کد خبر: ۲۹۴۵۳۰
تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۴۰۳ - ۱۹:۵۲

تقلید پسندیده و معیارهای آن

 
 
مرتضی حسینی
اصولا جامعه پذیری و بقای علوم و انتقال تجربیات از نسلی به نسلی دیگر، جز با تقلید‌پذیری انسان امکان‌پذیر نیست. از این رو همگان بر نقش تقلید به عنوان یکی از مهم‌ترین راه‌های انتقال بسیاری از امور از نسلی به نسل دیگر، تاکید کرده و از آن به نعمت بزرگ یاد کرده‌اند.
با این همه بر کسی پوشیده نیست که هر نعمتی هر چه بزرگ‌تر و ارزشمندتر باشد بیشتر مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد. از جمله این نعمت‌های مهم که بسیار مورد سوءاستفاده قرار گرفته و می‌گیرد نعمت تقلید است. لذا در قرآن با توجه به این مسئله، از تقلید ناپسند و پسندیده سخن گفته شده است.
نویسنده با اشاره به این تفاوت در آموزه‌های قرآنی تلاش کرده است تا ملاک‌های تقلید پسندیده را از تقلید مذموم و ناپسند شناسایی و معرفی کند. 
***
تقلید، مسیری برای صعود و هبوط
تقلید که در لغت به معنای ملازمت و همگامی و همراهی با کسی یا شخصی است‌، گاه به معنای گردن نهادن به کاری است. (لسان العرب، ابن منظور، ج ۱۱، ص ۲۷۶ و کشاف اصطلاحات الفنون والعلوم‌، ج ۱، ص ۵۰۰ ) در جامعه پذیری و انتقال علوم و فنون از نسلی به نسلی بسیار اهمیت دارد؛ زیرا هر نسلی با تقلید است که دانش‌ها و فنون و صنایع نسل‌های پیشین را یاد می‌گیرد و سنتها و آداب و فرهنگ و تمدن قومی را حفظ می‌کند.
در اسلام تقلید با توجه به متعلَق آن به عنوان ارزش و یا ضد ارزش مطرح می‌شود. به این معنا که تقلید خود به خود‌، کاری مثبت و یا منفی نیست بلکه امری خنثاست که با توجه به متعلَق آن است که به عنوان ارزش و یا ضدارزش ارزیابی می‌شود. اگر متعلَق، شخص را به سوی کمال و حقیقت رهنمون کند به عنوان امری ارزشی و پسندیده معرفی می‌شود و گرنه به عنوان امری ضدارزشی و ناپسند معرفی شده و مورد نکوهش قرار می‌گیرد.
از آنجا که انسان هر چیزی را از راه تقلید یاد می‌گیرد می‌توان گفت که جامعه پذیری و انتقال مسائل اجتماعی تنها از طریق تقليد امکان‌پذیر است. از این رو در قرآن مسئله محیط اجتماعی به عنوان یکی ازعوامل مهم تاثیرگذار درهدایت و گمراهی و خوشبختی و بدبختی انسان در کنار وراثت مطرح می‌شود.
در سوره نوح به نقش محیط اجتماعی در خوشبختی و بدبختی انسان‌ها توجه می‌دهد و با بیان اینکه محیط اجتماعی است که شخص را انسانی متقی و مؤمن بار می‌آورد و یا به کفر و فجور می‌کشاند. در روایات 
بر اساس این آیه و آیاتی دیگر گفته شده که هر کسی بر ایمان و فطرت سالم به دنیا می‌آید که چیزی جز اسلام و تقوا نیست ولی این محیط اجتماعی و آموزش‌های پدر و مادر است که وی را به یهودیت و نصرانیت و یا مجوسیت می‌کشاند. بر این اساس می‌توان گفت که تقلید از مهم‌ترین عوامل در زندگی بشر است که وی را به سوی هدایت و خوشبختی و یا بدبختی و گمراهی سوق می‌دهد.
ملاک‌های تقلید پسندیده
اگر بخواهیم تقلید درست و پسندیده را از تقلید ناپسند تشخیص دهیم باید به معیار‌هایی مراجعه کنیم که خداوند در قرآن توصیه کرده است.
بر این اساس می‌توان به سه معیار اصلی برای تشخیص تقلید پسندیده از ناپسند اشاره کرد که بسیار اساسی و مهم است.
