گزارش خواندنی والاستریت ژورنال
حسرت اروپا از عدم سرمایهگذاری در حوزه نظامی
سرویس خارجی-
روزنامه نیویورکی «والاستریت ژورنال» نوشت: سالها قبل اروپا هزینههای دفاعی خود را کاهش داد، زیرا به حمایت نظامی آمریکا و افزایش ثبات بعد از جنگ سرد تکیه کرده بود اما با شروع جنگ اوکراین به این نتیجه رسید که عدم سرمایهگذاری در حوزه نظامی اشتباهی بزرگ بوده است.
نبرد در اوکراین وارد سال سوم خود شده است و ناتو آماده میشود موشکهای دوربرد در اختیار اوکراین قرار دهد؛ مسئلهای که با تهدید جدی پوتین مواجه شده و نگرانیها نسبت به وقوع درگیری مستقیم بین ناتو و روسیه و به تَبَع آن آغاز جنگ جهانی سوم را به شدت افزایش داده است. در 936 اُمین روز جنگ اوکراین شاید بتوان گفت که مهمترین درس عبرتی که میتوان از این جنگ گرفت این است که «امنیت قابل معامله نیست». طبق معاهده «بوداپست» که در 5 دسامبر 1994 (14 آذر 1373) امضا شد، اروپا، آمریکا و روسیه به اوکراین وعده دادند در مقابل خلع سلاح هستهای، امنیت این کشور تضمین خواهد شد. اوکراین به این تعهد خود به طور کامل عمل کرد اما غربیها هیچگاه به تضمینهای داده شده خود عمل نکردند. «یوری کاستنکو» سیاستمدار معروف اوکراینی در کتاب «اوکراین و خلع سلاح هستهای» در اینباره مینویسد: «همه ما (اوکراینیها) فریب خوردیم و برای آن معاهده هورا کشیدیم، بنابراین همه ما مقصریم. خلع سلاح هستهای کاملا اشتباه بود.»
تقریباً اکثر نظریهپردازان رئالیسم در روابط بینالملل معتقدند که هیچ کشوری نباید امنیت استقلال و حاکمیت خود را به سایر دولتها گره بزند. به دلیل ماهیت آنارشیک نظام بینالملل، کشورها هرگز نمیتوانند از مقاصد کشورهای دیگر مطمئن شوند. به ویژه، هیچ کشوری نمیتواند مطمئن باشد که کشور دیگری، از توانمندی نظامی خود علیه آن کشور استفاده نخواهد کرد. از نظر رئالیستها نظام بینالملل میدان مبارزه برای کسب قدرت، فرصتها و امتیازات است و اعتماد در آن جایی ندارد. بنابر این رقابت امنیتی بیرحمانه همواره در آن وجود دارد و احتمال جنگ نیز همواره هست. در این وضعیت که اعتمادی وجود ندارد و احتمال جنگ نیز محتمل است، کشورها در صورت بروز جنگ غیر از تواناییهای خود به هیچ کشور دیگری نباید اعتماد و اطمینان داشته باشند چرا که در صورت بروز بحران و جنگ این احتمال وجود دارد که متحدین کشور مورد تهاجم را تنها بگذارند. بنابراین نهتنها کشورها به قول و وعدههای متحدین خود در این زمینه نباید اعتماد کنند بلکه به لحاظ نظامی نیز تا جایی که میتوانند خود را قوی کنند تا در زمان بروز جنگ بتوانند از قابلیتهای نظامی خود استفاده کنند.
آمریکا به فکر متحدینش هم نیست
حالا جنگ اوکراین نهتنها مایه عبرت برای خود کییف شد بلکه برای خود اروپا و همچنین ژاپن و کرهجنوبی نیز درس عبرتی شد تا امنیت خود را به آمریکا گره نزنند چرا که در زمان بروز جنگ آمریکا ثابت کرده است که تنها به فکر منافع خود است. روزنامه والاستریت ژورنال هم در گزارشی به این موضوع اینگونه اشاره کرده است که «سالها قبل اروپا هزینههای دفاعی خود را کاهش داد، زیرا به حمایت آمریکا و افزایش ثبات بعد از جنگ سرد تکیه کرده بود؛ حالا با آغاز جنگ روسیه و تشدید رقابت آمریکا و چین، قاره سبز دوباره در مسیر احیای قدرت نظامی گذشته خود قرار گرفته است... دولتهای اروپایی با پایان جنگ سرد بودجه نظامی خود را بهشدت کاهش دادند و روی برنامههای اجتماعی متمرکز شدند... این سیاست در آن زمان بین رایدهندگان محبوب بود، چرا که اروپا با تهدیدات خارجی کمی مواجه بود و زیر چتر امنیتی آمریکا قرار داشت. اکنون اما کشورهای اروپایی دریافتهاند که از دست دادن این قدرت نظامی تبعاتی داشته است، زیرا با آغاز جنگ اوکراین، تنشهایی مشابه دوران جنگ سرد دوباره احساس میشود و اینبار آمریکا سعی دارد تمرکز خود را به چین معطوف کند.»
