کد خبر: ۲۹۵۴۳۸
تاریخ انتشار : ۲۴ شهريور ۱۴۰۳ - ۲۰:۱۰

اصول اخلاق اجتماعی (1) (پرسش و پاسخ)

 
 
پرسش:
جامعه‌ای که توأم با سلامت و سرزندگی و پویایی است، از منظر آموزه‌های وحیانی از چه ویژگی‌ها و اصولی برخوردار می‌باشد؟
پاسخ:
وجود اصیل جامعه
قبل از پاسخ به این سؤال ابتدا لازم است نگاه خود را درباره ماهیت جامعه مشخص کنیم و سپس به ویژگی‌ها و اصول اخلاقی یک جامعه زنده و پویا بپردازیم. جامعه را برخی اعتباری، یا مرکب صناعی دانسته و برخی دیگر جامعه را یک وجود حقیقی و اصیل توصیف کرده‌اند. هرکدام از این مبانی طبیعی است که الزاماتی دارد و در نوع تحلیل و تفسیر ما از جامعه تاثیر می‌گذارد. به عنوان مثال اگر اصالت را در جامعه به فرد بدهیم به طور طبیعی دیگر نمی‌توانیم برای جامعه قانونمندی و یا سنتی قائل شویم. ولی اگر جامعه را یک موجود اصیل و زنده تلقی کنیم، در این صورت می‌توانیم اوصاف یک موجود زنده و حالات آن را بر این جامعه بار کنیم، و در این شرایط جوامع قهرا قوانین و سنن مخصوص به خود را دارند. قرآن کریم تصریح می‌کند که امت‌ها و جوامع از آن جهت که امت و جامعه‌اند (نه صرفا افراد) سنت‌ها و قوانین و اعتلاها و انحطاط‌ها بر طبق آن سنت‌ها و قوانین دارند. با چنین رویکردی همچنان که عناصر مادی در تاثیر و تاثر با یکدیگر زمینه پیدایش یک پدیده جدید را فراهم می‌نمایند و به اصطلاح فلسفه، اجزای ماده پس از فعل و انفعال و کسر و انکسار در یکدیگر و از یکدیگر، استعداد صورت جدیدی می‌یابند. و به این ترتیب مرکب جدیدی حادث می‌شود و اجزا با هویتی تازه به هستی خود ادامه می‌دهند، افراد انسان هم که هرکدام با سرمایه‌ای فطری و سرمایه اکتسابی از طبیعت وارد زندگی اجتماعی می‌شوند، از نظر روحی در یکدیگر ادغام می‌شوند و هویت روحی جدیدی که از آن به روح جمعی تعبیر می‌شود، می‌یابند. این ترکیب خود یک نوع ترکیب طبیعی مخصوص به خود است که برای آن شبیه و نظیری نمی‌توان یافت. 
در ترکیب جامعه و فرد، ترکیب واقعی است. زیرا تأثیر و تأثر و فعل و انفعالی واقعی رخ می‌دهد و اجزای مرکب که همان افراد اجتماعند، هویت و صورت جدید می‌یابند اما به هیچ وجه کثرت تبدیل به وحدت نمی‌شود یعنی افراد جامعه هر کدام اصالت فردی خود را خواهند داشت.
وجود اصیل جامعه در آیات
مرحوم علامه طباطبایی(ره) برای اثبات این مطلب با ادله نقلی به چند آیه از شواهد و قرآنی استناد می‌کنند: 
1- برای هر امتی اجلی است، پس هنگامی که اجل آنان فرا رسد، ساعتی در آن تقدم و تأخر راه ندارد.(اعراف-34)
2- هر امتی را به سوی کتاب آن فراخواندند.(جاثیه-28)
3- برای هر امت کار آنان را زینت دادیم.(انعام-108)
4- میان آنان امت میانه‌رو هستند.(مائده-66) 
5- هر امتی آهنگ پیامبر خود را کرد تا او را بگیرند و به باطل جدال نمودند تا حقیقت را با آن پایمال کنند. پس آنان را فرو گرفتیم، پس عقاب چگونه بود.(غافر- 5)
6- و هر امتی را پیامبری هست، پس هنگامی که رسول آنان بیاید، میانشان به قسط دادرسی شود.(یونس- 47)
ایشان پس از ذکر آیات فوق می‌نویسد: از همین روست که در زمانی که در تواریخ جز ضبط حالات پادشاهان و بزرگان نبود، قرآن به تاریخ امت‌ها همانند قصه اشخاص توجه می‌کند، بلکه بیشتر به تاریخ امت‌ها می‌پردازد.(المیزان، ج 4، ص 97)
بنابراین هر انسانی براساس زنده بودن و اصالت جامعه دو روح دارد: یک روح فردی که اصالت فردی او را ثابت می‌کند و یک روح جمعی که اصالت و زنده بودن حقیقتی به نام جامعه را ثابت می‌کند که آن هم همانند روح فردی، حیات و ممات، اقبال و ادبار و تعالی و انحطاط دارد و براساس سنن و قوانینی سیر حرکتی خود را دنبال می‌کند و سرنوشت انسان‌ها را با آگاهی و انتخابگری که دارند تعیین می‌کند. 
(ادامه دارد)