1. خردورزی
اولین و مهم‌ترین ملاک سنجش در تقلید پسندیده از ناپسند‌، عقل و خردورزی است. عقلی که در قرآن به کار می‌رود در برابر جهل قرار می‌گیرد. از نگاه آیات قرآن عقل نعمتی در ذات انسان است که اگر به کار گرفته شود آدمی را به سوی حق و حقیقت رهنمون می‌کند؛ زیرا عقل واقعی و حقیقی‌، عقلی است که نماینده باطنی و پیامبر درونی خداوند در جان انسان‌هاست.
قرآن در آیه ۱۷۰ سوره بقره به نقش اساسی خردورزی و به کار گیری عقل در شناسایی و عمل به تقلید پسندیده اشاره می‌کند. این پیامبر درونی و باطنی به انسان این امکان را می‌دهد تا نسبت به آنچه می‌بیند داوری کند و ملاک رشدی و ضد رشدی را در آن بیابد.
2. علم و آگاهی
دومین معیاری که قرآن برای تقلید پسندیده بر می‌شمارد، علم و آگاهی است. آیه ۱۰۰ سوره مائده‌، علم و آگاهی را ملاکی برای تشخیص تقلید پسندیده از ناپسند معرفی می‌کند؛ زیرا انسان بی‌علم و آگاهی نمی‌تواند تشخیص دهد که کاری که با تقلید از دیگری انجام می‌دهد و یا می‌خواهد انجام دهد مفید و سازنده است و یا آنکه از چنین عنصری تهی می‌باشد.
انسان باید از چیزی تقلید کند که ریشه در علم و دانش داشته و آگاهی آدمی را افزایش دهد و او را به سطوح عالی‌تر انسانیت بکشاند. 
آيه ٤٣ سوره مریم نیز به این ملاک توجه می‌دهد و تبیین می‌کند که تقلید، تنها زمانی مجاز و درست است که بر اساس علم و آگاهی باشد، زیرا فقدان علم به معنای جهلی است که هیچ گاه نمی‌تواند راه کمال و درستی را به انسان نشان دهد.
عنصر عقل و علم از عناصری است که هر کسی با رجوع به نفس سالم و فطرت پاک خود، آن را به دست می‌آورد و بر معیار بودن آن پافشاری می‌کند. از این رو عقل و علم فرمان می‌دهد که هر کسی در چیزی که نمی‌داند باید به عالم و کارشناس آن مراجعه کند و از وی برای درک و فهم مسئله و حل آن کمک بخواهد.
بنابراین پیش از اینکه تقلید جاهل از عالم یک حکم شرعی باشد‌، حکم عقل مستقل است.به این معنا که عقل مستقل همان گونه که عدل را پسندیده و ظلم را ناپسند می‌شمارد‌، رجوع جاهل به عالم را لازم می‌داند. از این رو از این حکم به حکم امضائی و تاییدی یاد می‌شود و به عنوان حکم تاسیسی مطرح نمی‌باشد.
اینکه در اصطلاح فقهی تقلید به معنای التزام شخص به عمل و گفتار مجتهد و عالم معین تعریف شده است، در حقیقت بیان دیگری از حکم عقل است که می‌گوید هر بیماری که از درمان بیماری‌ها آگاهی ندارد باید به پزشک متخصص مراجعه کند و از دیدگاه کارشناسی وی نه تنها بهره گیرد بلکه در عمل نیز باید به نسخه پیچیده او عمل کرده و ملتزم به آن باشد.
3. هدایت یافتگی
سومین معیاری که قرآن برای تقلید پسندیده معرفی می‌کند، عنصر هدایت یافتگی است. به این معنا که تقلید باید آدمی را به سوی هدایت و کمال بکشاند و از گمراهی دور سازد. خداوند در آیاتی چون ۱۷۰ سوره بقره و ١٠٤ سوره مائده و ۳۵ سوره یونس به این عنصر مهم و اساسی در راستای شناسایی تقلید پسندیده از ناپسند اشاره می‌کند.
انسان برای دستیابی به رشد و تعالی، از کسانی که برای وی مهم هستند تقلید می‌کند. 
