کد خبر: ۲۹۹۸۷۹
تاریخ انتشار : ۲۷ آبان ۱۴۰۳ - ۲۰:۵۱
ضرورت ورود انرژی پاک به بستر زندگی روزمره-بخش نخست

سرزمین روزهای آفتابی و فراوانی انرژی خورشیدی

 
 
 
گالیا توانگر
مفهوم انرژی پاک به منابعی اطلاق می‌شود که در هماهنگی با محیط‌زیست عمل کرده و هنگام تولید، آلودگی زیست‌محیطی ایجاد نمی‌کنند. منابعی همچون باد، خورشید، گرمای درونی زمین و آب‌های روان امروزه به‌عنوان پرکاربردترین منابع انرژی پاک شناخته می‌شوند. کشورمان ایران باتوجه‌به اینکه 300 روز آفتابی دارد از ظرفیت بالایی برای توسعه و بهره‌گیری انرژی خورشیدی برخوردار است. تابش معمولی مستقیم در ایران تا پنج و نیم کیلو وات ساعت بر مترمربع است. به‌ویژه مناطق مرکزی و جنوبی کشور مستعد دریافت انرژی خورشیدی بالا در طول روز هستند.
توسعه انرژی‌های پاک هم برای ایران و هم برای سرمایه‌گذاران بین‌المللی مفید است. در نتیجه توسعه انرژی پاک می‌توان وابستگی به هیدروکربن‌ها برای تولید انرژی را کاهش داده که این امر می‌تواند به صادرات نفت و گاز و در نتیجه تأثیر مثبت بر بودجه کشور شود، میزان دی‌اکسید کربن کاهش ‌یافته و می‌توانیم فناوری‌ها و فرآیندهای جدید را با اختصاص بودجه بیشتر به بخش تولید گسترش دهیم. سرمایه‌گذاران خارجی می‌توانند از موقعیت مطلوب جغرافیایی ایران در زمینه ساخت سایت‌های انرژی‌های تجدیدپذیر بهره ببرند و از نرخ بالای سوددهی هم سرمایه‌گذار و هم چرخه اقتصادی ما سود ببرند. 
سهم انرژی‌‌‌های پاک در تولید برق
دکتر محمد حضرتی، دکترای انرژی و محقق درباره انرژی‌های تجدیدپذیر صراحتاً می‌گوید: «گذار عادلانه به انرژی‌‌‌های پاک، فرآیندی زمان‌بر و نیازمند برنامه‌‌‌ریزی و تدوین سیاست‌‌‌های دقیق و جامع است. دلیل این امر، وابستگی عمیق جوامع و اقتصادها به سوخت‌‌‌های فسیلی است. کارگران و جوامعی که معیشت آنها به این منابع وابسته است، نمی‌‌‌توانند به یکباره منابع جایگزین درآمد و کسب‌وکار را پیدا کنند؛ بنابراین مفهوم ‌گذار عادلانه فراتر از صرفاً حذف تدریجی بخش‌‌‌های آلاینده است. این مفهوم، دربردارنده‌‌ ایجاد فرصت‌‌‌های شغلی جدید در صنایع نوظهور، ارتقای مهارت‌‌‌های موردنیاز نیروی کار، سرمایه‌گذاری‌‌‌های نوین، توزیع عادلانه فرصت‌ها و هزینه‌ها، مشارکت همه ذی‌نفعان و خصوصاً اقشار آسیب‌پذیر‌تر در تصمیم‌گیری و در نهایت، خلق یک اقتصاد عادلانه‌‌‌تر، تاب‌‌‌آورتر و در خدمت کاهش نابرابری‌‌‌های موجود است.»
سیدعلی‌ صدر واقفی، مدیرعامل شرکت انرژی سبز در مثالی برای روشن ‌شدن میزان تأثیرگذاری انرژی خورشیدی در حل‌وفصل کمبود انرژی می‌گوید: «سیستم سرمایش متکی به انرژی خورشیدی یک روش‌ کارآمد استفاده از انرژی خورشیدی است که باعث ایجاد برودت در خانه‌ها و سایر ساختمان‌‌‌ها می‌شود. خصوصاً برای نواحی گرم که آفتاب فراوانی در آنجا وجود دارد استفاده از سیستم سرمایش خورشیدی مزیت‌های زیادی را برای مردم آن نواحی به ارمغان می‌آورد.»
