطكاك و تزاحم در طبيعت نهفته است. خواستن جهاني كه بيماري، مرگ و مير و تنازع در ميان آفريده‌­هاي آن نباشد، در حقيقت، خواستن شيري است كه فاقد خوي درندگی، پنجه‌افكني و حمله وري در زندگي باشد. آتش در هر كجا باشد، اثر آن سوزاندن است؛ خواه در كعبه و مسجد، خواه در خانه.
 بنابراين، نمي­توان انتظار داشت كه جهان ماده، خارج از نظام عليت، كاري را صورت دهد.(1)  کسی که به صورت مادرزادی، دچار نقصی مانند نابینایی می‏شود، علل خاص مادی دارد و امکان ندارد با مهیا شدن همه علل، آن معلول ایجاد نشود.  البته عدل الهي ايجاب مي كند كه گرفتاران و حادثه ديدگان بي‌گناه را از طريق پاداش‌هاي اخروي و يا تخفيف در احكام، کمک کند؛ چنان‌که در روایتی آمده است: «کسانی که مبتلا به بلایا می‏شوند، بعد از مرگ، چنان ثواب می‏برند که اگر بعد از مرگ، آنها را مختار سازند که بار دیگر به دنیا برگردند و بلایا را متحمل شوند، بازگشت به دنیا را انتخاب می‏کنند تا ثواب بیشتری 
بگیرند».(2)
3. درست است كه انسان در دل بلاها قرار گرفته و جهان ماده، آميخته با حوادث ناگوار طبیعی، چون توفان، سيل، زلزله و حوادثی که سبب انسانی دارد است؛ ولي چنان نيست كه بشر در كاهش بخشي ازآنها، ناتوان باشد. او مي تواند با هوش خدادادي، از زيان‌هاي آنها بكاهد، بلكه از آنها به سود خود بهره بگيرد. 
ساختن خانه‌­هاي ضد زلزله در مراكز زلزله‌خيز و احداث سدهاي استوار در محل‌هاي سيل‌خيز، بخشي از زيان‌هاي ناشي از اين دو حادثه را جلوگيري مي كند و چه بسا انسان از آن به سود خود بهره مي گيرد.(3)
4. در مواردي هم كه چنين حوادثي، منجر به مرگ و مير مي شود، در صورتي شر و كاستي تلقي مي شود كه زندگي دنيا، دائمي و هدف قرار بگيرد؛ ولي اگر مرگ، انتقال به منزلگاه برتر باشد، در اين صورت، نعمت و كرامت خواهد بود. 
5. در متون دینی، بخش عظیمي از سختی‌های جوامع انساني، به عنوان مجازات گناهان دانسته شده است. ضمناً گناهان و كردارهای ناشايسته انسان، تكویناً، نه تنها در مورد شخص گنهكار تأثير سوء دارد، بلكه نسبت به سرنوشت ساير افراد جامعه نيز مؤثر است. چنان‌که قرآن می‏فرماید: «از فتنه‌اي كه تنها به ستمگران شما نمی‌رسد، بترسيد»(4) و در مورد گروهي از امت‌هاي پيشين كه هركدام به خاطر گناهانشان، گرفتار مجازات‌هايي شدند، مي فرمايد: «هر يك از ايشان را به گناهش گرفتار كرديم... بعضي را غرق كرديم و اين خدا نبود كه بر ايشان ستم كرد؛ بلكه خودشان بر خود ستم كردند».(5) 
اميرالمؤمینن‌(ع) نیز می‏فرماید: « از گناه پرهيز كنيد؛ زيرا هيچ بلا و مصيبتي، جز به سبب گناه رخ نمي‌دهد».(6)
6. درست است که برخی افراد، دچار برخی نقص‌ها شده‌اند، اما خداوند در آنها استعدادهای دیگری را شکوفا کرده که باید کشف شود؛ مانند بسیاری از نابینایان که خالق بسیاری از زیبایی‌ها شده‌اند یا برخی از کسانی که دست ندارند؛ ولی با انگشتان پا، خالق نقاشی‌های شگرفی 
شده‌اند. 
سخنان آن شب حاج آقا، چنان در من تاثیر خوبی گذاشت که نقص عضو را کمبودی در خود ندیده و یاس و ناامیدی را از خود دور کردم و در پی این فکر افتادم که چگونه زندگی را برای خود، رقم بزنم تا بیشترین فایده را برای کشورم داشته باشم. تا اینکه چند سال بعد، خود را در مقام نخست پرتاب وزنه در پارالمپیک دیدم. 
* محمود امیریان
پی نوشت:
1. جعفر سبحاني، مدخل مسائل جديد در علم كلام، ص123.
2. مجلسی، بحارالانوار، ج 3، ص 71.
3. مدخل مسائل جديد در علم كلام، ص122.
4. انفال، آیه 25.
5. عنكبوت، آیه 40.
6. محمدی ري‌شهري، ميزان الحكمة، ج4، ص1900، ح6635.