چطور میتوان به یک دانشآموز موفق در عرصههای مختلف تبدیل شد؟-بخش دوم
تربیت دانشآموز تراز انقلاب اسلامی در جبهه فرهنگی
خود شما جوانها هم وظیفه دارید، خود شما هم باید احساس مسئولیّت کنید. هم باید احساس مسئولیّت کنید برای اینکه بتوانید تشخیص بدهید، حقیقت را از دروغ. به نظر من میشود؛ اینجور نیست که نشود. یک چیزهایی را به حجم زیاد، با تکرار زیاد، میخواهند در ذهنها فرو کنند، اما میشود فهمید که این خلافِ واقع است یا نیست. پس تشخیص حرف درست از دروغ و تحریف.
ثانیاً مراقب کسانی باشید که همصدایی میکنند؛ ارشادشان کنید. نمیگویم دعوا کنید، [لکن] ارشاد کنید، تفهیم کنید. کسانی هستند که با دشمن همصدایی میکنند؛ [البته] نه اینکه عمداً؛ بعضیها نمیفهمند، غافلاند. انسان میبیند، میشناسد افرادی را که در فضای مجازی یک چیزهایی میگویند، در روزنامهها مینویسند؛ معاند نیستند، [لکن] بد میفهمند؛ اینها را باید ارشاد کرد. بهترین کسانی که میتوانند ارشاد کنند، خود شما جوانها هستید؛ برایشان بنویسید، بگویید، پیام بدهید، تفهیم کنید، استدلال کنید در اجتماعاتتان. (بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار دانشآموزان 11/8/1402)
دانشآموز موفق کسی است که از فرصتهایی که به ظاهر کوچک و کمارزش هستند استفاده میکند. او میداند که نباید فرصتها را از دست بدهد و پیش از آنکه به کارهای گوناگون اجتماعی مشغول شود باید اندوختههای علمی و فنی خویش را افزایش دهد. هر انسانی دارای یک الگوی قهرمان است که در اعماق ذهن خود با آن زندگی میکند. گاه به آن نزدیک میشود و گاه کیلومترها از آن فاصله میگیرد؛ اما چرا اینگونه است؟ چون باید هزینه قهرمان شدن را بپردازد که عبارت است از: پذیرش مسئولیتها، پرورش قابلیتها، و آمادگی برای جذب مهارتها. اگر میخواهید که در زندگی دانشآموز موفقی باشید، باید خودتان را همانطور که یک باغ را برای برداشت بهترین محصول پرورش میدهند، پرورش دهید. دانشآموزان موفق در همهجا ویژگیهای مشترکی دارند که مسلماً تصادفی و یا شانسی نیست.
ویژگیهای دانشآموز خوب
امام سجاد(ع) میفرماید: «حق کسی که به تو علم میآموزد، این است که احترامش را نگه داری در حضور او با دیگران سخن نگویی و بهخوبی به سخنانش گوش فرادهی.»
اقبال حجتی یک فرهنگی درباره ویژگیهای دانشآموز خوب به گزارشگر کیهان میگوید: «کارها را با نام و یاد خدا آغاز میکند. اطراف میز و نیمکت خود را آلوده و کثیف نمیکند. اشیای گم شده را به معاون اجرائی مدرسه تحویل میدهد. با شنیدن صدای زنگ مدرسه برای تشکیل صف زود حاضر میشود. قبل از ورود معلم به کلاس، در کلاس درس حاضر و در جای خود مینشیند. همیشه ظاهری مناسب دارد. جای خود را در کلاس و صف میداند و بیمورد تغییر نمیدهد. بیجهت به گچ و تختهپاککن دست نمیزند. تراشههای مداد و کاغذهای باطله را زیر میز و کف کلاس نمیریزد. بلکه در ظرف زباله میریزد. پس از اتمام بازی در زنگ ورزش، با کمک دوستان و همکلاسیهای خویش و مربیان وسایل را جمع و مرتب میکند.» دانشآموز باید انگیزهای برای سخت کار کردن داشته باشد تا مطمئن شود که کارها انجام میشود. زمانی که میبینید کارها در حال تکمیل شدن است به خود افتخار خواهید کرد و در صورت لزوم میتوانید مسئولیت آن را نیز برعهده بگیرید. اهداف شما محرک شما هستند که باعث میشود تصور برتر و خوب بودن از خود داشته باشید.
