دلایل نابودی جنگلها و راههای صیانت از آن چیست؟ (بخش پایانی)
منابع طبیعی بستر حیات و توسعه پایدار کشور (گزارش روز)
صدیقه توانا
با وجود روشن بودن نقش مردم و ذینفعان در توسعه پایدار بویژه در مدیریت پایدار بخش کشاورزی و منابع طبیعی، سیاستگذاران و برنامهریزان به این گستره وسیع اقتصادی هنوز به دید یک راهحل نجاتبخش نیندیشیدهاند و متاسفانه هر روز نیز بر تخریب بیشتر این منابع پایه افزوده میشود.
نیل به اهداف و مدیریت پایدار در حفاظت، احیاء و توسعه در بخش منابع طبیعی و کشاورزی به زعم بسیاری از صاحبنظران از طریق آموزش مردم، سازماندهی و نظمبخشی و وقوف به انتظارات و مهمتر از همه جلب مشارکت مردم در عرصههای منابع طبیعی و تقویت روحیه کارگروهی و ترویج صورت میپذیرد.
همایش مدیریت پایدار و توسعه جنگلهای شمال ایران، 26 آبانماه به همت جامعه مهندسان مشاوران ایران با هدف ارائه چشماندازی از وضع موجود و آینده جنگلهای خزری و ارائه پیشنهاداتی برای اتخاذ سیاستهای جنگلداری پایدار در منطقه رویشی هیرکانی بویژه از دیدگاه تدوین برنامه ششم برگزار شد.
متخصصان، اندیشمندان و صاحبنظران دوستدار جنگل و محیطزیست دور هم گرد آمدند و از تهدیداتی که جنگلهای کشور را نشانه رفته گفتند و به فرصتها و الزامات و نیازها و سیاستهایی که میتواند جلوی این تهدیدات را بگیرد اشاره کردند. ولی آیا میتوان برای نجات جنگلها و جلوگیری از این تهدیدات به برپایی چنین همایشهایی بسنده کرد و مهمتر از آن چقدر این همایشها به صیانت از جنگلها کمک میکند؟
مهندس هرمز رامینه رئیس شورای مدیریت جامعه مهندسان مشاور ایران بر این باور اظهار امیدواری میکند که: « برپایی چنین همایشهایی با حضور اندیشمندان و متخصصان که تمام دغدغه و هم و غمشان حفظ و صیانت از جنگلها و منابع طبیعی است بر جلوگیری از تخریب جنگلها و مراتع موثر باشد از نگاه مهندس رامینه مهمترین عوامل تخریب منابع طبیعی خود ما انسانها هستیم و الان هم متاسفانه دست به دست هم میدهیم تا منابع خدادادی کشور را نابود کنیم. خشک شدن رودخانهها، آلودگی آنها، کاهش سفرههای آب زیرزمینی، نابودی جنگلها همه عواملی است که توسط ما انسانها انجام میشود و اکثرا بیتوجه به اهمیت منابع طبیعی تیشه به ریشه طبیعت و جنگل میزنیم.»
رئیس شورای مدیریت جامعه مهندسان مشاور ایران در گفتوگو با گزارشگر کیهان در حاشیه این همایش یک روزه که در منطقه خوش آب و هوای ولنجک برگزار شده است میگوید: گناهی که در جنگل و بر سر درختان آن و منابع طبیعی میآوریم، گناهی نابخشودنی است و این کارما نفرین نسلهای بعدی را به دنبال دارد. وی میگوید: «ما امانتدار این ثروت خدادادی و سرمایه ملی برای نسلهای آینده هستیم، بنابراین نمیتوانیم و نباید ناجوانمردانه عاملی بر تخریب این اقتصاد سبز و طلای سبز باشیم و با توجه به آنکه برنامه ششم توسعه هم در دست تدوین است باید از دیدگاه عملکردی به این مسائل نگاه شود و ما هم وظیفه خودمان میدانیم در جامعه مهندسان مشاور ایران و مجموعه 880 شرکت مهندسی مشاور با رسالتی که بر دوش داریم مسائل اجتماعی محیطزیست و توسعه پایدار را مطرح کنیم تا از تهدیداتی که منابع طبیعی و جنگلها را مورد مخاطره قرار داده جلوگیری کنیم.»
