کد خبر: ۲۹۹۳
تاریخ انتشار : ۲۵ دی ۱۳۹۲ - ۱۸:۵۴

تحولات مصر به کدام سو می رود؟ بازگشت ژنرال ها

جمهوری عربی مصر، به دلیل موقعیت ویژه جغرافیایی،سال های پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشته و همواره مورد توجه بوده است. این کشور پس از استقلال کامل از یوغ استعمار انگلیس(سال 1936) و رهایی از نظام دیکتاتوری پادشاهی(سال 1952)گرفتار "حکومت ژنرال ها" شد. این گرفتاری تا سال 2011 و حکمرانی ژنرال حسنی مبارک ادامه داشت.

 جعفر بلوری
جمهوری عربی مصر، به دلیل موقعیت ویژه جغرافیایی،سال های پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشته و همواره مورد توجه بوده است. این کشور پس از استقلال کامل از یوغ استعمار انگلیس(سال 1936) و رهایی از نظام دیکتاتوری پادشاهی(سال 1952)گرفتار "حکومت ژنرال ها" شد. این گرفتاری تا سال 2011 و حکمرانی ژنرال حسنی مبارک ادامه داشت. در این ایام برای نخستین بار این کشور مهم آفریقایی شاهد روی کار آمدن قانونی یک رئیس جمهور، آن هم از نوع غیر نظامی بود اما، این رویداد مهم فقط یکسال دوام آورد و با تکرار تاریخ، بار دیگر نظامیان در راس امور قرار گرفتند.ژنرال عبدالفتاح السیسی-مجری کودتای نظامی علیه تنها رئیس جمهور قانونی و غیر نظامی مصر- روز شنبه 21 دیماه 92 اعلام کرد، قصد نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری را دارد! این موضع گیری اگر چه با اما و اگر این ژنرال همراه بود، اما با توجه به گزارش ها و اخبار رسیده از تلاش های گسترده داخلی و خارجی برای روی کار آمدن وی، می‌توان از هم اکنون ریاست جمهوری السیسی را پیش بینی کرد.در این مطلب، قصد پیش بینی آینده انتخابات ریاست جمهوری مصر را نداریم بلکه، به دلیل مطرح شدن احتمال روی کار آمدن یک نظامی، قصد داریم نگاهی تاریخی تحلیلی به این موضوع داشته باشیم.                                                                        سرویس خارجی
62 سال پیش گروهی از افسران ناسیونالیست وجوان مصری با نام "افسران آزاد" با سرنگونی نظام پادشاهی ملک فاروق، به نظام پادشاهی این کشور برای همیشه پایان دادند و بدین ترتیب به ظاهر هم که شده مصر صاحب حکومت جمهوری شد. از همین برهه پایه های قدرت گرفتن نظامیان در این کشور ریخته شد و نظامیان یکی پس از دیگری بر اریکه قدرت نشستند. با گذشت چند دهه، ارتش و نظامیان مصر اکنون نیز دارای نفوذ و قدرت فوق العاده زیادی در این کشور هستند.
ژنرال محمد نجیب
محمد نجیب، نخستین حاکم نظامی مصر بود که از قضا کمترین دوران حکومت را نیز از آن خود کرد. وی در سال 1952 و پس از کودتا علیه"ملک فاروق" رئیس جمهور شد اما از سوی همقطاران خود بیش از 2 سال تحمل نشد.
ژنرال جمال عبدالناصر
با برکناری نجیب در سال 1954، جمال عبدالناصر روی کار آمد که به دلیل مواضع ضد صهیونیستی و عقاید پان عربیسم خود، دارای کاریزما و محبوبیت خاصی دربین ناسیونالیست های عرب و مصریون بود.