مریم ساداتی، مشاور مدرسه میگوید: «دانشآموز خوب کسی است که با دانشآموزان مهربان باشد، مثلاً اگر کسی در درسی ضعیف است به او کمک کند و مراقب دانشآموز کلاسهای پایینتر باشد. دانشآموز نمونه از وسایل خود مانند کیف مداد دفتر تا جایی ممکن است استفاده میکند و بیجهت آنها را دور نمیاندازد؛ زیرا این کار اسراف است و خدا اسرافکنندگان را دوست ندارد. دانشآموز نمونه حق دیگران را رعایت نموده و از کارهایی مثل تقلب خودداری کند، زیرا میداند تقلب باعث میشود حق دانشآموزی که زحمت کشیدهاند را پایمال میکند.»
دانشآموز تراز انقلاب اسلامی
در همین ارتباط سؤال جدی فرا روی ما در این برهه تاریخی این است که آیا دانشآموز تراز انقلاب اسلامی که به دنبالش بودیم، در نهاد امور تربیتی محقق شده است؟ قاطعانه میتوان گفت خیر و اطمینان داریم کاری که نهاد امور تربیتی در این رابطه متکفل آن بود، اساساً محقق نشده است. جالب این است که طی چهار دهه گذشته، بدون دقت در مأموریت و اهداف این نهاد مقدس بهزعم خودمان به سمتوسویی حرکت کردهایم تا بتوانیم در مسیری که موردنظر چنین نهادی بوده است، پیش برویم و نقطه انحراف هم از زمانی آغاز شده است که دست به تغییرات فرآیندی زدهایم. گاهی عنوان آن را تغییر دادهایم، گاهی با بسط عنوان به خیال خودمان کاری کردهایم کارستان تا همه مشکلات امور تربیتی با برگزیدن عنوان معاونت پرورشی و افزودن پسوندهایی مانند تربیتبدنی، سلامت، فرهنگی و... یکشبه حل و محو شود. طرفه آن که در این مسیر چنان مصر بودهایم که در دهه ۸۰ برای حل مسئله دست به حذف و پاک کردن صورتمسئله زدهایم و بعد هم با عتاب و خطاب رهبر معظم انقلاب در سال ۱۳۸۳ به سمت احیای آن رفتهایم.
دکتر محمدابراهیم محمدی، پژوهشگر و کارشناس امور فرهنگی و تربیتی برایمان تبیین میکند: «ناخرسندی از عملکرد امور تربیتی باعث تضعیف آن شده است. در مجموع و با آن که در بحث حذف امور تربیتی شائبه سیاسی همچنان قوی است؛ اما اصل موضوع این است که ناخرسندی فرآیندی از عملکرد نهادی که مأموریتهای آن را فراموش یا دگرگون کرده بودیم، کار را به جایی رسانده است که امروز با تبعات سوء آن در عرصههای گوناگون بهخصوص در حوزه دانشآموزی روبهرو هستیم. کاری که ریشه در دهههای گذشته دارد و هر وزیر و معاون وزیری که آمد، خواست با تغییر عنوان و افزودن پسوند یا پیشوندی بهزعم خود آن را به سامان برساند؛ اما چون اصل موضوع یعنی نقش مربی پرورشی که باید بهعنوان دومین فرد مسئول در مدرسه، اشرافی کلی بر همه امور داشته و بستر فعل تربیتی را در بین دانشآموزان، معلمان، مشاوران و فراهم آورد، به وادی امور اجرائی چون برگزاری صبحگاه، آراستن فضای فیزیکی مدرسه، تهیه شعار یا متنی برای مناسبتها، سخنرانی در صبحگاه و عصرگاه تنزل یافت. اصل این نقش چنان فروکاسته شد که مربیان پرورشی و امور تربیتی برای تحمل فضای مدرسه به کلاس پرورشی، برگزاری اردو و... پناه بردند. در این میان نقش مشارکتی دانشآموزان بهعنوان بزرگترین سرمایه و ظرفیت مدرسه فراموش شد و در نتیجه نهاد امور تربیتی تضعیف، لاغر و لاغرتر شد.» این پژوهشگر در ادامه میافزاید: «احیای امور پرورشی و تربیتی در گرو تغییر نگاه به این نهاد انقلابی است. همین است که اعتقاد راسخ دارم بازخوانی و تثبیت واقعی