روایت مجری رسانه ملی از تجربه سفر به بیروت درحال مقاومت (اخبار ادبی و هنری)
راحله امینیان که بیشتر با اجرای برنامههای معارفی و خانوادهمحور در صداوسیما برای مخاطبان شناخته شده است، در روزهای گذشته سفری پرمخاطره، اما ارزشمند به بیروت را تجربه کرده و در همصحبتی و همنشینی با زنان حزبالله و جبهه مقاومت، چهره زنانه و ظریفتری از جنگ در غزه و لبنان را به تصویر کشیده است.
وی در مصاحبه با پایگاه اطلاعرسانی صداوسیما درباره این سفر توضیح داد: سفر به لبنان برای من توفیقی عظیم بود. از قبل پیشنهادهایی برای سفر به لبنان ازسوی پویش ایران همدل و... داشتم؛ اما بهدلیل تعهدات کاری در تهران، امکان سفر به مناطق جنگی فراهم نمیشد و شاید خودم هم برای گرفتن تصمیم نهائی تعلل میکردم. زمانی که شبکه افق پیشنهاد این سفر را داد، حقیقتاً احساس تکلیف کردم و به نظرم آمد نباید بیش از این برای روایتگری صبر کنم.
امینیان افزود: در گفتوگوهایی که با زنان جبهه مقاومت داشتم، جز اراده و صبر چیزی ندیدم. زنان جبهه مقاومت با یکدیگر نقاط اشتراک دارند، یا همسر شهیدند، یا مادر شهید، یا خواهر و یا دختر شهید! حتی برخی زنان در جبهه مقاومت همزمان پدر، برادر، همسر و پسرشان را در جنگ از دست دادهاند. در این فضای غمانگیز، استقامت و صبر این زنان شگفتانگیز است. زنان مقاومت آنقدر باایماناند که هیچکدام از سختیها و مصیبتها ذرهای آنها را از باورشان دور نکرده است. قلبشان بهشدت شکسته و پر از درد است؛ اما به این نتیجه رسیدهاند که با صبوری و عزت نفس نباید سر خم کنند و حتی حاضر نیستند از ناراحتیهای خود چیزی بگویند. وقتی از این زنان درخصوص از دست دادن خانه و کاشانهشان میپرسیدم، در برخی موارد ناراحت و عصبانی میشدند و میگفتند اصلاً چرا این سؤال را میپرسی؟! سختی چه معنایی دارد؟! ما باید برای آرمانهای بزرگ و پیروزی نهائی، این مراحل را طی کنیم و گلهای هم نداریم. نمیگفتند باید سختیها را تحمل کنیم، بلکه میگفتند این مراحل را باید بگذرانیم. زنان حزبالله معتقدند عبور از این مراحل، لازمه آمادگی برای اتفاق عظیمتر یعنی پیروزی قطعی است. با اینکه زنان جبهه مقاومت را سرشار از یقین، باور و اراده دیدم، در یک مسئله همه بیتاب بودند؛ شهادت سیدحسن نصرالله. در واقع شهادت این رهبر بزرگ بین من و زنان مقاومت اسم رمز شده بود و هرگاه اسم شهید میآمد، باهم گریه میکردیم و زنان با زبان عربی برای شهید نصرالله عزاداری و مویه میکردند و من هم با دیدن این حسوحال بیتاب میشدم و گریهام میگرفت. در حقیقت با اینکه زنان مقاومت در اوج صلابت و ایستادگیاند؛ نام شهید سیدحسن نصرالله هنوز آنها را بیتاب میکند. این بیتابی البته دو بعد دارد: بعد نخست اینکه، رهبر محبوب خودشان در حزبالله را از دست دادهاند و از این منظر عزادارند؛ اما در بعد دیگر معتقدند سیدحسن نصرالله باید شهید میشد و جز شهادت نباید سرنوشت دیگری پیدا میکرد و از این بابت آرامش میگیرند. زنان حزبالله میدانند در مواجهه با عجیبترین مشکلات، چگونه باید خودشان را آرام کنند و این یک مهارت ویژه در زنان حزبالله و جبهه مقاومت است که نهایت صبر و استقامت را درک کردهاند.