برخی موضع گیری های ضد صهیونیستی ناصر که بر محبوبیت وی می افزود به قرار زیر است:
 "چریک های عرب گاهی به خاک اسرائیل تجاوز می کنند،نام این عمل را نباید تجاوز گذاشت زیرا این کشور متعلق به آنهاست و هر وجب از خاک اسرائیل ملک شخصی به حساب می آید و صهیونیست ها که بدون حق به فلسطین وارد شده اند غاصب اند."
 "فلسطینی ها حق دارند به اسرائیل حمله کنند زیرا می خواهند  حقوقی که از آنها غصب شده پس بگیرند، اگر جنگ آزادی فلسطین تبدیل به جنگی همگانی در خاورمیانه شود ما برای مبارزه حاضریم."
 "ما می خواهیم قدرت عربی را از جبل الطارق تا خلیج فارس گسترش دهیم."
 "اگر اسرائیل مارا به جنگ تهدید کند، ما اینطور جواب می دهیم: منتظریم، پس شروع کنید."
ناصر در کنار موضع گیری های ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی خود اقدامات مهمی همچون ملی کردن کانال سوئز و کمک به تاسیس جنبش عدم تعهد، جنگ 6 روزه اعراب اسرائیل و ... را در کارنامه اش دارد طوری که حتی عده ای از اعراب وی را نماد حیثیت و آزادی خود می دانند.
در سال 1954 وقتی فردی تلاش کرد ناصر را ترور کند، اخوان‌المسلمین متهم به طراحی این ترور شد. هرچند اخوانی ها این اتهام را "سناریوسازی" علیه خود تفسیر کرده و مداخله در آن را تکذیب کردند اما، سرکوب اخوانی ها از همان زمان شدت گرفت وصدها نفر از اعضای این جنبش در زندان های مصر کشته شدند.
گفته می شود ناصر 28 سپتامبر1970و ساعاتی پس از دیدار با امیر وقت کویت به دنبال یک سکته قلبی در گذشت. در این بین اما هستند کسامی که می گویند شائبه هایی درباره مرگ ناصر وجود دارد!
ژنرال انور سادات
انور سادات در سال 1970 سومین رئیس جمهور مصر شد. وی پس از به قدرت رسیدن درست در نقطه مقابل جمال عبدالناصر حرکت کرد و به همه آن چیزهایی که به ناصر در میان اعراب عزت و محبوبیت داده بود پشت پا زد. سادات نخستین حاکم عرب بود که رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخت و با امضای پیمان کمپ دیوید مفتخر به دریافت جایزه صلح نوبل شد! این اقدام سادات به شدت از سوی اعراب تقبیح شد و مورد اعتراض های گسترده قرار گرفت. سادات نیز شروع به قلع و قمع مخالفان و دستگیری مخالفانش کرد. شدت سرکوب جریان های سیاسی و اعتراض های مردمی کار را به جایی رساند که کسانی که به وی جایزه صلح نوبل داده بودند را نیز مجبور به اعتراض کرد.
انور سادات سرانجام در سال 1981 با فتوای عمر عبدالرحمان، از روحانیون برجسته مصری و به دست تنی چند از سربازان ارتش مصر به قتل رسید. مدت زمان قتل سادات که در جریان برگزاری مراسم رژه پیروزی 6 اکتبر روی داد مجموعا دو  دقیه طول کشید. انور سادات درحالی که روی جیپ در حال سان دیدن بود، از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت و در دم کشته شد.
گفته می شود در مجموع 24 نفر در خصوص این ترور دستگیر و در دادگاه نظامی مصر محاکمه شدند. "خالد شوقی"، یکی از این افراد است که در جریان محاکمه بارها فریاد می کشید و ضمن معرفی خود می گفت: "من قاتل فرعون هستم."
سرانجام استوار یکم"خالد اسلامبولی"، به عنوان متهم ردیف اول پس از محاکمه در دادگاه به اعدام محکوم شد.حکم اعدام اسلامبولی در سال 1982( فروردین 1361) به شکل تیرباران اجرا شد. عبدالحمید عبدالسلام و عبدالسلام فرج نیز ساعاتی بعد در حیاط زندان به دار آویخته شدند.
