کد خبر: ۳۰۱۱۴۶
تاریخ انتشار : ۱۷ آذر ۱۴۰۳ - ۲۰:۱۴
نگاهی به مواضع «ژوزه ساراماگو» برنده نوبل ادبیات

فلسطین زنده است

 
 
 
علی قربان‌نژاد
در 16 نوامبر سال 1922 ميلادي، روستايي كوچك در كشور پرتغال به نام «آزينهاگا»؛ كه در حاشيه رودخانه «آلموندا» قرار دارد، شاهد به دنيا آمدن كودكي بود كه سال‌هاي آينده ادبيات در انتظار درخشش او بودند.
«ژوزه دوسوسا ساراماگو» در خانواده‌اي روستايي چشم به جهان گشود. پس از گذراندن دوران ابتدايي تحصيل، خانواده‌اش به دليل مشكلات مالي تنها مي‌توانستند او را در مدرسه فني ثبت‌نام كنند، اما علاقه وي به كتاب و مطالعه سرنوشت ساراماگو را به گونه‌اي ديگر رقم زد. در سال 1947 م، در حالي كه 25سال از عمرش مي‌گذشت، شاهد دو اتفاق مهم در زندگي خويش بود؛ تولد تنها فرزندش «ويولانته» و انتشار اولين كتابش، كه خود آن را «پنجره» نام نهاده بود ولي ناشر با انديشه كسب موقعيتي بهتر در بازار فروش، كتاب را «سرزمين گناه» نامگذاري كرد.
پس از مدتي بيكاري، شغل جديدش به عنوان مديريت توليد يك شركت انتشاراتي و همچنين پرداختن به ترجمه كتاب در اوقات فراغت، موقعيت تازه‌اي در ميان صاحبان قلم و انديشه براي وي به ارمغان آورد. ساراماگو بعد از نخستين كتابش، رمان «نور آسمان» را نوشت كه منتشر نشد و چند اثر ديگر كه نيمه‌كاره رها شدند.
او كه تا سال 1966، به مدت 19 سال چهره خويش را از ادبيات پنهان كرده بود با انتشار كتاب «اشعار محتمل» بازگشت دوباره‌اش را اعلام كرد. در سال‌هاي بعد به نقد ادبي، روزنامه‌نگاري و نوشتن مقالات پيوسته‌اي كه بعضي از آنها به صورت كتاب منتشر شدند، اشتغال داشت.
ساراماگو در سن 73 سالگي (1995م) اثر مهم خود را با عنوان «كوري» منتشر كرد و 2 سال پس از آن رمان «همه نام‌ها» روانه بازار كتاب شد. او كه توانسته بود در سال 1995 جايزه ادبي «كامو» را به خود اختصاص دهد، در 1998 و در هنگامي كه 76 ساله بود موفق به دريافت جايزه ادبي «نوبل» شد جايزه‌اي كه بيش از پيش نام او را در سراسر جهان بر سر زبان‌ها آورد.
در سال 2004 ميلادي و در حالي كه رژيم غاصب صهیونیستی در ادامه جنايات خود شهر «رام‌الله» را محاصره كرده و ياسرعرفات در دفتر كارش زنداني شده بود؛ گروهي از نويسندگان به نمايندگي از «مجلس بين‌المللي نويسندگان» روانه فلسطين شدند. افراد اين گروه را كساني چون: راسل بانكس (آمریکا)، ژوزه ساراماگو (پرتغال)، ووله سوئينكيا (نيجريه)، كريستيان سالمو (فرانسه)، برتين باخ (آفريقاي جنوبي)، وينچنزو كنسرلو (ايتاليا)، بي‌دائو (چين) و خوان گوي‌تيسولو(اسپانيا) تشكيل مي‌دادند.
اين سفر به منظور محكوم كردن جنايات رژيم اشغالگر قدس و جلب توجه مردم جهان به اين جنايات صورت گرفت.
ساراماگو به همراه هم‌قطاران خود ضمن ابراز همدردي با مردم ستمديده فلسطين، در 25 مارس با «محمود درويش» شاعر برجسته و مبارز فلسطين ديدار كردند. يكي از نتايج اين اقدام انسان‌دوستانه، انتشار كتابي بود به نام «فلسطين زنده است» و همچنين سفر اين گروه نويسندگان بهانه‌اي شد براي ساخت فيلمي مستند به نام «نويسندگان سرزمين‌ها؛‌ مسافرتي به فلسطين» اين فيلم مستند با نگاهي خاص و بياني شيوا به روايت زندگي در رنج و ستم مردم فلسطين مي‌پردازد.
ساراماگو در مصاحبه‌اي كه متن آن در كتاب «فلسطين زنده است» آمده ضمن بازگويي جنايات رژيم جعلي اسرائيل مي‌گويد:
«اين بزرگ‌ترين و مستمرترين بي‌عدالتي اسرائيلي‌هاست. آنها فكر مي‌كنند كه قومي برگزيده‌اند و با اين توهم كه بر آنها ستم شده به خود اجازه مي‌دهند كه تا قرن‌ها بي هيچ عقوبتي به ديگران ستم كنند...»
وي هم چنين حمله آمریکا به عراق را در قرن بيست و يكم با جنگ‌هاي دوران امپراتوران خونخوار مقايسه مي‌كند و مي‌افزاید:
«اين جنگ به واسطه امپراتوري ايالات متحده آمریکا طرح‌ريزي شده. آمریکا براي به دست آوردن منابع نفتي و فروش اسلحه و... به عراق حمله كرده است. امپراتوري آمریکا در سراسر جهان نيروي نظامي دارد و اين حقيقت فقط يك معني دارد: من [آمریکا] سلطه‌طلب هستم. اين موضوع پايان مشخصي دارد، آنها مي‌خواهند حاكم تمام جهان باشند...»
ژوزه ساراماگو، پس از 87‌سال زندگي پرفراز و نشيب و خلق آثار ماندگاري همچون كوري و همه نام‌ها، پنج‌شنبه شب 17 ژوئن، به پايان زندگي لبخند زد.