وی در ادامه می‌افزاید: «در این میان به گفته کارشناسان حوزه تأسیسات در شرایط کنونی اقتصادی، سیستم‌های گرمایش و سرمایش خورشیدی از منظر یک سرمایه‌گذار برای اشخاص حقیقی به علت ارزان ‌بودن انرژی فسیلی و برق مقرون‌به‌صرفه نیست، چون بازاری ندارد، وقتی همه از برق برای سیستم‌های تهویه ‌مطبوع استفاده می‌کنند. این عده معتقد هستند دولت به‌ جای اختصاص یارانه به انرژی‌های فسیلی و آلاینده محیط‌زیست به ساخت سیستم‌های گرمایش و سرمایش خورشیدی در ساختمان‌ها کمک کند که ضمن صرفه‌جویی در مصرف سوخت موجب کاهش آلودگی محیط‌زیست نیز می‌شود.»
مصادیق موفق بهره‌گیری  از انرژی‌‌‌های پاک
آسیا خانه برخی از سریع‌‌‌ترین و بزرگ‌ترین بازارهای تولید انرژی پاک و همچنین برخی از مهم‌ترین عقب‌‌‌ماندگان در این‌ خصوص را در خود جای‌ داده است. سهم ۳۱ درصدی برق چین از منابع پاک تحت‌‌‌الشعاع کشورهای دیگر قرار دارد، اما از نظر وزن مطلق تولید، چین به‌تنهایی در صدر ایستاده است و تقریباً دوبرابر بیشتر از بزرگ‌ترین تولیدکننده بعدی، ایالات متحده، برق پاک تولید می‌کند. زغال‌‌‌سنگ منبع اصلی انرژی ‌برای تأسیسات برق چین است، اما رشد بی‌‌‌سابقه در ظرفیت بادی و خورشیدی به این معنی است که سهم انرژی پاک از کل تولید به‌سرعت در حال افزایش است.
هند همچنین یک توزیع‌‌‌کننده برق پاک پرتکاپو است، اما تا اواخر سال ۲۰۲۳ تنها حدود ۲۰ تا ۲۵ ‌درصد از کل برق را از منابع پاک تأمین کرده است. سایر اقتصادهای با رشد سریع، از جمله فیلیپین، تایلند و بنگلادش نیز سهم نسبتاً پایینی از انرژی پاک دارند، (کمتر از ۲۵ درصد)، اگرچه ویتنام و پاکستان در محدوده بالای ۴۰ درصد سهام خالص دارند.
سهم انرژی‌‌‌های پاک در تولید برق در ایران همچنان اندک است. بررسی‌‌‌ها نشان می‌دهد در انتهای سال ۲۰۲۳، حدود ۸۷ ‌درصد از برق ایران به‌ وسیله گاز طبیعی تأمین شده و مشارکت منابع تجدیدپذیر کمتر از ۵ ‌درصد بوده است و باد و خورشید حدود یک درصد سهم داشتند. این در حالی است که میانگین جهانی مشارکت منابع تجدیدپذیر بالاتر از ۱۳درصد است. این موضوع بیانگر عقب‌‌‌ماندگی در سرمایه‌گذاری روی انرژی‌‌‌های تجدیدپذیر است. 
اگر نگاهی به آمارها داشته باشیم، با تولید ۲۳۴ میلیون کیلووات‌ساعت برق از منابع تجدیدپذیر و پاک در ۶ ماه نخست سال‌‌‌۱۴۰۲، از انتشار ۱۳۱ هزار تن گاز گلخانه‌‌‌ای، حدود ۶۳ میلیون مترمکعب گاز طبیعی و تقریباً ۵۲ میلیون لیتر هدر‌رفت آب جلوگیری شده است. مجموع ظرفیت تولید نیروگاه‌‌‌های تجدیدپذیر تا پایان شهریور ۱۴۰۲ به بیش از ‌هزار مگاوات رسیده است که انرژی بادی تقریباً ۳۶ درصد و انرژی خورشیدی حدود ۴۶درصد بیشترین مشارکت را داشته‌اند. میزان برق تولیدی از انرژی‌های تجدیدپذیر در این بازه نسبت به مدت مشابه در سال گذشته ۵.۵ ‌درصد افزایش داشته و تقریباً به همین مقدار انتشار گازهای گلخانه‌‌‌ای، مصرف سوخت فسیلی و آب کاهش‌ یافته است. 