نقش امور تربیتی و احیای آن در گرو احیای نقش مربی تربیتی، ایجاد هماهنگی و یکدلی بین همه اعضای مدرسه برای حرکت در مسیر فعل تربیتی، بهرهگیری از مشارکت دانشآموزان و ارتباط با خانوادهها در مسیر تحقق تربیت اسلامی است. موضوعی که بحث دین و ارزشهای دینی فقط بخشی از آن است و باید تمام ساحتهای دیگر وجودی فرد مانند مهارتهای زندگی، آداب اجتماعی، روحیه مشارکتجویی و تعامل و در حقیقت کلیت «مدرسه زندگی» را دربر گیرد تا بتوانیم در بازآرایی و احیای نقش مهم و حیاتی نهاد امور تربیتی موفق و اثر آن را در خروجی کار یعنی دانشآموزانی، مؤمن، شجاع، مسئول، کارآمد و با نشاط ببینیم و به آن افتخار کنیم. امروز روا نیست که مسئولیتی را در حوزه مهم امور تربیتی و پرورشی بپذیریم و در نقش یک گزارشگر صحبت از بیانگیزگی مربیان پرورشی داشته باشیم یا از نبود بودجه و امکانات بنالیم. تفاوت کسی که مسئولیتی را میپذیرد با دیگران این است که به جای گزارشدهی صرف، باید کاری بکند، نقشهای داشته باشد و چون شهیدان رجایی و باهنر و مربیان جان برکف دهه ۶۰ و دوران دفاع مقدس، با دست خالی در بستر اخلاص و جهاد و از خودگذشتگی زندگی بیافریند. بدیهی است که لازمه هر کاری وجود بودجه، اعتبار و پول است، اما نشستن و نالیدن و ناکارآمدیها را به شرایط و زمانه و دیگران نسبت دادن با رویه و مشی جهادی بنیانگذاران نهاد امور تربیتی همخوانی ندارد. احیای امور پرورشی و تربیتی در معنای واقعی آن در گرو تغییر نگاه به این نهاد انقلابی و جان بخش در روح و کالبد نظام تعلیم و تربیت است.»
شاخصههای تربیت دانشآموز در تراز انقلاب
رهبری تعبیر «مؤمن انقلابی» را به کار میبرند، دانشآموزان نیز از این موضوع مستثنی نیستند. دانشآموز مؤمن انقلابی باید در همه ابعاد از جمله اعتقادی، علمی و فرهنگی خود را رشد دهد، البته دانشآموزان مقطع دبیرستان دارای وظایف بیشتری هستند، چرا که این دانشآموزان باید نسبت به مسائل و وقایع روز نیز آگاهی داشته باشند. در تمام طول تاریخ انقلاب اسلامی، از ابتدا پیروزی انقلاب، سالهای دفاع مقدس و در دیگر دوران شاهد حضور چشمگیر نوجوانان و جوانان هستیم که بهخوبی در صحنه نقشآفرینی کردند بهگونهای که تعداد زیادی از شهدا انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس را جوانان تشکیل دادهاند. حرکتزایی و پویایی مهمترین امری است که باید در دانشآموز مؤمن و انقلابی وجود داشته باشد و این موضوع در رفتار او مشاهده شود، لذا دانشآموزان باید با الگوگیری از شهدا اینگونه راه آنان را ادامه دهند.
غلامرضا فریدونی، فرهنگی درباره شاخصههای انقلابیگری در مدارس توضیح میدهد: «انقلابی بودن مدارس همان تحقق منویات رهبری است، لذا باید توجه کرد که در انقلابی بودن مدارس نیز دو عامل مسئولین مدرسه و دانشآموزان نقشآفرینی میکنند و این دو عامل مکمل یکدیگرند. باید توجه کرد که عمل به وظایف در شرایط کنونی انقلابی بودن مدارس را رقم میزند؛ برای مثال در شرایط کنونی کشور اقتصاد مقاومتی حکم ولایتفقیه است، لذا اجرای طرحهای اقتصاد مقاومتی در مدارس یک عمل انقلابی محسوب میشود و استکبارستیزی، مقابله با نفوذ دشمن و توجه و پرداختن به نماز و دین دیگر دانشآموزان از دیگر مواردی است که دانشآموز انقلابی باید به آن توجه کند.»