بدین ترتیب ژنرال حسنی مبارک که معاون سادات بود، به قدرت رسید.
ژنرال حسنی مبارک
حسنی مبارک در سال 1981 زمام امور مصر را به دست گرفت و به مدت 30 سال و به عنوان چهارمین رئیس جمهور نظامی مصر بر این کشور حکومت کرد. وی بر خلاف رویه ای که بعدها در پیش گرفت، زمانی(قبل از رسیدن به قدرت) به دلیل دفاع از مصر و جنگ با رژیم صهیونیستی عنوان "قهرمان ملی" را یدک می کشید. وی پس از رسیدن به جانشینی سادات بنا به دلایل متعدد از جمله حمایت های بی دریغ غرب از وی توانست قدرت و نفوذ زیادی در مصر پیدا کند.  سال 2005 بود که وی برای چهارمین بار پیاپی رئیس جمهور کشور معرفی شد!
سال 2011 و پس از اینکه وی به دلیل نداشتن توان و قدرت جسمی لازم برای اداره کشور در حال مقدمه چینی برای رساندن فرزندان خود به قدرت بود، ناگهان امواج بیداری اسلامی که از تونس آغاز شده بود فرا رسید و دودمان دیکتاتوری مبارک را هم بر باد داد. اگر چه طرفداران غربی مبارک و رسانه های خاص تلاش می کنند سرنگونی وی را یک استعفا بنامند، اما مسئله واضح تر از آن است که نیاز به اثبات داشته باشد.
سرنگونی فرعون مصر  که ظرف 18 روز اعتراض رخ داد، به بیداری اسلامی جان مضاعفی داد و اینجا بود که غرب به ویژه صهیونیست ها را به شدت به تکاپو انداخت.
هرچند، این تکاپوها بی نتیجه هم نماند و باقی مانده های رژیم مبارک به برکت حمایت های همه جانبه برخی اعراب و غرب توانستند روند محاکمه وی و همراهانش را فرسایشی کرده و حساسیت ها نسبت به این مسئله را به حداقل برسانند. زمانی خبر احتمال محاکمه مبارک تیتر یک تمام رسانه های دنیا می شد اما اکنون انجام این محاکمه نیز نه برای مردم مصر و نه برای رسانه ها جذابیت سابق را ندارد.
محمد مرسی
با تمام این تفاسیر، اخوان المسلمین که از سال ها فشار و سرکوب برای حذف شدن از صحنه سیاسی مصر جان سالم به در برده بود، توانست با استفاده از فضای سیاسی باز به وجود آمده خود را مطرح و با استفاده از نماینده چندم خود بر رقبا پیروز شود. جریان های سیاسی حامی مبارک به انحای مختلف مانع از نامزدی گزینه اول اخوان المسلمین یعنی خیرت الشاطر که از بخت بسیار بالاتری برای پیروزی برخوردار بود شدند. کمیسیون برگزاری انتخابات مصر وی را رد صلاحیت کرده بود و اخوانی‌ها مجبور شدند محمد مرسی را که سیاستمداری نه چندان نام آشنا بود، معرفی کنند. با این حال وی توانست در این انتخابات بر رقبای متمایل به حسنی مبارک و مورد حمایت غرب و برخی اعراب به پیروزی برسد.
محمد مرسی تنها رئیس جمهور غیر نظامی تاریخ مصر است که از قضا به طریق کاملا دموکراتیک و قانونی و از طریق رای آزادانه مردم مصر به قدرت رسید اما بنا به دلایل مختلف تحمل نشد و پس از یک سال با کودتای ارتش برکنار شد. نکته قابل تامل اینکه، مجری این کودتا ژنرالی است به نام عبدالفتاح السیسی که با عنایت خود مرسی به فرماندهی ارتش مصر منصوب شده است!