مطالعات نشان می‌دهد کشور ما پتانسیل افزایش سهم انرژی‌های تجدیدپذیر در ترکیب انرژی خود را از حدود یک درصد در سال ۲۰۱۸ تا حدود ۱۶ ‌درصد در سال ۲۰۳۰ دارد. این در حالی است که اکنون ۲۶.۵ ‌درصد از کل انرژی تولیدشده در جهان از منابع انرژی تجدیدپذیر تأمین می‌شود و در ایران نیروگاه‌های دارای انرژی‌های تجدیدپذیر تنها ۰.۷۹ ‌درصد از کل ظرفیت انرژی ایران را تشکیل می‌دهند. ایران به طور متوسط حدود ۲۸۰ روز آفتابی دارد که این پتانسیل زیادی برای تولید انرژی خورشیدی محسوب می‌شود و فرصت گسترده‌ای برای بازار انرژی‌های تجدیدپذیر در سال‌های آینده وجود خواهد داشت. انرژی خورشیدی یکی از بخش‌های برجسته در بخش تجدیدپذیر ایران است. ایران توانایی تولید ۴.۵ تا ۵.۵ کیلووات‌ساعت برق به‌ازای هر مترمربع در روز را با استفاده از انرژی خورشیدی دارد.
مزرعه خورشیدی، یک دونه برای نمونه!
نیمه اول قرن بیست و یکم را فارغ از همه منازعات، تغییرات اقلیمی یا جدال‌های شمال - جنوب، می‌توان نیم‌قرن توسعه انرژی پاک و اوج‌ گرفتن جایگزینی تجدیدناپذیرها با انواع انرژی‌های تجدیدپذیر نامید، رکن اصلی اقتصاد بازار یا همان تعادل عرضه و تقاضا بعد از حداقل یک قرن، توانسته مفهوم هزینه - فایده در استفاده از انرژی را وارد ادبیات اقتصادی صنعت کند، نتیجه آن را هم در اقتصادی شدن هرچه بیشتر احداث نیروگاه‌های خورشیدی در نقاط آفتاب‌گیر یا فراگیر شدن نیروگاه‌های بادی در مناطق بادگیر جهان مشاهده کرد.
با عیان شدن هزینه استفاده از سوخت‌های فسیلی یا در بیانی دیگر منافع بلندمدت حرکت به سمت توسعه پایدار که ترجمه‌اش در حوزه‌هایی تولید صنعتی، به استفاده از منابع پایدار انرژی تعبیر می‌شود، شاهد آن هستیم که هزینه احداث هر ۱۰۰ مگاوات نیروگاه خورشیدی فعلاً کمی بیشتر از نمونه کلاسیک نیروگاهی با سوخت فسیلی است، هزینه‌ای که شاید ده سال پیش دو یا سه برابر بود، برای مثال نیروگاه خورشیدی ۱۰۰۰ مگاواتی امارات، با هزینه تقریبی ۹۷۰ میلیون دلار احداث‌شده و به‌جز هزینه تعمیر و نگهداری، در طول عمر خودش، نیازی به خرید سوخت و خوراک ندارد، این را بگذارید در کنار نیروگاه‌های قدیمی که نهایتاً ۳۵ تا ۴۰ درصد راندمان دارند، آلودگی تولید می‌کنند و اگر گاز طبیعی هم بدان‌ها نرسد، با سوزاندن مازوت، خسارت‌های جبران‌ناپذیر زیستی به انسان و اقلیم وارد می‌کنند.
شاید ارزان ‌بودن سوخت، بی‌توجهی به پیامدهای زیست‌محیطی انرژی با منبع فسیلی و کم‌لطفی به تفکر توسعه پایدار، در چند دهه گذشته عاملی بود که در ایران، انرژی خورشیدی بیشتر به‌  عنوان یک راه دیر بازده شناخته شود و مثلاً ساخت یک مزرعه چند کیلوواتی خورشیدی بشود مصداق همان «یدونه، برای نمونه» اما امروز شاهد آن هستیم با گرایش عمیق برخی مدیران کارآمد و بهره‌گیری از تخصص‌های روز، احداث بزرگ‌ترین نیروگاه خورشیدی کشور که درنهایت خواهد توانست بیش از ۶۰۰ مگاوات انرژی پاک را تحویل فولاد مبارکه اصفهان بدهد، مرحله اول را با موفقیت از سر گذرانده و به‌نوعی سدشکن مسیر توسعه انرژی پاک در کشور شده است. 
البته شاید چند سال دیگر احداث نیروگاه‌های خورشیدی چند هزار مگاواتی در کشور تبدیل یک امر معمول و روتین شود، اما اهل ‌فن فراموش نخواهند اولین مزرعه به‌واقع صنعتی خورشیدی را فولاد مبارکه بنیان گذاشته و مهم‌تر از همه زمینه را برای شکل ‌دادن به زنجیره طراحی، تأمین، ساخت و بهره‌برداری از انرژی پاک را مهیا کرده است، هرچند ممکن است در آینده اصولاً این کمپانی، یکی از بازیگران اصلی تولید انرژی پاک در ایران و منطقه باشد.
