کد خبر: ۲۹۵۷
تاریخ انتشار : ۲۴ دی ۱۳۹۲ - ۲۱:۵۱
به ياد پاسدارشهيد سیدمحمدتقي مخزن موسوي

حدیث دشت عشق

خارچشم منافقان كوردل
شهید مظلوم‌ سید محمدتقی‌ مخزن‌ موسوی‌ فرزند سیدافضل‌فرمانده‌ سپاه‌ پاسداران‌انقلاب‌ اسلامی‌ شهرستان‌ رودبار درسال‌ ۱۳۳۵ در قریه‌ دوگاهه‌ رودبارپا به‌ عرصه‌ هستی‌ گذاشت‌. با طبیعت‌رشد کرد، سراسر زندگیش‌ آمیخته‌ با سختی‌ ومشقت‌ بود، او ضمن‌درس‌ خواندن‌ در انجام‌ کارهای‌ عملی‌ خانه‌ دستی‌ توانا برای‌خانواده‌اش‌بود و جهت‌ تامین‌ سوخت‌ به‌ جنگل‌ می‌رفت‌ وهیزم‌های‌خشک‌ را به‌ دوش‌ کشیده‌ وبه‌ منزل‌ می‌آورد، ایام‌ فراغت‌ خصوصاًتابستان‌ها را چارواداری‌ می‌کرد. تقی‌از همان‌ کوچکی‌ از وقار و متانتی‌ خاص‌ برخوردار بود و درمحیط‌ دبیرستان‌ چنان‌تلاشی‌ داشت‌ که‌ با اخلاق‌ جذابش‌ بچه‌ها را به‌سوی‌ خود کشیده‌ و آنها را ازآلودگیها و انحرافات‌ و مفاسدی‌ که‌ ارمغان‌فرهنگ‌ طاغوتی‌ بود برحذر می‌داشت‌. اوپس‌ از پایان‌ تحصیلات‌متوسطه‌ در رودبار (۱۳۵۳) راهی‌ تهران‌ شد ودر مهرماه‌ همان‌سال‌ درمدرسه‌ عالی‌ فنی‌ به‌ ادامه‌ تحصیلات‌ مشغول‌ شد، او در اوج‌ خفقان‌حاکم‌بر جو محیط‌ از کمترین‌ فرصتی‌ برای‌ آگاه‌ ساختن‌ و جذب‌دانشجویان‌ به‌ اسلام‌غفلت‌ نمی‌کرد، او پیامها، اطلاعیه‌ها و جزوات‌ رابا زحمت‌ تهیه‌ می‌نمود ودستنویس‌ می‌کرد و بطور مخفیانه‌ در اختیاردیگران‌ می‌گذاشت‌ و مقداری‌ هم‌ به‌ رودبار منتقل‌ می‌نمود.درتهران‌ نیز به‌ فکر مردم‌ خصوصاً جوانان‌ رودبار بود و غربت‌اسلام‌ در این‌ منطقه‌،لذا تصمیم‌ گرفت‌ کتابخانه‌ای‌ هرچند کوچک‌ دریکی‌ از مساجد رودبار تاسیس‌ نماید.از همان‌ موقع‌ با قومیّت‌ گرایی‌ وتفرقه‌ مردم‌ که‌ بنفع‌ رژیم‌ و بر ضد اسلام‌بود، مبارزه‌ می‌کرد لذا پس‌ ازتماس‌ با بعضی‌ از روحانیون‌ و ائمه‌ جماعت‌ تهران‌مقداری‌ کتاب‌ تهیه‌کرده‌ و در سال‌ ۱۳۵۴ در مسجد امام‌ حسن‌ مجتبی‌ (لاکه‌) در محله‌دیگری‌ غیر از محلة‌ زادگاهش‌ که‌ دارای‌ مسجد نیز بود کتابخانه‌کوچکی‌ راایجاد کرد و نام‌ المهدی‌(عج‌) را برایش‌ انتخاب‌ نمود، هرچند که‌ مامورین‌ امنیتی‌رژیم‌ کثیف‌ پهلوی‌ چندین‌ بار به‌ سراغ‌ کتابخانه‌رفته‌ و تقی‌ را سخت‌ در تنگناقرار داده‌ بودند، او کتابها و جزوات‌ واطلاعیه‌های‌ ضد رژیمی‌ را در مخفیگاههای‌خانه‌اش‌ در میان‌ کاه‌ وحتی‌ در زیر خاک‌ پنهان‌ می‌نمود و بتدریج‌ و بطور مخفیانه‌ به‌ دیگران‌منتقل‌ می‌کرد.شهیدپس‌ از دوره‌ ۲ ساله‌ نقشه‌ برداری‌ مدرسه‌ عالی‌ فنی‌بالاجبار در سال‌ ۱۳۵۶ به‌نظام‌ وظیفه‌ اعزام‌ شد و قریب‌ به‌ یکسال‌ گویی‌که‌ در قفس‌ تنگ‌ و فضائی‌ حاکی‌از خفقان‌ شدید رژیم‌ حاکم‌ قرار گرفته‌و تنها به‌ انجام‌ فرائض‌ دینی‌اش‌ می‌پرداخت‌و حرارت‌ و خشم‌ درونش‌را در قالب‌ شعر بروز می‌داد.او،در قفس‌ محیط‌ نظامی‌ بندرعباس‌ پیام‌ آزادی‌بخش‌ رهبرش‌را شنید! پرواز کرد و از پادگان‌ فرار نمود و به‌ تهران‌ آمد و در حجره‌ای‌در یکی‌ از حوزه‌های‌ علوم‌ دینیه‌ تهران‌ سکونت‌ اختیار کرد و در آنجامدتی‌ را بر پیاده‌ کردن‌ نوار و شرکت‌ در تظاهرات‌ خیابانی‌ ضد رژیم‌ و…گذراند.