از این رو تقلید از افرادی که از آنان به عنوان اسوه و یا دیگران مهم یاد می‌شود، امری است که در همه جوامع پذیرفته شده است. با این همه این دیگران مهم کسانی هستند که دارای خصوصیات برجسته و ارزشی می‌باشند و می‌توانند تقلید‌کننده را در دستیابی به رشد و کمال یاری رسانند.البته مقلد ممکن است در انتخاب شخص یا مصداق اشتباه کند و به خطا رود و شخصی یا امری را که ارزشی نیست به عنوان امری ارزشی شناسایی کند و یا شخصی را که در حقیقت از این خصوصیات برجسته برخوردار نیست به عنوان شخص دارای خصوصیات برگزیند.با این همه آنچه در این‌جا مهم است اینکه شخص همواره در تقلید در جست‌وجوی بهترین‌ها و کمالات و خصوصیات برجسته و کمالی است، هر چند که در مصداق کمال و یا شخص دارای آن، به خطا و اشتباه رود. 
خداوند برای اینکه شخص در دام اشتباه و خطا نیفتد از وی می‌خواهد تا در تقلید خویش معیارهای عقل و علم را مورد توجه قرار دهد و کورکورانه و یا از روی تعصب از کسی به‌ویژه اجداد و نیاکان تقلید نکند؛ زیرا بسیاری از مردم به ارزش‌ها و سنت‌های پدران و نیاکان خویش ارج و احترام می‌گذارند و بی‌آنکه در‌باره آن تامل کنند و بر اساس معیارهایی چون عقل و علم و رشد یافتگی تقلید کنند، تنها به سبب تعصب به نیاکان، از رفتارها و سنت‌های آنان تقلید می‌کنند و حاضر نمی‌شوند تا آن را به کناری نهند‌، با آنکه به خوبی می‌دانند که در جامعه خود یا جامعه جهانی‌، سنت‌ها و رفتارهای بهتر و کامل‌تر و رشد یافته تری نیز یافت می‌شود که می‌تواند شخص و یا جامعه را به سوی کمال فردی و جمعی سوق دهد.
عوامل تقلید کورکورانه
به هر حال تقلید کورکورانه و متعصبانه از گذشتگان به‌ویژه در امور معرفتی و اعتقادی که زندگی آدمی را بسیار تحت تاثیر قرار می‌دهد و خوشبختی و بدبختی ابدی را برای او رقم می‌زند، به عنوان امری ناپسند شناسایی و آن را نکوهیده و به عنوان باطل مردود می‌شمارد (بقره آیه ۱۷۰ و اعراف آیات ۷۰ و 71 و هود آیات ٦٢ و ٦٣)
اموری چون تعصب قومی و خویشی (بقره آیه ۱۷۰)‌، نادانی (اعراف آیه ۱۳۸)‌، رفاه و خوشگذرانی (زخرف آیه ۲۳) و پیروی از وسوسه‌های شیطانی (بقره آیات 168 و ۱۷۰) از مهم‌ترین علل و عواملی است که نمی‌گذارد انسان بر اساس حکم عقل و علم و هدایت یافتگی عمل کند و به سوی آن گرایش یابد. این‌گونه است که به جای تقلید از امور عقلانی و پسندیده، به سوی تقلید از امور خرافی و جاهلانه و مذموم گرایش می‌یابد و فساد و تباهی و فسق و فجور و کفر و نفاق را اموری پسندیده دانسته و بر اساس آن رفتار می‌کند.
این‌گونه است که به جای رشد فکری و درک معارف الهی (بقره آیه ۱۷۰) و شناخت حق(شعراء آیات 70 و 76) به سوی گمراهی (انبیاء آيات 52 و 54) و کفر(مائده آیه 104 و 103) کشیده می‌شود و در زندگی اجتماعی اصلاحات واقعی را بر نمی‌تابد(هود آیات ۸۷ و ۸۸) و آزاد اندیشی را مانعی جدی بر سر راه خود می‌شمارد (بقره آیه ۱۷۰ و انبیاء آیات67 و 53 ) و به خرافه‌گرایی و بدعتهای ناپسند (مائده آیات ۱۰۳ و 104 ) می‌گراید و رفتار استکباری در پیش می‌گیرد. (یونس آیات ۷۵ و ۷۸)
بنابراین انسان برای اینکه بتواند از این امور و مانند آن دوری کند بهتر است که با معیار عقل و علم و هدایت یافتگی به مسائل بنگرد و در تقلید، این معیارها را بیاموزد و آموزش دهد و اجازه ندهد که جامعه پذیری نسل‌ها به دور از این معیار انجام شود.