چالش‌های جهانی سد راه توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر
توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر یکی از مهم‌ترین مسائل نه‌تنها در ایران بلکه در سطح جهانی مطرح است.
دکتر امره زِمان، استاد جامعه‌شناسی انرژی دانشگاه تورنتو برایمان درباره چالش‌های جهانی پیش‌روی توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر می‌گوید: «ما هنوز نتوانسته‌‌‌ایم فضای بازار انرژی‌‌‌های سبز را به طور رقابتی فعال کرده و نوع رقابت در این بازار را فرم‌دهی کنیم؛ به این دلیل که برای دهه‌‌‌ها، قیمت ارزان نفت، تعیین‌کننده شبکه‌‌‌های منطقی و روابط لازم برای جهانی‌‌‌سازی اقتصاد و جدا‌‌‌‌‌‌‌سازی جغرافیایی بوده است. به بیان مختصر‌‌‌تر، این امر به آن معناست که نفت، فضای اصلی بازار جهانی را علاوه‌بر تنظیم فضای اجتماعی، مادی و فرهنگی آن، تعیین کرده است. به بیان ساده، یکی از موانع بزرگ بر سر راه‌ گذار به سمت انرژی‌‌‌های تجدیدپذیر، «گذار از سرمایه‌‌‌داری» نفتی است. اصل و بنیان سرمایه‌داری بر مبنای رشد و شتاب و بنابراین بر پایه دستاوردهای فشرده و گسترده بنا شده است و به همین دلیل با‌ گذار به سمت سیستم کاهش مصرف انرژی در تضاد است.»
وی در ادامه می‌افزاید: «سرمایه‌داری صنعتی از ابتدا با کمک سوخت فسیلی قدرتمند شده است. شما نمی‌‌‌توانید مشکل انرژی را بدون عوض‌ کردن نظام سرمایه‌داری تغییر دهید؛ بنابراین تصور زندگی بیرون از آنچه سرمایه‌داری انرژی فسیلی برای ما ساخته است، سخت و حتی غیر‌ممکن است. این مانع آن‌قدر بزرگ است که به «بن‌‌‌بست انرژی» معروف است. این بن‌بست در واقع جذابیت بسیار زیاد زندگی وابسته به نفت و سرسختی فیزیکی و اجتماعی زیرساخت‌‌‌هایی است که در طول زندگی وابسته به نفت ایجاد شده‌‌‌اند. درواقع هنوز مطمئن نیستیم که بتوانیم از این «بن‌بست» بیرون بیاییم و در برابر قدرت عظیم شرکت‌هایی که به حفظ وضعیت موجود تمایل دارند، دوام بیاوریم.»
وی در تکمیل صحبت‌هایش می‌گوید: «مانع دیگر، دیدگاه ما در مورد وصل‌شدن به سیستم تغذیه‌کننده مرکزی است. برای ‌گذار از این مانع، ما به فهمی دقیق‌‌‌تر و ریشه‌‌‌ای‌‌‌تر از زندگی مستقل از انرژی مرکزی احتیاج داریم. باید بفهمیم که چه تفاوتی بین زندگی خارج از شبکه در جامعه صنعتی و زندگی خارج از شبکه‌‌ کسانی که هیچ‌وقت در داخل این شبکه انرژی زندگی نکرده‌‌‌اند، وجود دارد. ما در دنیای مدرن انتظار داریم که وقتی کلیدی را فشار می‌‌‌دهیم یا سوئیچ ماشین را می‌‌‌چرخانیم، انرژی آنجا حضور داشته باشد، اما این نوع زندگی مطمئناً در همه‌جا دیده نمی‌شود. نزدیک به ۹۷ ‌درصد کسانی که بدون برق زندگی می‌کنند، یعنی در حدود ۲۲ میلیون نفر، در صحرای آفریقا زندگی می‌کنند یا در آسیا سکونت دارند، اما اگر در سیستمی متصل به انرژی مرکزی زندگی می‌‌‌کنیم و به آن عادت داریم، تقریباً غیر‌ممکن است که بتوانیم به‌راحتی بدون آن به زندگی عادی ادامه دهیم. این امر به آن معناست که ما در جهان مدرن به حضور دائم و همیشگی انرژی عادت داریم و بدون آن تقریباً زندگی‌‌‌مان مختل می‌شود.»