راه سخت اروپا برای جبران اشتباه بزرگ
در این گزارش همچنین میخوانیم: «اروپا اکنون به فکر تقویت دوباره قدرت نظامی خود افتاده است، اما این مسیر برای قاره سبز بسیار دشوار است. وعدههای فراوانی برای افزایش هزینههای نظامی مطرح شده، اما وزرای دفاع کشورهای اروپایی اذعان دارند که در تأمین نیازهای خود با مشکل مواجه هستند. «بوریس پیستوریوس» وزیر دفاع آلمان اخیراً در واکنش به برآورده نشدن بودجه درخواستیاش برای سال میلادی آینده، گفت: «این ناامیدکننده است. این یعنی نمیتوانم برخی کارها را با سرعتی که تهدیدات ایجاب میکند، انجام دهم.» به گزارش این رسانه آمریکایی، آلمان در دوران جنگ سرد نزدیک به ۸۰۰هزار سرباز در اختیار داشت، اما اکنون سربازان آن به ۲۰۰هزار نفر هم نمیرسند. بسیاری از پایگاههای نظامی هم به مراکز ورزشی و خانههای سالمندان بدل شدهاند.
بازیابی توان نظامی سابق، شاید 100 سال دیگر
والاستریت ژورنال در بخش دیگری از گزارش خواندنی خود با اشاره به گزارش ماه گذشته مؤسسه اقتصاد جهانی «کیل» مینویسد: «اگر آلمان با سرعت کنونی به احیای قدرت نظامی خود ادامه دهد، ۱۰۰ سال طول خواهد کشید تا ذخایر توپخانهای خود را به سال ۲۰۰۴ برگرداند... این کشور در حال حاضر به اندازه بودجه دفاعی سالانه خود، به خانوادههای دارای فرزند کمکهزینه سالانه ۳۰۰۰ یورویی پرداخت میکند، کمکهزینهای که فرزندان این خانوادهها تا سن ۲۵سالگی فرصت بازپرداخت آن را خواهند داشت. رابرت هابک وزیر اقتصاد آلمان درباره این دوراهی برای حفظ سطح بالای رفاه یا افزایش بودجه نظامی میگوید این ایده که دولت رفاه را منحل کنیم تا پول بیشتری به نظامیگری اختصاص یابد، برای من فاجعهآمیز خواهد بود.»
او- طبق گزارش والاستریت ژورنال- در ادامه با اشاره به قدرتگیری جریانهای راست افراطی به دلیل کاهش سطح رفاه در این کشور گفت: «هزینههای اجتماعی برای حفظ انسجام کشور ضروری هستند.» یک اندیشکده آلمانی گزارش داد که این کشور در اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی، حدود ۳درصد از تولید ناخالص داخلی را به مسائل نظامی اختصاص
میداد، اما در سال ۲۰۲۲ این بودجه به ۱.۴درصد رسیده بود. اعداد و ارقام نشان میدهد که آلمان با کاهش بودجه نظامی مجموعاً ۶۸۰میلیارد یورو پسانداز کرد که صرف بازسازی آلمان شرقی و برقراری دولت رفاه در این منطقه شد. این اندیشکده اعلام کرد اروپا بهطورکلی از سال ۱۹۹۱ تاکنون با رعایت نکردن استاندارد ۲درصدی در بودجه نظامی خود، حدود ۱.۸تریلیون یورو پسانداز کرده است.
مخالفت با کاهش بودجه رفاهی
براساس این گزارش چند روز پس از آغاز جنگ اوکراین در ۲۰۲۲، صدراعظم آلمان قول داد هزینههای نظامی را به بالای ۲درصد از تولید ناخالص داخلی افزایش دهد و از تأسیس یک صندوق سرمایهگذاری ویژه ۱۰۰میلیارد یورویی برای احیای قوای تسلیحاتی خبر داد، اما حالا با گذشت ۲ سال، بودجه نظامی آلمان روی کاغذ ۱.۳درصد از تولید ناخالص داخلی است و صندوق سرمایهگذاری مذکور کمک کرده که این بودجه به ۲درصد افزایش پیدا کند. با این حال، این صندوق در سال ۲۰۲۸ تمام خواهد شد و آلمان باید بودجه دفاعی پایه خود را در آن سال ۶۰درصد افزایش دهد تا آن را بالاتر از ۲درصد نگه دارد، امری که به باور کارشناسان، غیرممکن است. در عین حال، شبکه امنیت اجتماعی عمومی این کشور در سال میلادی گذشته به ۱.۲۵تریلیون یورو رسید، یعنی ۲۷درصد از تولید ناخالص داخلی که از دانمارک، سوئد و آمریکا نیز بیشتر است. مقامات دولتی آلمان میگویند این کشور نمیتواند برای افزایش هزینههای خود وام بگیرد و کاهش هزینههای دولت رفاه نیز موجب کاهش حمایت عمومی از اوکراین خواهد شد.