توسعه پایدار در کشور
امروزه عمدتا صحبت از توسعه پایدار میشود، شاید مقوله توسعه پایدار یک مفهوم آرمانی به نظر برسد، اما میتوان از توسعه درخور صحبت نمود. توسعه درخور یعنی سه مقوله رشد اقتصادی، عدالت اجتماعی و حفظ بنیانهای زیستمحیطی که باید به صورت هماهنگ و با هارمونی مناسب در کنار هم باشند.
این سه مقوله سه رأس یک مثلث محسوب میشوند که رأس آن مثلث رشد اقتصادی و دو گوش قاعده آن را عدالت اجتماعی و حفظ بنیانهای محیطزیست تشکیل میدهد. دکتر رسول اشرفیپور، عضو شورای عالی جنگل، مرتع و آبخیز سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور معتقد است: «رشد اقتصادی به تنهایی عموما به پارامترهای کمی مانند تولید ناخالص ملی یا سرانه درآمد ملی توجه دارد که بیتردید توجه صرف به این پارامترها هیچ وقت رفاه و آسایش اجتماعی را به همراه نخواهد داشت. «وی در گفتوگو با گزارشگر کیهان ضمن تعریفی از محیط زیست اقتصادی و اهمیت جنگل به عنوان اقتصاد سبز در توضیحات ارزشمندی میگوید: « با این توضیحی که داده شد، به راحتی به ارتباط متقابل اقتصاد و محیط زیست پیمیبریم. در این مورد دو رویکرد میتواند وجود داشته باشد محیط زیست اقتصادی و اقتصاد محیط زیست.»
دکتر اشرفیپور با اشاره به اینکه محیط زیست اقتصادی یعنی آنچه که حرف اول را میزند خاطرنشان میکند: «سیاستها و برنامههای اقتصادی است، که با نوعی تحکم، حتما باید اجرا شود و محیط زیست به هر میزان که مورد نیاز باشد چارهای جز هزینه شدن ندارد.»
به اعتقاد وی با این رویکرد شاهد کاهش سطح جنگلها و مراتع خواهیم بود، شاهد کاهش منابع آبی و افزایش آلایندگیها و کاهش کیفیت منابع پایه حیاتی مانند آب و خاک و هوا خواهیم بود و مطابق این رویکرد فقط شعار ملاحظات زیستمحیطی را میدهیم و اندکی هزینه میکنیم و پیوستهای به اصطلاح اجرایی تمهیدات محیط زیستی هم برای پروژههای عمرانی تهیه میکنیم.
اما این ملاحظات بیشتر کاربرد تشریفاتی دارد و به عبارتی از کارکردهای اجرایی ضعیفی برخوردار است. «عضو شورای عالی جنگل، مرتع و آبخیز سازمان جنگلها اضافه میکند: «در رویکرد اقتصاد محیط زیست، اقتصاد و محیط زیست به یک نسبت مساوی اهمیت دارند و مفاهیم و دغدغههای حفظ محیط زیست دیگر نه فقط تنها به صورت یک پیوست تصنعی، بلکه به صورت چرخ دندههای تو در توی هم با اقتصاد عمل میکند.»
به او میگویم فایده اقتصاد محیط زیست چیست؟ میگوید: «ارمغان اقتصاد محیط زیست تضمین تداوم پایداری منابع طبیعی و سرانجام آسایش عمومی است. بنابراین برای حفاظت از منابع طبیعی که بنا به فرمایشات مقام معظم رهبری که فرمودند: «مسئله حفظ منابع طبیعی، مسئلهای تجملاتی و درجه دو نیست، بلکه یک مسئله حیاتی است. باید از محیط زیست اقتصادی عبور کرده و به اقتصاد محیط زیست توجه کنیم، لذا لحاظ نمودن فعالیتهای حفاظت از محیط زیست به عنوان جزئی از فعالیتهای اقتصادی در نظام حسابهای ملی را اقتصاد سبز میگوییم.»