فریدونی خاطرنشان میکند: «با اندک آشنایی با منابع علوم اسلامی، بهراحتی میتوان به مقام و منزلت علم و دانش پی برد تا جایی که آیات بسیاری را در قرآن میتوان یافت که به این موضوع اشاره کرده است و در بیشتر کتب حدیث نیز بابی به نام باب علم وجود دارد که احادیث گوناگونی درباره فضیلت علم و عالم در آن آمده است.» این معلم مدارس همدان عنوان میکند: «در سیره نبوی نیز نمونههای بسیاری در این زمینه یافت میشود؛ بهگونهای که وقتی پیامبر (ص) قصد بیان جایگاه حضرت علی(ع) را داشتند، فرمودند: من شهر علم هستم و علی دروازه شهر دانایی است. همچنین در جنگ بدر پیامبر (ص) دستور آزادی اسیرانی را دادند که بتوانند ده مسلمان را باسواد کنند و به آنان خواندن و نوشتن بیاموزند.»
رابطه علم و ایمان
اهمیت جایگاه و ارزش علم هرگز نباید این توهم را ایجاد کند که تنها راه رسیدن انسان به سعادت واقعی، دانش است، زیرا آنچه علم را از انواع انحرافات و استفاده ابزاری از آن بازمیدارد، ایمان است و تاریخ نمونههای فراوانی از دانشمندان را در خود جای داده که علم خویش را در راه یاری طاغوتهای قدرت و ثروت به کار بستهاند و چه فجایعی که به بار نیاوردهاند.
فریدونی معلم مدارس همدان با بیان اینکه در میان نهضتها، هرگاه دو نیروی علم و ایمان از یکدیگر جدا افتادهاند یا پیشگامان نهضت در یکی از این دو جنبه دچار ضعف بودهاند، آن نهضت نتوانسته به اهداف خود برسد، میافزاید: «در این میان، توفیق حقیقی برای کسانی بوده که از هر دو چشمه فیض بهرهمند هستند و انقلاب اسلامی ایران که به رهبری امام خمینی(ره) فردی که از هر دو بال علم و ایمان بهرهمند بود پیروز شد، بزرگترین گواه این مدعاست.» این فرهنگی در ادامه درباره شاخصههای تربیت دانشآموز انقلابی، بیان میکند: «اولین شاخصی که با وجود آن میتوانیم ادعای تربیت دانشآموز انقلابی داشته باشیم، آرمانخواهی است و در قدم اول باید روحیه آرمانطلبی را با روشها و تکنیکهای مختلف در بچهها زنده نگه داریم. دومین شاخص دینمداری است؛ وقتی آرمانخواهی با دین گره خورد آن وقت منطق پیدا میکند، و آرمانخواهی اگر از آموزههای وحیانی باشد آن وقت جهت پیدا کرده و سازمند است و هرچه تدین بچهها تقویت شود، انقلابیتر خواهند بود.» وی با بیان اینکه حس مسئولیتپذیری و احساس مسئولیت سومین شاخص دانشآموز انقلابی است، در تکمیل صحبتهایش میگوید: «باید این حس در دانشآموزان تقویت شود و با شعلهور نمودن این حس زمینههای تربیت انقلابی را تقویت کرده، آن هم حس مسئولیت نسبت به همکلاسی، معلم و حتی نسبت به غیر مسلمانانی که مورد ظلم واقع شده است.» این معلم مدارس همدان تأکید دارد: «با توجه به اینکه روح انقلاب ما سادهزیستی بود؛ لذا چهارمین این امر است و تلاش علمی و جهاد علمی بهعنوان پنجمین شاخص مطرح است و امروزه پیشرفتهای غربی ثمره تلاش علمی و جهاد علمی آنهاست و همین نکته نیز مورد تأکید رهبری نیز بوده و است، و آنجایی که بحث دانشبنیان را مطرح میکنند و بقای انقلاب و رسیدن به تمدن اسلامی را نیازمند کار علمی میدانند.»