یک شهید، یک خاطره
حجابِ مــرد
مریم عرفانیان
در رابطه با يکي از برادران سپاه که مفقودالاثر شده بود، به خانه محمدجواد رفتم. او زيرپوش سفيدی به تن داشت و توی قاب در پیدایش شد. هرچه اصرار کردم، از حياط بيرون نيامد! گفتم: «وسط روز مزاحمتون نمیشم.»
گفت: «همانطور که خانومها بايد حجاب داشته باشن؛ مرد هم بايد حجاب داشته باشه. اينجا محل عبور مردم هست، شايد کسي من رو با اين وضعيت ببينه.»
سری به تأیید حرفش تکان دادم؛ داخل حیاط رفتم و دررابطهبا همان برادر مفقودالاثر با او صحبت کردم...
خاطرهای از شهید محمدجواد آخوندی
راوی: علی اشرف هاشمی، همرزم شهید