اقتصاد سبز چیست؟
دکتر اشرفی پور در پاسخ به چیستی اقتصاد سبز چنین میگوید: «اقتصاد سبز یعنی توانایی پایدارسازی شاکلههای توسعه یافتگی. یعنی طبیعت و اقتصاد که مسائل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را دارد.» وی با تاکید بر اهمیت جنگلهای شمال کشور که مانند نگین سبزی بر تارک دامنههای شمالی البرز میرویند تصریح میکند: «این جنگلها جزو جنگلهای پهن برگ معتدله دنیا هستند که به زعم اینجانب از منطقه ارسباران در شمال غرب ایران تا قسمتهایی از خراسانشمالی، را در برگرفته و حتی قسمتهایی از این جنگلها را میتوان در استان سمنان و منطقه زیبای خوش ییلاق مشاهده نمود و با این وصف سطح جنگلهای شمال ایران که به جنگلهای هیرکانی معروفند حدود 2 میلیون و 250 هزار هکتار را شامل میشود.»
قدمت جنگلهای شمال
قدمت درختان جنگلی ناحیه رویشی هیرکانی به دوران سوم زمینشناسی یعنی 50 تا 60 میلیون سال پیش برمیگردد. این جنگلها از یخبندانهای اواخر دوران سوم و اوایل دوران چهارم زمینشناسی جان سالم به در برده و به تکامل طبیعی خود ادامه دادند. از این رو جنگلهای شمال ایران، مرجع ژنتیکی زون جنگلهای معتدله قسمتهای وسیعی از جنگلهای دنیا محسوب میشود. به اعتقاد دکتر اشرفی پور در این جنگلها، حدود 80 گونه درختی و 50 گونه درختچهای شناخته شده و عموما از تنوع زیستی منحصر به فردی در سطح ژن، گونه، اکوسیستم و لندا سکیت (سیمای سرزمین) برخوردار است.»
جنگلهای منحصر به فرد شمال کشور
و چالشهای پیشرو
با توجه به قرار گرفتن ایران در زون خشک و نیمه خشک دنیا، سهم سرانه جنگل در ایران، تنها 1700 متر مربع است.
این در حالی است که میانگین جهانی سهم جنگل حدود 6 هزار و 500 متر مربع است، لذا همین دو دلیل سهم سرانه پایین جنگل و منحصر به فرد بودن جنگلهای شمال کافی است تا قدر حفاظت از ناحیه رویشی جنگلی هیرکانی را بدانیم.
دکتر رسول اشرفیپور در ادامه صحبتهای خود با گزارشگر کیهان به چالشهای متعدد جنگلهای شمال کشور اشاره میکند.
وی با اظهار تأسف زیاد میگوید: «متأسفانه چالشهای اجرایی متنوعی این جنگلها را رنج میدهد که از مهمترین آنها میتوان به موارد زیر اشاره نمود. که ناهماهنگی و ناموزونی در اجرای طرحهای زیربنایی و توسعهای در عرصههای جنگلی شمال ایران، رهاسازی و دفن زبالههای شهری در عرصههای جنگلی همچنین توسعه فعالیتهای معدن کاوی در عرصههای جنگلی نیز از جمله این موارد است.»
ضعف معیشت و فقر جنگلنشینان همراه با چرای مفرط دام هم از دیگر موارد چالشهای بالا است که باید به آنها افزایش قیمت زمین و رواج پدیده زشت زمینخواری را هم اضافه کرد. این عضو شورای عالی جنگل، مرتع و آبخیز سازمان جنگلها ضعف فرهنگ گردشگری در طبیعت، گسترش آفات و بیماریهای جنگلی، کمبود منابع انسانی، تجهیزات و کمبود اعتبارات تخصیصی در مقیاس با نوع و حجم فعالیتهای مورد نیاز و پایین بودن حقوق و دستمزد قشر زحمتکش جنگلبانان و کارشناسان جنگل، عدم تحول اساسی در اجرای طرحهای جنگلداری را از دیگر چالشهای پیشروی جنگلهای شمال کشور بر میشمرد و میگوید: «به طوری که مشارکت جنگلنشینان باید محور مدیریت جنگلهای شمال باشد، در این طرحها بسیار ضعیف است.» از وی میپرسم توضیحات شما در خصوص چالش جنگلهای شمال خوب است اما برای رفع آنها چه باید کرد؟ وی میگوید: «برای رفع این چالشها باید رویکرد مدیریت جنگلهای شمال اصلاح و متحول گردد، باید رویکردی را در پیش گیریم که مردم و جوامع محلی، در مرکز رویکرد مدیریتی این جنگلها قرار گیرند.