او پس‌ از چندی‌ به‌ رودبار می‌آید. اقدام‌ به‌ تشکل‌ جوانان‌ و به‌راه‌ انداختن‌ تظاهرات‌ ضد رژیمی‌ و پاسداری‌ شبانه‌ بدون‌ سلاح‌ گرم‌ درسطح‌ شهر جهت‌ برقراری‌ امنیت‌ شهر و جلوگیری‌ از سوء استفادة‌ رژیم‌و فرصت‌طلبان‌ می‌نماید.پس‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ مدتی‌ به‌ عنوان‌ عضو اجرائی‌ فعال‌ درکمیته‌ انقلاب‌ اسلامی‌ به‌ فعالیت‌ پرداخت‌ تا اینکه‌ پس‌ از حدودچهارماه‌ تلاش‌ شبانه‌ روزی‌، بعد از فرمان‌ امام‌ با همکاری‌ برادران‌ به‌تاسیس‌ جهاد سازندگی‌ همت‌ گماشت‌ و لذا مدتی‌ در جهاد بطور فعّال‌ وموثر، شبانه‌روز در خدمت‌ روستاها و محرومین‌ قرار گرفت‌. وی‌ یکی‌ ازاعضای‌ شورای‌ جهاد سازندگی‌ بود و سپس‌ مدتی‌ را هم‌ بعنوان‌ مسئول‌حزب‌ جمهوری‌ اسلامی‌ در خدمت‌ اسلام‌ بود تا اینکه‌ بالاخره‌ به‌فرماندهی‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌ شهرستان‌ رودبار منصوب‌ شدو بیشتر از سه‌ سال‌ در این‌ سنگر در خدمت‌ انقلاب‌ اسلامی‌ بود در این‌مدت‌ سپاه‌ را با خون‌ دل‌ در منطقه‌ آنچنان‌ قدرت‌ و قداستی‌ بخشید که‌با همکاری‌ امت‌ حزب‌ الله‌، شهرستان‌ رودبار را که‌ محل‌ تاخت‌ و تازگروههای‌ الحادی‌ بود، از وجود منحوس‌ و کثیف‌ آنها و تبلیغات‌ ضدانقلابیشان‌ پاکسازی‌ نمود و همگام‌ با پاکسازی‌ منطقه‌ با دعوت‌ ازتعدادی‌ از خواهران‌ و برادران‌ معلم‌ از تهران‌ و تعدادی‌ هم‌ از روحانیون‌اعزامی‌ از قم‌ اقدام‌ به‌ تشکیل‌ کلاسهائی‌ از قبیل‌ اصول‌ عقاید، اخلاق‌،نهج‌البلاغه‌، عربی‌، قرآن‌، سوادآموزی‌ و خیاطی‌ در سطح‌ شهر و حومه‌نمود. او برای‌ بالا بردن‌ معنویت‌ منطقه‌ ابتکار برگزاری‌ مراسم‌ دعای‌کمیل‌ را در مساجد رودبار در دست‌ گرفت‌ و با آگاهی‌ کامل‌ نسبت‌ به‌نقش‌ ارزنده‌ انجمن‌های‌ اسلامی‌ در حفظ‌ و حراست‌ از حریم‌ اسلام‌،خارج‌ از وظایف‌ِ معمول‌ِ سپاه‌، اقدام‌ به‌ تأسیس‌ بیش‌ از ۶۰ انجمن‌اسلامی‌ در شهر و روستا نمود و با تشکیل‌ بسیج‌ و گروههای‌ مقاومت‌ در۵۲ روستا برقراری‌ امنیت‌ شهر و حومه‌ را برعهده‌ خود مردم‌ قرار داد.تقی‌، در کوران‌ تحقق‌ انقلاب‌، در تاب‌ و تب‌ مظلومان‌ فلسطین‌بود و همواره‌ در اندیشه‌ مسلمانان‌ مستضعف‌ و محروم‌ و آواره‌ فلسطین‌بود و لذا مدتی‌ از وقت‌ِ فرارِ از خدمت‌ِ اجباری‌ را در گوشه‌ یکی‌ ازحجره‌های‌ طلاب‌ در بازار تهران‌، به‌ پیاده‌ کردن‌ نوارهائی‌ که‌ پیرامون‌مسائل‌ و اوضاع‌ فلسطین‌ بود، صرف‌ می‌نمود ولی‌ متأسفانه‌ موفق‌ به‌چاپ‌ آنها نشد. سرانجام خفاشان‌ شب‌پرست‌ و خائنین‌ به‌ خلق‌ در سحرگاه‌ پنجشنبه‌ ۲۸/۱۱/۶۱از دیوار گلی‌ خانه‌اش‌ بالا آمده‌ و به‌ عنف‌ وارد اطاق‌ خوابش‌ شده‌ و اودر کنار همسرش‌ و تنها فرزند شش‌ ماهه‌اش‌ با شلّیک‌ هفت‌ گلوله‌ ژ ـ ۳ به‌شهادت‌ رساندند و همسر و فرزندش‌ را با تیر مجروح‌ ساختند.