در خصوص چرایی سقوط مرسی دلایل متعددی آورده شده است. عده ای بی تجربگی ، اعتماد به وعده های غرب، نداشتن نفوذ و اختیارات کافی در بدنه ارتش و نیروهای مسلح، ناتوانی در حل بحران اقتصادی و فقر، دامن زدن به اختلافات مذهبی، میدان دادن بیش از حد به سلفی‌های تکفیری و... را از جمله این عوامل برشمرده و آنها را در موثر واقع شدن کودتای نظامی دخیل می دانند. عده ای نیز پا را فراتر گذاشته و این‌گونه تحلیل می کنند که، مصر در جریان حکومت 60 ساله نظامیان، به این نوع حکومت خو گرفته و برای تایید این ادعا نیز به "نفوذ بی حدو حصر نظامیان در بخش های مختلف سیاسی، اقتصادی، امنیتی، تجاری و... "استناد می ورزند. این عده همچنین می گویند، ارتش به دلیل جایگاه ویژه ای که در تمام جنبه های جامعه مصر دارد، از محبوبیت خاصی بین مردم برخوردار است. ارتش همچنین در معیشت عده زیادی از مردم مصر نیز نقش مستقیمی دارد بنابر این برای آن عده ای که علاقه ای به نظامیان ندارند نیز اهمیت دارد.
فارغ از اینکه کدام‌یک از این تحلیل ها صحیح و کدام مغرضانه و ناصحیح است، باید گفت، مصر پس از مرسی، دوباره به دوران حکومت ژنرال ها نزدیک شده است.
همین چند روز پیش ژنرال السیسی برای نخستین بار و در حالی که پیش از این مدعی بود قصد مداخله در امور سیاسی مصر را ندارد، از تمایل خود برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری خبر داد. این موضع‌گیری از آنجا حائز اهمیت است که، بسیاری  از تحلیلگران پیش بینی کرده بودند که هدف از برکناری مرسی روی کار آمدن مجدد نظامیان مصری است و دراین بین انگشت خود را نیز به سوی شخص السیسی گرفته بودند. این تحلیل ها به قدری گسترش یافت که السیسی را به کرات مجبور به واکنش نشان داد. این ژنرال مصری به تعداد مطرح شدن این تحلیل اقدام به تکذیب آن کرده بود!
نکته اینکه، هنوز ارتش به قدرت کامل  و السیسی به ریاست جمهوری نرسیده، سرکوب ها با هدف حذف جریان اخوان المسلمین آغاز شده است. پس از برکناری مرسی از قدرت، فشارها به بدنه این جریان آغاز و طی هفته های اخیر با تروریستی معرفی کردن آنها به اوج خود رسید. اکنون تمام رهبران اصلی و فرعی اخوان المسلمین در زندان هستند و هزاران نفر از اعضا و طرفداران آن نیز به خاک و خون کشیده شده اند. حاکمان فعلی مصر به صراحت از حذف این جریان خبر داده و عملا این پروژه را آغاز کرده اند.در این بین حمایت های بی چون و چرای برخی کشورهای عربی به ویژه عربستان از نظامیان مصری را نباید نادیده انگاشت. هفته‌ها پیش بود که رسانه های عرب زبان از طرح و تلاش‌های برخی از همین کشورهای عربی برای به قدرت رساندن السیسی خبر داده و اعلام کردند، این کشورها در حال هزینه کردن مبالغ کلانی برای منصرف کردن نامزدهای احتمالی هستند که ممکن است رقیبی جدی برای السیسی باشند.این "خبر" همچون تحلیل های قبلی، هم از سوی دولت موقت مصر و هم از سوی السیسی تکذیب شده است!
اکنون ناظران سیاسی منطقه این پرسش را مطرح  می کنند که در صورت پیروزی نظامیان ژنرال السیسی از نوع عبدالناصر خواهد بود یا مبارک؟