باید معیارها و شاخصهای طرحریزی جنگلها براساس اصول پایداری این منابع تهیه شود، به عبارت دیگر منابع طبیعی و جنگل را ابتدا باید به عنوان یک کالای اقتصادی بپذیریم، اما این کالای ارزشمند، دارای ارزشهای مستقیم و غیر مستقیم و ارزشهای انتخابی و ارزشهای ذاتی و وجودی میباشد که باید ابتدا قیمت این ارزشها را مشخص کنیم.» به او میگویم منظور از این قیمتها چیست و چگونه میتوان بر جنگل قیمتگذاری کرد؟ در پاسخم این طور توضیح میدهد: «ارزش جنگلهای شمال فقط ارزشهای مستقیم مانند تولید چوب نیست، محاسبه شده که هر هکتار از جنگلهای شمال حدود 5 هزار و 300 متر مکعب آب در هکتار و در سال را در خاک ذخیره یا چرخه آن را تنظیم مینماید. به طور کلی ارزشهای زیستمحیطی غیر بازاری این جنگلها مانند حفاظت منابع آب و خاک و ترسیب کربن حداقل 100 برابر ارزشهای مستقیم اقتصادی، مانند بهرهبرداری از چوب آن است.»
اصلاح قوانین و صیانت از جنگل
گاهی برخی از مطالبی که در مورد تخریب جنگل مطرح میشود به سازمان جنگلها نسبت داده میشود که باید روی آن تأمل کرد. مثل ساخت و سازها. این مقام مسئول در جامعه جنگلبانی ایران در توضیح بیشتر این موضوع به گزارشگر کیهان میگوید: «عمده تخریب جنگلها به دلیل قطع جنگل و تغییر کاربری آن به اراضی کشاورزی برمیگردد.»
به آقای نصرتی میگویم چگونه؟ میگوید: «عمدتاً ساخت و سازهایی که در جنگل صورت میگیرد بدین صورت است که ابتدا جنگل به زمین کشاورزی و سپس به ویلا و... تبدیل میشود.»
از وی میپرسم چرا جلوی این گونه واگذاریها گرفته نمیشود؟ میگوید: «در ابتدا باید جلوی کشاورزی و تغییر کاربری جنگل به کشاورزی گرفته شود و سپس مقابل ساخت و سازها ایستاد.»
نصرتی به این نکته مهم اشاره میکند که به هر صورت صدور مجوزهای ساخت و ساز عمدتاً در اختیار دستگاه دولتی است و این مجوزها نباید به آنها داده شود. به او میگویم قانون چرا مانع این مجوزها نمیشود آیا خلاء قانونی در این زمینه وجود دارد؟ در پاسخم میگوید: «ما قانون مدونی تحت عنوان قانون حفاظت از جنگل را داریم که جنگل نباید تبدیل شود و کسی که این کار را کند متجاوز است. و دستگاه قضایی باید به شدت با متجاوزان و متخلفان برخورد کند.»
وی میگوید: «ابتدا باید ساختار جنگلبانی ایران ارتقاء و اصلاح و سپس تقویت شود تا بتواند به وظیفه خود به طور کامل و جدی عمل کند.»
به اعتقاد وی وضع موجود به علت کمبودهای زیادی از جمله نیروی انسانی، ابزار و وسایل لازم، تکنولوژی به هنگام دستگاههای متولی از جمله سازمان جنگلها است که توان پوشش حفاظتی کامل را ندارند.
به گفته نصرتی ضرورت اول برای حفاظت از جنگل پوشش کامل بر عرصههای منابع طبیعی و جنگلها است و ضرورت دوم برخورد قضایی جدی با متجاوزان و متخلفین است.